سه‌شنبه ۵ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۳۰
کد خبر: 398221

وضعیت قرمز سدهای تهران، قم، البرز، خراسان رضوی و مرکزی

ضرورت جراحی در سیاست‌های تامین و بارگذاری در حوضه‌های بحرانی

تداوم ناترازی حاد آبی در استان‌های تهران، البرز، قم، مرکزی و خراسان رضوی، با وجود نزدیکی میانگین بارش‌های کشوری به شاخص‌های بلندمدت، نشان‌دهنده یک گسل راهبردی در توزیع مکانی منابع و ناکارآمدی رویکرد آماری در مدیریت کلان آب است.

وضعیت قرمز سدهای تهران، قم، البرز، خراسان رضوی و مرکزی

به گزارش سلامت نیوز به نقل از رکنا،کاهش ۳۰ درصدی بارش در پایتخت و وضعیت متزلزل سدهای استراتژیک، فراتر از یک خشکسالی دوره‌ای، بیانگر عبور از مرزهای توان اکولوژیک در مناطقی است که امنیت آبی بیش از ۲۰ درصد جمعیت کشور را تأمین می‌کنند.

تحلیل دقیق داده‌ها ایجاب می‌کند که دستگاه‌های متولی با خروج از پیله مدیریت تامین و توقف راهکارهای مخرب کوتاه‌مدت نظیر حفر چاه‌های اضطراری، به سمت مدیریت سخت‌گیرانه تقاضا، بازچرخانی پساب و بازنگری در بارگذاری‌های جمعیتی و صنعتی حرکت کنند، چرا که تکیه بر میانگین‌های کشوری در برنامه‌ریزی‌های منطقه‌ای، حوضه‌های آبریز حساس را به سوی بن‌بستی بازگشت‌ناپذیر سوق داده است. زمین‌های تفتیده در حاشیه فلات مرکزی و بستر خشک رودخانه‌هایی که روزگاری شریان حیات تهران و استان‌های همجوار بودند، روایتی عینی از یک بحران خاموش را بازگو می‌کنند.

در حالی که آمارهای رسمی بر نزدیکی میانگین بارش‌های کشوری به شاخص‌های بلندمدت پافشاری دارند، شکاف عمیق میان اعداد و واقعیت‌های میدانی در مخازن سدها خودنمایی می‌کند.غبار برخاسته از دشت‌های تشنه اطراف دریاچه نمک و افت تراز آب در سدهای پنج‌گانه تهران، نشان از آن دارد که سایه سنگین خشکسالی نه تنها رخت برنبسته، بلکه با تغییر الگوی بارش و توزیع نامتوازن مکانی، گلوگاه‌های حیاتی تامین آب شرب و صنعت را در مرکز ایران هدف قرار داده است.

پارادوکس آمار و واقعیت در مدیریت منابع آب

گزارش‌های اخیر دفتر اطلاعات و داده‌های آب کشور، پرده از یک واقعیت نگران‌کننده برمی‌دارد که در پسِ اصطلاح شرایط نرمال بارش پنهان شده است. اگرچه میانگین وزنی بارش در مقیاس کشوری ممکن است تصویر فریبنده‌ای از بهبود وضعیت ارائه دهد، اما تحلیل دقیق داده‌ها نشان‌دهنده یک ناترازی حاد و خطرناک در توزیع منابع است.

نزدیکی به شاخص‌های بلندمدت در برخی نقاط کشور، هرگز نتوانسته است خلاء ناشی از کاهش شدید بارش در قطب‌های جمعیتی و اقتصادی را جبران کند. این ناترازی بیش از هر چیز نشان‌دهنده ناکارآمدی تکیه بر میانگین‌های کلی در برنامه‌ریزی‌های کلان است، چرا که بحران در حوضه‌های آبریز حساس نظیر استان‌های تهران، البرز و خراسان رضوی به مرحله‌ای رسیده است که مدیریت سازه‌ای و انتقال آب دیگر پاسخگوی نیازهای فزاینده نخواهد بود.

محاصره آبی پایتخت و تهدید پایداری در حوضه دریاچه نمک

تمرکز بحران بر استان تهران با کاهش ۳۰ درصدی بارش‌ها نسبت به بلندمدت، فراتر از یک خشکسالی ساده، نشان‌دهنده تهدید پایداری زیستی در پایتخت است. استان‌های واقع در حوالی دریاچه نمک شامل قم، البرز و مرکزی، در حال تجربه نوعی از فقر آبی هستند که مستقیماً امنیت آبی بیش از ۲۰ درصد جمعیت کشور را با مخاطره مواجه می‌کند.

کاهش بارش در این مناطق به معنای افت شدید ورودی به سدهایی است که هم‌اکنون نیز در ترازهای بحرانی قرار دارند. وضعیت در استان خراسان رضوی نیز به دلیل وابستگی شدید به منابع سطحی و زیرزمینی تضعیف شده، به مرز هشدار رسیده است. این توزیع ناعادلانه بارش، لزوم بازنگری در سیاست‌های بارگذاری جمعیتی و صنعتی را در مناطقی که توان اکولوژیک خود را از دست داده‌اند، بیش از پیش برجسته می‌کند.

ضرورت گذار از مدیریت تامین

استمرار هشدارها درباره وضعیت سدهای استراتژیک نشان‌دهنده آن است که حکمرانی آب در ایران همچنان در بند مدیریت تامین محصور مانده و در مواجهه با نوسانات اقلیمی، ابتکار عمل را از دست داده است. ناترازی‌های آبی کنونی ناشی از انباشت خطاهای مدیریتی در دهه‌های گذشته است که بدون توجه به توان تجدیدپذیری حوضه‌های آبریز، بر مصرف بی‌رویه در بخش‌های کشاورزی ناکارآمد و صنایع آب‌بر اصرار ورزیده است.

شرایط فعلی در استان‌های تهران، قم و خراسان رضوی ایجاب می‌کند که به جای انتظار برای سال‌های پربارش که با توجه به روند تغییر اقلیم به شدت غیرمحتمل به نظر می‌رسد، سیاست‌های سخت‌گیرانه در مدیریت تقاضا و بازچرخانی آب در اولویت مطلق قرار گیرد. تداوم روند کنونی و تکیه بر راهکارهای موقت نظیر حفر چاه‌های اضطراری، تنها به تخریب بیشتر آبخوان‌ها و فرونشست زمین منجر خواهد شد که پیامدهای آن جبران‌ناپذیر است.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha