به گزارش سلامت نیوز، دکتر خالد بیت سعید، دکتری مدیریت استراتژیک، رئیس خانه پرستار استان خوزستان و عضو شورای مرکزی خانه پرستار کشور نوشت:
اگر امروز پرستار، بهورز و نیروی متخصص بهداشت دیگر انگیزه ماندن نداشته باشد، فردا چه کسی قرار است سلامت مردم را تضمین کند؟ این یک سؤال تشریفاتی نیست؛ یک هشدار جدی است.
مسئله کارکنان نظام سلامت دیگر فقط «معوقات» نیست. بله، معوقات باید فوری، کامل و بدون تأخیر پرداخت شود؛ اما پرداخت معوقات، اگر با اصلاح ریشهای نظام پرداخت همراه نباشد، فقط یک مُسکن موقت است.
مسئله اصلی، تبعیض و نابرابری در نظام پرداخت است
امروز پرستاری که شب و روز کنار بیمار ایستاده، بهورزی که در دورترین روستاها و سختترین شرایط پای سلامت مردم مانده، پزشک،ماما، کارشناس بهداشت و کارکنان مراکز جامع سلامت که بار سنگین پیشگیری، مراقبت و سلامت جامعه را به دوش میکشند، در بسیاری موارد از نظر حقوق، مزایا و رفاهیات در شرایطی قرار دارند که هیچ تناسبی با تخصص، مسئولیت و سختی کارشان ندارد.
سؤال روشن است: چرا فاصله دریافتی کارکنان دستگاههای مختلف تا این اندازه زیاد است؟
مبنای این تفاوت چیست؟
اگر تخصص، مسئولیت، سختی کار، ریسک شغلی و اهمیت خدمت معیار است، چرا سهم این شاخصها در فیش حقوقی بسیاری از کارکنان سلامت چنین کمرنگ است؟
و اگر اینها معیار نیستند، پس معیار چیست؟
این دیگر یک گلایه صنفی نیست؛ مطالبه عدالت در نظام اداری کشور است.
خطر فقط سفره امروز نیست؛ آینده کشور در میان است
وقتی جوانی میبیند پدر یا مادرش سالها درس خوانده، تخصص گرفته، مسئولیت پذیرفته و در سختترین شرایط به مردم خدمت کرده، اما همچنان با دغدغه معیشت و حداقل رفاه زندگی میکند، ممکن است یک روز از خودش بپرسد: «چرا باید این همه درس بخوانم و متخصص شوم؟»
این پرسش را نباید ساده گرفت.
بیتوجهی به عدالت در پرداخت، میتواند نگرش نسل آینده نسبت به تحصیل، تخصص و مشاغل حرفهای را تغییر دهد.
کشوری که ارزش دانش و تخصص را در نظام پرداخت خود نادیده بگیرد، دیر یا زود با کاهش انگیزه برای تحصیل، ماندن و خدمت مواجه خواهد شد.
خروج نیرو از محل خدمت؛ زنگ خطری که همین امروز باید شنیده شود
نیروی انسانی وقتی احساس کند میان مسئولیت و دریافتیاش تناسبی وجود ندارد، واکنش نشان میدهد: مهاجرت، تغییر شغل، ترک محل خدمت، انتقال به بخشهای کمفشارتر و خروج تدریجی نیروهای توانمند از خط مقدم سلامت.
ساختن یک پزشک، پرستار، بهورز یا نیروی متخصص سالها زمان میبرد؛ اما از دست رفتن انگیزه او میتواند بسیار سریع اتفاق بیفتد. و آن روز که نیروهای متخصص از محل خدمت خارج شدند، تازه چارهجویی آغاز خواهد شد.
اما سؤال این است: چارهجویی را با چه نیرویی انجام خواهیم داد؟
امروز هم برای بیتفاوت ماندن دیر است؛ چه رسد به فردا.
مطالبه روشن است
از وزارت بهداشت، سازمان اداری و استخدامی و مجلس شورای اسلامی انتظار میرود:
- اول: تمام معوقات کارکنان سلامت فوراً تعیین تکلیف و پرداخت شود.
- دوم: فاصله حقوق و مزایای دستگاههای مختلف بهصورت شفاف بررسی و مبنای این تفاوتها اعلام شود.
- سوم: نظام پرداخت بر اساس تخصص، مسئولیت، سختی کار، ریسک شغلی و اهمیت اجتماعی خدمت بازنگری شود.
- چهارم: وضعیت حقوق، مزایا و رفاهیات بهورزان و کارکنان مراکز بهداشتی بهطور ویژه اصلاح شود.
- پنجم: برای پرستاران و سایر نیروهای خط مقدم سلامت، جبران خدمت متناسب با مسئولیت و سختی کار تعریف شود.
- ششم: اصلاح نظام پرداخت از وعدههای سالانه خارج و به یک برنامه مشخص، زمانبندیشده و قابل نظارت تبدیل شود.
این مطالبه، زیادهخواهی نیست
جامعه سلامت امتیاز ویژه نمیخواهد؛ میخواهد کمتر از شأن و مسئولیتش دیده نشود. ما نمیگوییم کارکنان سلامت را بالاتر از دیگران قرار دهید؛ میگوییم آنها را به پایینترین ردیف نظام پرداخت نفرستید.
سلامت مردم با نیروی انسانی بیانگیزه حفظ نمیشود. اگر امروز برای حفظ و انگیزه نیروی انسانی هزینه نکنیم، فردا باید برای مهاجرت، ترک خدمت، کمبود نیروی متخصص و کاهش کیفیت خدمات سلامت هزینهای بسیار سنگینتر بپردازیم.
و آن روز دیگر مشکل فقط «حقوق کم» نخواهد بود؛مشکل، نبودن نیروی متخصص برای ارائه خدمت خواهد بود.
پس امروز باید تصمیم گرفت، نه فردا.
معوقات را پرداخت کنید؛ اما به معوقات بسنده نکنید
نظام پرداخت را اصلاح کنید، پیش از آنکه خروج نیروی متخصص، سلامت مردم را با بحران جدی مواجه کند.

نظر شما