به گزارش سلامت نیوز به نقل از فارس،اعتیاد به مواد مخدر یک بیماری مزمن و پیچیده مغزی است که با جستجوی وسواسی و مصرف اجباری مواد، علیرغم پیامدهای مخرب آن مشخص میشود.
این مواد با دستکاری سیستم پاداش مغز و افزایش غیرطبیعی ترشح دوپامین، فرد را در چرخهای از وابستگی جسمی و روانی گرفتار میکنند.
پیامدهای این عارضه تنها فرد مصرفکننده را تحت تأثیر قرار نمیدهد، بلکه بنیان خانواده و سلامت جامعه را نیز با چالشهای جدی اقتصادی، اجتماعی و امنیتی مواجه میسازد.
اهمیت نحوه ترک اعتیاد در اینجاست که سمزداییِ صرف، تنها نیمی از مسیر است. ترکِ غیراصولی و خودسرانه نه تنها با خطر بازگشت سریع همراه است، بلکه میتواند عوارض جانبی جبرانناپذیری بر سلامت جسمی و روانی فرد بر جای بگذارد.
درمانِ استاندارد و علمی باید شامل سه رکن اصلی باشد: «سمزدایی تحت نظارت پزشکی» برای مدیریت علائم خماری، «درمانهای رفتاری و روانشناختی» برای شناسایی ریشههای گرایش به مصرف و اصلاح الگوهای فکری، و «حمایت اجتماعی مستمر» برای پیشگیری از لغزش.
بهترین روش، رویکردی جامعنگر است که فرد را از لحاظ فیزیولوژیک پاکسازی کرده و همزمان مهارتهای مقابله با وسوسهها و استرسهای زندگی را به او میآموزد. تنها با ترکیب درمانهای داروییِ دقیق و مداخلات مشاورهای تخصصی میتوان امیدوار بود که فرد نه تنها مواد را کنار بگذارد، بلکه بتواند به عنوان عضوی سازنده و سالم به کانون خانواده و اجتماع بازگردد.
شهاب بنیهاشم،استاد روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی ضمن تشریح سازوکار اعتیاد در مغز اظهار کرد: سیستم پاداش مغز با آزادسازی دوپامین، رفتارهای حیاتی مانند غذا خوردن را تقویت میکند اما مواد مخدر و الکل با آزادسازی ناگهانی و غیرواقعی دوپامین گاهی تا سه برابر حالت طبیعی، مغز را فریب میدهند تا ماده مصرفی را به بقا ترجیح دهد.
وی افزود: این فرآیند منجر به تغییرات ساختاری در سیناپسها میشود و فرد را از مرحله "مصرف تفننی" به مرحله "تمنای اجباری" برای رسیدن به وضعیت نرمال میرساند.
اعتیاد؛ فراتر از یک لغزش اخلاقی
این متخصص روانپزشکی با رد باورهای سنتی مبنی بر اینکه اعتیاد صرفا با تکیه بر اراده قابل درمان است، تصریح کرد: اعتیاد بیماریِ مرکزِ اراده است، وقتی مغز دچار تغییرات ساختاری میشود، فرد توانایی مدیریت احساسات خود را از دست میدهد، در واقع این ماده برای بیمار تنها منبع لذت نبوده، بلکه آچار فرانسه او برای مقابله با اضطراب و غم بوده است بنابراین شرم و گناه ناشی از شکستهای مکرر، خود به محرکی برای مصرف دوباره تبدیل میشود.
خطر مرگ در کمین ترکهای خودسرانه
بنیهاشم درباره خطرات جدی پروتکلهای غیرعلمی هشدار داد: ترک ناگهانی الکل و بنزودیازپینها به دلیل افت فعالیت سیستم GABA، میتواند منجر به تشنجهای مرگبار شود.
این استاد دانشگاه افزود: در مورد مواد اپیوئیدی نیز اگرچه خطر مرگ مستقیم در اثر ترک کمتر است، اما فشار شدید فیزیکی بر قلب، در افراد دارای بیماریهای زمینهای، میتواند بسیار خطرناک باشد.
بنیهاشم با اشاره به اینکه درمان باید شامل مدیریت درد، جایگزینیهای ایمن و در نهایت بازسازی مهارتهای زندگی باشد اضافه کرد: بهبود یک فرآیند مزمن است؛ دقیقا مانند مدیریت بیماری دیابت که پانکراس فرد دیگر مثل قبل کار نمیکند، مغز فرد بهبودیافته نیز نیازمند مراقبت مداوم است.
نقش حیاتی خانواده و رویکرد علمی به بهبودی
این روانپزشک دانشگاه در توصیه به خانوادهها، گفت: به جای حمایت مالی از اعتیاد عزیزتان، با او همراهی کنید، اجازه دهید بیمار با پیامدهای رفتارهای خود روبهرو شود، چرا که تا زمانی که رنج مصرف کمتر از لذت آن باشد، تغییر رخ نمیدهد. همچنین از نصیحت کردن بپرهیزید؛ به جای آن، احساسات او را معتبر بشمارید و تلاش کنید تا فضای خانه برای بیمار سنگر باشد، نه دادگاه.
بنیهاشم با اشاره به استراتژیهای عملی برای مقابله با وسوسه خاطرنشان کرد: ولع مصرف مانند یک موج است؛ اوج میگیرد و پس از ۱۰ تا ۱۵ دقیقه ناگزیر فروکش میکند، به جای جنگیدن با موج، باید یاد گرفت روی آن ایستاد و تنها با تمرکز بر ۲۴ ساعت آینده، مسیر بهبود را به قطعات کوچک و قابل مدیریت تقسیم کرد.
بنیهاشم بهبودی از اعتیاد را به بیماریهای مزمن مانند دیابت تشبیه کرد و ادامه داد: همانطور که در دیابت، برای جلوگیری از عوارض ناگهانی مانند سکته قلبی، ابتدا فرد را از خطرات دور میکنیم و مثلا مصرف قند را محدود میکنیم، در اعتیاد نیز ابتدا مواد و روشهای مصرف پرخطر مانند تزریق را با جایگزینهای ایمنتر پیش میبریم تا از آسیبهای فوری جلوگیری شود.

نظر شما