به گزارش سلامت نیوز به نقل از پیام ما، «پریسا» به شاگردانش در کشورهای مختلف زبان فارسی آموزش میداد و به آنها میگفت ایران آن چیزی نیست که در خبرها میگویند. او از ۱۲ روز پیش تا امروز نتوانسته اینستاگرام، تلگرام و واتساپ را باز کند و تا امروز حتماً شاگردانش اخبار را دیدهاند. «الهه» مشاور تغذیه است و میگوید بسیاری از مراجعانش که وضعیت روزانهشان را آنلاین پیگیری میکرد، به پرخوری عصبی افتادهاند و دلودماغ رسیدن به وضع سلامتشان را ندارند. «رضوان» شبها بهسختی پلک روی هم میگذارد، چون اجناس سفارشی مشتریانش از کشورهای دیگر به دستش نمیرسد. شبیه او بسیارند. طولانیترین خاموشی اینترنت ایران دامن همه را گرفته است و درآمدزایی کسبوکارهای خرد آنلاین متوقف شده است.
قطع شبکه جهانی اینترنت کار همه را مختل کرده است؛ ارتباط کاربران با یکدیگر، خدمات آنلاین، ارتباطات بینالمللی، شرکتهای بزرگ وابسته به اینترنت و البته کسبوکارهای خرد؛ آنلاینشاپها، آنها که نقاشی میفروشند، کسانی که خیاطی میکنند و دستسازههایشان را در فضای مجازی معرفی میکنند، معلمها، بلاگرها و خیلیهای دیگر. اینستاگرام، تلگرام (که پیش از این هم بدون فیلترشکن در دسترس نبودند) و واتساپ ویترین محصولات و خدمات آنها بود. حالا دست روی دست گذاشتهاند و منتظرند کسی دوشاخ اینترنت را وصل کند. در این گزارش این روزهای کسانی را روایت میکنیم که معیشت و استقلال مالیشان به اینترنت وابسته است. به درخواست مصاحبهشوندهها فقط نام کوچکشان را آوردهایم.
پریسا: سرافکنده شدم
«پریسا»، معلم ابتدایی و مدرس زبان فارسی است؛ از ۱۲ سال پیش به مدرسه میرود و از ۱۳۹۸ در فضای مجازی به خارجیهای علاقهمند به زبان، فارسی میآموزد. ارتباط اولیهاش با دانشجوها از طریق اینستاگرام است. آنجا خودش را معرفی میکند و درباره زبان فارسی حرف میزند. وقتی افراد علاقهمند به زبان فارسی در کلاسها ثبتنام کردند، با تلگرام و واتساپ با آنها ارتباط میگیرد و وقت کلاسها را هماهنگ میکند. «قطع اینترنت ناگهانی بود و فکر نمیکردیم این همه ادامه پیدا کند. حالا زبانآموزهای من از طریق اخبار جهان متوجه ماجرا شدهاند.» شاگردانش اهل سوئد، آلمان، قبرس، روسیه، اتریش و گینهاند.
«برای ما که با دانشجویان و زبانآموزان خارجی در ارتباطایم، قطعی اینترنت معضل بزرگی است. یکجوری آدم را سرافکنده میکند. در کلاسها مدام از ایران میگویم که چقدر خوب است، چقدر قشنگ است. بهشان میگویم ایران آن چیزی که در خبرها میگویند، نیست. میگویم که ما آزادیهای زیادی داریم. اینها را میگویم که مشتاق شوند؛ چون خیلی مهم است درباره ایران بدانند. اما ناگهان با چنین اتفاقی آدم نمیداند چه توضیحی بدهد. اگر بگویند «مگر نگفتی آنجا همهچیز خوب است» چی؟ «اینهمه تعریف از کشورت، چی شد حالا؟» آدم خجالت میکشد. بالاخره اخبار را میبینند و نمیشود انکار کرد. آدم ناراحت و ناامید میشود.»
روز شنبه، ۲۷ دی، یکیدو ساعت اینترنت همراه وصل شد. پریسا در همین مدت کوتاه توانست با ویپیان تلگرام را باز کنم. حتی توانست در اینستاگرام برای ۱۵هزار دنبالکنندهاش استوری بگذارد که «اینترنت وصل شده و میتوانیم از فردا کلاس را ادامه دهیم». حالا پشیمان است. «خیلی خوشخیال بودم. حتی نوشتم که نگران نباشید، میتوانید به خانوادههایتان پیام دهید. اما دوباره اینترنت قطع شد. کاش چیزی نمینوشتم.»
پریسا میگوید ادامه این وضعیت فشار مالی زیادی به کسانی چون او وارد میکند. «اگر این دو هفته کلاسها برگزار میشد، تا الان ترم بچهها تمام شده بود. برای بعضی ترم جدید شروع شده بود و تازه یک جلسه از درس گذشته بود. چند نفر هم داشتند ترم را تمام میکردند. بعضی افراد جدید پول دادهاند برای آموزش و کلاسهایشان بلاتکلیف مانده است.»
همسر پریسا مهندس نرمافزار است و کارش بدون اینترنت لنگ مانده. «دارم میبینم به شرکتی که همسرم در آن کار میکند، چه ضربهای وارد شده. حتی رئیسشان گفته اگر همینطور پیش برود و تا اواسط بهمن اینترنت قطع بماند، مجبور است تعدادی از نیروها را تعدیل کند. کارشان روی هواست.»
پریسا میگوید بهجز کار آنلاینش، ارتباط با دانشآموزانش در پیامرسان داخلی «شاد» هم مختل شده است. «برای شاد محدودیت زمانی گذاشتهاند و از ساعت ۸ تا ۴ عصر میتوان در آن پیام داد. یعنی اگر بخواهم نکتهای را به بچهها یا برای کلاس فردا یادآوری کنم، ممکن نیست. فکر کنید بخواهم به بچهها بگویم فردا به هر دلیلی تعطیل شده، اما نمیتوانم. همهچیز واقعاً عجیب است.»
الهه: همه میپرسند «چه کنیم؟»
مراجعان الهه چند روزی است که با او تماس میگیرند و میپرسند: «چه کنیم؟» او کارشناس تغذیه، یا آنطورکه مراجعانش میگویند «کوچ (راهنمای) سبک زندگی» است. الهه هم نمیداند چه کند.
«کار من آنلاین است. مشاوره تغذیه، تغییر سبک زندگی افراد، کمک به بهبود سلامت از همه جهات؛ هم کار پیشگیری، هم درمان. کارم این است که هر روز صبح که بیدار میشوم، پیامهای مراجعین را چک میکنم. فرم کسانی را که تازه ثبتنام کردهاند، بررسی میکنم و وقت مشاوره تعیین میکنم. با پشتیبانی هماهنگ میشوم. بخشی از روز دستور غذایی جدید مینویسم و برای افراد میفرستم. بخشی از زمان به پاسخدهی پیامها و گزارشهای غذایی و مشاوره میگذرد. اما در این مدت بهخاطر استرسها و غم جمعی، افراد تمایلی نداشتند تماس بگیرند تا بشود موشکافانه وضعیتشان را بررسی کرد. انگار از سلامت خود غافل شدهاند. خیلیها تماس گرفتند که ما عذاب وجدان داریم در این وضعیت بخواهیم فکر رژیم باشیم. از این گذشته، اینطور نیست که بشود با مشاوره تلفنی رژیم دقیق داد و مقادیر دقیق غذا را کنترل کرد، باید بتوانم در پیامرسانها تصویر و صدا بفرستم.»
مراجعان او از نظر اقتصادی، در سطح متوسط روبهبالای جامعهاند. اینطورکه الهه میگویند بسیاریشان «مرفه» یا ساکن کشورهای دیگرند، اما در این مدت حوصله ادامه نداشتهاند. «چند سال پیش با قشر ضعیف جامعه کار میکردم. سال ۹۶ تا ۹۹ که تورم به میزان امروز نبود، در یک بیمارستان و یک کلینیک دولتی کار میکردم. کسانی که به آنجا مراجعه میکردند، مادران باردار بودند. فقر آهن داشتند و حتی پول خرید یک مکمل آهن نداشتند. آنقدر که بهناچار پول ویزیت را دریافت نمیکردیم تا بتواند مکمل بخرد. زن دیگری بود که پنجماهه باردار بود و چون بچه وزن نگرفته بود، حتی متوجه نشده بود باردار است. مادر هفتماهه دیگری از روستایی دورافتاده در همین وضعیت بود. او را اورژانسی فرستاده بودند که به تغذیهاش برسد. مطمئنم با توجه به تورم الان چنین مواردی خیلی بیشتر شده است.»
مراجعهکنندهها در این روزها چه تجربهای داشتند؟ الهه میگوید: «ناامیدی. تعلیق و اضطراب باعث شده خیلی از مراجعینم به پرخوری عصبی روی بیاورند. از روزی که پیامک وصل شده، دارند وضعیتشان را اعلام میکنند. پیام میدهند و زنگ میزنند. مراجعینی که هر جلسه یک تا یک و نیم کیلو کاهش وزن داشتند، همه رو به افزایش بودند. نبود انگیزه باعث میشود آنها بگویند اصلاً چرا وزن کم کنم؟ آنهم در جامعهای که همه غم دارند و آینده مبهم است و دورهمیها و مراسم شادی خیلی کم شده. وقتی آدمی افسرده است، دیگر سلامتی برایش مهم نیست.»
او از سال ۱۴۰۰ کار آنلاین را شروع کرده و چندین بار قطعی اینترنت را تجربه کرده است. «شهریور ۱۴۰۱ اینترنت بهشدت مختل شد، اما هنوز ایمیل در دسترس بود و میشد فایل، صدا و تصویر فرستاد. حتی در جنگ دوازدهروزه با ایتا کار را دنبال میکردم. اما اینسری فرق دارد. از غروب ۱۸ دی به مدت پنج روز تماسی نداشتم. ۹ روز پیامک قطع بود. هیچ راهی برای ارسال فایل وجود نداشته تا امروز. میدانم ایمیل ملی راه انداختهاند، اما خیلی از مراجعینم سنشان بالاست. چطوری به آنها توضیح دهم که اکانت بسازند و فایل دریافت کنند؟ بهعلاوه، در همین ایمیل ملی هم نمیشود صوت فرستاد.»
از ظهر یکشنبه این هفته ایتا وصل شده، اما او نتوانسته فایلهای لازم راهنمایی و توضیح را برای مراجعانش بفرستد. «فقط میشود عکس فرستاد. من با این روند به مراجعانم رژیم نمیدهم. بهناچار فقط پیام دادم که اگر در این دوران وزنتان را نگه دارید، برد کردهاید. در بله هم نمیشود فایل آپلود کرد. مثل پیامک عمل میکند. مجبورم فقط احوالشان را بپرسم. برای اینکه دورههایشان ناقص نماند از روزی که اینترنت قطع شده، دورههایشان را محاسبه نکردهام تا روزی که دوباره از نو شروع کنیم.»
رضوان: با ادامه این وضع، کارم از بین میرود
«رضوان» میگوید: «پیامک را تازه دو روز است باز کردهاند، اما مگر با پیامک میشود کار کرد؟»
او صاحب یک آنلاینشاپ لوازم آرایشی است و از ۱۰ سال پیش از همین راه توانسته از لحاظ مالی مستقل شود. «وقتی کار در این فضا را شروع کردم، ارتباطم با مشتریها در پیامرسان وایبر بود که فیلتر شد. کمکم وارد تلگرام و بعد اینستاگرام شدم، آنها را هم فیلتر کردند. این کار چون دیگر اجاره مغازه نمیخواهد، درآمد نسبتاً خوبی دارد؛ اما چالشهایش کم نیست. هر سری داریم تاوان مجازی بودن کارمان را میدهیم. تا الان چندین بار اینترنت قطع شده و اینبار از همیشه بدتر است.»
رضوان ۱۲۵ مشتری ثابت دارد که هر ماه از او خرید میکنند. این روزها از هیچکدام از مشتریها خبری نیست، نمیشود با آنها ارتباط گرفت.
روند کار او به این شکل است: «یکسری محصولات هستند که در دنیا وایرال (فراگیر) شدهاند و فیدبکهای (بازخوردهای) خوبی گرفتهاند، اما در ایران به آنها دسترسی نداریم. مخصوصاً برندهای کره جنوبی، یا برندهای معروف آمریکایی و انگلیسی. اینها پرطرفدارند و کیفیتشان با محصولات داخلی قابلقیاس نیست. مشتریها اینها را سفارش میدهند و یکسری لینک با خارج از کشور داریم که محصول را خریداری میکنند. من پول را برایشان واریز میکنم و آنها بار را میدهند به مسافرها، دانشجوها یا کسانی که برمیگردند ایران. الان پروازهای بینالمللی خیلی کم شده و مسافری به آنصورت نیست که جنسها را بیاورد. یکسری اجناس هم محصولاتی هستند که از شهرهای مرزی مثل وان خریداری میشوند. حتی آنها هم دیگر نمیتوانند از لب مرز محصول وارد کنند و میگویند خیلی سخت شده.»
او روزهاست که با ادمینهای خارج از کشور که در کره جنوبی، ترکیه، انگلیس هستند، ارتباطی ندارد. سفارشهای مردم در این کشورها معطل مانده. تنها راه تماس با آنها تلگرام و واتساپ بوده که از آغاز اعتراضات از دسترس خارج شدهاند. «اوضاع خیلی بدی است. آنقدر استرس دارم و حالم بد است که شبها خوابم نمیبرد. در قبال مشتریها مسئولیت دارم و نمیتوانم جوابی بدهم.»
رضوان میگوید درآمدزاییاش به صفر رسیده. «من به این درآمد وابستهام و از این طریق توانستهام ادامه بدهم. اما فقط من نیستم. دوستی دارم که نقاشیهایش را بهصورت آنلاین میفروشد و دوستان دیگری که کارشان مستقیماً به اینترنت وابسته است. همه همین وضعیت را دارند. نه سفارشی میتوانند بگیرند، نه حتی اگر بتوانند حوصله کار دارند. در یک سال اخیر این دومین بار است که اینترنت قطع شده و اینبار از جنگ هم سختتر است. اینسری با بقیه وقتها قابلمقایسه نیست.»
صفحه اینستاگرام رضوان ۲۲ هزار و ۶۰۰ دنبالکننده دارد. تلگرام و واتساپ هم پشتیبانی اینستاگرام است. او میگوید حاضر به استفاده از اپلیکیشنهای داخلی نیست. «بههیچعنوان کارم را به پیامرسانهای داخلی منتقل نمیکنم. بهخاطر اینکه مخاطبانم اصلاً از اپلیکیشنهای داخلی و چیزی جز اینستاگرام و تلگرام استفاده نمیکنند. اگر حتی یک درصد مجبور به این کار شوم، فاجعه است. یعنی بعد از اینهمه سال دوباره باید از صفر شروع کنم. حتی نمیتوانم چنین چیزی را تصور کنم. اگر اوضاع همینطور باقی بماند، بیزینس ما از بین میرود.»
خاموشی بیش از ۷۰۰ هزار کسبوکار اینستاگرامی
قطع دنبالهدار اینترنت کسبوکارهای اینستاگرامی را به مرز نابودی کشانده است. دو هفته گذشته در تاریکی طی شده و اکنون برای ادامه حیات، اعتماد و امید فعالان این حوزه کمتر از هر زمان دیگری است. آنها در سالهای ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ هم این تاریکی را تجربه کرده و بسیاریشان از این بازار خارج شدند. اگر قطعی ادامه یابد، اگر محدودیت پلتفرمها برداشته نشود، چه بر سر آنها میآید؟ آیا کسانی مثل رضوان، الهه و پریسا، دوباره به چرخه کار برمیگردند؟
«پشوتن پورپزشک»، نایبرئیس اول اتحادیه کسبوکارهای مجازی، به «پیامما» میگوید آمارها از خروج کسبوکارها در اثر این دوره طولانی قطعی اینترنت هنوز بهصورت قطعی مشخص نیست، اما میدانیم بیش از ۷۰۰ هزار کسبوکار فعال در اینستاگرام داریم که ۱۰۰ تا ۱۲۰ همت در سال درآمد ایجاد میکنند و هر هفته قطعی اینترنت خسارتی دو و نیم همتی به کشور ایجاد میکند. «خسارت دو و نیم همتی یعنی خسارت ازدسترفتن فروش این شبکه روزی ۳۰۰ تا ۳۵۰ میلیارد تومان است. افرادی که در این شبکهها فعالاند باری بر روی دوش دولت ندارند. آنها بهشکل شخصی فعالیت میکنند و از مدار خارج شدن هر کدام از آنها برای دولت و کشور خسارت است. ما میدانیم با وجود قطع اینترنت هر هفته ۱۰ هزار کسبوکار از مدار خارج شده و عملاً میمیرند.»
او به بیاعتمادی این کسبوکارها و ازدسترفتن امیدهایشان هم اشاره میکند؛ به اینکه بسیاری از آنها با برگشت اینترنت هم دیگر فضا را برای ادامه حضور امن نمیبینند. «این کسبوکارها یک میلیون شغل مستقیم ایجاد کرده است. این آمار بسیار بالایی است. آماری که متأسفانه در برآوردهای رسمی دولتی هم آورده نمیشود و در نتیجه دولت به آن توجهی ندارد. اما بیکاری این تعداد کسبوکار یعنی بیکاری چند نفر؟ بیکاری چند خانوار؟»
پورپزشک عددهای دیگری پیش روی ما میگذارد: «بیش از ۶۵ درصد از این کسبوکارهای اینستاگرامی در شهرهایی غیر از پایتخت فعالاند و اغلب آنها توسط زنان اداره میشوند. ما در همه این سالها و در همه بحرانها تلاش کردیم صدای این قشر را به گوش دولت برسانیم و بگوییم تا چه میزان حضور آنها برای اقتصاد کشور مهم است. هر هفته قطعی اینترنت ۳۰ تا ۴۰ هزار کسبوکار را از رده خارج میکند و بسیاری از آنها دیگر هرگز به چرخه کار بازنخواهند گشت.»
بهگفته او، ازآنجاکه این کسبوکارها کالای اساسی نمیفروشند، بازگشتشان منوط به برگشت امنیت روانی به جامعه، آرامش و تمایل و توان خرید در مردم است. «تا زمانیکه این شرایط مهیا نشود، نمیتوان به فعالیت این کسبوکارها امید داشت.» آینده مبهم است. تا لحظه نگارش این گزارش ۲۶۰ ساعت از قطعی اینترنت گذشته است. خبرگزاری فارس نوشته: «شرایط ارتباطی بهصورت مرحلهبهمرحله در حال بازگشت به وضعیت عادی است». فعلاً امکان ارسال پیامک فعال شده و دسترسی به ابزار جستوجوی گوگل ممکن شده است، اما بعد از این را نمیدانیم. اگر پلتفرمها فعال نشدند، چه؟ پورپزشک میگوید: «حتی اگر این کسبوکارها بخواهند سایت داشته باشند هم باید از بستر اینستاگرام مخاطبانشان را از فعالیتشان آگاه کنند و بهاینترتیب، مشکلشان حل نخواهد شد.»

نظر شما