اسماعیل شریعتی فعال صنفی حوزه پرستاری در یادداشتی به سلامت نیوز نوشت: امروز صحبت از ترک شغل، استعفا و مهاجرت پرستاران بیش از گذشته به گوش میرسد. در فضای مجازی نیز هر روز روایتها، تصاویر و ویدئوهایی از شرایط کاری و تصمیم برخی پرستاران برای ترک این حرفه یا مهاجرت منتشر میشود.
ممکن است هر یک از این تصمیمها دلایل شخصی متفاوتی داشته باشد، اما وقتی این موضوع در میان تعداد قابل توجهی از نیروهای یک حرفه تکرار میشود، دیگر نمیتوان آن را صرفاً یک انتخاب فردی دانست؛ بلکه باید آن را بهعنوان یک مسئله مهم در حوزه سیاستگذاری و نیروی انسانی نظام سلامت مورد توجه قرار داد.
یک پرستار برای رسیدن به مرحلهای که بتواند در بیمارستان و کنار تخت بیمار خدمت کند، سالها درس میخواند، آموزش میبیند، کارآموزی میکند و بعد از ورود به حرفه نیز سالها تجربه بالینی به دست میآورد. بسیاری از پرستاران در بخشهای تخصصی و حساس، تجربهای دارند که جایگزین کردن آن به سادگی امکانپذیر نیست.
حالا اگر چنین نیرویی به دلیل شرایط نامناسب اقتصادی و شغلی تصمیم بگیرد استعفا دهد، شغل خود را ترک کند یا در صورت فراهم بودن شرایط، مهاجرت کند، باید پرسید چه اتفاقی افتاده که حفظ نیرویی با این میزان از آموزش و تجربه، تا این اندازه دشوار شده است؟
یکی از موضوعات مهم، وضعیت اقتصادی و معیشتی است. در شرایطی که هزینه مسکن، خوراک، حملونقل و سایر نیازهای ضروری زندگی افزایش پیدا کرده، بسیاری از پرستاران معتقدند دریافتی و مزایای آنها با هزینههای واقعی زندگی تناسب ندارد.
پرستار از یک طرف با مسئولیت سنگین حرفهای، شیفتهای طولانی، کار شبانه، فشار جسمی و روانی و مسئولیت مستقیم در قبال بیمار مواجه است و از طرف دیگر، باید با درآمدی زندگی خود و خانوادهاش را مدیریت کند که ممکن است برای تأمین هزینههای روزمره نیز کافی نباشد.
در چنین شرایطی، طبیعی است که برخی پرستاران به گزینههایی مانند تغییر شغل، ترک خدمت، استعفا یا مهاجرت فکر کنند؛ تصمیمهایی که ممکن است برای خود فرد نیز ساده یا خوشایند نباشد، اما وقتی فاصله میان درآمد و هزینههای زندگی افزایش پیدا میکند، به یک گزینه قابل بررسی تبدیل میشود.
مسئله فقط رفتن یک نفر از بیمارستان نیست. وقتی یک پرستار باتجربه از سیستم خارج میشود، سالها آموزش، تجربه بالینی و مهارت حرفهای او نیز از چرخه خدمترسانی خارج میشود. از طرف دیگر، برای جایگزینی نیروی از دسترفته، صرفاً جذب یک نیروی جدید کافی نیست؛ نیروی جدید نیز به زمان، آموزش، تجربه و محیط مناسب برای رسیدن به سطح مطلوب نیاز دارد.
از همین رو، اگر روند استعفا، ترک شغل و مهاجرت نیروهای متخصص سلامت ادامهدار شود، میتواند برای بیمارستانها و در نهایت برای ارائه خدمات سلامت به مردم چالش ایجاد کند.
البته شرایط اقتصادی و اجتماعی کشور را نمیتوان نادیده گرفت و نظام سلامت نیز از مشکلات عمومی اقتصاد کشور جدا نیست؛ اما دقیقاً به همین دلیل، سیاستگذاری برای حفظ و نگهداشت نیروی انسانی متخصص اهمیت بیشتری پیدا میکند.
امروز شاید مهمترین سؤال این نباشد که چرا یک پرستار میرود؛ بلکه باید پرسید چه باید کرد که پرستارِ باتجربه، متخصص و آموزشدیده، ماندن در کشور و ادامه فعالیت حرفهای خود را انتخاب کند؟
بهبود وضعیت معیشتی، اصلاح نظام پرداخت، واقعیتر شدن ارزش خدمات پرستاری، بهبود شرایط کاری، توجه به فرسودگی شغلی، ایجاد مسیرهای روشن برای پیشرفت حرفهای و افزایش انگیزه ماندگاری، موضوعاتی هستند که نمیتوان آنها را به آینده موکول کرد.
اگر امروز برای حفظ نیروی انسانی حوزه سلامت اقدام نکنیم، ممکن است فردا با کمبود نیرویی مواجه شویم که جایگزینی آن نه سریع خواهد بود و نه کمهزینه.
پرستاری که سالها برای رسیدن به این حرفه تلاش کرده، سرمایه نظام سلامت است. حفظ این سرمایه، فقط حمایت از پرستاران نیست؛ حمایت از سلامت مردم است.
امید است دولت و وزارت بهداشت با نگاه جدیتر و عملیاتیتر به وضعیت پرستاران و سایر کارکنان حوزه سلامت، برای بهبود شرایط اقتصادی و حرفهای آنان اقدام کنند تا مسیر مهاجرت، ترک شغل و استعفا تا حد امکان کاهش پیدا کند.
زیرا در نهایت، پشت هر عدد و آمار، یک انسان قرار دارد؛ پرستاری که شاید فقط میخواهد با شغل خود ، زندگی شرافتمندانهای برای خودش و خانوادهاش بسازد.
افزایش روایتها از استعفا، ترک شغل و مهاجرت پرستاران، زنگ خطری جدی برای نظام سلامت است؛ نیروهایی که پس از سالها آموزش و کسب تجربه، زیر فشار معیشتی، شیفتهای سنگین و فرسودگی شغلی، ماندن در این حرفه را دشوار میبینند. ادامه این روند، علاوه بر آسیب به پرستاران، میتواند کیفیت و دسترسی مردم به خدمات درمانی را نیز تهدید کند.

نظر شما