چهارچوبی برای محبت

۱۳۹۰/۱۱/۱۰ - ۱۵:۰۸ - کد خبر: 41706
سلامت نیوز: همان طوری که بدن کودک بر اثر مراقبت های بهداشتی و تغذیه ای نیرومند می شود، روان طفل در پرتو بهداشت روحی و تعالیم اخلاقی و اندازه گیری در اعمال مهرو محبت، تندی و خشنونت نیرومند بار می آید.


هدف تربیت صحیح آن است که کودک برای زندگی توام با سعادت و خوشبختی ساخته شود. زندگی سراسر مبارزه و مشکلات است. در راه زندگی پستی ها و بلندی ها، محرومیت و ناکامی ها،شکست ها و مصیبت ها بسیار است. مربی لایق کسی است که جسم و جان کودک را به خوبی پرورش دهد و او را برای مبارزه و مقاومت در صحنه پر فشار زندگی مجهز نماید.

همان طوری که بدن کودک بر اثر مراقبت های بهداشتی و تغذیه ای نیرومند می شود، روان طفل در پرتو بهداشت روحی و تعالیم اخلاقی و اندازه گیری در اعمال مهرو محبت، تندی و خشنونت نیرومند بار می آید. یکی از بزرگترین خطاهای تربیتی که از سوی آیین مقدس اسلام ، والدین را از آن بر حذر داشته، زیاده روی در محبت است.

 در روایتی از امام باقر (ع) داریم که فرمودند: بدترین پدران کسانی هستند که در نیکی و محبت نسبت به فرزندان خود از حد تجاوز کنند و به زیاده روی و افراط بگرایند، و بدترین فرزندان کسانی هستند که در اثر تقصیر و کوتاهی در انجام وظایف ، پدر را از خود ناراضی نمایند.

بدبختی هایی که به علت زیاده روی در محبت دامن گیر فرزندان می شود بسیار مهم و خطرناک است. به همین جهت امام (ع) آن پدرانی که با این روش ناپسند فرزندان خود را تربیت می کنند، بدترین پدران معرفی کرده است. کودک فطرتا میل دارد آزاد باشد. هرچه می خواهد بکند، به هر چیز دست بزند و هیچ کس را سد راه خواهش های خود نبیند، ولی اینکار به صلاح کودک نیست، زیرا او نیک و بد را نمی شناسد و خیر و شر خود را نمی فهمد. مربی خوب کسی است که عاقلانه خواهش های طفل را تعدیل نماید،هر جا خواسته کودک به مصلحت اوست با مهربانی و عطوفت عمل کند، آنجا که خواهش های کودک به صلاح وی نیست در کمال اقتدار با یک نگاه تند یا بی اعتنایی او را از خواسته ناروایش منع کند. بعضی از والدین کمترین توجهی به خیر کودک و مصلحت او ندارند. اینان عاشق دلباخته و دوست نادان طفل خود هستند. هدفشان تنها راضی کردن طفل و برآوردن خواهش های اوست. بی حساب به بچه میدان می دهند و عملا خود را مطیع و فرمانبردار او می سازند. هر روز که بر عمر کودک می گذرد خودخواه تر می شود و ریشه های استبداد و خودسری در فکرش محکمتر می گردد. کودکانی که با این روش مذموم تربیت می شوند، لوس و ازخودراضی بار می آیند، روحی ضعیف و روانی زودرنج دارند. از دوران کودکی تا پایان عمر در مقابل کوچکترین ناکامی آزرده خاطر و ناراحت می شوند و در نبردهای زندگی خیلی زود شکست می خورند. این گروه در مشکلات عادی زندگی با ذلت عقب نشینی می کنند و در لحظات سخت دست به خودکشی می زنند.
از خودراضی و لوس بار آمدن کودک معلول یکی از این دو امر است: یابی جا محبت کردن، یا در جای صحیح بیش از اندازه مهر ورزیدن وظیفه دقیق و سنگین پدر و مادر در حسن تربیت کودک اینست که بدانند مهر و محبت را در چه مواردی باید بکار برند و در مواقع لازم چه مقدار باید آن را اعمال نمایند. زیرا از خودراضی و لوس بار آمدن کودک معلول یکی از این دو امر است: یابی جا محبت کردن، یا در جای صحیح بیش از اندازه مهر ورزیدن. کودک در محیط خانواده باید همواره بین امیدواری و ترس باشد. به محبت های والدین امیدوار بوده و از تندی و تعرض آنان بترسد. کودک باید این مطلب را باور کند که در کارهای بد آزاد نیست و مواخذه می شود. در چنین شرایطی طفل در خود احساس مسئولیت می کند و هرگز لوس بار نمی آید. بدبختی های زندگی و محرومیت های اجتماعی اطفال از خود راضی و لوس بار آمده وقتی به اوج خود می رسد که ایام کودکی را پشت سر بگذارند و عملا وارد اجتماع شوند. اینان با کارهای نادرست و اعمال نا خوشایند خویش خوی ناپسند خود را آشکار می کنند و در خلال معاشرت های اجتماعی ، مراتب انحطاط اخلاقی و عدم لیاقت خود را ظاهر می سازند.

شخص لوس بار آمده به دو مصیبت گرفتار است: از طرفی متوقع است زن و مرد اجتماع مانند پدر و مادر نادانش او را نوازش کنند و بی حساب احترامش نمایند و اوامر او را بی چون و چرا بکار ببندند. وقتی مشاهده می کند که مردم نه تنها احترامش نمی کنند بلکه در مقابل این توقع بیجا مسخره اش می نمایند سخت ناراحت می شود و در خود احساس حقارت می کند. و از طرف دیگر شکست های درونی و ناکامی های روانی که منشاء عقده حقارت شده است او را تندخو، عصبی، بی حوصله و بداخلاق می سازد. به مردم بدبین می شود، با کلمات زشت و رفتار ناپسند خویش آنان را خشمگین و ناراضی می نماید و پیوسته به این دو مصیبت گرفتار است.


منبع: کودک از نظر وراثت و تربیت ج 2. گفتار فلسفی
نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.31219s, 18q