چالش های فرزندخواندگی به مناسبت روز جهانی فرزندخواندگی

چرا خانواده ها واقعیت را نمیگویند/چگونه فرزندم رابرای ورود فرزندخوانده آماده کنم/پیش از نوجوانی واقعیت را به او بگویید

۱۳۹۹/۰۸/۲۰ - ۱۲:۳۰ - کد خبر: 302748
چرا خانواده ها واقعیت را نمیگویند/چگونه فرزندم رابرای ورود فرزندخوانده آماده کنم/پیش از نوجوانی واقعیت را به او بگویید

سلامت نیوز:یک کارشناس حوزه کودک در گفتگو با سلامت نیوز ضمن تاکید بر اینکه :« وقتی تصمیم گرفتیم تا کودکی را به این دنیا دعوت کنیم یا تصمیم گرفتیم کودکی را به خانواده دعوت کنیم چه فرزند زیستی باشد و چه فرزند غیرزیستی مسوولیت این شراکت ما تا آخر عمر با ما است ، این اتفاق یک اتفاق مادام العمر است» خاطر نشان کرد :«در زمان نوجوانی ایجاد بستر آرام برای بحران هایی که به دلیل ویژگی های نوجوانی به فرزند ما وارد می شود از واجبات است و قرار نیست که ما بحران های هویتی را نیز به آن اضافه کنیم.»

غزال نصیری کارشناس ارشد روانشناسی در گفت و گویی با خبرنگار سلامت نیوز به مناسبت روز جهانی فرزند خواندپی گفت:« زمانی که تنها یک شکل خانواده به عنوان شکل درست و تعریف از خانواده در ذهن افراد یک جامعه شکل می گیرد دیدن خانواده ها و متعلق بودن به شرایطی جز این شرایط، هویت فرد را زیر سوال می برد و در این صورت زن یا مرد به بچه دار شدن جهت تکمیل تصویر هویتی خود فکر می کنند و حتی این موضوع گاهی به عدم باور ناباروری می انجامد چون پذیرش آن یعنی من تقصیری دارم، آدم ناکامل و ناقصی هستم پس در نهایت انتخاب بزرگتر کردن خانواده براساس پذیرش خواستن یا نخواستن یک فرزند نیست بلکه برای اثبات هویت خود و اثبات کامل بودن خود است.»


نصیری با بیان اینکه :« اولین تصویری که یک فرد از خانواده برای فرزندش می سازد می تواند تاثیرگذارترین تصویر آن کودک در تمام طول زندگی و هدایت کننده رفتارهای او در آینده باشد. » تاکید کرد :« این بحث های تفکر از کودکی در ذهن ما کاشته می شود که خانواده یعنی پدر و مادر و احتمالا دو فرزند و در این شکل موارد دیده شده که گاهی فرد حتی اگر تحت آزار است تلاش می کند تا آن خانواده کامل را که در تصویر ذهنی خود دارد، ایجاد کند تا نقش درست خود را در آن تصویر ذهنی از پیش ایجاد شده بتواند بپذیرد.»

وقتی تصمیم گرفتیم تا کودکی را به این دنیا دعوت کنیم یا کودکی را به خانواده دعوت کنیم چه فرزند زیستی باشد و چه فرزند غیرزیستی مسوولیت این شراکت ما تا آخر عمر با ما است ، این اتفاق یک اتفاق مادام العمر است

این کارشناس ارشد روانشناسی گفت:« وقتی کودکی تفاوتی با این تصویر دارد خود را متفاوت از جامعه می داند و نگرانی طرد اجتماعی برای او ایجاد شود و این اتفاق فقط در فرزندخواندگی اتفاق نخواهد افتاد در مورد مرگ یا جدایی والدین نیز اتفاق می افتد و شاید برای همین اصرار برخی کودکان این است که کسی متوجه این موضوع نشود تا مبادا فردی متفاوت و عجیب و غریب به نظر برسد و این متفاوت بودن و مطابق تصویر کلی جامعه از یک خانواده نبودن برای او تنها ماندن را تداعی می کند. کودک پذیرش برایش یک نیاز و ارزش بسیار بزرگ است پس وقتی که در شکل خانواده که از پیش جامعه تصویر کرده، تغییری صورت می گیرد، بزرگترین وحشت این می شود که مبادا کسی این موضوع را بفهمد و مورد کنجکاوی قرار گیرد.»

چرا خانواده ها واقعیت فرزندخواندگی را نمی گویند؟

وی افزود:«در جریان فرزندپذیری این نگرانی هم برای خانواده ها و هم برای کودک وجود دارد و یکی از دلایلی که خانواده ها واقعیت فرزندخواندگی را به کودک نمی گویند همین ترس و نگرانی است. علیرغم اینکه در مشاوره ها اعلام می شود که از بدو تشکیل هویت کودک باید او در جریان فرزندخواندگی و نحوه ورودش به خانواده جدید قرار گیرد اما به عنوان یک راز مگو با آن برخورد شده و خانواده ها برای اعلام و ابراز آن راحت نیستند کما اینکه همین مسئله باعث می شود تا مسائل عمده ای را در نوجوانی فرزندخوانده ها ببینیم. »


نصیری با تاکید بر اینکه :« در زمان نوجوانی ایجاد بستر آرام برای بحران هایی که به دلیل ویژگی های نوجوانی به فرزند ما وارد می شود از واجبات است و قرار نیست که ما بحران های هویتی را نیز به آن اضافه کنیم. » افزود :« پس اولین قدم در کمک کردن به پذیرش اجتماعی کودک این است که قبل از اعلام آن به فرزندمان ببینیم تصویر خودمان از یک خانواده چیست و ما چه تصویری را از یک خانواده کامل و درست به کودک منتقل می کنیم؟ آیا به دلیل ترس از پذیرفته شدنمان ممکن است این موضوع را اعلام نکنیم؟ آیا خودمان موضوع فرزندخواندگی را می پذیریم؟ آیا فرزندخوانده بودن را ایراد می دانیم؟ در نهایت یکی از آمادگی های روانی که افراد قبل از پذیرش فرزند باید داشته باشند این است که باور کنند کاری که می کنند کار مخفیانه و مگو نیست و سپس باورشان را می توانند صحیح و بدون آسیب به کودک منتقل کنند.»

اگر تفکر تو به فرزند پذیرفتن چیزی جز دعوت کردن به خانواده باشد، چون تو کودک را ابزاری برای تامین یک نیازت دیدی و وقتی با سختی های مقابلت مواجه می شوی برایت کنار گذاشتن این ابزار راحت است. برای همین است می گوییم قبل از فرزندخواندگی باید سختگیری شود.


این کارشناس حوزه کودک گفت:« این معرفی بزرگ شدن یک خانواده از طرف جامعه نیز نیاز به پذیرش و پوشش دادن دارد. وقتی که در مدارس و در خانواده هایی که لزوما فرزندپذیر نیستند در مورد شرایط اضافه شدن به یک خانواده گفت و گو می کنیم این اعلام می شود که بزرگ شدن خانواده ها شکل های مختلفی دارد یا تغییر شکل خانواده می تواند با جدایی یا با مرگ و با فرزندپذیری و با تولد اتفاق بیفتد وافراد برای بزرگ کردن خانواده خود می توانند کودکی را برای پیوستن به خانواده انتخاب کنند و یا از کودکی برای ورود به این دنیا دعوت کنند.در صورت این شکل اعلام برای کودک، اضافه شدن به یک خانواده از جایگاه شناخت و انتخاب بوده و باور می کند که ابتدا یکدیگر را دیده و شناخته و بعد انتخاب کرده اند تا خانواده ای را بسازند این تعریف می تواند تعریفی صادقانه باشد که به عزت نفس کودک نیز کمک می کند.»


نصیری افزود:«اگر کودک به دوست خود گفت من دعوت به خانواده ام اینگونه بوده و در خانواده به این صورت پذیرفته شده ام برای وی دیگر او خلاف تصویر کلی جامعه نخواهد بود. انیمیشن ها و ادبیات کودک نیز در این بخش می توانند به کمک ما بیایند مثلا در انیمیشنی که والدین سفیدپوست و کودک سیاه پوست است و یا به لحاظ ظاهری کودک متفاوت از خانواده خود است یا مستقیما قید شده فرزندخوانده هستند بستر خوبی برای شروع این گفت و گوها است.»

خانواده ها کنترل و اختیار را دوست دارند و باور دارند هر قدر کودک کم سن تر باشد احتمال آسیب دیدگی کمتر بوده و فرصت تربیتی بیشتری برای خانواده فراهم است ،اما دادن حکم اینکه هر قدر سن بچه کمتر باشد آیا گزینه بهتری برای فرزندخواندگی است یا خیر نیاز به پژوهشی علمی دارد.

وی گفت:« هر تعریفی که برای کودک این حکم را بدهد که تنها روش آمدن فرزند به خانواده تولد است می تواند برای خانواده فرزندپذیر و همینطور سایر خانواده ها نگرشی ناکامل ایجاد کند و در خانواده ای که هر دو شکل فرزند داشتن را تجربه می کنند این تعریف بسیار کامل تر باید اعلام شود تا باور اینکه فرزندان حقیقی و غیرحقیقی وجود دارند برای فرزند زیستی خانواده ایجاد نشود و این باور وجود داشته باشد که هر دو شکل ورود به خانواده رسمی و در یک اندازه با ارزش است.»

چگونه فرزند زیستی برای پذیرش فرزندخوانده هم آماده کنیم؟

وی افزود:‌« خوب است که فرزند زیستی برای پذیرش فرزندخوانده هم آماده شود و او را پس از اتمام مراحل دعوت در جریان انتخاب و آمادگی پذیرش عضو جدید خانواده قرار دهیم و در انتخاب می توانیم به کودکمان بگوییم مسوولیت اضافه کردن عضو جدید خانواده با والدین است. همانطور که از ماه پنجم و ششم بارداری به فرزند قبلی می گوییم که کسی به خانواده ما دعوت می شود در پروسه فرزندخواندگی هم کم کم برای فرزندان قبلی این موضوع را تعریف کرده که شوق بزرگ کردن خانواده و فرصت برای هضم این اتفاق را داشته باشد. خانواده هایی که باور دارند که کودکشان به عضو جدید خانواده حسادت می کند به این دلیل است که نتوانسته اند از دریچه چشم کودک اول نیازها را تشخیص داده و بستری امن برای تامین آن نیازها ایجاد کنند که فرد تازه وارد به خانواده تهدیدی برای حریم و شرایط زندگی کودک نباشد.»


این روانشناس کودک خاطرنشان کرد:« کسی که می گوید کودکم از ورود فرزند دوم ناراضی است چه فرزند خود باشد یا فرزندخوانده این سوال پیش می آید که آیا تو توانستی نیازهای اولیه کودکت را همچنان برقرار کنی؟ آیا توانستی روتین های زندگی اش را نگه داری؟ تفکر عینی کودکان باعث می شود تا آنچه را که می بینند باور کنند بنابراین اگر ببینند حضور یک عضو جدید باعث به هم ریختگی زندگی آنها شده قبل از اینکه فرد جدیدی را به خانواده دعوت کنیم باید روتین هایی را برای فرزندان قبلی ایجاد کنیم تا ورود فرد جدید به خانواده کمترین تغییر را در زندگی او ایجاد کند.»

اگر کودک زیستی ما آلبوم تولد دارد فرزندخوانده ما آلبوم آشنایی دارد، اگر بند نافش کودک زیستی را به یادگار نگه می داریم، اولین سوغاتی که برای فرزندخوانده بردیم یادگاری او است، اگر کودک زیستی ما قصه زایمان دارد، برای فرزندخوانده قصه پذیرفته شدن وی در خانواده را داریم

وی درباره علاقه بیشتر افراد به پذیرش نوزادان برای فرزندخواندگی گفت:« این مسئله قابل فهم است که خانواده ها کنترل و اختیار را دوست دارند و باور دارند هر قدر کودک کم سن تر باشد احتمال آسیب دیدگی کمتر بوده و فرصت تربیتی بیشتری برای خانواده فراهم است و هر قدر در سنین پایین تری در فضایی که با آن آشنا هستند قرار بگیرد برایشان تربیت را امن تر می کند اما دادن حکم اینکه هر قدر سن بچه کمتر باشد آیا گزینه بهتری برای فرزندخواندگی است یا خیر نیاز به پژوهشی علمی دارد تا در یک جامعه آماری مفصل این گزاره بررسی شود.»


نصیری گفت:«‌ چالش های فرزنددار شدن در هر دو شکل اضافه شدن فرزند به خانواده فرزند زیستی یا فرزندخوانده وجود دارد. وقتی با چالش های فرزندپذیری آشنا می شویم با مجموعه ای از چالش های ناشناخته ای روبرو می شویم که در فرزندان زیستی شناخته شده تر و در فرزندخواندگی کمتر آشنا هستند. چالش های فرزندخواندگی با چالش های فرزندان زیستی می تواند متفاوت باشد اما این به این معنی نیست که صرفا فرزندخواندگی چالش زا است و با همراهی متخصصین و افراد آشنا به این شرایط خانواده ها می توانند با این چالش ها آشنا و بر آن چیره شوند.»

ماجرای فرزندخواندگی را پیش از نوجوانی به فرزند خود بگوئید

نصیری خاطرنشان کرد:« وقتی از ابتدا به کودک می گوییم تو به خانواده ما دعوت شدی دیگر برایش این سوال که چرا من متفاوت هستم، پیش نمی آید ما از اول به کودک گفتیم چرا متفاوت است چون آدم ها منحصر به فرد هستند. برخی وقت ها وقتی یک فردی به دنیا دعوت می شود برخی ویژگی ها را با خودش دارد اما وقتی یک آدمی انتخاب می شود ویژگی هایش دیده شده و بخشی از انتخاب من همین ویژگی ها بوده است که او را انتخاب کردم اما وقتی که کودکی دعوت به این دنیا می شود بعضی از ویژگی های ظاهری مشتکر با والدینش را دارد.»


وی در پاسخ به این سوال که چرا ممکن است برخی خانواده ها از فرزندخواندگی پشیمان شوند و این قضیه چه آسیب هایی به فرزندخوانده وارد میکند گفت:« بنده فرقی بین این شرایط و بچه دار شدن نمی بینم. حال خانواده هایی که یک روزی از فرزندخواندگی پشیمان می شوند را درک می کنم. خیلی مشتاقم از والدین بیولوژیک بپرسم تا آیا تا به حال شما از بچه دار شدن پشیمان نشدید؟ پدر و مادرهایی هستند که بسیار هم پرعشق کنار کودکشان هستند ولی یک روزی از بچه دار شدن خسته و مستاصل می شوند حالا اگر فرزندت نوجوان باشد خیلی بیشتر این اتفاق برایت می افتد. تمام افراد، این حق را دارند که در هر لحظه ای نسبت به اتفاقی که افتاده است احساساتشان تغییر کند مثل بچه ای که به دنیا آورده اند و از این کار خسته شده اند اما تفاوتی که اینجا بوجود می آید این است که ما اینکه فرزند خود را به دنیا آورده باشیم و بعد او را نخواهیم را قبیح می دانیم. آمار کسانی که کودک خود را بر سر راه می گذارند خیلی کم است.»

در زمان نوجوانی ایجاد بستر آرام برای بحران هایی که به دلیل ویژگی های نوجوانی به فرزند ما وارد می شود از واجبات است و قرار نیست که ما بحران های هویتی را نیز به آن اضافه کنیم.

وی افزود:« وقتی یک کودکی را انتخاب و به عنوان فرزندخوانده پذیرفتیم واقعا لازم است یک قدم به عقب برویم و از خود بپرسیم چرا این کار را می کنم؟ اگر به خاطر ثواب است یا به خاطر بی کسی کودک نباید این کار را کنیم. باید نیت افراد موقع فرزندپذیری بررسی شود، یعنی اگر ماجرا ثواب کردن باشد، اگر هرماجرایی جز باور این باشد که اعضای یک خانواده اینجوری هم می توانند خانواده شان را بزرگ کنند حتما این گزینه به ذهنت خطور می کند من عطای این ماجرا را به لقایش بخشیدم یعنی اگر تفکر تو به فرزند پذیرفتن چیزی جز دعوت کردن به خانواده باشد آن وقت خیلی راحت عطایش را به لقایش می بخشی چون تو کودک را ابزاری برای تامین یک نیازت دیدی پس وقتی با سختی های مقابلت مواجه می شوی برایت کنار گذاشتن این ابزار راحت است. برای همین است می گوییم قبل از فرزندخواندگی باید سختگیری شود.»

کارشناس ارشد روانشناسی خاطرنشان کرد:« وقتی تصمیم گرفتیم تا کودکی را به این دنیا دعوت کنیم یا تصمیم گرفتیم کودکی را به خانواده دعوت کنیم چه فرزند زیستی باشد و چه فرزند غیرزیستی مسوولیت این شراکت ما تا آخر عمر با ما است پس این اتفاق یک اتفاق مادام العمر است برای همین است که در بسیاری از کشورها کودک میهمان یک خانواده می شوند نه اینکه فرزندخوانده شود و ممکن است آن مهمان تبدیل به عضو خانواده هم شود.»


وی در پایان گفت:« هر آنچه که برای کودک زیستی خود داریم برای کودکی که پذیرفته می شود هم می سازیم اگر کودک زیستی ما آلبوم تولد دارد فرزندخوانده ما آلبوم آشنایی دارد، اگر بند نافش کودک زیستی را به یادگار نگه می داریم، اولین سوغاتی که برای فرزندخوانده بردیم یادگاری او است، اگر کودک زیستی ما قصه زایمان دارد، برای فرزندخوانده قصه پذیرفته شدن وی در خانواده را داریم و با توجه به سبک ورود کودک به خانواده شرایط حضورش را فراهم می کنیم و این باعث می شود که کودک ما باورش شود که این واقعا یکی از روش های بزرگ شدن خانواده است. پس تمام تلاش ما این است که بگوییم چقدر طبیعی و نرمال و واقعی با این ماجرا مواجه می شویم.»

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
1.92623s, 19q