چه بوی علفی در خانه می‌آمد!

۱۳۹۱/۱۲/۱۳ - ۱۲:۳۱ - کد خبر: 68726
سلامت نیوز : هر گلی یک بویی دارد. این مثل را از روزگاران قدیم گفته‌اند و به‌وفور شنیده‌ایم. مثلی که در مورد خود گل‌ها هم صدق می‌کند. بعضی رز قرمز می‌شوند که به نشانه علاقه دو نفر به یکدیگر، رد‌و‌بدل می‌شوند، برخی یاس، گلایل، کاکتوس، ... و برخی ماری‌جوانا، که لای کاغذ پیچیده می‌شوند، دود می‌شوند و می‌روند لابه‌لای هوای آلوده شهر. ماری‌جوانا، گیاهی که تا چند سال پیش فقط نامی از آن شنیده بودیم، حالا گویا در گوشه‌و‌کنار شهر پیدا می‌شود. گوشه‌و‌کناری که در جیب این فرد و آن شخص، میهمانی‌ها، پارک‌ها، گلخانه‌ها و حتی گلدان‌های داخل آپارتمان‌ها معنا می‌شود؛ مصرف ماری‌جوانا در میان ایرانیان شیوع پیدا کرده است.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از شرق ؛ نام گیاهش کانابیس ساتیواست. همان شاهدانه خودمان. این روزها اما برای کسانی که اهلش باشند به نام علف، گرس، وید یا جوینت شناخته می‌شود. برای کسانی هم که خیلی اهل ماجرا نباشند، همچنان همان ماری‌جواناست. کانابیس گیاه بومی خاص مناطق استوایی و آب و هوای معتدل است که از زمان‌های بسیار دور، در آسیای شرقی به عنوان ماده شادی‌آور مورد استفاده قرار می‌گرفته. اما حالا دیگر این گیاه متعلق به منطقه‌ای خاص نیست چراکه در همه جا، از جمله ایران مصرف آن رواج دارد.

ماری‌جوانا؛ محرک محبوب یا روانگردان مخرب؟
در نگاه اول، ماری‌جوانا روانگردانی است که از لحاظ جسمی اعتیاد‌آور نیست. کسانی که طرفدار استفاده از ماری‌جوانا هستند، بدون چون‌و‌چرا از آن حمایت می‌کنند، چه اینکه معتقد هستند که استفاده از آن، باعث فعال‌شدن مغز می‌شود. مخالفان آن هم بر این عقیده هستند که استفاده از علف، فرد را دچار اختلال حواس و اعصاب می‌کند و در وهم و خیالی فرو می‌برد که در آن، سرزدن هر عملی از فرد امکانپذیر است. اما نگاه کسانی که خودشان از ماری‌جوانا استفاده کرده و حالات به قول معروف «های» یا «چِت» را تجربه کرده‌اند، اندکی تفاوت دارد. سروش که مدت دو‌سال ماری‌جوانا مصرف می‌کرده، می‌گوید ماری‌جوانا هر حسی را که فرد دارد، تشدید می‌کند. شادی را تبدیل به خوشحالی و شعف زیاد می‌کند، غم را تبدیل به افسردگی مفرط و... او می‌خندد و ادامه می‌دهد: «ولی خدا آن روزی را نیاورد که کسی فاز ترس برداشته باشد یا خشم. »

مصرف ماری‌جوانا، روی هر فرد نتیجه متفاوتی دارد. کسانی که به قول خودشان «فاز مثبت» برداشته‌اند، آن را لذتبخش یافته‌اند و کسانی که «فاز منفی»، آن را آزار‌دهنده. «شهرام» که چهار‌سال است ماری‌جوانا مصرف می‌کند، می‌گوید که ماری‌جوانا، فرد را به هر حالی که بخواهد داشته باشد، می‌برد. اگر بخواهد شادی کند، او را شاد می‌کند. اگر بخواهد موسیقی گوش کند، گیرنده‌های شنوایی او قوی‌تر و باعث می‌شوند که از موسیقی لذت بیشتری ببرد و... ولی خب در این وسط احتمال این هم هست که کسی دچار فاز حالات منفی شود. چیزی مانند خشم یا افسردگی!

مصرف ماری‌جوانا باعث فعالیت بیشتر مغز می‌شود. به‌طوری که زمان به کندی می‌گذرد، فرد احساس توانایی ذهنی بیشتری می‌کند و به همین علت، چند ساعت پس از مصرف، احساس خواب‌آلودگی می‌کند. فعالیت مغز به‌طور عادی، باعث مردن سلول‌های خاکستری می‌شود. در صورت استفاده زیاد از ماری‌جوانا، فعالیت مغز بیشتر شده و تعداد بیشتری سلول خاکستری می‌میرد، در‌حالی‌که جایگزین‌شدن سلول‌ها به‌درستی صورت نمی‌گیرد. همین مساله سبب زیان‌های مختلفی به مغز می‌شود، از جمله چیزی که «شهرام» آن را خنگی می‌نامد: «یکی از دوستان ما در اثر مصرف زیاد دچار خنگی شده بود طوری‌که مثلا وقتی می‌خواستیم جایی برویم، حتی جلوی روی خودش او را می‌پیچاندیم و او متوجه نمی‌شد. دیگر حتی نمی‌توانست چند کلام به درستی صحبت کند.»

کسانی که تجربه مصرف مداوم داشته‌اند، اعتراف می‌کنند که ماری‌جوانا زمینه‌ساز اعتیاد بالاتر است. کسی که علف مصرف می‌کند، بعد از مدتی دیگر ارضا نمی‌شود و سراغ روانگردان‌ها و مخدر‌های سنگین‌تر می‌رود. در واقع علف، قدم اول در جاده‌ای است که انتهای آن به تباهی می‌رسد. قدمی که در ابتدا چیزی جز تفنن و لذت‌جویی نیست، اما در انتها معلوم نیست که به کجا ختم می‌شود.

رواج مصرف ماری‌جوانا در ایران
اگر استفاده از ماری‌جوانا توسط هیپی‌ها روزگاری در دهه‌70 میلادی در آمریکا روی بورس بود و اگر سال‌هاست که این ماده در منوی کافی‌شاپ‌های هلند، حضور پررنگی دارد، اما تازه چند سال است که مصرف آن در ایران باب شده. اگر تا چند سال پیش اسم آن را فقط در فیلم‌ها و کتاب‌ها شنیده بودیم، حالا در برخی کوی و برزن می‌شود به آن دست یافت. اگر مشتری باشی، زمان رسیدن به آن فقط بستگی به ترافیک خیابان‌ها دارد تا رسیدن به مقصد و دریافت محموله. اگر هم تازه‌کار باشی، این زمان بستگی پیدا می‌کند به اطمینان ساقی از فرد معرف. در هر دو‌صورت، دستیابی به گرس، زمان زیادی طول نمی‌کشد. نهایتا چیزی بین 1 تا 3 ساعت؛ و این جدای از کسانی است که به طور حرفه‌ای در مکان‌های مختلف و پارک‌ها، مشغول فروش انواع موادمخدر هستند.

استفاده از گرس حالا این روزها به اندازه‌ای باب شده که از هر سنی و هر طبقه‌ای، می‌توان کسانی را پیدا کرد که مصرف‌کننده باشند. اگرچه عمدتا نسل جوان و خصوصا دانشجو هستند، اما مصرف آن حتی در سنین بالا و کهن‌سالان هم مشاهده می‌شود چراکه استفاده از علف باعث فعالیت زیاد مغز و احساس خستگی می‌شود که فرد را به خواب راحت و عمیقی دعوت می‌کند. «حسین» یکی از ساقی‌های علف در تهران، می‌گوید که از بین برخی استادان دانشگاه هم مشتری دارد. به گفته او استفاده از ماری‌جوانا مختص به قشر غنی یا فقیر نیست. قیمت ارزان آن باعث شده که تعداد مشتریان آن زیاد و البته رو‌به افزایش باشد.

به طور متوسط قیمت هر گرم علف، از‌هزار تا 2500 تومان، بسته به نوع و جنس آن تغییر می‌کند. مقداری که برای تهیه یک نخ سیگار کفایت می‌کند و هر نخ سیگار هم جوابگوی نیاز سه نفر است.

 پرفروش‌ترین جنس، افغان‌هزار نام دارد که اتفاقا ارزان‌ترین آن هم هست و چیزی است که به قول حسین، بیشتر توسط قشر فرودست خریداری می‌شود. او می‌گوید کسانی که از تمکن مالی بیشتری برخوردار هستند سراغ چیزهایی مثل Big Buddha, Super Haze, Warlock می‌روند. چیزهایی که حس‌های عجیب و غریب‌تری برای فرد مصرف‌کننده به همراه دارند. 

مصرف ماری‌جوانا در ایران به قدری زیاد شده که در میان دانشجویان و حتی در خوابگاه‌های دانشجویی در حال تبدیل شدن به یک اتفاق عادی است به طوری که هر دانشگاه برای خود ساقی مخصوصی دارد که به دانشجویان آن دانشگاه جنس می‌فروشد. حسین یکی از همین افراد است و آشنای دانشجویان یکی از دانشگاه‌های دولتی پایتخت. اگرچه در شهرستان‌ها هم مصرف ماری‌جوانا در حال افزایش است، اما همچنان میزان مصرف در تهران، قابل قیاس با دیگر شهر‌ها نیست. چه اینکه در تهران، استشمام بوی دود ماری‌جوانا، در پارک‌ها و مکان‌هایی که کمی حالت پاتوق‌گونه دارند، چیز غریبی نیست. در میان شهرستان‌ها، ماری‌جوانا در شهر‌های شمالی کشور، به میزان بیشتری یافت می‌شود. علاوه بر توریستی بودن شهر‌های شمالی کشور، دلیل اصلی این امر در مراجعه زیاد تهرانی‌ها به این شهر‌هاست. مساله‌ای که باعث شده تا در این شهر‌ها، کم نباشند کسانی که در تجارت پرسود کاشت و توزیع این مواد شرکت می‌کنند. حسین می‌گوید در شهر مشهد هم جنسی مثل افغان‌هزار به‌راحتی و به قیمتی پایین‌تر از قیمت تهران یافت می‌شود. او دلیل این قضیه را در نزدیکی جغرافیایی مشهد با کشور افغانستان جست‌وجو می‌کند. کشوری که دانه گیاه ماری‌جوانا، از آنجا وارد ایران می‌شود.

کشت ماری‌جوانا در ایران
راحتی کاشت و سود سرشار، عواملی هستند که سبب کاشت ماری‌جوانا شده است اگرچه 16 دی امسال، سردار علی مویدی، رییس پلیس مبارزه با موادمخدر نیروی انتظامی اعلام کرده بود که کشت ماری‌جوانا در ایران وجود ندارد اما این مساله قابل کتمان نیست، حسین یکی از ساقی‌هاست که در هر بار، حدود شش‌کیلو ماری‌جوانا از کسی خریداری می‌کند که در یک گلخانه، در یکی از شهرهای استان سمنان، آنها را کشت می‌کند.

کاشت ماری‌جوانا عموما در داخل گلدان صورت می‌گیرد. گلدان‌هایی که کشت بیشتر از 50 عدد از آنها، کشت عمده به حساب می‌آید و تا تعداد صدعدد، در ابعاد آپارتمانی. کشت تعداد گلدان بیشتر در گلخانه‌ها صورت می‌گیرد. دانه‌های ماری‌جوانا عموما از افغانستان وارد کشور می‌شود؛ یا اینکه سفارش داده می‌شود، از هلند به عراق می‌آید و در آنجا تحویل خریدار می‌شود. دانه‌ها به‌صورت کیلویی فروخته می‌شوند و از کیلویی یک‌میلیون تومان (افغان‌هزار) تا کیلویی 17‌میلیون تومان (Lemon Haze) قیمت دارند.

چیزی که برای کاشتن گیاه ماری‌جوانا در گلدان لازم است، یک لامپ UV است که برای جلوگیری از قد‌کشیدن گیاه، بالای آن قرار می‌گیرد و یک محیط گرم! مواردی که فراهم آوردن آن در محیط یک آپارتمان کار چندان مشکلی نیست. شاید برای همین است که کاشت ماری‌جوانا در داخل آپارتمان‌ها رواج پیدا کرده.

تنها مشکل این کار اما بوی گیاه است که پس از رشد و در‌آمدن گل‌های آن، فضا را پر می‌کند. شاید به همین دلیل هم باشد که کاشت این گیاه بیشتر در شهر‌های اطراف تهران صورت می‌گیرد. وقتی بیشتر مصرف آن در تهران است البته در شهر‌های اطراف تهران باغ‌ها، گلخانه‌ها و خانه‌های ویلایی زیادی وجود دارد که انتشار بوی گیاه، برای ساکنان آنها مشکلی ایجاد نمی‌کند.

کاشتن گیاه ماری‌جوانا دلایل مختلفی دارد که فقط منحصر به مصرف شخصی افراد یا کاشت و فروش آن نیست. «حمید» کسی است که از شش‌سال پیش ماری‌جوانا مصرف می‌کرده و تجربه کاشت آن، در محیط آپارتمانی را هم دارد. او می‌گوید وقتی که در حالت «هایپر» بودن بعد از استعمال ماری‌جوانا بوده، تصمیم به کاشت آن گرفته؛ آن‌هم از روی کنجکاوی. اینکه بداند فرق چیزی که خودش می‌کارد با آن چیزی که از دست ساقی می‌خرد، چیست: «می‌خواستم بدانم که اصلا آیا می‌شود چنین کاری کرد یا نه؟از روی اینترنت نحوه کاشت آن را پیدا کردم و از طریق یکی از دوستانم، دانه‌ها را‌گیر آوردم. بعد که دیدم نتیجه مانند همانی است که قبلا می‌خریدم، کنجکاوی از سرم افتاد. ولی باز به شکل دیگر در موقع هایپر بودن به سرم زد. مثلا در محوطه دانشگاه سه تا گلدان خالی گوشه‌ای افتاده بود. به سرمان زد که در این گلدان‌ها هم علف بکاریم. هرچند که بقیه بچه‌ها جلویمان را گرفتند.»
نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.26159s, 18q