پنجشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۰:۵۹

 با خاموش شدن صدای موشک‌ها و خلوت شدن تدریجی هتل‌ها، بحران برای ده‌ها هزار خانواده تهرانی وارد مرحله تازه‌ای شده است. نقل‌مکان از اسکان اضطراری به خانه‌های استیجاری، شاید سایه بی‌سرپناهی مطلق را از سر آسیب‌دیدگان برداشته باشد اما شکاف میان داشتن یک سقف موقت تا بازگشت به زندگی عادی همچنان عمیق است. 

تبعات روانی اجتماعی  اسکان موقت جنگزده‌ها

به گزارش سلامت نیوز به نقل از اطلاعات، خروج خانواده‌های آسیب‌دیده از هتل‌ها و کوچ به خانه‌های استیجاری، به معنای پایان آوارگی نیست

 با خاموش شدن صدای موشک‌ها و خلوت شدن تدریجی هتل‌ها، بحران برای ده‌ها هزار خانواده تهرانی وارد مرحله تازه‌ای شده است. نقل‌مکان از اسکان اضطراری به خانه‌های استیجاری، شاید سایه بی‌سرپناهی مطلق را از سر آسیب‌دیدگان برداشته باشد اما شکاف میان داشتن یک سقف موقت تا بازگشت به زندگی عادی همچنان عمیق است. 


این گزارش پیامدهای اجتماعی و روانی آوارگی موقت را بررسی می‌کند؛ چراکه آوار واقعی، نه فقط بر آجرها و سیمان‌های شهر، بلکه بر امنیت روانی و افق آینده خانواده‌هایی فرود آمده است که با وجود تخلیه هتل‌ها، هنوز تکلیف خانه واقعیشان مشخص نیست. 


۶ هزار نفر در هتل‌ها


احمد صادقی، رئیس شورای اسلامی استان تهران، مدیریت اسکان شهروندان آسیب‌دیده را یکی از نقاط قوت مدیریت شهری در ۴۰ روز شرایط جنگی می‌داند. به گفته او در روزهای ابتدایی جنگ، یک‌هزار و ۸۲۴ خانوار شامل پنج‌هزار و ۹۹۸ نفر در ۴۶ هتل، اسکان اضطراری داده شدند. هدف، جلوگیری از سرگردانی خانواده‌هایی بود که خانه‌هایشان آسیب دیده بود و امکان سکونت در آن‌ها وجود نداشت. 
صادقی معتقد است: برخلاف برخی تجربه‌های گذشته در حوادثی مانند زلزله و سیل، این بار خانواده‌های آسیب‌دیده در فضای باز بدون سرپناه نماندند و خدمات اسکان و رفاهی در اختیار آن‌ها قرار گرفت. میزان رضایت اعلام‌شده ۸۰ تا ۹۰ درصدی خانواده‌ها از شرایط اسکان نیز از نگاه او نشاندهنده موفقیت این مرحله است.


اما هتل، قرار نبود خانه دائمی این خانواده‌ها باشد. برنامه مدیریت شهری از همان ابتدا این بود که هر خانواده، متناسب با وضعیت ملک خود، یا به خانه بازگردد یا در صورت نیاز ساختمان به بازسازی، مقاوم‌سازی و نوسازی، تا زمان آماده شدن خانه اصلی در یک واحد مسکونی مناسب اسکان پیدا کند. 


اکنون، براساس آمار ارائه‌شده از سوی رئیس شورای اسلامی استان تهران، تعداد خانواده‌های حاضر در هتل‌ها از یک‌هزار و ۸۲۴ خانوار به ۶ خانوار، شامل ۲۸نفر در سه هتل رسیده است. اما این کاهش به معنای آن نیست که همه این خانواده‌ها به خانه‌های اصلی خود بازگشته‌اند. در واقع، بخش قابل‌توجهی از آن‌ها وارد مرحله‌ای شده‌اند که می‌توان آن را «اسکان موقت» نامید.
تاکنون یک‌هزار و ۷۸۷ خانوار ودیعه مسکن دریافت کرده‌اند و تا زمان آماده شدن منزل اصلیشان، در خانه‌هایی که خودشان رهن یا اجاره کرده‌اند زندگی می‌کنند. این تفاوت، از نظر اجتماعی اهمیت زیادی دارد؛ چراکه خروج از هتل لزوما مساوی با بازگشت به زندگی عادی نیست.


۵۱ هزار واحد آسیب‌دیده


ابعاد خسارت نیز نشان می‌دهد که مسیر بازگشت به شرایط عادی همچنان ادامه دارد. بر اساس آمار اعلام‌شده، در مجموع ۵۱ هزار و ۷۲۴ واحد ساختمانی آسیب دیده‌اند. حدود ۴۰ هزار و ۱۰۰ واحد خسارت جزئی داشته‌اند که فرآیند رفع آسیب در حدود ۹۸ درصد آن‌ها پیش رفته است. از ۹ هزار و ۸۵ واحد دارای آسیب متوسط نیز حدود ۹۶ درصد فرآیند رفع خسارت انجام شده اما در مورد ساختمان‌هایی که نیازمند اقدامات اساسی‌تر هستند، شرایط متفاوت است.


 ۴۰۴ واحد نیازمند مقاوم‌سازی شناسایی شده که حدود ۳۵ درصد فرآیند مقاوم‌سازی آن‌ها پیش رفته است. همچنین از دو هزار و ۱۳۵ واحدی که نیازمند تخریب و نوسازی هستند، حدود ۶۵ درصد تعیین تکلیف شده‌اند.


صادقی البته تأکید می‌کند که در بخشی از واحدهای تعیین‌تکلیف‌نشده، مسأله لزوما ناشی از تأخیر شهرداری نیست. به گفته او در برخی ساختمان‌ها و مجتمع‌ها مالکان هنوز درباره نحوه اقدام به توافق نرسیده‌اند یا به دلیل عدم حضور، برای انجام فرآیندهای مربوط به شهرداری مراجعه نکرده‌اند. با این حال، یک نکته در سخنان رئیس شورای شهر قابل توجه است: «تعیین تکلیف» با «قابل سکونت شدن» یکسان نیست. ممکن است یک ساختمان از نظر اداری تعیین تکلیف شده باشد، اما خانواده ساکن آن همچنان نتواند به خانه بازگردد؛ زیرا ساختمان، نیازمند تخریب و نوسازی یا بازسازی اساسی است. بنابراین، مسأله اصلی برای بخشی از خانواده‌ها همچنان ادامه دارد.


مسئله از دست رفتن یک ملک نیست


امان‌الله قرایی‌مقدم، جامعه‌شناس، معتقد است: از بین رفتن خانه برای یک خانواده صرفا به معنای از دست دادن یک ملک نیست؛ بلکه اتفاقی است که می‌تواند آثار روحی و روانی ماندگاری بر اعضای خانواده بگذارد.


او می‌گوید: ترس ناشی از تخریب خانه و تجربه آوارگی به آسانی از حافظه افراد پاک نمی‌شود و می‌تواند برای مدت طولانی در ذهن آن‌ها باقی بماند. این مسأله درباره کودکان اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؛ کودکانی که ناگهان از خانه، اتاق، محله و محیط آشنای خود جدا شده‌اند و ممکن است احساس ناامنی را با خود به آینده ببرند.


از نگاه این جامعه‌شناس، دامنه پیامدهای اجتماعی این وضعیت فقط به خانواده‌های آسیب‌دیده محدود نمی‌شود. وقتی شهروندان، ساختمان‌های آسیب‌دیده و خانواده‌های جابه‌جا شده را می‌بینند و از طولانی شدن روند بازگشت آن‌ها مطلع می‌شوند، ممکن است این نگرانی در ذهنشان شکل بگیرد که اگر روزی حادثه مشابهی برای خودشان رخ دهد، چه سرنوشتی خواهند داشت؟ در چنین شرایطی، تجربه یک خانواده می‌تواند به نگرانی جمعی تبدیل شود.


سرمایه اجتماعی زیر سایه بی‌اعتمادی


قرایی‌مقدم این وضعیت را از منظر سرمایه اجتماعی نیز قابل توجه می‌داند. به گفته او در جامعه علاوه بر اعتماد میان افراد، نوع دیگری از اعتماد میان مردم و حاکمیت وجود دارد که در ادبیات جامعه‌شناسی از آن به عنوان «اعتماد عمودی» یاد می‌شود. اگر مردم ببینند وعده‌های داده‌شده برای جبران خسارت و بازگرداندن خانواده‌ها به شرایط عادی محقق نمی‌شود، این اعتماد می‌تواند آسیب ببیند. این نگرانی زمانی جدی‌تر می‌شود که آثار جنگ برای مدت طولانی در محله‌ها و مقابل چشم مردم باقی بماند؛ ساختمان‌هایی که تخریب شده‌اند، خانه‌هایی که هنوز قابل سکونت نیستند و خانواده‌هایی که همچنان در محل دیگری زندگی می‌کنند.


از نگاه این جامعه‌شناس، سرمایه اجتماعی با وعده و شعار ساخته نمی‌شود؛ شهروندان باید نتیجه اقدامات را در زندگی واقعی خود ببینند. به بیان ساده، خانواده‌ای که خانه‌اش را از دست داده است، فقط به پول یا یک واحد موقت نیاز ندارد؛ او نیاز دارد بداند آینده‌اش روشن است و مسیری مشخص برای بازگشت به زندگی عادی پیش رویش قرار دارد.


آوارگی؛ مرحله‌ای فراتر از اسکان


تجربه تهران نشان می‌دهد که مدیریت بحران را نمی‌توان فقط با تعداد تخت‌های فراهم‌شده در هتل‌ها یا تعداد خانوارهای اسکان‌یافته سنجید. اسکان اضطراری، نخستین حلقه زنجیره حمایت از خانواده آسیب‌دیده است، نه آخرین حلقه. حتی پرداخت ودیعه مسکن و انتقال خانواده به یک خانه استیجاری نیز به معنای پایان بحران نیست. خانواده همچنان خانه اصلی خود را از دست داده، وسایل و خاطراتش ممکن است آسیب دیده باشد، کودکانش از محیط قبلی جدا شده‌اند و آینده بازگشتش نیز به روند بازسازی و نوسازی وابسته است.
به همین دلیل، صادقی نیز تأکید دارد موفقیت واقعی را نمی‌توان صرفا با کاهش تعداد افراد حاضر در هتل‌ها سنجید. از نگاه او معیار واقعی موفقیت، بازگشت ایمن و واقعی خانواده‌ها به خانه‌هایشان و بازگشت آن‌ها به زندگی عادی است.


این نگاه می‌تواند نقطه اتصال دو روایت متفاوت باشد؛ روایت مدیریت شهری که از عملکرد موفق در مرحله اضطراری و پیشرفت فرآیند بازسازی سخن می‌گوید و روایت جامعه‌شناس که هشدار می‌دهد آثار اجتماعی و روانی آوارگی، بسیار فراتر از مدت اقامت در هتل یا خانه استیجاری است.


بازسازی اعتماد همزمان با بازسازی خانه


پس از هر جنگ، بازسازی شهر فقط با آجر و سیمان انجام نمی‌شود. خانه‌ها باید دوباره ساخته شوند، اما همزمان باید امنیت روانی خانواده‌ها نیز بازسازی شود. خانواده‌ای که ماه‌ها در خانه‌ای موقت زندگی می‌کند، نیازمند حمایت مستمر، اطلاع‌رسانی روشن و اطمینان از آینده است. باید بداند خانه‌اش در چه مرحله‌ای قرار دارد، چه زمانی امکان بازگشت خواهد داشت و در فاصله بازسازی چه حمایت‌هایی دریافت می‌کند. در این میان، نقش شهرداری و دیگر دستگاه‌های مسئول فقط تسهیل فرآیند ساخت‌وساز نیست؛ بلکه مدیریت اجتماعی دوران گذار نیز اهمیت دارد. 


آخرین خانواده، معیار پایان بحران


اکنون که تعداد افراد حاضر در هتل‌های پایتخت به ۲۸ نفر رسیده، شاید در نگاه اول بتوان گفت تهران از مرحله اسکان اضطراری عبور کرده است، اما برای سنجش واقعی میزان موفقیت، باید پرسید چند خانواده واقعا به خانه‌های امن و قابل سکونت خود بازگشته‌اند و چند خانواده هنوز در انتظار بازسازی، نوسازی یا تعیین تکلیف هستند.


جنگ ممکن است در تقویم یک روز به پایان برسد، اما برای خانواده‌ای که خانه‌اش را از دست داده است، پایان واقعی زمانی فرا می‌رسد که دوباره کلید خانه‌اش را در دست بگیرد، کودکش دوباره در اتاق خودش بخوابد و خانواده احساس کند امنیت و ثباتی که پیش از جنگ داشته، دوباره به زندگی‌اش بازگشته است. به همین دلیل، کاهش تعداد خانواده‌های حاضر در هتل‌ها اگرچه یک دستاورد مهم در مدیریت بحران است، اما نباید با پایان بحران اجتماعی اشتباه گرفته شود.


آوارگی زمانی پایان می‌یابد که خانه ساخته شود، زندگی به محله بازگردد و مهم‌تر از همه، احساس امنیت و اعتماد نیز به زندگی مردم برگردد. در غیر این صورت، ممکن است ساختمان‌ها دوباره ساخته شوند، اما بخشی از آثار جنگ همچنان در ذهن و زندگی شهروندان باقی بماند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha