به گزارش سلامت نیوز به نقل از جام جم، در کشورهای توسعهیافته ازجمله آمریکا، داشتن پزشک خانواده بسیار مرسوم است. در آنجا، افراد ابتدا به پزشک خانواده مراجعه میکنند و در صورت نیاز، براساس نظر او به پزشکان متخصص در حوزههای مختلف ارجاع داده میشوند.
متاسفانه در کشور ما، بهویژه در شهرهای بزرگ، مساله پزشک خانواده هنوز به شکل مطلوب جا نیفتاده است. یکی از دلایل این موضوع، خود مردم هستند. البته در این زمینه پزشکان و دولت نیز نقش دارند و در مجموع نتوانستهایم پزشک خانواده را در شهرهای بزرگ ایران بهدرستی نهادینه کنیم.
این مسأله باعث شده است که افراد در بسیاری از موارد خودشان مستقیما تصمیم بگیرند و براساس تشخیص شخصی، بهدنبال متخصص موردنظرشان بروند. درواقع، مردم کمتر به توصیههای پزشک خانواده، پزشک عمومی یا فردی که بهعنوان پزشک معتمد خانواده میشناسند توجه دارند و ترجیح میدهند خودشان تعیین کنند که در هر مرحله از درمان به چه تخصص و چه پزشکی مراجعه داشته باشند.
مهمترین پیشنیازهای اجرای کامل طرح پزشک خانواده، تامین منابع مالی، ایجاد زیرساختهای لازم، اصلاح نظام بیمهای و همچنین تغییر فرهنگ مراجعه مردم است. همه این عوامل باید در کنار یکدیگر قرار بگیرند تا بتوان نتیجه مطلوبتری از اجرای پزشک خانواده گرفت. از طرف دیگر، دولت نیز باید همکاری و همراهی لازم را داشته باشد و ساختار بیمهها را بهگونهای تنظیم کند که اگر بیماری از طریق پزشک خانواده به پزشک متخصص ارجاع داده شد، مشوقها، تخفیفها و پوششهای بیمهای بیشتری برای او در نظر گرفته شود. این اقدامات میتواند باعث شود افراد جامعه، حتی اگر اطلاعات کاملی درباره جزئیات طرح نداشته باشند، تمایل بیشتری به مراجعه از مسیر پزشک خانواده پیدا کنند. متاسفانه در شرایط فعلی، تفاوت چندانی میان فردی که از طریق پزشک خانواده به پزشک متخصص ارجاع میشود و فردی که مستقیما به متخصص مراجعه میکند، وجود ندارد.
بنابراین، باید زیرساختهای لازم فراهم شود و دولت، فرهنگ عمومی، رسانهها، صداوسیما و مطبوعات نیز در زمینه اطلاعرسانی و فرهنگسازی همکاری کنند تا پزشک خانواده بتواند نقش واقعی خود را ایفا کند. موضوع دیگری که در حوزه خدمات پزشکی مطرح است، بحث هزینههای القایی است. متاسفانه در سیستم درمانی ما مشکلاتی وجود دارد و در برخی موارد هم پزشکان و هم بیماران به سمت دریافت خدمات و داروهای بیشتر سوق پیدا میکنند.

نظر شما