پزشک خانواده در پایتخت از شعار تا واقعیت

۱۳۹۲/۰۲/۲۲ - ۱۵:۳۰ - کد خبر: 73523

سلامت نیوز : برنامه پزشک خانواده، برنامه‌ای است که به تنها برگ برنده هر آن کسی تبدیل شده که سکان وزارت بهداشت را در دست می‌گیرد. طی سالهای اخیر هر وزیری که بر صندلی این وزارت نشسته است، مهمترین برنامه خود را اجرای این برنامه جدید و تکلیف قانونی اعلام کرده است و البته هنوز هیچ کدام نتوانسته‌اند این برنامه کلیدی را به سرانجام برسانند.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از فارس ؛ جایی که بهره‌وری در نظام سلامت پایین است، بودجه‌ها در چاه ویل بی حساب و کتابی هدر می‌روند. پیشگیری بر درمان اولویت ندارد. مراکز درمانی دولتی، خصوصی، خیریه، عمومی و سازمانی در هم تنیده‌اند و هر کدام ساز خود را می‌زنند. جایی که بیماران برای انتخاب پزشک سرگردانند و از دوست و فامیل و همسایه تا راننده تاکسی پرس و جو می‌کنند، آنجا که بیمه‌ها از بی پولی و بی‌برنامگی همه را ناراضی کرده‌اند، پزشکان می‌نالند. بیماران فغان می‌کنند. همه و همه تنها نسخه شفابخش این نظام بیمار را فقط در یک کلمه خلاصه می‌کنند.«پزشک خانواده».

اما مشکل به همین جا ختم نمی‌شود. هنوز بعد از گذشت بیش از یک دهه پزشک خانواده تعریف مشخص و دقیقی که مورد اجماع همگان باشد، ندارد. هر وزیر و وکیلی در مورد تعریف پزشک خانواده و شیوه اجرای آن نظری دارد و اگر بر مسند تصمیم گیری بنشیند، تغییری در آن می‌دهد.

ماجرا از قانون برنامه توسعه سوم شروع شد. جایی که اجرای برنامه پزشک خانواده به دولت تکلیف شد اما به علل مختلف ماند تا سال آخر وزارت مسعود پزشکیان در وزارت بهداشت. زمانی که مجلس اعتبار 500 میلیارد تومانی را برای اجرای این طرح تصویب کرد و او نیز از تیر 84(درست سه ماه مانده به پایان وزارتش) به سرعت اجرای این برنامه را در روستاها کلید زد و با اعلام آمار و ارقامی از اجرای آن کلیدش را به دست وزیر بعدی سپرد.

در دوران وزارت کامران باقری لنکرانی نیز اجرای این برنامه در روستاها دنبال شد و آمارهایی از اجرای آن اعلام می‌شد اما همزمان نارضایی‌هایی هم وجود داشت، پزشکانی که به روستاها می‌رفتند از نبود امکانات برای کار می‌گفتند و از تأخیر پرداختها می‌نالیدند، تا جایی که هر سال در آ‌ستانه آزمون دستیاری گروهی از پزشکان خانواده ریزش می‌کردند و عطای این طرح استراتژیک را به لقایش می بخشیدند.

روستاهای زیادی بودند که به صورت اسمی پزشک خانواده را اجرا کرده بودند اما در عمل پزشک خانواده آنجا نبود. کمبود پزشک تتها مشکل نبود. طبق برنامه وزارت بهداشت پزشک خانواده، سر تیم یک گروه 17نفره اعلام شد که پرستار،ماما، متخصص تغذیه، روانشناس، کاردان یا کارشناس بهداشت محیط و بهداشت خانواده هم جزو آن بودند گروهی که اغلب روستاها فاقد آن بودند.

هر چه بود، دولتها آمارهایی چشمگیر از اجرای این طرح ملی و پوشش 22 میلیونی آن اعلام می‌کردند اما بسیاری بودند که این طرح اجرا شده را چیزی غیر از پزشک خانواده اعلام می‌کردند. اطلاعات مردم درباره این طرح هنوز پایین است. روستائیان از اینکه نمی‌توانند مثل شهری‌ها مستقیم به هر پزشکی که خواستند مراجعه کنند، ناراضی بودند و حتی در جاهایی پزشک خانواده، مهر ارجاع را به سرایدار می‌سپرد و می‌رفت تا بیماران دفترچه مهر شده را بگیرند و باز هم به شهر بروند.

قصه پزشک خانواده ادامه یافت تا در دولت دهم نوبت به اجرای آن در شهرها رسید، بی آنکه گزارش دقیقی از موفقیت آن در روستاها اعلام شود. هر از چند ماهی اعلام می‌شد که پزشک خانواده در فلان استان پایلوت شد و بعد موضوع به خواب زمستانی می‌رفت تا چندماه آینده استان دیگری را به عنوان پایلوت اعلام کنند.

در تمام این مدت سؤالهای زیادی مطرح بود. اینکه اجرای چنین طرح بزرگی قبل از اجرا به پول و اعتبار دقیق و کارشناسی شده نیاز داشت که در دست مجری طرح باشد. از طرفی مجریان این برنامه باید آموزش و دوره تخصصی پزشک خانواده را می‌دیدند که چنین نبود، مراکز خاص پزشک خانواده نیز تعریف نشده بود.

گاهی از اجرای کامل آن توسط دولت سخن گفته می‌شد و گاهی از قرارداد با بخش خصوصی و خرید خدمت از پزشکان دارای مطب،‌گاهی از مراکز بلوک بندی شده متمرکز برای اجرای آن و گاهی نیز از مراکز غیر متمرکز و پراکنده در شهر.

هر چه بود، هر کسی برای این پزشک خانواده بیچاره نسخه‌ای می‌پیچید تا دو سال پیش که مرضیه وحید دستجردی، در جلسه دولت از رئیس جمهور دستور گرفت که دو ساله و تا پایان دولت دهم این برنامه استراتژیک را در سراسر کشور اجرا کند و رئیس جمهور قول تأمین اعتبار را داد.

این بود که پزشک خانواده در تهران که آن روز تحت پوشش دو دانشگاه علوم پزشکی تهران و شهید بهشتی بود، در هر دو دانشگاه طی مراسمی با حضور وزیر کلید خورد.

با بریدن روبان پزشک خانواده در تهران، قرار شد، مراکز پزشک خانواده در تهران اعلام شود و مردم برای ثبت نام و ویزیت پایه مراجعه کنند. اعلام شد که همه خدمات حتی داروهای تجویز شده از سوی پزشک خانواده نیز رایگان است. خبرهای خوشی که خیلی‌ها را ذوق زده کرد اما خیلی زود به محاق رفت.

روزها می‌گذشت و خبری از پزشک خانواده نبود، مثل اینکه پولی برای آن کنار نگذاشته بودند. پزشکان عمومی که نام پزشک خانواده را با خود یدک می‌کشیدند، حالا بلاتکلیف مانده بودند و نمی‌دانستند دقیقاً چه کاره‌اند،سر خورده شدند درست مثل مردمی که انتظار تغییر داشتند.

بعدها که وزیر بهداشت جای خود را به طریقت منفرد داد، رؤسای دانشگاههای علوم پزشکی اعلام کردند که اصلاً اعتباری برای این طرح در اختیار نداشتند و همه چیز فقط در حد ... بوده است.

حالا با گذشت این داستان طولانی، وزیر جدید هم عزم خود را جزم کرده که پزشک خانواده را به تهران بیاورد، جایی که نزدیک به یک چهارم جمعیت کشور را در خود جای داده و یک سوم امکانات پزشکی را در بر گرفته است. بیماران بد حال از سراسر کشور برای مداوا نزد پزشکان نامدار به این شهر می‌آیند و نوبتهای مطب پزشکان دوساله است.

اجرای پزشک خانواده در تهران از این نظر که همواره استانهای دیگر چشم به تغییرات آن دارند و از آن الگو می‌گیرند و با توجه به اینکه پزشکان بیکار و امکانات زیادی در آن وجود دارد، شاید در نگاه اول سهل به نظر برسد اما در نگاهی عمیق‌تر مشخص می‌شود که ساماندهی این امکانات در این شهر بزرگ کار ساده‌ای نیست، به خصوص اینکه پزشکان نامدار متخصص از خلوت شدن مطبهایشان خشنود نمی‌شوند و قطعاً مقاومت می‌کنند.

مردم از اینکه دیگر نتوانند برای هر سردرد و گلودردی با دفترچه بیمه نزد پزشک دلخواهشان بروند، راضی نخواهند بود، هنوز بسیاری از مردم طبق عادت ترجیع می‌دهند به جای پزشک عمومی نزد پزشک متخصص بروند. تغییر رفتار مردم زمان می‌خواهد.

 پزشکان خانواده آموزش ندیده‌اند،بودجه پزشک خانواده روی میز نیست و از طرف دیگر برای وزارت بهداشتی که با کسری بودجه چند هزار میلیارد تومانی درگیر است و باید با دغدغه ارز دارویی کلنجار برود. شاید بلند کردن هندوانه‌ای به این سنگینی با دست دیگر کار ساده‌ای نباشد.

مشکلات دیگری هم هست، بخش خصوصی، انجمن پزشکان عمومی، متخصصان، داروسازان، آزمایشگاهیان، رادیولوژیستها، پرستاران،ماماها، دارندگان بیمارستانها و کلینیکهای خصوصی هزاران حرف گفته و ناگفته دارند و توافقی با آنها برای اجرای این طرح بزرگ نشده است. مراکز دولتی هم که با بی‌پولی سر می‌کنند. بیمه‌ها را هم اگر از قلم نیندازیم یک روی دیگر سکه هستند که همیشه اختلاف نظر آنها با وزارت بهداشت در اجرای این طرح خبرساز بوده است.

در چنین شرایطی وزیر بهداشت که چند ماهی است سکان این وزارتخانه بزرگ را به دست گرفته است و شاید تا چند ماه آینده و پایان دولت دهم فرصت خدمت رسانی دارد، اجرای این طرح بزرگ را در پایتخت حداقل 10 میلیونی اعلام کرده است. کاری که اگر این بار هم شکست بخورد و ناتمام بماند، یأس و ناامیدی حاصل از آن جبران ناپذیر است.

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
1.0297s, 19q