دوشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۳:۳۲

داماد جنایتکار که همسر و مادرزنش را به قتل رسانده و پدرزنش را زخمی کرده بود برای بررسی سلامت روانی به پزشکی قانونی معرفی شد.

داماد جنایتکار : ۲‌ سال نخوابیده‌ام

سلامت نیوز: داماد جنایتکار که همسر و مادرزنش را به قتل رسانده و پدرزنش را زخمی کرده بود برای بررسی سلامت روانی به پزشکی قانونی معرفی شد.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از همشهری آنلاین، او صبح شنبه با حمله به خانه پدرزنش در شهرزیبا، جنایت هولناكی را رقم زد. متهم دیروز برای تحقیق به دادسرای جنایی منتقل شد و در گفت‌وگو با همشهری انگیزه خود از جنایت را شرح داد.

    چرا دست به این جنایت هولناك زدی؟

همسرم خیلی به خانواده‌اش اهمیت می‌داد. مثلا یك شب پیش از حادثه، عروسی یكی از بستگانش بود، من به او گفتم كه به عروسی نمی‌آیم و تو هم نرو. اما همسرم به حرف من توجهی نكرد و حتی شب حادثه هم در خانه پدر و مادرش خوابید.

    یعنی فقط به‌خاطر همین چیزها دست به جنایت زدی؟

راستش من بیماری روحی و روانی دارم. از بچگی این بیماری با من بود. پزشكان می‌گفتند اسكیزوفرنی دارم. گاهی خوب بودم و گاهی عصبی. واقعا دست خودم نبودم. حتی یك هفته در بیمارستان بستری شدم و دارو مصرف می‌كردم. اما عمده مشكلم این بود كه شب‌ها نمی‌خوابیدم. حتی با قرص هم خوابم نمی‌برد. شاید باورنكنید اما من 2سالی است كه شب‌ها نمی‌توانم بخوابم حتی با قوی‌ترین قرص‌های خواب آور. روزها هم خوابم نمی‌برد. تمام اینها به من فشار آورده بود.

    از زندگی‌ات راضی بودی؟

زندگی بدی نداشتم، خانه داشتم، 2 تا ماشین داشتیم اما این بیماری عذابم می‌داد. به حدی كه دوبار دست به‌خودكشی زدم اما همسرم به‌موقع رسید و نجاتم داد. پزشكان هم می‌گفتند خوب شدنی دركار نیست فقط می‌توانی این بیماری را با دارو كنترل كنی.

    چرا درخواست طلاق ندادی؟

من عاشق همسرم بودم، پسری 5ساله دارم. با اینكه بیمار بودم اما همسرم همیشه هوایم راداشت و حامی من بود. من شیفت شب كار می‌كردم و همسرم شیفت صبح. با هم همكار بودیم. روزها كه همسرم سركار بود، از پسرم نگهداری می‌كردم و نمی‌دانم چه شد كه جنون سراغم آمد و جان همسرم و خانواده‌اش را گرفتم. البته شنیده‌ام كه پدرزنم زنده است.

    از روز حادثه بگو؟

صبح زود بود به خانه پدرزنم رفتم، همسرم شب آنجا مانده بود. با پدرزنم مشاجره كردیم تااینكه پسرم را برداشتم و به خانه مادرم بردم. دوباره به خانه پدرزنم برگشتم، با هم مشاجره كردیم كه پدرزنم از دخترش حمایت كرد. عصبی شدم و با چاقو به سمتش حمله كردم. مادرزن و همسرم هم به دفاع از او به سمت ما آمدند كه آنها را هم با چاقو زدم. همسرم به داخل حیاط فرار كرد كه دنبالش كردم. دوباره به خانه برگشتم كه پدرزنم به كوچه رفته بود و من دوباره مادرزنم را با چاقو زدم حتی دستان خودم هم زخمی شدم. حالا اما به‌شدت پشیمانم و دوست دارم زودتر قصاص شوم چون خطا كردم و باید مجازات شوم.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 2 =