به گزارش سلامت نیوز به نقل از اطلاعات، تورم بالا باعث شده است برخی از مردم ملک یا ماشین چند میلیاردی داشته باشند، اما همزمان قادر به تعمیر خانه یا خرید قطعه یدکی برای خودرو خود نیستند
مردم ایران در شرایطی با موجی از گرانی روبرو هستند که فضای بلاتکلیف «جنگ میشود- جنگ نمیشود» به خودیِ خود برای مشوششدن ذهن جامعه کافی است. بنابراین در شرایط فعلی این نکته مهم که «رهایی مردم از دغدغههای معیشتی» از هرلازمی لازمتر و از هر واجبی واجب تر است، بر هیچ کس پوشیده نیست. با این توضیح که نمیتوان دشواری مسئولیت نظام حکمرانی در راستای مدیریت اقتصاد کشور را در شرایطی که کشور درگیر فضای جنگی است، نادیده گرفت.
دکتر مرتضی افقه، تحلیلگر اقتصادی و دانشیار دانشگاه شهید چمران اهواز بااشاره به بروز پدیده میلیاردهای فقیر در شرایط تورمی کنونی، درباره الزام و شروط عبور از چالش اقتصادی پیشرو و تحقق رشد اقتصادی سخن گفته است. متن گفتگو را میخوانید:
* پدیده میلیاردرهای فقیر ریشه در چه مشکلاتی دارد و چه تبعاتی میتواند داشته باشد؟
- اینکه برخی از مردم ملک یا ماشین چند میلیاردی دارند، اما توان مالی برای تعمیر خانه یا خرید یک وسیله ضروری برای ماشین خود را ندارند، ریشه اش در سیاستهای غلط در برنامهنویسی و حکمرانی اقتصادی است. در واقع، شلختگی اقتصادی موجب شده، سرعت تورم با سرعت درآمدها تناسبی نداشته باشد. بنابراین، کسانی که از قدیم خانهای داشتند، ارزش خانهشان به مرور و به خصوص در دو دهه گذشته با تورم شتاب بیشتری گرفته و بدون اینکه درآمدشان متناسب با تورم بیشتر شود، داراییشان گران شده است. بنابراین به همان مقداری که داراییهای شان گران شده ، باید با درآمد کم برای خانه یا ماشین چند میلیاردی هزینه کنند که این به خودیِ خود برای مردم مشکل ایجاد میکند. حتی وقتی ماشین لباسشویی به تعمیر احتیاج پیدا میکند، هزینه خرید یکقطعه آن بخش زیادی از حقوق ماهانه آنها را میطلبد. به همین دلیل باید تاکید کرد پدیده میلیاردرهای فقیر مصداق بارز بحران تورمی است.
* البته بسیاری از مردم نه خانه به اسم خود دارند و نه ماشین.
- به نکته خوبی اشاره کردید. افرادی که در سالهای گذشته ماشین یا خانه ای خریداری نکردهاند، با این درآمدها و حقوقهایی که پرداخت میشود، نه تنها امکان خانهدارشدن یا خریدن خودرو را ندارند، بلکه حتی امروز خرید وسایل خانه از جمله ماشین لباسشویی ودیگر انواع لوازم خانگی هم برایشان مشکل شده است. یعنی باید برای خرید ماشین لباسشویی یا تلویزیون حقوق ۴ماه خود را پرداخت کنند؛ تازه درشرایطی که نه بخورند و نه بپوشند و نه اجارهخانه و اقساط وامهایشان را بدهند.
* گرانی در شرایطی مردم را تنگدست و بالطبع نگران کرده است که کشور سایه جنگ را بالای سر خود احساس میکند. در این شرایط برای رفع یا کاهش گرانیها چه باید کرد؟
- اینکه در شرایط دشوار فعلی بیشتر از حد ممکن آسیبپذیر شدهایم، به دلیل بیتدبیری در تصمیم گیری سه دهه گذشته است؛ بهطوریکه در مواجهه با تحریم بهقدری آسیبدیدهایم که تورم ۲ رقمی مستمر را متحمل شدهایم. این درست که در درگیری نظامی با آمریکا ورژیم صهیونیستی مقاومتی قهرمانانه وجانانه و بازدارنده از خود به نمایش گذاشتیم و مقاومتمان هم نتیجه داد، اما نمیتوانیم از این واقعیت چشمپوشی کنیم که به لحاظ اقتصادی با اینکه در روزهای جنگی دولت ارزاق را به دست مردم میرساند، وضعیت نامطمئنی را تجربه میکنیم. حتی کار به جایی رسیده است که قشر ضعیف برای خرید تخممرغ هم باید حساب و کتاب کند.
* رهایی از این موقعیت مستلزم توجه نشان دادن به چه بایدها و نبایدهایی است؟
- پیشنیاز اینکه روی ریل اصلاحات اقتصادی و توسعه قرار بگیریم، چیزی جز این نیست که جنگ به هر نحو ممکن با حفظ عزت، غرور ملی و تمامیت ارضی کشور تمام شود. همچنین لازم است، تنشهای سیاسی ما با کشورهای دیگر بهخصوص غربی و همسایگان حوزه خلیج فارس صفر شود که این موارد «شرط لازم» است. «شرط کافی» هم برای عبور از بحران، تحول و تجدیدنظر اساسی در بینش حکمرانی است تا ناکارآمدیها در بلندمدت اصلاح شوند. همچنین باید تاکید کرد که اصلاح ساختار اقتصادی با دوپینگ نفت میسر نمیشود و نیاز به قدرت منطقی و واقعبین فکری نیروهای انسانی متخصص دارد، بنابراین باید نظام حکمرانی با ضرورت تحولات ساختاری را کنار بیاید چرا که در غیر این صورت شلختگی اقتصادی تداوم خواهد داشت.
* اگر جنگ از سر گرفته شود، از چه پتانسیل و داراییهایی برای مدیریت اقتصادی در آن شرایط برخورداریم؟
- اگر فضای جنگی ادامه داشته باشد، متاسفانه دستمان چندان پر نخواهد بود. البته دولت پیشبینیهای لازم برای موجودی ارزاق و کالاهای اساسی را کرده ومرزهای گسترده کشور و ظرفیتهای متنوع اقتصاد ایران هم به گونهای است که کشور را تحریم و محاصرهناپذیر میسازد، اما درعینحال، واقعیت این است که این موضوعات اثر خود را بر اقتصاد و روند توسعه برجای میگذارد؛ چرا که به عنوان مثال ما نیروهای زبده و کارشناس را متاسفانه به کار نگرفتهایم تا مجبور به مهاجرت شوند. آن هم در شرایطی که «تکیه به نیروهای متخصص» یکی از الزامهای رشد و توسعه به حساب میآید. درواقع، درآمدهای نفتی به غلط این ذهنیت را به وجود آورده است که به نیروهای کارشناس احتیاج چندانی نداریم و وابستگی به دلار نفتی موجب شده، تحریم های نفتی اثر خود را بر روی مناسبات اقتصادی بگذارند.
* در این شرایط دیپلماسی فعال چه کمکی میتواند به بهبود شرایط اقتصادی بکند؟
- به نتیجهرسیدن مذاکرات از طریق دیپلماسی به بهبود قابلتوجه وضعیت اقتصادی منجر میشود اما موفقیت این مذاکرات هم بستگی به این دارد که از اصول خود تخطی نکنیم. به این معنی که تمامیت ارضی و استقلالمان زیر سئوال نرود. اینکه گرفتاری مردم ما را به سمت توافق ببرد، اصلی انکارنشدنی است. اما به این شرط که توافق طوری نباشد که دشمنان در آینده بتوانند سفرههای مردم را روز به روز کوچکتر کنند. به هرحال تا مذاکرات با حفظ اصول به نتیجه نرسد، نمیتوانیم توقع گرهگشایی از اقتصاد داشته باشیم. البته در مذاکره اینکه چقدر و تا کجا چانهزنی کنیم، بستگی به اولویتها دارد که حتما «تلاش برای ترمیم فضای کدر اقتصادی» یکی از اولویتهای اصلی باید باشد.
* با توجه به شرایط جاری ، چه چشم اندازی را برای مناسبات اقتصادی میتوان متصور شد؟
- اگر جنگ تمام نشود، اگر تحریمها ماندگار باشند و اگر تنش منطقهای و فرامنطقهای رفع و رجوع نشود، متاسفانه با موقعیتی مملو از تهدید و فشار اقتصادی روبرو خواهیم شد و چون هنوز هیچچیزی در این راستا قطعی نیست، از همین حالا باید برای احتمالات مختلف برنامهریزی کرد.

نظر شما