به گزارش سلامت نیوز به نقل از اعتماد، تخریب پادگان روسها در سبزوار با لودر، پروندهای را به جریان انداخت که حالا از اختلاف میان شهرداری و میراث فرهنگی درباره یک استعلام در سال ۱۴۰۳ تا ورود دادستانی و واکنش وزارت میراث فرهنگی و تخریب یک سردر لکهگذاری شده به عنوان بنای واجد ارزشهای تاریخی در نامهنگاریها را شامل شده است.
میراث فرهنگی میگوید، این بنا پس از ابلاغ بافت تاریخی و لکهگذاری در آذر ماه ۱۴۰۴ رسما واجد ارزش تاریخی اعلام شده بود. درحالی که چند ماه پس از این ابلاغ تیغههای لودر یکی از لکههای تاریخی سبزوار را برای همیشه محو کرد. ماجرا از یک ساختمان قدیمی در نزدیکی اداره برق سبزوار آغاز شد. بنایی که در حافظه تاریخی شهر با عنوان «پادگان روسها» شناخته میشد و معماری آن به دوره پهلوی اول بازمیگشت.
این ساختمان در دوره اشغال ایران توسط متفقین، محل استقرار نیروهای ارتش سرخ شوروی بود و به همین دلیل نام «پادگان روسها» بر آن گذاشته شد. حالا از آن بنا، چیزی جز بخشی از دیوارهای پیرامونی باقی نمانده است. سقف و دیوارهای بنای داخلی بهطور کامل و به گفته مدیرکل میراث فرهنگی سبزوار تخریب شده است. طاقها و قوسها فرو ریخته و حتی سردر بنا نیز اواسط روز چهارشنبه گذشته و در روز روشن به تیغ لودر گرفتار شد و از میان رفت. نخستین گزارش درباره این اتفاق به تصاویر ویدیویی یک لودر اختصاص داشت که تیغهها را با بیرحمی تمام به یکی از بینظیرترین سردرهای قوسی ایران وارد میکرد و سردر واجد ارزشهای تاریخی را فرو ریخت. راننده لودر هم البته پس از تخریب این اثر متواری شد و اینچنین یک اثر واجد ارزشهای معماری و تاریخی ایران از حافظه جمعی کشور حذف شد. بررسی اسناد و اظهارات صورت گرفته نشان میدهد ماجرا به همان لحظه ورود لودر ختم نمیشود. پشت این تخریب، زنجیرهای از نامهها، استعلامها، هشدارها و تصمیمهایی قرار دارد که اکنون هر کدام به بخشی از یک پرونده قضایی تبدیل شدهاند.
استعلام ۱۴۰۳ و بنایی که یکبار بیارزش اعلام شد
اختلاف اصلی میان شهرداری و میراث فرهنگی در تخریب پادگان روسها در سبزوار به سال ۱۴۰۳ بازمیگردد. «مجتبی کاویانی»، مدیرکل میراث فرهنگی سبزوار در این باره به «اعتماد» میگوید: «شهرداری سبزوار در مرداد ماه ۱۴۰۳ درباره وضعیت این بنا از میراث فرهنگی استعلام کرد و اکنون مدعی است که اداره میراث در پاسخ به آن استعلام، بنا را فاقد ارزش اعلام کرده است.»
روایت شهرداری از این مرحله اما با روایت بعدی میراث فرهنگی تفاوت دارد. براساس توضیحات کاویانی، در آبان ماه سال ۱۴۰۳ یعنی سه ماه پس از آن استعلام اولیه، موضوع بافت تاریخی سبزوار به شهرداری و همه دستگاهها ابلاغ شد و پادگان روسها هم در فهرست لکههای بافت تاریخی قرار گرفت. چند ماه بعد نیز درست در آذر ماه ۱۴۰۴، میراث فرهنگی طی نامهای بر ارزش تاریخی بنا به شهرداری سبزوار تاکید کرد و حتی موضوع جابهجایی سردر پادگان روسها را نیز در صورت امکان با شهرداری مطرح کرد. همین فاصله زمانی، اکنون به یکی از نقاط اصلی اختلاف تبدیل شده است. روز پنجشنبه و پس از فراگیر شدن خبر تخریب پادگان روسها در سبزوار، حمید حلاج مقدم، معاون میراث فرهنگی استان خراسان رضوی نیز اعلام کرد: «پادگان روسها بنایی واجد ارزش و دارای لکه تاریخی در بافت تاریخی سبزوار بود و شهرداری منطقه ۲ سبزوار نیز از این موضوع اطلاع داشت.» در مقابل، روایت منتسب به شهرداری این است که در استعلامهای قبلی، بخشهایی از بنا شرایط متفاوت داشته و شهرداری مدعی است که دستور تخریب سردر را صادر نکرده و مالک خودسرانه اقدام به تخریب آن بخش کرده است.
این اختلاف روایت، اکنون یکی از مهمترین بخشهای پروندهای است که دادستانی سبزوار نیز به آن ورود کرده است.
نامههای مالک، هشدار شهرداری و رسیدن لودر
در میان اسناد موجود در پرونده مکاتبات مالک پادگان روسها و شهرداری سبزوار که روز پنجشنبه ازسوی صدای میراث منتشر شد، مکاتبات مالک و هشدار شهرداری به او اهمیت زیادی دارد. ماجرا این بود که در نخستین مرحله، ۱۳ تن از ساکنان محله به این بهانه که پادگان روسها تبدیل به «محل زندگی حیوانات، ریختن زباله و تجمع معتادان» شده در تاریخ 10/04/1405 درخواستی برای «تعیین تکلیف» اثر، «محصور کردن» یا «هر اقدام دیگر» به شهرداری سبزوار ارسال کردند و این نامه همان روز در شهرداری به جریان افتاد و تاییدیه عوارض و نوسازی نیز با شماره ۴۰۵ ذیل آن نامه قرار گرفت.
براساس اسناد منتشر شده در صدای میراث، چهار روز بعد و در تاریخ 14/04/1405 مدیر شهرداری منطقه ۲ سبزوار در سربرگ شهرداری با تاکید بر «شکواییه اهالی» و «کارشناسی شهرداری» از مالک میخواهد: «برای رفع خطر دیوار جنوب و شرق ملک مذکور که محل تجمع معتادین شده و فاقد استحکام است و خطر ریزش روی عابرین پیاده و سواره دارد، ظرف دو هفته اقدام به تخریب و رفع خطر شود.»
شهرداری در اخطار خود به مالک بنا اعلام کرده است که «اگر اقدام نشود، با استناد به تبصره ماده ۵۵ قانون شهرداریها و با همکاری مرجع قضایی نسبت به رفع خطر بنا اقدام و تمام هزینههای صرف شده نیز با افزایش چندین درصدی از مالک دریافت میگردد.»
پس از این اخطار، مالک نیز در نامهای به شهردار سبزوار به تاریخ 31/05/1405 که به شماره 2/30035 در دبیرخانه شهرداری ثبت شده است، از شهرداری سبزوار میخواهد که «اجازه تسطیح» اثر صادر شود.
مالک اثر در درخواست خود از شهرداری سبزوار چنین نوشته است: «نظر به اینکه ساختمان مخروبه و از نظر بهداشتی باعث آلودگی است و تعدادی از معتادان و اوباش برای مصرف مواد مخدر از این خرابه استفاده میکنند و همسایهها شاکی و ناراحت میباشند، لذا خواهشمند است اجازه تسطیح ملک مذبور را صادر کنید.» شهرداری سبزوار نیز همان روز درخواست مالک را برای اجرا و با این عبارت که «جهت اطلاع و بررسی و مساعدت لازم، پیرو درخواست اهالی محل و پیگیری سازمان عمران» به بخش تخلفات ساختمانی و شهرسازی ارجاع میدهد. با استناد به این مدارک میتوان دریافت که تخریب پادگان روسها و سردر واجد ارزشهای تاریخی و معماری آن با لودر اتفاقی و بدون اطلاع شهرداری نبوده است، چون از فاصله نخستین مکاتبه که بر پایه استشهاد 13 تن از افرادی که مدعی ساکن بودن در محله دارند تا تخریب این اثر بیش از دو ماه گذشته است و در این مدت حتی یک استعلام از اداره میراث فرهنگی سبزوار گرفته نشده است.
شکایت ثبت شد
کاویانی، بار دیگر اعلام کرده است که شهرداری مسوول اصلی این اتفاق است و تخریب پادگان روسها بدون هماهنگی و اخذ مجوز از میراث فرهنگی انجام شده است. او به «اعتماد» خبر داد که 7 عصر روز پنجشنبه شکایت میراث فرهنگی علیه مالک، شهرداری و راننده لودر در کلانتری ثبت شد تا رسیدگی قضایی به این پرونده آغاز شود.
او گفت: «اگرچه پادگان روسها یا خانه تومانیان در فهرست آثار ملی ثبت نشده بود، اما در نقشه بافت تاریخی سبزوار به عنوان یک لکه تاریخی شناسایی و به شهرداری هم ابلاغ شده بود و تخریب آن بدون هماهنگی با میراث فرهنگی انجام شده است.»
نکته عجیب آن است که تخریب بنای پادگان روسها و سردر واجد ارزش تاریخی و معماری آن کاملا در روز روشن صورت گرفته و امکان نظارت بر فعالیت مالک و لودر برای شهرداری و میراث فرهنگی فراهم بوده است، ضمن آنکه سردر بنا هم درست مقابل محل نگهبانی اداره برق سبزوار قرار دارد.
مجتبی کاویانی میگوید: «نگهبان اداره برق سبزوار شاهد عملیات تخریب بوده و حتی با شهرداری تماس گرفته و اعلام کرده که سردر در حال تخریب است، اما نیروهای شهرداری در محل حاضر نشدهاند و ایکاش این تماس با میراث فرهنگی برقرار میشد تا از تخریب اثر جلوگیری شود.» براساس پی اداره کل میراث فرهنگی سبزوار تنها 11 پرسنل دارد که سه تن از آنها اعضای یگان حفاظت میراث فرهنگی هستند. نیروهایی که همزمان باید از محوطههایی مانند تپه دامغانی، بافت تاریخی و بناهای تاریخی شهر مراقبت کنند. در روز تخریب پادگان روسها نیز دو تن از نیروهای یگان حفاظت درگیر برخورد یک مورد تخلف در تپه دامغانی بودند و یکی دیگر از آنها نیز به شهر مشهد سفر کرده بود.
پرونده پادگان روسها پس از تخریب باز شد
پس از تخریب سردر پادگان روسها و آغاز اعتراضات در فضای مجازی، ماجرا از سطح یک اختلاف اداری میان مالک، شهرداری و میراث فرهنگی خارج شد و دادستانی سبزوار با ورود به پرونده دستور توقف ادامه تخریب، توقیف تجهیزات و لودر و تشکیل پرونده قضایی را صادر و شناسایی و رسیدگی به نقش عوامل دخیل در تخریب در دستور کار قضایی قرار گرفت.
در وزارت میراث فرهنگی نیز واکنشها شدید بود. علیرضا ایزدی، مدیرکل دفتر ثبت و حریم آثار تاریخی و طبیعی، تخریب پادگان روسها را «اتفاقی کمسابقه» دانست و پرسید: «چگونه ممکن است بخشی از هویت تاریخی یک شهر به این شکل از بین برود؟»
براساس اظهارات ایزدی، «پادگان روسها در بررسیهای سال ۱۴۰۳ به عنوان یک لکه تاریخی شناسایی و به دستگاههای مختلف ازجمله شهرداری نیز ابلاغ شد.» مدیرکل دفتر ثبت آثار تاریخی اعلام کرد: تخریب انجام شده نقض صریح ضوابط و مقررات میراث فرهنگی است و شهرداری سبزوار باید برای بازسازی پادگان روسها اقدام کند.»
وزارت میراث فرهنگی حتی بر بازسازی «عین به عین» بنا براساس مستندات تاریخی و به موجب قوانین کیفری تاکید کرده است، اما مساله اصلی این است که آیا میتوان اثری را که با لودر از بین رفته است بار دیگر به شهر و مردمانش بازگرداند؟
سردری که فقط یک سردر نبود
پادگان روسها صرفا مجموعهای از دیوارهای قدیمی نبود. معماری سردر بنا یکی از مهمترین بخشهایی بود که ارزش آن را قابل توجه میکرد.
«بهنود گوهربین»، مرمتگر بناهای تاریخی نیز در گفتوگو با «اعتماد»، درباره ویژگیهای معماری سردر این بنا از خاص بودن و تک بودن معماری این سردر در کشور سخن گفت و افزود: «قوس موجود در این سردر از تکترین معماریهای موجود در کشور است. قوس سردر در بخش «تویزه» دارای نیم ستون است و این نیم ستون در امتداد قوس حرکت کرده است.» او افزود: «در فاصلههای منظم نیز گره چینیهایی در قوس دیده میشد که به سردر شخصیت معماری متفاوتی میداد.» از نگاه او، همین جزییات باعث شده بود سردر «پادگان روسها» چیزی فراتر از یک ورودی ساده باشد، چون ویژگی معماری آن به اندازهای خاص بود که میتوانست در حافظه معماری شهر باقی بماند. اکنون این پرسش جدی پس از تخریب کامل سردر پادگان روسها در سبزوار وجود دارد که آیا راهی برای بازسازی «عین به عین» آن وجود دارد؟
کاویانی میگوید: «تمام جزییات و نقشههای بنا مستند شده و به همین دلیل امکان بازسازی وجود دارد. اگر تصمیم بر احیای کامل بنا باشد، میتوان ساختمان را براساس نقشه اصلی و در مساحتی حدود ۲۵۰۰ مترمربع بازسازی کرد. از نظر فنی بازسازی حتی میتواند آجر به آجر انجام شود و نیروی متخصص نیز برای چنین کاری در سبزوار وجود دارد. در روزهای آینده پیشنهادی به صورت لایحه به شورای شهر سبزوار ارسال میشود تا براساس آن بودجه بازسازی سردر پادگان روسها تخصیص بیابد.»
اما بازسازی سردر واجد ارزشهای تاریخی و معماری پادگان روسها هر اندازه دقیق باشد، یک سوال را از میان نمیبرد. چرا باید بنایی که هنوز وجود داشت ابتدا تخریب شود و بعد برای ساخت دوباره آن بودجه عمومی اختصاص بیابد؟
بازسازی، پایان پرونده نیست
پادگان روسها حالا در نقطهای ایستاده که دو مسیر در برابر آن قرار گرفته است. نخست، مسیر قضایی برای تعیین مسوولیت تخریب و دیگر، مسیر اجرایی است که قرار است بخشی از هویت بنا را عین به عین بازسازی کند. مجتبی کاویانی میگوید: «اگر قرار باشد بنا احیا شود بهترین راه، بازسازی آن در محل اصلی و براساس نقشه و مستندات موجود است. گزینه دیگر، بازسازی پوسته یا سردر در مجاورت یک ساختمان جدید است. راهکاری که هرچند میتواند بخشی از سیمای تاریخی بنا را بازگرداند، اما نمیتواند جای بنایی را بگیرد که در بستر تاریخی خود قرار داشته است.»
پادگان روسها امروز دیگر یک بنای واجد ارزشهای تاریخی سالم نیست که بتوان درباره حفاظت از آن تصمیم گرفت. این اثر حالا تبدیل به پروندهای شده که باید در آن هم مسوولیت تخریب روشن شود و هم تکلیف بازسازی اثری که معماری آن متعلق به پایان دوره قاجار و دوره پهلوی اول است، مشخص باشد.
اگر قرار است این بنا «عین به عین» بازگردانده شود، نخست باید معلوم شود چه سازوکاری باعث شد ساختمانی که ارزش تاریخی آن در مکاتبات و نقشههای بافت تاریخی مورد اشاره قرار گرفته بود، در روز روشن به لودر سپرده شود. شاید بازسازی سردر پادگان روسها بتواند آجرها و قوسها را نه با آن کیفیت نخست بازگرداند، اما آنچه مهم است بررسی دقیق اسناد، مسوولیت دستگاهها و نتیجه پرونده قضایی این تخریب است تا اشتباهی که به قیمت از دست رفتن بخشی از هویت تاریخی شهرهای ایران است در دیگر نقاط کشور و برای آثار تاریخی شهرها تکرار نشود.

نظر شما