به گزارش سلامت نیوز به نقل از اطلاعات، رئیس سازمان بهزیستی کشور از فعالیت ۳۹۱ مرکز اورژانس اجتماعی در سطح کشور خبر داد اما گفت که با اجرای یک پژوهش ملی در هفتههای گذشته، مشخص شد میزان آگاهی مردم از فعالیت اورژانس اجتماعی ۶۰ درصد است.
سیدجواد حسینی، رئیس سازمان بهزیستی کشور، روز گذشته در مراسم گرامیداشت بیست و هفتمین سالروز تأسیس اورژانس اجتماعی، مرکز فوریتهای اجتماعی را یکی از مؤثرترین برنامههای بعد از انقلاب برای کنترل آسیبهای اجتماعی و پناهگاه امن و وجدان بیدار جامعه در مقابله با بحران دانست و تأکید کرد که در شرایط جنگی، در کنار آواربرداری فیزیکی، آواربرداری روانی اهمیت زیادی دارد و به همین دلیل پس از پایان جنگ اخیر، برنامه مداخله و آواربرداری روانی در چهار استان در دستور کار قرار گرفته است.
به گزارش اطلاعات، هشتم شهریور، سالروز تأسیس اورژانس اجتماعی در کشور بود. ۲۷ سال از راهاندازی اورژانس اجتماعی میگذرد و این مراکز در سالهای اخیر در موقعیتهای مختلف، از خشونت و آزار گرفته تا بحرانهای روانی و اجتماعی، مداخله کردهاند. در جریان جنگ اخیر نیز به گفته رئیس سازمان بهزیستی کشور، ۴۵۰ هزار مداخله حرفهای مرتبط با پیامدهای جنگ از سوی اورژانس اجتماعی انجام شده که ۲۹ هزار مورد آن به صورت میدانی بوده است.
به گفته مدیر سابق مرکز سامانه اورژانس اجتماعی، بیشترین گزارش مربوط به کودکآزاری است که از طرف خانواده، همسایهها، آموزش و پرورش، نیروی انتظامی یا خود کودک به اورژانس اعلام میشود.
با این حال، یک مسأله همچنان جدی است و آن این که بسیاری از مردم هنوز نمیدانند اورژانس اجتماعی دقیقا چه زمانی میتواند به کمکشان بیاید.
مسأله فقط اعتماد نیست
براساس پژوهش ملی انجامشده در هفتههای اخیر، فقط ۶۰ درصد مردم از فعالیت اورژانس اجتماعی آگاهی دارند اما نکته امیدوارکننده این است که بیش از ۹۲ درصد کسانی که این مجموعه را میشناسند، به آن اعتماد کامل دارند. یعنی مسأله فقط اعتماد نیست؛ بخش مهمی از ماجرا، شناختن این مسیر کمک است.
دکتر مینو امینزاده، روانشناس، معتقد است اورژانس اجتماعی میتواند در سه سطح فردی، خانوادگی و اجتماعی نقش مهمی داشته باشد؛ بهویژه در لحظههایی که فرد یا خانواده با بحرانی روبهرو میشود که به تنهایی از پس آن برنمیآید.
او در گفتگو با «اطلاعات» افزود: در میان مراجعانش، افرادی بودهاند که از خدمات اورژانس اجتماعی استفاده کردهاند، اما تعداد آنها زیاد نیست. به اعتقاد او یکی از دلایل این موضوع، همان چیزی است که سالهاست در حوزه سلامت روان با آن روبهرو هستیم؛ ترس از قضاوت شدن، خجالت کشیدن و نگرانی از اینکه اگر دیگران بفهمند چه میشود؟
از نگاه این روانشناس، آموزش و فرهنگسازی به اندازه کافی اتفاق نیفتاده است. مردم باید بدانند اورژانس اجتماعی فقط برای یک نوع آسیب یا یک گروه خاص نیست. فردی که بیخانمان شده، کسی که افکار خودکشی دارد و فردی که مورد آزار قرار گرفته یا قربانی خشونت خانگی شده است، ممکن است در یک لحظه به کمک فوری نیاز پیدا کند. در چنین موقعیتی، مسأله این نیست که فرد بتواند همه مشکلاتش را همان لحظه حل کند؛ مهم این است که تنها نماند و زمان را از دست ندهد.
امینزاده تأکید کرد که در بحرانهای روانی، سرعت مداخله اهمیت زیادی دارد. به گفته او اورژانس اجتماعی میتواند در همان لحظه نخست، وضعیت فرد را ارزیابی کند، میزان خطر را بسنجد و در صورت نیاز، او را به مراکز درمانی، قانونی یا حمایتی ارجاع دهد.
اورژانس اجتماعی فقط یک شماره نیست
وجود یک شماره تلفن یا چند مرکز در شهرها به تنهایی نمیتواند یک نظام حمایتی مؤثر بسازد. مردم باید بدانند وقتی بحرانی اتفاق افتاد، دقیقا چه کاری باید انجام دهند و از کجا کمک بگیرند.
امینزاده گفت: هنوز در جامعه، استفاده از خدمات روانشناختی برای بسیاری از افراد آسان نیست. اگرچه نسبت به سالهای گذشته تغییرات زیادی اتفاق افتاده، اما همچنان کسانی وجود دارند که از مراجعه به روانشناس میترسند یا تصور میکنند کمک گرفتن نشانه ضعف است
.
این روانشناس افزود: همین نگاه میتواند در شرایط بحرانی خطرناکتر شود. کسی که در آستانه خودکشی قرار دارد، فردی که از خشونت خانگی رنج میبرد یا کودکی که مورد آزار قرار گرفته، فرصت چندانی برای غلبه بر ترسها و تردیدهایش ندارد. به همین دلیل، اورژانس اجتماعی باید برای مردم به یک مسیر آشنا و قابلاعتماد تبدیل شود؛ مسیری که فرد بداند اگر روزی در یک موقعیت خطرناک قرار گرفت، میتواند بدون ترس از قضاوت شدن، از آن استفاده کند.
مردم باید ببینند که کمک گرفتن ممکن است
به عقیده امینزاده برای فرهنگسازی، فقط اطلاعرسانی رسمی و اعلام شماره تلفنها کفایت نمیکند. او معتقد است مردم باید داستانهای واقعی نجات را ببینند؛ این که یک فرد در یک بحران چگونه کمک گرفته و چگونه توانسته از آن موقعیت عبور کند.
او گفت: تصویرسازی خیلی کمک میکند؛ فیلمهایی که نشان بدهند یک مداخله چقدر اثرگذار بوده و چقدر توانسته به یک فرد کمک کند.
به اعتقاد این روانشناس، تولید فیلم، سریال و مستندهایی که موقعیتهای مختلف بحران را به تصویر بکشند، میتواند به تدریج نگاه جامعه را تغییر دهد. وقتی مخاطب ببیند فردی در یک موقعیت بحرانی کمک گرفته، جانش حفظ شده، از خشونت نجات پیدا کرده یا توانسته مسیر درمان را ادامه دهد، مفهوم کمک گرفتن دیگر یک اتفاق ترسناک و ناشناخته نخواهد بود.
این فرهنگسازی بهخصوص در حوزه خودکشی و خشونت خانگی اهمیت بیشتری دارد.
امینزاده با اشاره به تجربه خود در ارتباط با دانشجویان و فارغالتحصیلان روانشناسی تأکید کرد در چنین موقعیتهایی، باید برای فرد راههای مختلف دریافت کمک وجود داشته باشد؛ راههایی که نگذارند او در لحظه بحرانی تنها بماند. گاهی یک تماس با یک مرکز تخصصی، گاهی مراجعه به یک مرکز درمانی و گاهی تماس با اورژانس اجتماعی میتواند فاصله میان یک بحران و یک فاجعه باشد.
بحران روانی به مثابه بحران جسمی
شاید یکی از مهمترین مشکلات ما این باشد که برای دردهای جسمی، خیلی زود کمک میخواهیم اما وقتی حال روانمان خوب نیست، گاهی ساعتها، روزها یا حتی ماهها سکوت میکنیم.
امینزاده دراینباره گفت: باید این نگاه را تغییر دهیم. بحرانهای روانی هم مثل بحرانهای جسمی هستند.
این جمله ساده، شاید مهمترین پیام روز اورژانس اجتماعی باشد. کسی که حال روانی خوبی ندارد، کسی که احساس میکند دیگر توان ادامه دادن ندارد یا فردی که در معرض خشونت و آزار قرار گرفته، نباید برای کمک خواستن خجالت بکشد. گاهی کمک گرفتن به معنای حل کردن همه مشکلات نیست؛ فقط به این معناست که اجازه ندهیم بحران از چیزی که هست بزرگتر شود.
اورژانس اجتماعی قرار نیست جای همه نهادهای حمایتی، درمانی و قانونی را بگیرد؛ قرار است در همان لحظهای که فرد بیش از همیشه به کمک نیاز دارد، یک راه پیش پای او بگذارد؛ راهی برای این که از بحران عبور کند و بعد، قدمهای بعدی را با کمک متخصصان بردارد.
مقاومت خانوادهها مقابل مداخله اورژانس
دکتر فاطمه سلطانی، معاون اورژانس اجتماعی مرکز فوریتهای اجتماعی، پیشگیری از آسیبها و بازتوانی اعتیاد سازمان بهزیستی کشور نیز درباره چالشهای تیمهای اورژانس اجتماعی هنگام حضور در محل گفت: گاهی تیمهای خدمات سیار اورژانس اجتماعی در محل با مقاومت فرد، خانواده یا حتی اطرافیان مواجه میشوند. این مقاومت بهویژه در مواردی مانند کودکآزاری، همسرآزاری و خشونتهای خانگی بیشتر بوده است.
وی افزود: همکاران تیمهای خدمات سیار با تکیه بر آموزشهای تخصصی، مهارتهای ارتباطی و مداخلات حرفهای تلاش میکنند ضمن حفظ امنیت خود و مراجع، اعتماد فرد را جلب کرده و زمینه مداخله مؤثر را فراهم آورند. همکاری دستگاههای انتظامی و قضایی نیز در موارد پرخطر و نیازمند حمایت قانونی ضروری است.
هم پیشگیری و هم مداخله فوری
معاون اورژانس اجتماعی سازمان بهزیستی کشور درباره این که آیا اورژانس اجتماعی بیشتر در مرحله بحران وارد عمل شده یا توانسته است از رسیدن افراد به مرحله بحران جلوگیری کند؟ گفت: اورژانس اجتماعی هم در مداخله فوری هنگام بحران و هم در پیشگیری از تشدید آسیب نقش دارد.
سلطانی تأکید کرد هدف اورژانس اجتماعی تنها مدیریت بحران نیست و توضیح داد: با شناسایی زودهنگام، ارزیابی تخصصی، ارائه مشاوره فوری و پیگیری پس از مداخله، تلاش کردیم از تبدیل مسائل و آسیبهای اجتماعی به بحرانهای جدیتر و جبرانناپذیر جلوگیری کنیم.
ارزیابی نتایج مداخلات
سلطانی درباره نتایج مداخلات اورژانس اجتماعی و این که چه میزان از پروندهها پس از مداخله به بهبود پایدار وضعیت فرد منجر شده است گفت: اثربخشی مداخلات اورژانس اجتماعی در موضوعات مختلف متفاوت است و نمیتوانیم یک درصد واحد برای همه پروندهها اعلام کنیم. با این حال، ارزیابیها نشان داد بخش قابلتوجهی از مداخلات به کاهش بحران، بازگشت فرد به شرایط ایمن و اتصال او به خدمات حمایتی و تخصصی منجر میشود.
به گفته معاون اورژانس اجتماعی برای سنجش دقیقتر نتایج مداخلات، نظام پیگیری پس از مداخله نیز تقویت شده است. سلطانی گفت: با تقویت نظام پیگیری پس از مداخله در مراکز اورژانس اجتماعی، به دنبال ارزیابی وضعیت خدمتگیرنده و سنجش دقیقتر نتایج پایدار و بلندمدت خدمات اورژانس اجتماعی هستیم.

نظر شما