شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۰۳
کد خبر: 400416

چرا بعضی افراد، حتی وقتی می‌دانند یک موقعیت به آن‌ها آسیب می‌زند، باز هم به سراغش می‌روند؟

مازوخیسم چیست؟

چرا گاهی انسان‌ها در روابط، انتخاب‌ها یا رفتارهای خود الگویی را تکرار می‌کنند که برایشان رنج‌آور است؟ آیا پشت این رنج کشیدنِ تکرارشونده چیزی بیشتر از یک انتخاب ساده وجود دارد؟

مازوخیسم یکی از مفاهیمی است که تلاش می‌کند به همین پرسش‌ها پاسخ دهد. این واژه در ذهن بسیاری از افراد تنها با «لذت بردن از درد» شناخته می‌شود، اما در روان‌شناسی معنای گسترده‌تری دارد و می‌تواند به شیوه‌هایی اشاره کند که فرد در آن‌ها به شکل ناهشیار خودش را در موقعیت‌های رنج‌آور قرار می‌دهد.

در این مطلب بررسی می‌کنیم مازوخیسم چیست، چه نشانه‌هایی دارد، چه عواملی در شکل‌گیری آن نقش دارند، و چه زمانی لازم است برای ارزیابی و درمان از روان‌شناس یا مشاور کمک بگیریم.

مازوخیسم چیست؟

وقتی اسم مازوخیسم را می‌شنویم، معمولاً اولین چیزی که به ذهنمان می‌رسد این است که فردی از درد، رنج یا تحقیر شدن لذت می‌برد. اما مازوخیسم فقط به این معنا نیست و برخلاف تصور رایج، همیشه هم به مسائل جنسی مربوط نمی‌شود. گاهی این الگو می‌تواند در رابطه‌های عاطفی، انتخاب‌های شخصی یا حتی نوع برخورد فرد با خودش دیده شود.

اما چرا بعضی افراد بارها در موقعیت‌هایی قرار می‌گیرند که برایشان رنج‌آور است؟ چرا گاهی کسی با وجود اینکه می‌داند یک رابطه، تصمیم یا رفتار به او آسیب می‌زند، باز هم آن را تکرار می‌کند؟

در بسیاری از موارد، خود فرد هم پاسخ روشنی برای این سؤال ندارد. این الگوها ممکن است به تجربه‌های گذشته، تصویری که فرد از خودش ساخته یا باورهایی که در طول زمان درباره خودش پیدا کرده است، مربوط باشند.

از نظر روان‌شناسی، هر نوع تحمل رنج یا سختی کشیدن به معنای مازوخیسم نیست. زمانی این موضوع نگران‌کننده می‌شود که این تمایل به شکل تکرارشونده در زندگی فرد ظاهر شود، باعث آسیب به خودش یا دیگران شود یا روی روابط، کار و کیفیت زندگی او تأثیر منفی بگذارد.

به همین دلیل، روان‌شناسان فقط به یک رفتار مشخص نگاه نمی‌کنند؛ بلکه بررسی می‌کنند فرد چرا چنین رفتاری دارد، این الگو در چه شرایطی شکل می‌گیرد و چه نقشی در زندگی او پیدا کرده است. شناخت این تفاوت‌ها کمک می‌کند مازوخیسم را بهتر بشناسیم و آن را با مفاهیمی مثل فداکاری، صبوری یا تحمل سختی اشتباه نگیریم.

گاهی این الگوها آن‌قدر قدیمی و تکرارشونده می‌شوند که تغییر دادنشان به‌تنهایی دشوار است. در چنین شرایطی، صحبت با یک روان‌شناس یا مشاور می‌تواند به فرد کمک کند تا ریشه‌های این رفتارها را بهتر بشناسد و راه‌های سالم‌تری برای مواجهه با آن‌ها پیدا کند.

نشانه‌های مازوخیسم

مازوخیسم همیشه به یک شکل خودش را نشان نمی‌دهد و ممکن است در هر فرد نشانه‌های متفاوتی داشته باشد. با این حال، برخی از رفتارها و الگوهای زیر در افرادی که گرایش‌های مازوخیستی دارند، بیشتر دیده می‌شود:

  • فدا کردن بیش از حد خود برای دیگران:

این افراد معمولاً نیازها و خواسته‌های دیگران را به نیازهای خودشان ترجیح می‌دهند، حتی اگر این کار باعث خستگی، ناراحتی یا نادیده گرفتن خواسته‌های خودشان شود.

  • تحمل مشکلات به جای درخواست کمک:

وقتی با یک مشکل یا موقعیت سخت روبه‌رو می‌شوند، ترجیح می‌دهند به‌تنهایی آن را تحمل کنند و از دیگران کمک نخواهند؛ حتی زمانی که حمایت دیگران می‌تواند شرایط را برایشان آسان‌تر کند.

  • ماندن در روابط آسیب‌زا:

ممکن است وارد رابطه‌هایی شوند که در آن تحقیر، بی‌توجهی یا سوءاستفاده را تجربه می‌کنند و با وجود آسیب‌هایی که می‌بینند، ترک کردن آن رابطه برایشان سخت باشد.

  • دفاع نکردن از خود:

برخی از این افراد به‌سختی می‌توانند مخالفت کنند، از حقوقشان دفاع کنند یا برای دیگران مرز مشخصی بگذارند. به همین دلیل، بیشتر در معرض سوءاستفاده قرار می‌گیرند.

  • کمال‌گرایی افراطی:

آن‌ها معمولاً معیارهای بسیار سخت‌گیرانه‌ای برای خودشان تعیین می‌کنند و اگر به آن‌ها نرسند، خودشان را به‌شدت سرزنش می‌کنند یا احساس شکست و بی‌ارزشی دارند.

  • نادیده گرفتن نیازهای شخصی:

رسیدگی به خود، استراحت یا انجام کارهایی که برایشان لذت‌بخش است، اغلب در اولویتشان قرار ندارد. گاهی حتی خودشان را از این لذت‌های ساده محروم می‌کنند.

  • سرزنش مداوم خود:

ذهن آن‌ها معمولاً پر از انتقاد و سرزنش است و مدام احساس می‌کنند به اندازه کافی خوب، موفق یا ارزشمند نیستند.

  • خراب کردن فرصت‌های خوب:

گاهی درست زمانی که همه‌چیز در مسیر خوبی پیش می‌رود، ناخواسته تصمیم‌هایی می‌گیرند که نتیجه را خراب می‌کند. این رفتار که به آن «خودشکنی» یا «خودتخریبی» گفته می‌شود، در برخی افراد می‌تواند با الگوهای مازوخیستی همراه باشد.

البته داشتن یکی یا چند مورد از این نشانه‌ها به این معنا نیست که فرد حتماً دچار مازوخیسم است. این رفتارها ممکن است در مشکلات روان‌شناختی دیگری نیز دیده شوند و تشخیص دقیق آن‌ها تنها با ارزیابی روان‌شناس یا روان‌پزشک امکان‌پذیر است.

اگر این الگوها بارها در زندگی‌تان تکرار می‌شوند و روی روابط، شغل یا احساس ارزشمندی شما تأثیر گذاشته‌اند، گفت‌وگو با یک روان‌شناس یا مشاور می‌تواند به شناخت ریشه‌های آن‌ها کمک کند. در کلینیک‌های روان‌درمانی، از جمله کلینیک روان‌پویشی آگاه، این الگوها با رویکردهای تخصصی مورد بررسی و درمان قرار می‌گیرند.

انواع مازوخیسم

مازوخیسم فقط یک شکل ثابت ندارد؛ بلکه در زندگی روزمره و روابط جنسی می‌تواند به دو شکل اصلی دیده شود:

  1. مازوخیسم غیرجنسی

در این نوع، انگیزه‌های جنسی نقشی ندارند. فرد ممکن است به‌طور ناخودآگاه خودش را در موقعیت‌های دشوار قرار دهد، نیازهای اساسی‌اش را نادیده بگیرد یا در روابطی باقی بماند که برای او آسیب‌زا هستند.

  1. مازوخیسم جنسی

در این حالت، فرد از تجربه درد، تحقیر یا سلطه‌پذیری در رابطه جنسیِ رضایت‌مندانه احساس لذت می‌کند. این رفتارها در صورتی که با رضایت کامل طرفین و بدون آسیب جدی همراه باشند، معمولاً به‌عنوان اختلال روانی در نظر گرفته نمی‌شوند. با این حال، اگر این گرایش‌ها باعث اختلال در زندگی روزمره شوند، بهتر است جدی گرفته شوند و در صورت نیاز، دریافت نوبت روان‌درمانی می‌تواند به بررسی بهتر ریشه‌ها کمک کند.

علت مازوخیسم چیست؟

علت‌های مازوخیسم به‌طور دقیق مشخص نیست و نمی‌توان یک دلیل واحد برای آن در نظر گرفت. با این حال، برخی پژوهش‌ها نشان می‌دهند که این الگو ممکن است به تجربه‌های دوران کودکی و سبک‌های سخت‌گیرانۀ تربیتی مرتبط باشد؛ شرایطی که در آن فرد یاد می‌گیرد نیازها و احساساتش را کمتر بیان کند و به‌مرور یک صدای درونی منتقد و سرزنش‌گر در او شکل می‌گیرد. در بزرگسالی، این حالت می‌تواند به شکل نادیده گرفتن خود، ماندن در موقعیت‌های آزاردهنده یا تکرار رفتارهای خودآسیب‌زننده دیده شود.

در کنار این نگاه، عوامل دیگری مثل شرایط روحی، شیوه‌های کنار آمدن با استرس و ویژگی‌های فردی هم می‌توانند در شکل‌گیری این الگو نقش داشته باشند، اما هیچ علت مشخص و یکسانی برای همه وجود ندارد. در این موارد، کمک گرفتن از روان‌شناس یا مشاور می‌تواند در شناخت و تغییر این الگوها مؤثر باشد.

درمان مازوخیسم

درمان مازوخیسم معمولاً از طریق روان‌درمانی انجام می‌شود و هدف آن کمک به فرد برای شناخت بهتر احساسات و الگوهای رفتاری خودش است. در این مسیر، فرد یاد می‌گیرد نیازهایش را جدی‌تر بگیرد، با خودش مهربان‌تر رفتار کند و راه‌های سالم‌تری برای کنار آمدن با فشارهای روانی پیدا کند. روش‌هایی مثل روان‌درمانی تحلیلی یا شناختی‌رفتاری می‌توانند به تغییر این الگوها و کاهش رنج روانی کمک کنند.

کلام پایانی

در نهایت، مازوخیسم الگویی پیچیده است که در آن فرد به‌صورت آگاهانه یا ناآگاهانه در موقعیت‌هایی قرار می‌گیرد که با رنج یا نادیده گرفتن نیازهای خودش همراه است. این الگوها هرچند ممکن است ریشه‌های متفاوتی داشته باشند، اما در بسیاری از موارد قابل درک و قابل تغییر هستند. امروزه دسترسی به روان‌درمانگرها و مراکز تخصصی آسان‌تر از گذشته شده و افراد می‌توانند بسته به شرایط خود، به‌صورت حضوری یا آنلاین از خدمات مشاوره استفاده کنند؛ برای مثال کلینیک روان‌پویشی آگاه نیز در این حوزه خدمات تخصصی ارائه می‌دهد و امکان دریافت کمک حرفه‌ای را فراهم کرده است.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha