به گزارش سلامت نیوز به نقل از اطلاعات، تورم، رستورانها و خانوارها را به سمت انتخابهای کوچکتر برده است.
شاید رستورانها همچنان شلوغ باشند، اما بشقابها کوچکتر شدهاند. از نیمپرسهای چندصدهزار تومانی تا مینیبرگرها و مینیپیتزاهایی که حالا جای وعدههای کامل را گرفتهاند، نشانههای تغییر الگوی مصرف در زندگی روزمره ایرانیان بیش از هر زمان دیگری به چشم میآید. در شرایطی که تورم مواد غذایی، رکوردهای تازهای ثبت میکند و قدرت خرید خانوارها کاهش یافته است، کوچک شدن حجم غذاها دیگر فقط یک راهکار تجاری برای رستورانها نیست؛ بلکه روایتی از کوچک شدن سفرهها، فشار بر طبقه متوسط و تغییر سبک زندگی جامعه ایرانی است.
علیرضا راننده تاکسی اینترنتی، میگوید رستوران رفتن همیشه یکی از تفریحات مورد علاقهاش بوده است. او دوست دارد دستکم ماهی یک بار همراه فردی که دوستش دارد به رستوران برود اما افزایش مداوم قیمت غذا این عادت را به انتخابی پرهزینه تبدیل کرده است.
او رستوران را صرفا محلی برای غذا خوردن نمیداند و میگوید: وقتی به رستوران میروم، نوع برخورد و پذیرایی باعث میشود احساس احترام و ارزشمندی کنم. در شغل ما گاهی برخی مسافران چنان رفتار میکنند که انگار از راننده طلبکارند، اما فضای رستوران برای مدتی این حس را کمرنگ میکند.
با این حال، هزینه غذا خوردن در بیرون از خانه برای بسیاری از شهروندان به چالشی جدی بدل شده است. شاهین که گاهی ناچار است وعدههای غذایی خود را بیرون از منزل تهیه کند، میگوید به دلیل قیمتهای بالا معمولا نیمپرس سفارش میدهد.
به گفته او، قیمت یک چلوکوبیده نیمپرس با یک سیخ ۱۲۰ گرمی کباب و یک گوجهفرنگی به حدود ۲۹۶ هزار تومان میرسد. چلوجوجه نیمپرس نیز با ۳۵۰ گرم برنج و ۱۳۰ گرم جوجه بدون استخوان تقریبا همین قیمت را دارد. او تأکید میکند که این قیمتها مربوط به رستورانهای حاشیه تهران است.
سارا، کارمند یک شرکت در مرکز تهران نیز از تغییر الگوی مصرف خود میگوید. او زمانی که فرصت یا امکان تهیه غذا در خانه را ندارد، به سراغ گزینههای کوچکتر میرود؛ غذاهایی مانند مینیبرگر، مینیپیتزا یا سالادهای کمحجم. به گفته او، قیمت یک مینیبرگر حدود ۲۵۰ هزار تومان است و قیمت مینیپیتزاها بسته به نوع و محل عرضه از ۳۰۰ تا ۷۰۰ هزار تومان متغیر است.
تورم؛ عامل اصلی تغییر الگوی مصرف
افزایش هزینه غذا در رستورانها را نمیتوان جدا از روند کلی تورم مواد غذایی بررسی کرد. آمارهای رسمی منتشرشده پس از حذف ارز ترجیحی، از جهش کمسابقه قیمت خوراکیها خبر میدهند. براساس گزارش مرکز آمار ایران، تورم نقطهبهنقطه گروه خوراکیها و آشامیدنیها در اسفند ۱۴۰۴ نسبت به مدت مشابه سال قبل به ۱۱۳.۸ درصد رسیده است؛ رقمی که نشان میدهد هزینه تأمین بسیاری از اقلام غذایی در مدت یک سال بیش از دو برابر شده است.
در میان گروههای مختلف، نان و غلات با تورم ۱۴۰ درصدی، روغنها و چربیها با رشد ۲۱۹ درصدی و لبنیات، شیر و تخممرغ با افزایش ۱۱۶.۸ درصدی بیشترین سهم را در فشار بر سبد مصرفی خانوارها داشتهاند. این روند در گزارشهای فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۵ نیز ادامه یافته و از تداوم موج گرانی مواد غذایی حکایت دارد.
این آمارها بازتاب همان واقعیتی هستند که خانوارها هر روز در فروشگاهها، بازارها و رستورانها با آن مواجه میشوند؛ واقعیتی که خوراک را به یکی از مهمترین کانونهای فشار تورمی در زندگی روزمره تبدیل کرده است.
ظهور منوهای اقتصادی
افزایش قیمت مواد اولیه و کاهش قدرت خرید مشتریان، رستورانها را نیز ناچار به تغییر روند کرده است. بسیاری از صاحبان کسبوکارهای غذایی برای حفظ مشتریان خود به طراحی گزینههای کمهزینهتر روی آوردهاند؛ از نیمپرسها و غذاهای کوچکسایز گرفته تا بستههای اقتصادی و منوهای ویژهای که با بودجه محدودتر خانوارها سازگار باشد.
بازار غذا در عمل در حال تطبیق با الگوی جدید مصرف است؛ الگویی که در آن سهم کمتری از درآمد خانوار صرف غذا خوردن در بیرون از خانه میشود. این تغییر بیش از هرجا در پلتفرمهای آنلاین سفارش غذا قابل مشاهده است؛ جایی که تعداد گزینههای ارزانتر و کمحجمتر روزبهروز افزایش مییابد.
کوچک شدن غذا، کوچک شدن رفاه
رواج غذاهای مینی و نیمپرس را میتوان فراتر از یک تغییر در منوی رستورانها ارزیابی کرد. از منظر جامعهشناسی رفاه، این پدیده بازتاب تغییرات عمیقتری در وضعیت اقتصادی خانوارهاست. هنگامی که بازار، خود را با کاهش قدرت خرید مصرفکنندگان تطبیق میدهد، نشانههایی از افت سطح رفاه و محدود شدن ظرفیت مصرف در جامعه آشکار میشود.
در چنین شرایطی، کوچکتر شدن حجم غذاها تنها یک تصمیم تجاری نیست؛ بلکه نمادی از کوچکتر شدن سفره خانوارها و تغییر سبک مصرف در جامعه به شمار میرود. به بیان دیگر، نیمپرسها و غذاهای مینی را میتوان نشانهای از دورهای دانست که در آن بخش قابلتوجهی از شهروندان برای حفظ حداقلهای مصرفی، ناچار به تعدیل خواستهها و کاهش هزینههای روزمره خود شدهاند.
تغییر اندازه غذاها در رستورانها، کوچکتر شدن بستهبندی کالاها و افزایش قیمتها تنها نشانههایی ظاهری از تحولات اقتصادی جامعه ایران هستند. سید جواد میری، جامعهشناس، اعتقاد دارد این تغییرات را باید در بستر تحریمهای گسترده، جنگ، فشارهای بینالمللی و تضعیف قدرت خرید خانوارها تحلیل کرد؛ روندی که به گفته او به فقیرتر شدن طبقه متوسط و تغییر سبک زندگی ایرانیان منجر شده است.
تغییر منوها؛ بازتاب تحولات نظام معیشتی
سید جواد میری با اشاره به تغییرات اخیر در منوهای غذایی رستورانها میگوید این پدیده را نمیتوان صرفا یک تصمیم تجاری یا بازاری دانست، بلکه باید آن را در چارچوب تحولات گسترده نظام معیشتی جامعه تحلیل کرد.
او میگوید: اتفاقاتی که طی یک سال اخیر و بهویژه پس از جنگ و تنشهای منطقهای رخ داده، روی زنجیره تأمین کالا، حملونقل دریایی و مبادلات اقتصادی کشور تأثیر گذاشته است. بدون در نظر گرفتن شرایط جنگی و فشارهای خارجی، تحلیل وضعیت معیشت مردم و تغییر الگوهای مصرف امکانپذیر نیست.
این جامعهشناس با اشاره به تداوم تحریمهای اقتصادی علیه ایران در بیش از یک دهه گذشته، تأکید میکند که سیاست تحریمهای طاقتفرسا در حوزههای اقتصادی، مالی، دریایی، علمی و فناوری با هدف ایجاد فرسایش درونی در اقتصاد و جامعه ایران دنبال شده است.
به گفته میری، این فشارها به مرور زمان بر توان اقتصادی کشور اثر گذاشته و پیامدهای آن در کاهش ارزش پول ملی، افت قدرت خرید و دشوارتر شدن شرایط زندگی خانوارها نمایان شده است.
او با اشاره به روند افزایش نرخ ارز در سالهای اخیر میگوید: کاهش ارزش پول ملی به طور مستقیم بر قدرت خرید مردم تأثیر گذاشته است. این روند تنها یک مسأله اقتصادی نیست، بلکه بر توزیع درآمد، عدالت اجتماعی، ساختار خانواده و کیفیت زندگی شهروندان نیز اثر میگذارد.
میری میافزاید: کوچکتر شدن بستهبندی کالاها یا تغییر در حجم و اندازه غذاهای عرضهشده در رستورانها نمونههایی از تلاش کسبوکارها برای بقا در شرایط اقتصادی پرنوسان است. تولیدکنندگان و ارائهدهندگان خدمات برای حفظ بازار و ادامه فعالیت خود ناچار به اتخاذ چنین راهکارهایی هستند.
شرایطی کمسابقه در تاریخ معاصر ایران
این جامعهشناس اعتقاد دارد روند تضعیف طبقه متوسط از اواسط دهه ۸۰ آغاز شد و از دهه ۹۰ به بعد شتاب بیشتری گرفت. او میگوید بسیاری از افرادی که همچنان از نظر فرهنگی و اجتماعی در طبقه متوسط قرار میگیرند، از نظر اقتصادی به طبقات پایینتر نزدیک شدهاند.
میری در توضیح این وضعیت اظهار میکند: امروز ممکن است فردی از نظر سرمایه فرهنگی به طبقه متوسط یا حتی متوسط رو به بالا تعلق داشته باشد، اما دیگر توان تأمین هزینههایی را که در دهههای گذشته برایش عادی بوده نداشته باشد؛ از جمله سفرهای داخلی یا خارجی که زمانی بخشی از سبک زندگی این طبقه محسوب میشد. فقیرتر شدن طبقه متوسط دیگر یک فرضیه نیست، بلکه واقعیتی است که آثار آن در زندگی روزمره مردم بهوضوح قابل مشاهده است.
میری وضعیت کنونی کشور را ناشی از یک چالش بزرگ و کمسابقه برای ساختار سیاسی و اقتصادی ایران میداند. او اعتقاد دارد کشور درگیر شرایطی شده که بسیاری از حوزههای اجتماعی، اقتصادی و آموزشی را تحتتأثیر قرار داده است.
به گفته این جامعهشناس، در چنین فضایی بخش مهمی از فعالیتهای اقتصادی، آموزشی و اجتماعی با اختلال مواجه میشوند و طبیعی است که فشار معیشتی بر خانوارها افزایش یابد.
پیشنیاز بهبود معیشت
میری با بیان این که حل بسیاری از مشکلات اقتصادی خانوارها در گرو بازگشت جامعه به شرایط عادی و باثبات است میگوید: در فضایی که نااطمینانی، تنش و بحران بر زندگی روزمره سایه افکنده، کوچک شدن سفره مردم، کاهش اوقات فراغت و محدود شدن الگوهای مصرف، امری قابلانتظار است.
به باور او، تنها در شرایطی که ثبات اقتصادی و اجتماعی برقرار شود، میتوان انتظار داشت روند فرسایش معیشتی متوقف شده و خانوارها امکان برنامهریزی دوباره برای زندگی خود را پیدا کنند.

نظر شما