به گزارش سلامت نیوز به نقل از پیام ما، بازار جهانی داروهای لاغری با سرعتی بیسابقه درحالرشد بوده و بهزودی به ۲۵۰ میلیارد دلار میرسد. لاغری از منظر جامعهشناسی دیگر فقط یک مسئله مربوط بهسلامت نیست، بلکه به نمادی از موفقیت، منزلت اجتماعی و سبک زندگی مدرن تبدیل شده است. از آمریکا تا ایران، میلیونها نفر برای رسیدن به «بدن ایدهآل» به مصرف دارو، رژیمهای سخت و جراحیهای پرهزینه روی آوردهاند.
مصرف داروهای لاغری یا چاقی و انواع جراحیها مانند پیکرتراشی و… در دو دهه اخیر رشد فزایندهای را در بسیاری از جوامع داشته و در این میان بخش بسیار زیادی از صنایع سلامت و مراکز پزشکی و دارویی جهان نیز سرمایهگذاری بسیار زیادی را در این حوزه انجام دادهاند.
بازار بزرگ داروهای لاغری
شرکتهای دارویی هر ساله نسلهای جدیدی از داروهای مرتبط با این حوزه را تولید وارد بازار میکنند. داروهای خانواده GLP-1 مانند Wegovy، Ozempic و Zepbound پرفروشترین این داروها هستند و برآوردها نشان میدهد که میزان فروش انواع این داروها همچنان در حال افزایش بوده بهگونهای که تا سال 2030، ارزش بازار آنها به 250 میلیارد دلار در سطح جهان میرسد.
بیش از 90 تا 95 درصد بازار همچنان در اختیار ایالات متحده امریکا، چرا که بیشترین میزان مصرف این دسته از داروها نیز در همان کشور است. نظرسنجیهای مختلف نشان میدهد که از هر هشت نفر شهروند امریکایی، یک نفر تجربه مصرف این داروها را برای کاهش وزن داشته است.
پوشش بیمه داروهای لاغری در کانادا موجب شده است تا شهروندان کانادایی همچون همسایگان جنوبی خود به مصرف بالای این داروها بپردازند، بر همین اساس کانادا رتبه دوم را پس از آمریکا در مصرف داروهای لاغری دارد. آلمان، ژاپن، عربستان سعودی و برزیل پس از امریکا و کانادا بازارهای بزرگ مصرف داروهای لاغری هستند.
در بازارهای ایران هم طی سالهای اخیر استقبال بسیار زیادی از انواع داروهای لاغری و بهویژه داروهای خانواده GLP-1 شده است، اگرچه آمار رسمی و دقیقی از میزان مصرف این داروها وجود ندارد، چرا که هشدارهای وزارت بهداشت و سازمان غذا و دارو نشان میدهد که بسیاری از این داروها مجوزی از سازمان غذا و دارو نداشته و عمدتاً از کانالهای قاچاق وارد ایران شده و در بازارهای غیررسمی و از طریق شبکههای اجتماعی به فروش میرسند. نکته دیگری که در این میان وجود دارد، فرهنگ ایرانی همواره جایگاه ویژهای را برای داروهای طبیعی و گیاهی قائل بوده است به همین دلیل بخش زیادی از داروهایی که باهدف لاغری در ایران استفاده میشود، داروها و ترکیبات گیاهی و طبیعی هستند.
لاغری مد و عرصه نمایش زیبایی
اگرچه وزن مناسب همیشه فاکتوری برای سلامت افراد بوده است و چاقی یا لاغری بهعنوان ریسک فاکتورهای برخی بیماریهای غیرواگیر شناخته میشوند، اما باید دانست که هم چاقی و هم لاغری در برخی زمانها بهعنوان مُد شناخته شده و جایگاه اقتصادی و اجتماعی را معرفی میکرد.
تا پیش از آغاز قرن بیستم و اواخر قرن نوزدهم همواره بدن فربه و چاق یکی از معیارهای زیبایی و نشاندهنده ثروت و رفاه بود. بااینحال از دهه 1920 کمکم لاغری بهعنوان یکی از معیارهای زیبایی بهویژه برای زنان در مجلات مد آن زمان جای چاقی و بدنهای معمولی را گرفت. در این دوره، الگوی تازهای از زن مدرن با عنوان «فلاپر» رواج یافت؛ زنانی بااندام باریک، لباسهای آزاد، موهای کوتاه و ظاهری متفاوت از زنان قرن نوزدهم. سینما، مجلات مد را اشباع کرد.
در دهه ۱۹۵۰ دوباره بدنهای معمولی محبوب شدند، اما این روند دوام چندانی نداشت. در دهه ۱۹۶۰، مدل بریتانیایی «توییگی» بااندام بسیار لاغر خود به نماد مد جهانی تبدیل شد و از آن زمان، لاغری بهتدریج به استاندارد غالب صنعت مد بدل شد. در دهه ۱۹۸۰، مفهوم «بدن ایدهآل» وارد مرحله تازهای شد؛ دیگر فقط لاغری کافی نبود و بدن باید ورزیده و «فیت» هم میبود. فرهنگ باشگاه، ایروبیک و رژیمهای غذایی در سراسر جهانگسترش یافت.
از دهه ۲۰۰۰ و با ظهور شبکههای اجتماعی، فشار برای رسیدن به بدن ایدهآل شدت بیشتری پیدا کرد. جامعهشناسان معتقدند در جهان مدرن، لاغری دیگر فقط یک سلیقه زیبایی نیست، بلکه به مفاهیمی مانند موفقیت، کنترل فردی، جوانی و منزلت اجتماعی گرهخورده است. در همین دوره است که لاغری علاوه بر نمایش بدن بهمثابه یک مدیوم در جوامع دوباره جایگاه خود را در حوزه سلامت نیز به دست آورد و داروها و عملهای جراحی و اقدامات تهاجمی پزشکی نیز بهعنوان یک راهکار سریع مطرح شدند.
تن آدمی ابزار نمایش
وقتی زمانی چاقی و زمان دیگری لاغری بهعنوان ابزاری برای نمایش منزلت اجتماعی شناخته میشود، این پرسش به وجود میآید که چه اتفاقی رخداده که استقبال از چاقی در یک دوره و لاغری در دوره دیگر نه باهدف سلامت که به عرصه نمایش طبقه و جایگاه اجتماعی تبدیل میشود. «تورشتن وبلن» نخستین جامعهشناسی بود که به مسئله بدن و منزلت اجتماعی پرداخت. او در سال 1899 توضیح داد که طبقات بالا از ظاهر و سبک زندگی برای نمایش جایگاه اجتماعی خود استفاده میکنند. در آن دوره، که چاقی هنوز در برخی جوامع نشانه رفاه بود، بدن به ابزار «نمایش طبقه» تبدیل شده است. «نوربرت الیاس» در کتاب فرایند متمدن شدن استدلال کرد که جوامع مدرن بهتدریج رفتارهای بدنی را کنترل و خصوصی میکنند بر همین اساس انسان مدرن باید بدن خود را مهار کند. نظریه الیاس بعدها مبنایی برای تحلیل لاغری شد، چرا که نشان میداد چگونه «کنترل اشتها» و مراقبت دائمی از بدن به ارزش اجتماعی تبدیل میشود. بر همین اساس رژیمگرفتن، خوردن دارو یا ورزشکردن فقط یک رفتار پزشکی و تلاش برای حفظ سلامت نیست، بلکه بخشی از فرایند اجتماعیِ تربیت بدن در جهان مدرن است.
شرافت به جان است یا تن؟
اگرچه همواره ایرانیان معتقد بودند که شرافت تن آدمی به دلیل جان او است، اما کمکم این نگاه در جهان تغییر پیدا کرد. «اروینگ گافن» در دهه 1950 گفت که افراد دائماً تلاش دارند تصویری مطلوب از خود ارائه دهند و در نظریه «ارائه خود» گفت که ظاهر بدن یکی از مهمترین ابزارهای قضاوت اجتماعی است. بعدها جامعهشناسان از ایدههای او برای تحلیل فرهنگ لاغری استفاده کردند. در این چارچوب نظری، «بدن لاغر» نوعی «نمایش موفقیت» است شبکههای اجتماعی امروز، این وضعیت نمایشی را شدیدتر کردهاند و بدن را به بخشی از هویت عمومی افراد تبدیل کردهاند. «پیر بوردیو» هم در کتاب «تمایز»، نشان داد که میان سلیقه غذایی و ویژگیهای ظاهری بدن و طبقه اجتماعی یک ارتباط مستقیم وجود دارد. او معتقد بود طبقات متوسط و بالا معمولاً رژیمهای سالمتر و بدنهای لاغرتر را ترجیح میدهند، زیرا لاغری نشانه «کنترل بر خویشتن» و برخورداری از سرمایه فرهنگی است. در این نگاه، بدن فقط یک واقعیت زیستی نیست، بلکه نشانهای از موقعیت اجتماعی افراد است.
«میشل فوکو» فرانسوی هم بدن را در چارچوب قدرت و کنترل اجتماعی تبیین میکند و توضیح میدهد که در جوامع مدرن، افراد یاد میگیرند دائماً بدن خود را زیر نظر بگیرند؛ وزن، غذا، ورزش و ظاهرشان را کنترل کنند. در این چارچوب، تمایل به لاغری فقط انتخاب شخصی نیست، بلکه نتیجه فشار اجتماعی برای تولید «بدن استاندارد» است. رژیم غذایی، شمارش کالری و وسواس تناسباندام از نظر فوکو شکلهایی از «خود – انضباطی» هستند؛ یعنی انسانها بدون اجبار مستقیم، خودشان بدنشان را مطابق معیارهای جامعه تنظیم میکنند.
«سوزان بوردو» از نخستین نظریهپردازانی بود که فرهنگ لاغری را از منظر فمینیستی تحلیل کرد. از نظر او بدن زنان در جوامع مدرن دائماً تحت نظارت فرهنگی قرار دارد. به گفته او، رسانهها و صنعت زیبایی این تصور را میسازند که زن ایدهآل باید همواره لاغر، جوان و کنترلشده باشد. بوردو اختلالات خوردن را فقط بیماری فردی نمیداند، بلکه آن را نتیجه فشار اجتماعی و استانداردهای سختگیرانه زیبایی میداند؛ استانداردهایی که زنان را به نارضایتی دائمی از بدن خود سوق میدهند.
«برایان ترنر»، بدن را در چارچوب یک جامعه مصرفی تبیین میکند و معتقد است که در چنین جامعهای، بدن به پروژهای دائمی برای اصلاح و بازسازی تبدیل میشود. در این نگاه، افراد موظفاند همواره روی ظاهر خود کار کنند؛ از رژیم غذایی و ورزش تا جراحی زیبایی و مصرف داروهای مختلف باهدف بازسازی و سازگاری با جامعه. ترنر توضیح میدهد که فرهنگ مدرن، بدن لاغر را با موفقیت، سلامت و جذابیت پیوند زده است. به همین دلیل بسیاری از افراد احساس میکنند ارزش اجتماعیشان بهظاهر بدن وابسته است. بر همین اساس میتوان گفت که رشد انفجاری بازار داروها و جراحیهای لاغری نشان میدهد که بدن در جهان امروز دیگر فقط یک مسئله پزشکی نیست، بلکه به عرصهای برای نمایش هویت، منزلت و موفقیت اجتماعی تبدیل شده است. در چنین شرایطی، مرز میان «سلامت» و «فشار فرهنگی برای رسیدن به بدن ایدهآل» هر روز کمرنگتر میشود

نظر شما