یک جامعه‌شناس با اشاره به پیامدهای جنگ چهل‌روزه تأکید می‌کند که در میان اهداف سیاسی و نظامی، رنج انسان‌ها عملاً نادیده گرفته شده و ارزش‌های انسانی به حاشیه رانده شده‌اند.

جنگ، نابرابری‌های طبقاتی را عمیق‌تر می‌کند/ تهدید خارجی، تضادهای داخلی را پنهان می‌سازد

به گزارش سلامت نیوز به نقل از ایلنا، یک جامعه شناس و استاد دانشگاه گفت: در جنگ آنچه اساساً به حساب نمی آید رنج انسان است. مشخصاً در این جنگ چهل روزه، دشمن کوشید که رنگ و لعاب بشردوستانه به اهداف ضدبشری و امپریالیستی خود بدهد، اما به زودی مشخص شد تنها چیزی که در این میان اهمیت ندارد انسان است.

«سیمین کاظمی» پزشک و جامعه‌شناس در خصوص تأثیر جنگ بر ساختارهای اجتماعی گفت: جنگ پیامدهای اجتماعی متعددی دارد. جنگ چهل روزه ترمز زندگی اجتماعی و روزمره را کشیده و تقریباً حرکت جامعه را متوقف کرد. افق ابهام‌آلود ناشی از جنگ، امکان برنامه ریزی و تصمیم گیری را از جامعه سلب کرده و زندگی اجتماعی را به وضعیت تعلیق برده است.

پرسش بی‌پاسخ «چه خواهد شد؟» اضطراب عمیقی را در جامعه به وجود آورده است

وی افزود: احساس ناامنی، تعطیلی کسب و کارها و قطع اینترنت موجب محدود شدن ارتباطات اجتماعی و انزوای اجباری شده است. نگرانی برای آینده کشور و آینده شخصی و پرسش بی‌پاسخ «چه خواهد شد؟» اضطراب عمیقی را در جامعه به وجود آورده است. جنگ جامعه را بر نیازهای پایه مانند امنیت و غذا متمرکز کرده و سایر نیازها و ملزومات زندگی اجتماعی را از اولویت خارج کرده است. اینها تبعات اجتماعی جنگ در حال حاضر است و در آینده نیز تبعات درازمدت آن آشکار خواهد شد.

این جامعه‌شناس با اشاره به اینکه جنگ نابرابری‌های طبقاتی در جامعه را تشدید می‌کند، تصریح کرد: هزینه جنگ عمدتاً از جیب فرودستان پرداخت می‌شود و فرودستان بیشترین آسیب را از آن متحمل می‌شوند. در مقابل برخی ثروتمندان از آن به عنوان فرصتی برای افزایش سود و سرمایه استفاده می‌کنند. جنگ‌های احتمالی به افزایش بودجه نظامی و احتمالا کاهش بودجه رفاهی منجر می‌شود و فقرا و فرودستان اجتماعی که بیشتر از دیگران متکی به بودجه رفاهی و حمایتی هستند، تبعات آن را به دوش می‌کشند.

در پساجنگ، فقرا فقیرتر می‌شوند

به گفته وی، در واقع ریاضت کشی دوره جنگ و پساجنگ و بحران اقتصادی ناشی از آن موجب می‌شود فقرا فقیرتر شوند و شکاف طبقاتی گسترده‌تر شود. جنگ و بحران اقتصادی، بیکاری گسترده و اخراج کارگران را به دنبال داشته که تبعات بعدی آن گسترش فقر و محرومیت و آسیب‌های اجتماعی در کشور است. در مقابله با شرایط جنگی، فقرا کمتر امکان ترک مناطق خطرناک و مهاجرت موقت و ترک شغل را دارند، چون نه جایی دارند که بروند و نه پس اندازی دارند که بدون درآمد زندگی‌شان را بگذرانند. در عوض صاحبان ثروت و سرمایه به دلیل تورم و افزایش قیمت‌ها به ارزش دارایی‌هایشان افزوده می‌شود. در مجموع جنگ نابرابری طبقاتی را بیش از پیش تشدید می‌کند.

کاظمی با بیان اینکه همبستگی اجتماعی در دوره جنگ نوعی همبستگی مکانیکی است که بر اساس احساسات و نگرانی‌های مشترک اعضای جامعه شکل می‌گیرد، اظهار داشت: این نوع همبستگی یک امر موقتی و مربوط به دوره جنگ است و به همان سرعت که شکل می‌گیرد، با رفع تهدید خارجی و با سربرآوردن تضادهای اجتماعی و طبقاتی محو می‌شود و رنگ می‌بازد.

تهدید خارجی تضادهای داخلی را پنهان می‌کند

وی در خصوص افزایش حس تعلق به حاکمیت در جامعه در دوران جنگ نیز گفت: عروج احساسات و ارزش‌های میهن پرستانه ممکن است به همبستگی ملی و تقویت ایده «ما» در مقابل «آن‌ها» منجر شود. در تهدید خارجی به ناچار تضادهای داخلی پنهان می‌شود یا به عمق می‌رود، اما برای همیشه از بین نمی‌رود. در طول جنگ و تجاوز نظامی، جامعه به صورت داوطلبانه یا اجباری خواسته‌های زمان صلح را کنار می‌گذارد و می‌خواهد که حاکمیت و نیروی نظامی به دفع حمله خارجی و دفاع از کشور مشغول باشند. البته این انسجام ملی در صورت تداوم و طولانی شدن جنگ و فرسایش روانی جامعه ممکن است تحلیل برود.

این جامعه‌شناس با اشاره به تغییر معنای زندگی افراد در شرایط جنگ توضیح داد: جنگ به خصوص جنگ فعلی که مناطق مسکونی و غیرنظامی نیز هدف قرار گرفته اند، بیش از هر زمانی خطر مرگ را به شهروندان نزدیک کرد. اینکه مشخص نیست آیا در ساعت بعد زنده باشی یا نه نگاه به زندگی و مرگ را تحت تأثیر قرار می‌دهد. جنگ ممکن است برای برخی زندگی را ارزشمندتر کند که قدر آن را بدانند و خواهان صلح و آرامش باشند. برای برخی دیگر نیز ممکن است موقتی بودن و ناپایداری جهان را یادآوری کند و انگیزه زندگی را از آن‌ها سلب کند.

کاظمی تأکید کرد: در جنگ آنچه اساساً به حساب نمی‌آید رنج انسان است. مشخصاً در این جنگ چهل روزه، دشمن کوشید که رنگ و لعاب بشردوستانه به اهداف ضدبشری و امپریالیستی خود بدهد، اما به زودی مشخص شد تنها چیزی که در این میان اهمیت ندارد انسان است.

وی در پایان تصریح کرد: در اولین روز جنگ بیش از ۱۶۰ کودک کشته شدند و کشتار ادامه یافت، مدارس، دانشگاه‌ها، بیمارستان‌ها، مراکز تحقیقاتی و صنعتی مورد حمله قرار گرفتند که همه اینها مصداق نقض حقوق بشر و جنایت جنگی است. وقتی رییس جمهور کشور متجاوز، به صراحت تهدید به نابود کردن یک تمدن و حمله به زیرساخت‌های کشور می‌کند و کشورهای دیگر را هم در نوبت جنگ و حمله قرار داده، باید فهمید که جهان با چه شرّ بزرگ و نیروی اهریمنی مواجه است.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha