دلهره‌های كودكانه

۱۳۹۲/۰۹/۲۶ - ۱۵:۳۶ - کد خبر: 89178
دلهره‌های كودكانه
برخی از آنان هر گاه از مادرشان جدا می‌شود یا دور از خانه قرار می‌گیرند دچار اضطراب می‌شود. برخی نیز نسبت به هر چیزی نگرانند و اغلب بدون دلیل مضطرب می‌شوند. دسته‌ای دیگر از این كودكان فقط در موقعیت‌های مشخصی (مثلا حضور در جمع)‌ اضطراب پیدا می‌كنند.

در حقیقت می‌توان گفت اندكی اضطراب برای كودكان خوب است، مثلا اضطراب باعث می‌شود آنان خود را برای امتحان آماده كنند یا به كودك كمك می‌كند تا با تلاش فراوان خود را برای امتحان شفاهی آماده سازد. در واقع اضطراب به كودكان، بخصوص دانش‌آموزان كمك می‌كند تا برای آینده برنامه‌ریزی و مشكلات احتمالی پیش رو را پیش‌بینی كنند و خود را برای برخورد با آنها آماده سازند.

از این جهت می‌توان گفت اضطراب نوعی هیجان كاملا سازگارانه است كه كودكان را هم از نظر بدنی و هم از لحاظ روان‌شناختی، برای كنار آمدن با افراد، هدف یا رویارویی با خطرات آماده می‌كند. با تمام این شرایط اضطراب بیش از حد برای كودكان نگران‌كننده است.

اضطراب مفرط و كنترل نشدنی پیامدهایی منفی به دنبال دارد. برای نمونه زمانی كه كودك قادر نیست بر اثر اضطراب زیاد حواس خود را روی سوال‌ها متمركز كند، در امتحان مردود می‌شود یا ممكن است در برخی موقعیت‌های اجتماعی، دچار ناراحتی، دلشوره و نگرانی شود، به طوری كه حتی یك كلمه هم نتواند حرف بزند و این برای كودك می‌تواند زیانبار باشد.

شایع‌ترین اختلالات اضطرابی كودكان شامل اختلال اضطراب جدایی، اختلال اضطراب تعمیم یافته و هراس (هراس اجتماعی)‌ است كه به آن می‌پردازیم.

اختلال اضطراب جدایی

در مورد اختلال اضطراب جدایی می‌توان گفت، كودكان مبتلا به این اختلال وقتی احساس می‌كنند جدایی نزدیك است یا در لحظه جدایی (از والدین، مراقبان و كسانی كه به آنان دلبستگی دارند)‌ گریه می‌كنند و علائم ناراحتی را نشان می‌دهند. این كودكان در زمان جدایی از والدین، اغلب نگران هستند كه مبادا اتفاق وحشتناكی بیفتد یا اتفاقی مثل دزدیده شدن یا گم شدن، آنها را از والدین و اطرافیان جدا كند. این كودكان وقتی كه از خانه دور می‌شوند، دچار احساس بدبختی و وحشت‌زدگی و غم غربت می‌شوند و چنان تمایلی برای بازگشت به خانه از خود نشان می‌دهند كه تمام كارهای خود را رها می‌كنند. نحوه بروز این اختلال متناسب با سن كودك تغییر می‌كند.

نشانه‌های كودكان كم‌سن مبتلا به اختلال اضطراب جدایی از نشانه‌های كودكان بزرگ‌تر مبتلا، بیشتر است. كودكان 5 تا 8 سال بیش از بچه‌های دیگر نگران صدمه دیدن كسانی كه به آنها دلبستگی دارند، هستند.

سایه به سایه تعقیب كردن، یعنی پشت سر والدین حركت كردن و وارسی دائمی آنها در طول روز یكی از ویژگی‌های خردسالان مبتلا به اختلال اضطراب جدایی است. اغلب این كودكان از دیگران توقع دارند تا وقت خواب كنار آنها بمانند یا اصرار دارند كه كنار پدر و مادر یا خواهر و برادر خود بخوابند.

كودكانی كه هنوز به مرحله بلوغ نرسیده‌اند (كودكان 9 تا 12 سال)‌ وقتی از والدین خود جدا می‌شوند، گوشه‌گیر، بی‌تفاوت، غمگین و دچار افت تمركز حواس می‌شوند. برخی مطالعات نشان داده‌اند كه كودكان مبتلا به این اختلال بشدت در معرض خطر ابتلا به هراس اجتماعی هستند كه در آن وضعیت اجتماعی، برای مثال معاشرت با غریبه‌ها یا قرار گرفتن در وضعیت‌هایی كه انسان را دستپاچه می‌كنند، مضطرب‌ می‌شوند.

اختلال اضطرابی تعمیم یافته


كودكان دچار اختلال اضطراب تعمیم‌یافته معمولا در مورد كارها یا عملكرد اجتماعی، درسی و ورزشی خود نگران هستند. حتی وقتی هیچ‌كس عملكردشان را ارزیابی نمی‌كند، آنها معمولا كمال‌گرا هستند و كارها را آنقدر تكرار می‌كنند تا مورد قبول واقع شوند. این كودكان نیاز شدیدی به قوت قلب دارند و گاهی اوقات خیلی كمرو هستند و از فعالیت‌های اجتماعی و ورزشی طفره می‌روند. اطرافیان این بچه‌ها معمولا به اختلال آنها توجه نمی‌كنند و رفتارهای افراطی و شدیدتر از حد معمول آنها را در نظر نمی‌گیرند. این كودكان رفتارهای مختل ندارند و به همین دلیل پدر و مادر نیازی به درمان فرزندشان احساس نمی‌كنند مگر آن كه رفتارهای آنها آزارنده شود، ناراحتی شدیدی فراهم آورد یا به عملكرد اجتماعی و تحصیلی كودك لطمه بزند.

هراس‌ها (هراس‌های اجتماعی)‌

هراس اجتماعی (اختلال اضطراب اجتماعی)‌ شایع‌ترین اختلال اضطرابی است كه كودكان مبتلا به فوبی اجتماعی (ترس اجتماعی)‌ تا مدت‌ها پس از سنی كه ترس از غربیه‌ها طبیعی است، از رو به رو شدن با افراد ناشناس اجتناب می‌ورزند. این اضطراب گاه به قدری شدید است كه موجب بروز حالت‌هایی نظیر سرخ شدن چهره، لكنت زبان، تعریق، دل درد، افزایش ضربان قلب، لرزش یا حمله و وحشت‌زدگی كامل می‌شوند.


نكته: اضطراب نوعی هیجان كاملا سازگارانه است كه كودكان را هم از نظر بدنی و هم از لحاظ روان‌شناختی، برای كنار آمدن با افراد هدف یا رویارویی با خطرات آماده می‌كند. با تمام این شرایط اضطراب بیش از حد برای كودكان نگران‌كننده است

كودكان مبتلا به این اختلال به هنگام حضور سایر كودكان یا بزرگسالان سرخ می‌شوند. این كودكان ترس خود را افراطی و ناموجه نمی‌دانند در حالی كه نوجوانان و بزرگسالان مبتلا به هراس اجتماعی، ترس خود را افراطی و ناموجه می‌دانند. این ترس گاه آن قدر فراگیر است كه به طور جدی در فرصت‌ها و فعالیت‌های اجتماعی افراد اخلال ایجاد می‌كند و غالبا منجر به تنهایی و رنج می‌شود. اگرچه كودكان مبتلا به فوبی اجتماعی مایلند مورد علاقه دیگران باشند، نگرانی دائم درباره در معرض دید دیگران قرار گرفتن یا پرداختن به كارهایی كه آنها را احمق جلوه دهد، مانع از شكل‌گیری هر گونه رفتاری می‌شود كه دوست دارند با دیگران داشته باشند.

اگرچه اضطراب اجتماعی و كم‌رویی گذرا به عنوان بخشی از رشد بهنجار تلقی می‌شوند، نوجوانان مبتلا، دچار اضطرابی ماندگار می‌شوند و اغلب اضطراب‌های آنان با تمركز بر خود همراه است كه به افزایش انتقاد از خود می‌انجامد و نشانه‌های هیجانی را تشدید می‌كند.

اختلالات اضطرابی در دانش‌آموزان

مدرسه نقش مهمی در چگونگی اختلالات اضطرابی دانش‌آموزان ایفا می‌كند بخصوص این‌كه هر نوع اضطرابی می‌تواند به ضعف تمركز و اختلال حواس منجر شود كه تاثیر مخربی بر پیشرفت تحصیلی‌ دانش‌آموزان دارد. اقدامات پیشگیرانه مدرسه در مورد این اختلال باید بر تشویق این دانش‌آموزان به حضور در مدرسه و تبدیل مدرسه به محیطی خوشایند، امن و مطلوب متمركز باشد.

اگر مدارس برای این دست از دانش‌آموزان قابل‌پذیرش باشد و در برخورد با نیازهای هیجانی، اجتماعی، تحصیلی آنها منعطف باشد، احتمال بروز تعارض‌های داخلی و در نتیجه اضطراب در این دانش‌آموزان كمتر می‌شود. برای مثال اگر دانش‌آموزی در مهارت‌های اجتماعی ضعف داشته باشد و آمیختن با همكلاسان و تعامل مناسب با معلمان برای آنها دشوار باشد، همین وضعیت می‌تواند به عامل مهمی در ایجاد اضطراب و اجتناب از مدرسه در وی تبدیل شود.

در بسیاری از موارد، تركیبی از تنش‌های مرتبط با خانه و مدرسه در ایجاد این اختلال، مشاركت دارند. در برخی كودكان، اضطراب بیش از آن‌كه به ترك منزل یا جدایی از والدین مربوط باشد به جنبه‌های خاص موقعیت‌های مدرسه مربوط است برای مثال تغییر مدرسه یكی از شایع‌ترین عوامل آشكارسازی مدرسه ـ هراس به شمار می‌آیند.

در مورد هر شكل از اختلال‌های اضطرابی، باید به عوامل مرتبط با مدرسه توجه خاصی داشت. حتی در مواردی كه عامل ریشه‌ای ربطی به مدرسه ندارد توجه به عكس‌العمل‌های دانش‌آموز در مدرسه، در جلوگیری از عمیق شدن مشكلات كودك مضطرب اهمیت بسیار دارد. در مورد اختلال‌های اضطرابی دانش‌آموزان مبتلا، كارهای بسیاری وجود دارند كه معلمان می‌توانند به عنوان اقدام پیشگیرانه جهت كاهش موفقیت‌های اضطراب‌زا برای دانش‌آموزان در محیط مدرسه انجام دهند، چرا كه به هر حال برخی از دانش‌آموزان، مستعد ابتلا به مشكلات مرتبط با اختلالات اضطرابی هستند و شناخت و درمان زودرس آنها برای پیشگیری از مشكلات وخیم‌تر اهمیت بسیاری دارد. معلمان لازم است بدانند حتی در مواردی كه عامل اضطراب در جای دیگری به جز مدرسه نهفته است، راهبردهایی برای كمك به تسكین مشكلات چنین دانش‌آموزانی می‌تواند وجود داشته باشد.

ارتباط مناسب میان والدین، دانش‌آموزان و مدرسه برای امنیت هیجانی هر كودك اهمیت اساسی دارد. والدین باید تا حد ممكن و در حد توان در تشخیص علل ریشه‌ای و دسترسی به بهترین شیوه یا عملكرد كمك ‌كنند. عدم تفاهم بین خانواده و مدرسه فقط می‌تواند منجر به جبهه‌گیری و متهم‌سازی شود چرا كه ممكن است از یك سو والدین، مدرسه را عامل اصلی آشفتگی كودك خود بدانند و از سوی دیگر معلمان، عوامل خارج از مدرسه (بویژه خانواده)‌ را مسوول این اختلال بدانند و این كشمكش منجر به تاخیر در كمك‌رسانی مناسب و به موقع به دانش‌آموز شود.

منبع: جام‌جم
نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.41515s, 19q