به گزارش سلامت نیوز به نقل از اطلاعات، فقر، مهاجرت، اعتیاد و آسیبهای اجتماعی، کودک را به بازار کار میکشاند اما بازگرداندن او به مسیر آموزش و زندگی سالم، نیازمند همکاری همه نهادهای مسئول است.
هنوز آفتاب کاملا بالا نیامده است که روز کاری او آغاز میشود؛ کودکی که باید صبحش را با زنگ مدرسه و صدای همکلاسیهایش شروع کند، اما سهمش از روز، بوی خاک، دود و آجرهای داغ کورهپزخانه است. دستان کوچکش که باید مداد و دفتر را در آغوش بگیرند، از همان سالهای نخست زندگی به سختی کار عادت کردهاند. گرمای طاقتفرسای کوره، لباسهای غبارگرفته، نگاههای خسته و ساعتهایی که یکی پس از دیگری میگذرند، همه بخشی از روزمرگی کودکی است که پیش از آنکه معنای بازی و خیالپردازی را بفهمد، با دغدغه نان و معاش آشنا شده است.
در گوشهای از کورهپزخانه، کودک دیگری آجرها را جابهجا میکند و گاهی با نگاهی کوتاه به آسمان، رویایی را مرور میکند که شاید هیچگاه فرصت زندگی کردنش رانیابد. برای بسیاری از کودکان کار، مدرسه نه یک تجربه روزانه، بلکه آرزویی دوردست است؛ آرزویی که زیر بار فقر، مهاجرت، آسیبهای اجتماعی، اعتیاد یا مشکلات اقتصادی خانواده رنگ میبازد. آنان ناچارند مسئولیتی را بر دوش بکشند که نه به سن آنها میخوردو نه با حقوقی که هر کودک باید از آن
برخوردار باشد.
«کار کودک» فقط به معنای حضور یک کودک در محیط کار نیست؛ در پسزمینه زندگی هر کودک کار، داستانی از محرومیت، نابرابری، آسیبهای اجتماعی و گاه فروپاشی بنیان خانواده قرار دارد. بسیاری از این کودکان هر روز در معرض خطرهایی قرار میگیرند که سلامت جسم و روان، آینده تحصیلی و حتی امنیت آنان را تهدید میکند. با این حال، نباید همه کودکان کار را با یک نگاه قضاوت کرد؛ هر کدام از آنان شرایط، نیازها و مسائل متفاوتی دارند و حمایت از آنان نیازمند شناخت دقیق، مداخله تخصصی و همکاری نهادهای
مختلف است.
کاهش کار کودک فقط با جمعآوری کودکان از خیابان یا محیطهای کار محقق نمیشود؛ بلکه مستلزم مجموعهای از اقدامات حمایتی، آموزشی، اجتماعی و اقتصادی است که هم کودک و هم خانواده او را دربرگیرد. نقش نهادهای مسئول، بهویژه سازمان بهزیستی، در شناسایی، حمایت، توانمندسازی خانوادهها و بازگرداندن کودکان به چرخه آموزش، در این میان اهمیتی اساسی دارد.
دکتر فاطمه سلطانی، معاون اورژانس اجتماعی مرکز فوریت های اجتماعی، پیشگیری از آسیبها و بازتوانی اعتیاد سازمان بهزیستی کشور، به ابعاد مختلف این پدیده، چگونگی شناسایی و حمایت از کودکان کار، چالشهای موجود، نقش خانواده و دستگاههای مسئول و راهکارهای کاهش این آسیب اجتماعی میپردازد و تلاش میکند تصویری واقعبینانه از زندگی کودکان کار و مسئولیت مشترک جامعه در حمایت از آنان ارائه دهد. متن گفتگو در ذیل می آید:
نحوه شناسایی کودکان کار به چه شکل است؟
-بر اساس آییننامه اجرایی ساماندهی کودکان خیابانی مصوب ۱۳۸۴ و قانون حمایت از اطفال و نوجوانان مصوب ۱۳۹۹، شناسایی این کودکان توسط تیم تخصصی مددکاران اجتماعی و روانشناسان مراکز روزانه حمایتی آموزشی، با همکاری شهرداری و نیروی انتظامی انجام میشود. این تیم در محلهای تجمع یا پاتوقهای کودکان و همچنین از طریق گشتزنی، آنان را شناسایی و با برقراری ارتباط مؤثر و حرفهای، برای دریافت خدمات تخصصی و حمایتی مراکز روزانه ترغیب میکند.
پیشفرض اولیه کودکان نسبت به بهزیستی چیست؟
-برخی از کودکان شناساییشده، اتباع فاقد مدارک هویتی هستند و در نخستین مواجهه با تیم تخصصی ممکن است نگران اخراج از کشور یا ممانعت از ادامه کار در خیابان باشند. همچنین برخی از آنان به دلیل تجربه خشونت، بیاعتمادی یا اعتمادبهنفس پایین، در ابتدا نسبت به مراکز حمایتی بیاعتماد هستند. لذا کارشناسان تیم تخصصی با اعتمادسازی و ارائه خدمات اولیه، نگرش کودک را تغییر میدهند و اعتماد او را جلب میکنند. سپس با ورود به خانواده، ارائه مشاورههای روانشناختی، ثبتنام کودک در مدرسه و کمک به اشتغال والدین، خدمات حمایتی لازم را ارائه میدهند.
تفاوت بین «کودک کار» و «کودک خیابانی» چیست؟
-کودک کار برای کسب درآمد یا کمک به معیشت خانواده کار میکند؛ این کار ممکن است در خیابان، کارگاه، مزرعه یا منزل انجام شود و کودک همچنان با خانواده
زندگی کند.
کودک خیابانی بخش قابلتوجهی از زندگی یا فعالیت روزانه خود را در خیابان میگذراند و ممکن است ارتباط مؤثری با خانواده نداشته باشد یا از خانواده جدا شده باشد. هر کودک خیابانی ممکن است کودک کار باشد، اما هر کودک کار لزوما کودک خیابانی نیست. کودکان خیابانی معمولا در معرض خطرات بیشتری مانند خشونت، سوءاستفاده، اعتیاد و بزهدیدگی قرار دارند.
این روزها بهزیستی چند کودک کار را پوشش میدهد؟
-سازمان بهزیستی از طریق ۹۰ مرکز روزانه حمایتی آموزشی و شبانهروزی به کودکان کار خدمات ارائه میدهد. این آمار صرفا مربوط به کودکان شناساییشده و دارای پرونده در سازمان است. اکنون حدود ۹ هزار کودک در مراکز روزانه و سههزار کودک در مراکز نگهداری دارای پرونده فعال هستند.
کار کردن کودکان چه تأثیری بر تحصیل و آینده آنها دارد؟
-بر اساس آخرین برآورد منتشرشده در ۱۱ ژوئن ۲۰۲۵ از سوی سازمان بینالمللی کار (ILO) و یونیسف، حدود ۱۳۸ میلیون کودک در جهان مشغول به کار هستند که نزدیک به ۵۴ میلیون نفر از آنان در بدترین اشکال کار کودک فعالیت میکنند؛ شرایطی که سلامت، امنیت و رشد آنان را به خطر میاندازد.
کار کودک علاوه بر افت تحصیلی یا ترک مدرسه، رشد شناختی، هیجانی و اجتماعی کودک را نیز تحتتأثیر قرار میدهد. این کودکان فرصت بازی، یادگیری، برقراری روابط سالم و کسب مهارتهای زندگی را از دست میدهند و ممکن است دچار کاهش عزتنفس، اضطراب، افسردگی و احساس بیارزشی شوند. پیامد این وضعیت، افزایش احتمال اشتغال در مشاغل کمدرآمد و تداوم چرخه فقر بین
نسلی است.
جامعه و دولت چه نقشی در کاهش تعداد کودکان کار دارند؟
-طبق آییننامه اجرایی ساماندهی کودکان خیابانی و قانون حمایت از اطفال و نوجوانان، دولت با محوریت سازمان بهزیستی و همکاری نهادهایی مانند فراجا، شهرداری و وزارت بهداشت، مسئول شناسایی، جذب و ارائه خدمات حمایتی و روانیـاجتماعی به کودکان
کار است.
کاهش کار کودک نیازمند همکاری همه بخشهای جامعه است. دولت باید با اجرای مؤثر قوانین، حمایت اقتصادی از خانوادههای آسیبپذیر، گسترش آموزش باکیفیت، توسعه خدمات رفاهی و حمایت از کودکان در معرض خطر، زمینه کاهش کار کودک را فراهم کند.
خانواده، مدرسه، رسانهها، سازمانهای مردمنهاد و سایر نهادهای حمایتی نیز با آموزش، آگاهسازی، شناسایی زودهنگام و ارائه خدمات اجتماعی و روانی، نقش مهمی در پیشگیری از این پدیده دارند.
فقر تا چه اندازه در افزایش کودکان کار نقش دارد؟
-فقر اقتصادی یکی از مهمترین و ریشهایترین عوامل گسترش پدیده کار کودک است، اما عواملی مانند مهاجرت، بیکاری یا اشتغال ناپایدار والدین، اعتیاد، ازهمگسیختگی خانواده، ترک تحصیل و برخی آسیبهای اجتماعی نیز میتوانند کودک را در معرض ورود به چرخه کار قرار دهند. در واقع، فقر، هم علت و هم پیامد کار کودک است. خانوادههای کمبرخوردار ممکن است برای تأمین حداقل معیشت به درآمد کودک وابسته شوند؛ موضوعی که ترک تحصیل و تداوم چرخه فقر را به دنبال دارد. بنابراین، مقابله با کار کودک فقط از طریق شناسایی کودکان امکانپذیر نیست و مستلزم حمایت اقتصادی و اجتماعی از خانوادهها، دسترسی به آموزش باکیفیت و اجرای برنامههای توانمندسازی است.
آیا قوانین موجود برای حمایت از کودکان کار کافی هستند؟
-قوانین موجود، ظرفیت مناسبی برای حمایت از کودکان کار و در معرض آسیب فراهم کردهاند، اما اثربخشی آنها به اجرای دقیق، هماهنگی میان دستگاههای مسئول و رفع چالشهای اجرایی بستگی دارد. از مهمترین چالشها میتوان به ضرورت هماهنگی بیشتر میان دستگاههای همکار، تدوین رویههای یکپارچه برای شناسایی، ارجاع و ارائه خدمات و طراحی مداخلات متناسب با شرایط هر کودک اشاره
کرد.
همچنین در برخی موارد، بهویژه درباره کودکان اتباع، نبود رویههای واحد در احراز هویت و دسترسی به خدمات، روند حمایت را با دشواری مواجه میکند. بنابراین، اجرای مؤثر قوانین و تقویت همکاری بینبخشی، شرط اصلی موفقیت در کاهش کار کودک است.
کودکان کار درگیر چه پیامدهای روانی میشوند؟
-کار کودک، علاوه بر آسیبهای جسمی، پیامدهای عمیقی بر سلامت روان و زندگی اجتماعی کودک دارد. حضور در خیابان، کودک را در معرض خشونت، تحقیر، بهرهکشی، سوءاستفاده جنسی و سایر آسیبهای اجتماعی قرار میدهد و میتواند زمینهساز اضطراب، افسردگی، کاهش عزتنفس و اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) شود. از نظر اجتماعی نیز، کار کودک با محرومیت از آموزش، انزوای اجتماعی و افزایش خطر بزهدیدگی همراه
است.
آموزش چگونه میتواند از گسترش کار کودکان جلوگیری کند؟
-آموزش یکی از مؤثرترین راهکارهای پیشگیری از کار کودک است، زیرا با حضور کودک در مدرسه، فرصت یادگیری، رشد مهارتها و حمایتهای اجتماعی فراهم میشود و احتمال ورود یا بازگشت او به چرخه کار کاهش مییابد.
در سازمان بهزیستی نیز محور فعالیت مراکز روزانه، ثبتنام مجدد کودکان در مدرسه، پشتیبانی تحصیلی، سوادآموزی و آموزش مهارتهای زندگی است. آموزش باکیفیت، رایگان و در دسترس، همراه با آگاهیبخشی به خانوادهها، آموزش شیوههای صحیح فرزندپروری و حمایت از کودکان در معرض ترک تحصیل، احتمال ورود کودکان به بازار کار را کاهش میدهد و به شکستن چرخه فقر کمک میکند.
خانواده، مدرسه و نهادهای حمایتی چگونه میتوانند با یکدیگر برای کاهش این پدیده همکاری کنند؟
-کاهش کار کودک، نیازمند همکاری همهجانبه خانواده، مدرسه و نهادهای حمایتی است. خانواده با فراهم کردن محیطی امن، حمایت عاطفی و تشویق کودک به ادامه تحصیل، نخستین نقش را در پیشگیری از کار کودک دارد. مدرسه با شناسایی کودکان در معرض ترک تحصیل یا آسیب، ارتباط مستمر با خانواده و ارجاع آنان به نهادهای حمایتی، نقش مهمی در پیشگیری و مداخله بهموقع ایفا میکند.
سازمان بهزیستی و سایر نهادهای حمایتی نیز با ارائه خدمات مددکاری اجتماعی، روانشناختی، آموزشی، معیشتی و توانمندسازی خانواده، از بازگشت کودک به چرخه کار پیشگیری میکنند. این هدف از طریق همکاری و هماهنگی میان سازمان بهزیستی، آموزشوپرورش، فراجا، دستگاه قضایی، شهرداری، وزارت بهداشت و سازمانهای مردمنهاد محقق میشود.
کار کودک مسألهای اجتماعی است و فقط با همکاری مستمر خانواده، مدرسه و همه دستگاههای مسئول میتوان از بازگشت کودک به چرخه کار جلوگیری و زمینه رشد سالم و حمایت پایدار از او را فراهم کرد.

نظر شما