عضو هیات رییسه كمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی با بیان این‌كه طرح پزشك خانواده هنوز در روستاها اشكالات عمده‌ای دارد كه روز به روز نیز افزایش می‌یابد، گفت: طرح پزشك خانواده با اهداف و رسالت اصلی فاصله بسیاری دارد، به‌ طوری كه در میان ارایه دهندگان و گیرندگان خدمت رضایت‌مندی وجود ندارد.

انوشیروان محسنی‌بندپی، در گفت‌وگو با ایسنا، در مورد اجرای طرح پزشك خانواده در شهرهای زیر 50 هزار یا 100 هزار نفر جمعیت، تصریح كرد: آنچه كه هم‌اكنون تحت عنوان پزشك خانواده در روستاها و شهرهای با 20 هزار نفر جمعیت اجرا می‌شود، اصلا طرح پزشك خانواده نیست، بلكه همان سیستم شبكه است كه نوعی خدمت ارایه می‌دهد.

به گفته نماینده مردم نوشهر و چالوس در خانه ملت، حال اگر قرار باشد این طرح در شهرهای 50 تا 100 هزار نفر جمعیت به همین شكلی كه در روستاها به اجرا درآمده اجرا شود، مردم نسبت به این طرح، عواقب و عوارضش چنان مایوس و ناامید می‌شوند كه هرگز سراغ آن نخواهند رفت.

وی ادامه داد: طرح پزشك خانواده با محتوای بسیار خوبش قطعا می‌توانست چالش‌های نظام سلامت كشور را به مسیر درستی هدایت و برای همیشه این چالش‌ها و مشكلات را با بن‌بست مواجه كند.

نایب رییس كمیسیون بهداشت و درمان مجلس خاطرنشان كرد: اگر بخواهیم این طرح را بدون بررسی چالش‌ها و مشكلاتش در روستاها و شهرهای زیر 20 هزار نفر به شهرهای بزرگتر نیز تعمیم دهیم، كار شتاب‌زده‌ایست كه بدون شك منابع مالی اجازه و امكان چنین كاری را نمی‌دهد.

محسنی بندپی با بیان این‌كه هنوز مشكلات اجرای این طرح در روستاها و شهرهای زیر 20 هزار نفر برطرف نشده و در حال افزایش است، تاكید كرد: متاسفانه هنوز امكان آموزش‌های تخصصی برای پزشك خانواده فراهم نشده است و انگیزه و رغبت را در روستاها برای رفتن نزد پزشك خانواده فراهم نكرده‌ایم، با وجود تمام این اشكالات، عنوان می‌شود این طرح قرار است تنها در حد اسم و عنوان در شهرهای بزرگتر اجرا شود، می‌توان این كار را انجام داد، اما اگر قرار است این طرح به صورت محتوایی و كیفی اجرا شود، متاسفانه با این شرایط امكان‌پذیر نیست.

وی در مورد علل ناموفقیت طرح پزشك خانواده در روستاها و شهرهای زیر 20 هزار جمعیت، گفت: در این خصوص نباید تمام مشكل را متوجه وزارت رفاه بدانیم، چراكه وزارت رفاه خریدار خدمت است، اشكال اصلی این است كه به دنبال اجرای ساختار پزشك خانواده اصلی نیستیم، كاری كه هم‌اكنون تحت عنوان پزشك خانواده انجام می‌شود با رسالت و اهداف پزشك خانواده فاصله بسیاری دارد، شاید وزارت رفاه در تعیین میزان سرانه و امثال آن تعلل كرده باشد اما وزارت بهداشت هم هنوز سیستم ارایه خدمات درمانی‌ را در ریل پزشك خانواده قرار نداده است، لذا تمام تقصیر را نباید به گردن وزارت رفاه انداخت، بخشی از تقصیر متوجه وزارت رفاه است، اما بخش عمده‌ای از این تقصیر متوجه وزارت بهداشت است چرا كه كار و خدمت و استراتژی‌اش روی پزشك خانواده استوار نیست.

این عضو هیات رییسه مجلس شورای اسلامی در ادامه پیشنهاد كرد: باید در دانشگاه‌های علوم پزشكی دوره تربیت پزشك خانواده راه‌اندازی شود، چراكه با یك سال و دو سال نمی‌توان پزشك خانواده را آموزش داد، حتی اگر شد 2 سال به زمان تحصیل این پزشكان بیافزایند و برای افرادی كه در این رشته تحصیل می‌كنند بورسیه در نظر گرفته شود.

محسنی بندپی در خاتمه خاطرنشان كرد: هم‌اكنون GP یا پزشك خانواده در كشورهایی كه این طرح را اجرا می‌كنند این‌گونه نیست كه یك پزشك عمومی به این امر گمارده شود، بلكه پزشكی كه توانایی، ظرفیت علمی، قدرت تشخیص، ارجاع و تخصص بالایی دارد پزشك خانواده می‌شود تا به مسایل، عوارض و مشكلات بیمار با نگاه تخصصی نگاه كند و سیستم تكمیلی‌اش قطعا باید به گونه‌ای باشد كه سطح 2 و 3 مكمل این كار باشند و نهایتا پس خوراند این كار دوباره به پزشك GP برگردد، اما متاسفانه در كشور ما این‌گونه نیست، بیمارانی كه به پزشك خانواده مراجعه می‌كنند ویزیت و معاینه می‌شوند و بعد رها می‌شوند، یعنی پایش بیمار متوقف شده است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 + 0 =