درباره آخرین آمار HIV/AIDS؛ آیا واقعا به موج جنسی ایدز رسیده ایم؟

۱۳۹۰/۰۷/۰۵ - ۱۱:۱۴ - کد خبر: 33794
سلامت نیوز :سرانجام سه روز پیش، آخرین آمار HIV/AIDS مربوط به 3 ماهۀ نخست سال نود، با بیش از 3 ماه تأخیر توسط رییس ادارۀ ایدز وزارت بهداشت اعلام شد. طی روال مرسوم چند سالۀ اخیر، پس از اعلام آمار فصلی HIV/AIDS ، موجی از اظهارنظرها و تحلیل ها (البته با اصرار و پیگیری اصحاب رسانه) در خصوص وضعیت اپیدمی (همه گیری) HIV شکل می گیرد و تا 3 ماه بعد، این پدیدۀ بسان کوه یخ شناور (Iceberg Phenomenon) در مسیر خود به حرکت ادامه می دهد. هر فصل چند صد نفری به آمار مبتلایان اضافه می شود و حکایت همچنان باقی است .

قصد من، نه تحلیل علمی و آکادمیک وضعیت HIV ، بلکه ترجیحاً تذکر برخی مطالب کلیدی به هموطنان صاحب دغدغه و بویژه اصحاب رسانه است . همه می دانیم که قصۀ ایدز و HIV در کشور ما از سال 1365 با شناسایی اولین مورد بیماری در پسربچه ای هموفیل آغاز شد و با گذشت 25 سال، دو موج اپیدمی HIV را تجربه کرده و می کنیم. موج اول بیماری از نیمۀ دهۀ 60 تا اواسط دهۀ 70 بود که در این فاصله بیشترین موارد شناسایی شده را دریافت کنندگان فرآورده های خونی آلوده (عموماً بیماران هموفیلی و تالاسمیک) تشکیل می دادند. از اواسط دهۀ 70، موج دوم اپیدمی HIV با دامنه و شدتی بزرگ تر از موج اول، و اساساً در میان جمعیت پرخطر مصرف کنندگان تزریقی مواد (IDUs) در زندانها آغاز شد، به گونه ای که در سالهای ابتدایی این موج، شیوع عفونتHIV در این گروه پرخطر IDU به بیش از 25 درصد رسید. با شروع برنامۀ ملی کاهش آسیب در دهۀ 1380 با تمرکز بر جمعیت مصرف کنندگان (معتادان) تزریقی مواد، بتدریج از شدت و دامنۀ موج دوم اپیدمی HIV کاسته شده، به صورتی که بر اساس آخرین آمارهای مستند و رسمی کشور برگرفته از گزارش جمهوری اسلامی ایران درباره پایش اعلانیه تعهد مصوب اجلاس ویژه مجمع عمومی سازمان ملل متحد در زمینه اچ آی وی و ایدز (UNGASS;2010)، شیوع HIV در میان جمعیت پرخطر مصرف کنندگان تزریقی مواد به زیر 15 درصد رسیده است.

در یک نگاه کلی، وضعیت اپیدمی HIV در ایران طی سالهای پس ار آغاز برنامۀ ملی کاهش آسیب، به سمت یک وضعیت پایدار در حرکت است و هنوز هم بیشترین موارد جدید شناسایی شده را (بیش از دو سوم) افراد با سابقۀ رفتارهای پرخطر مرتبط با تزریق مواد تشکیل می دهند. در اینجا بد نیست نگاهی به آخرین آمار HIV/AIDS کشور تا پایان 3 ماهۀ نخست 1390 بیاندازیم:
براساس آمار جمع‌آوری شده از دانشگاه‌های علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی، تا تاریخ اول تیرماه سال 1390 مجموعاً 23125 نفر افراد مبتلا به HIV/AIDS در کشور شناسایی شده‌اند. از این آمار، 91.5 درصد را مردان و 8.5 درصد را زنان تشکیل می‌دهند و تاکنون 3054 نفر مبتلا به ایدز شناسایی شده و 4311 نفر از افراد مبتلا فوت کرده‌اند. 5/46 درصد از مبتلایان به HIV در زمان ابتلا در گروه سنی 34 - 25 سال قرار داشته‌اند که بالاترین نسبت در بین گروه‌های سنی را به خود اختصاص می‌دهند. علل ابتلا به HIV در بین کل مواردی که از سال 1365 تاکنون در کشور به ثبت رسیده‌اند به ترتیب، تزریق با وسایل مشترک در مصرف‌کنندگان مواد (69.8 درصد)، رابطه جنسی (10 درصد)، دریافت خون و فرآورده‌های خونی (1/1 درصد) و انتقال از مادر به کودک (0.8 درصد) بوده است و راه انتقال در 18.3 درصد از این گروه نامشخص مانده است. در مقایسه این آمار با مواردی که ابتلا آنان در سال 1389 گزارش شده است، اعتیاد تزریقی 66.2 درصد، برقراری روابط جنسی 21.1 درصد و انتقال از مادر مبتلا به کودک 2.5 درصد را تشکیل داده است. در 10 درصد از موارد شناسایی شده در این سال راه انتقال نامشخص بوده و هیچ مورد جدید ابتلا از راه خون و فرآورده‌های خونی گزارش نشده است.

نکتۀ قابل تأمل درخصوص آمار وزارت بهداشت این است که این آمار متأسفانه همچنان بصورت تجمعی گزارش می شود، این بدان معناست که اولین موارد شناسایی شده از سال 1365 تاکنون، کلیۀ موارد ابتلای قبلی و موارد فوت شده، در هر نوبت از گزارش فصلی، مرتباً تکرار می شوند و عجیب تر این که، چرا باید همین آمار توصیفی، ساده و غیرتحلیل، با تأخیر چندماهه اعلام شود!؟ مع الوصف، چندی است دوستان کارشناس و برخی مدیران مسوول، گونه ای از تعجیل در تحلیل را با تأخیر مذکور همراه می کنند و آن چیزی نیست جز اعلام ورود به موج سوم اپیدمی HIV و تغییر الگوی سرایت HIV به سمت غلبۀ سرایت جنسی!

دوستان صاحب نظر من بهتر می دانند که اظهارنظر درخصوص تغییر الگوی اپیدمی HIV نیازمند مطالعات خاص اپیدمیولوژیک است و صرف افزایش غیرمعنی دار و طبیعی موارد سرایت جنسی (در ادامه)، نمی توان به تغییر الگوی سرایت رسید. چگونه می توان به تغییر الگوی سرایت HIV اعتقاد داشت درحالی که با گذشت 25 سال از قصۀ ایدز در کشور، هنوز هم مصرف کنندگان تزریقی مواد (IDUs) تنها جمعیت پرخطر دردسترس را تشکیل می دهند و دسترسی به سایر گروههای پرخطر جنسی؛ کارگران جنسی زن (FSWs) و مردان در ارتباط جنسی با مردان (MSM)؛ میسر و حتی متصور هم نیست!؟ چگونه و چه وقت وارد موج سوم سرایت جنسی شدیم که هنور هم بیش ار دو سوم موارد جدید ابتلا را IDUs تشکیل می دهند و در بسیاری از موارد سرایت جنسی نیز می توان به ردپای تزریق مشترک رسید ؟!

تغییر الگوی سرایت HIV با گذشت زمان به سمت غلبۀ سرایت جنسی، بویژه با گسترش و تداوم برنامه های کاهش آسیب از نقطه نظر علم اپیدمیولوژی امری محتوم و قابل پیش بینی است و این همان روندی است که برخی از کشورها نیز آن را تجربه کرده اند، اما سرعت تغییر (شیفت) الگوی سرایت HIV به سمت سرایت جنسی، به کفایت برنامه های کاهش آسیب کشور بستگی دارد و بر این اساس، ادعای تغییر الگوی سرایت HIV در حال حاضر، کفایت برنامۀ ملی کاهش آسیب کشور (که بواقع الگویی بی نظیر در منطقه محسوب می شود) را بشدت زیر سوال خواهد برد. این ادعا "که چون موارد سرایت جنسی افزایش یافته، پس به موج سوم وارد شده ایم" یک تحلیل همراه با تعجیل و شتابزدگی و نادیده انگاشتن بخش عظیم زیر آب پدیدۀ کوه یخ HIV است چرا که بر اساس آمارهای دوستان دولتی، تنها 22.9 درصد از مصرف کنندگان تزریقی مواد کشور طی یکسال گذشته تحت آزمایش HIV قرار گرفته اند و این آمار نیز حکایت از دسترسی محدود به تنها جمعیت پرخطر قابل دسترسی دارد (UNGASS;2010) .

حقیقت امر این است که با گذشت بیش از 30 سال از پاندمی (جهان گیری) ایدز، و در حالی که سیاست مشارکت مردم، سازمانهای غیردولتی و نهادهای مدنی در پاسخ به پدیدۀ ایدز، بعنوان کلید پیشگیری، درمان، کنترل و حمایت، کاملاً مقبول و پذیرفته شده است، متأسفانه بدلایل نامشخص، پاسخ به این پدیدۀ پویا در کشور ما صرفاً دولتی است.

اچ. آی. وی و ایدز، پدیده ای برآمده از دل جامعه و مردم بوده و به دلایل مشخص، بسیاری از افراد در معرض خطر این بیماری و مبتلایان، در لایه های پنهان جامعه حضور دارند و بی شک، اصرار بر سیاست های تک قطبی (منوپول) دولتی، پیامدی جز پنهان شدن بیشتر این پدیده و فرو رفتن بیشتر این کوه یخ شناور در آب، به همراه نخواهد داشت. بی دلیل نیست که با گذشت ربع قرن از داستان ایدز در ایران، هنوز که هنور است در بسیج ملی و پاسخ مردمی و همه جانبه به این معضل، ناکام مانده ایم، امری که درخصوص اعتیاد و سوء مصرف مواد، سالهاست با درایت و کفایت در سیاستگذاری و مدیریت دولتی به آن نائل شده ایم.

حرف آخرم این که: "ایـــدز، قصّۀ ندانستن است ."
نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
1.6869s, 19q