به گزارش سلامت نیوز به نقل از کانال موج سوم، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، یکی از مجموعههای باسابقه حوزه نشر کشور، طی سالهای اخیر با مسائل و چالشهای مختلفی در حوزه مالی، منابع انسانی و مدیریت داراییهای خود مواجه بوده است؛ چالشهایی که در کنار برخی تصمیمات اخیر درباره واگذاری و اجاره فضاهای متعلق به این مجموعه، این پرسش را مطرح کرده که آیا انتشارات علمی و فرهنگی همچنان در مسیر مأموریت اصلی خود حرکت میکند یا بهتدریج در حال تبدیل شدن به مجموعهای برای بهرهبرداری از املاک و داراییهای خود است؟
ماجرا از آنجا اهمیت بیشتری پیدا میکند که این مجموعه در شرایطی با مشکلات مالی و تأمین حقوق کارکنان مواجه بوده که طی مدت اخیر بخش قابل توجهی از فضاها و اموال آن در قالب اجاره، مشارکت یا واگذاری در اختیار اشخاص و شرکتهای مختلف قرار گرفته است.
چاپخانه و تجهیزات؛ یک دارایی بزرگ در مسیر واگذاری
یکی از مهمترین داراییهای انتشارات علمی و فرهنگی، مجموعه چاپخانه این مؤسسه در منطقه سرخهحصار است؛ مجموعهای که علاوه بر فضای قابل توجه، تجهیزات و ماشینآلات چاپ را نیز در اختیار داشته است.
بر اساس اطلاعات موجود، کل مجموعه چاپخانه و تجهیزات آن در قالب قرارداد اجاره در اختیار مجموعه دیگری قرار گرفته است. پرسش اینجاست که ارزیابی کارشناسی این داراییها چگونه انجام شده، مبلغ اجاره بر چه مبنایی تعیین شده و درآمد حاصل از این واگذاری در نهایت چه نقشی در حل مشکلات مالی مؤسسه داشته است؟
استودیوهای حرفهای در قلب تهران
در ساختمان مرکزی انتشارات نیز اتفاقات قابل توجهی رخ داده است.
در طبقه منفی دو این ساختمان، دو استودیوی حرفهای صدا و تصویر به همراه فضایی حدود ۵۰۰ مترمربع قرار دارد که بر اساس اطلاعات موجود، این فضا به مدیرمسئول یک پایگاه خبری سیاسی اجاره داده شده است.
این در حالی است که ساختمان مرکزی انتشارات در یکی از نقاط مهم تهران قرار دارد و ارزش اقتصادی چنین فضایی طبیعتاً قابل توجه است. بنابراین، میزان اجاره، نحوه تعیین قیمت، مدت قرارداد و چگونگی انتخاب بهرهبردار از جمله مواردی است که میتواند برای افکار عمومی و بهویژه نهادهای نظارتی قابل توجه باشد.
۹۰۰ مترمربع دیگر در اختیار یک شرکت
در طبقات اول تا سوم ساختمان مرکزی نیز حدود ۹۰۰ مترمربع فضا در اختیار مجموعه دیگری قرار گرفته است؛ قراردادی که بر اساس اطلاعات موجود، در قالب مشارکت با سهم ۳۰ درصدی انتشارات علمی و فرهنگی انجام شده است.
سؤال این است که چنین مدلی تا چه اندازه برای مؤسسه اقتصادی است و آیا بازدهی آن با ارزش واقعی ملکی که در اختیار طرف مقابل قرار گرفته تناسب دارد؟
بهویژه آنکه بخشی از این قراردادها در شرایطی منعقد شدهاند که خود انتشارات با مشکلات جدی در تأمین منابع مالی مواجه است.
فروشگاهها هم از چرخه واگذاری خارج نماندهاند
ماجرا فقط به ساختمان مرکزی محدود نمیشود.
فروشگاههای متعلق به انتشارات در خیابانهای انقلاب، جمهوری و کریمخان نیز در قالب اجاره یا واگذاری در اختیار بهرهبرداران قرار گرفتهاند. حتی در مورد فروشگاه جمهوری، بر اساس اطلاعات موجود، فضای آن برای فعالیت مرتبط با نمایش و عرضه تجهیزات دوربینهای مداربسته مورد استفاده قرار گرفته است.
در چنین شرایطی این سؤال مطرح میشود که آیا استفاده از املاک و فروشگاههای متعلق به یک مؤسسه فرهنگی در راستای مأموریت اصلی آن انجام میشود یا هدف اصلی، صرفاً ایجاد درآمد از محل املاک است؟
سهم پنجدرصدی انتشارات از یک ملک در جردن
یکی دیگر از موارد قابل تأمل، وضعیت ملک بزرگ انتشارات در منطقه جردن است.
بخشی از این ملک در قالب مشارکت واگذار شده و بر اساس اطلاعات موجود، سهم انتشارات علمی و فرهنگی از این مشارکت تنها ۵ درصد است.
اگر چنین سهمی صحیح باشد، این پرسش جدی مطرح میشود که مبنای تعیین این سهم چه بوده و آیا ارزش واقعی ملک و آورده انتشارات در زمان انعقاد قرارداد بهدرستی محاسبه شده است؟
حالا نوبت موزه و مرکز اسناد است؟
در میان تمام این موارد، شاید حساسترین موضوع، بحث واگذاری یا اجاره موزه و مرکز اسناد انتشارات باشد؛ مجموعهای که صرفاً یک فضای اداری یا تجاری محسوب نمیشود و بخشی از هویت تاریخی و فرهنگی این مؤسسه را در خود جای داده است.
اگر قرار باشد چنین فضایی نیز در مسیر اجاره یا واگذاری قرار گیرد، سؤال اساسی این است که تکلیف اسناد، آثار، آرشیو و میراث فرهنگی موجود در این مجموعه چه خواهد شد؟
آیا موزه و مرکز اسناد نیز باید مانند یک واحد تجاری صرفاً بر اساس درآمدزایی اقتصادی ارزیابی شود؟
تمام این اتفاقات زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که انتشارات علمی و فرهنگی همزمان با مشکلات مالی و منابع انسانی دستوپنجه نرم میکند.
بر اساس اطلاعات مطرحشده، بخشی از منابع حاصل از افزایش سرمایه اخیر برای پرداخت مطالبات و حقوق کارکنان استفاده شده و اکنون نیز موضوع تعدیل و صدور احکام خاتمه همکاری برای تعدادی از کارکنان به دلیل محدودیت منابع مالی مطرح است.
بنابراین سؤال سادهای شکل میگیرد:
اگر این حجم از املاک، ساختمانها، فروشگاهها، استودیوها، چاپخانه و سایر داراییها قابلیت اجاره و درآمدزایی دارند، چرا همچنان مسئله تأمین حقوق و حفظ نیروی انسانی به یکی از دغدغههای اصلی مؤسسه تبدیل شده است؟
آیا درآمد حاصل از واگذاری داراییها متناسب با ارزش واقعی آنهاست؟
آیا همه قراردادها بر مبنای ارزیابی کارشناسی و قیمت روز منعقد شدهاند؟
و اساساً درآمدهای حاصل از این واگذاریها در چه مسیری هزینه میشوند؟
اما سؤال مهمتر؛ چه کسی بر این داراییها نظارت میکند؟
اهمیت موضوع زمانی بیشتر میشود که بدانیم شرکت انتشارات علمی و فرهنگی از شرکتها و مؤسسات تابعه سازمان تأمین اجتماعی محسوب میشود.
به همین دلیل، موضوع صرفاً یک اختلاف داخلی در یک مؤسسه فرهنگی نیست؛ بلکه پای نحوه مدیریت داراییهای مجموعهای وابسته به سازمان تأمین اجتماعی در میان است.
سازمان تأمین اجتماعی نهادی است که منابع آن با حق بیمه و پرداختهای میلیونها بیمهشده شکل گرفته و در نهایت باید منافع بیمهشدگان و بازنشستگان را تأمین کند. بنابراین طبیعی است که درباره نحوه مدیریت دارایی شرکتهای تابعه آن، حساسیت و مطالبه نظارت وجود داشته باشد.
اینجا چند سؤال اساسی مطرح میشود:
- آیا سازمان تأمین اجتماعی بر قراردادهای اجاره و مشارکت املاک انتشارات نظارت دارد؟
- آیا قیمتگذاری و ارزیابی کارشناسی این داراییها توسط مراجع ذیصلاح بررسی میشود؟
- آیا فرآیند انتخاب مستأجر یا شریک، شفاف و قابل دفاع است؟
- آیا نسبت ارزش ملک با سهمی که انتشارات در قراردادهای مشارکتی دریافت میکند، مورد بررسی قرار گرفته است؟
- آیا درآمد حاصل از واگذاری داراییها بهطور مستقیم در مسیر حل مشکلات مالی و حفظ ظرفیتهای اصلی انتشارات هزینه میشود؟
- و مهمتر از همه، اگر یک دارایی متعلق به مجموعهای وابسته به سازمان تأمین اجتماعی است، چه نهادی باید پاسخگوی نحوه واگذاری و بهرهبرداری از آن باشد؟
بیمهشدهای که سالها حق بیمه پرداخت کرده و بازنشستهای که امروز مستمری خود را از سازمان تأمین اجتماعی دریافت میکند، طبیعتاً حق دارد بداند داراییهای شرکتهای تابعه این سازمان چگونه مدیریت میشوند و آیا این داراییها با بهترین بازده ممکن در خدمت منافع مجموعه قرار دارند یا خیر.
انتشارات علمی و فرهنگی؛ مأموریت فرهنگی یا درآمدزایی ملکی؟
آنچه در کنار هم قرار گرفتن این موارد نشان میدهد، تصویری است که نیازمند بررسی جدی است: چاپخانه و تجهیزات، استودیوها، طبقات ساختمان مرکزی، فروشگاهها، ملک جردن و اکنون احتمال واگذاری فضاهای فرهنگی و اسنادی.
اگر هدف از این اقدامات، نجات مالی و حفظ حیات انتشارات است، انتظار میرود درباره میزان درآمد، صرفه اقتصادی قراردادها و آثار آن بر وضعیت مالی مؤسسه توضیح روشنی ارائه شود.
اما اگر قرار باشد داراییهای یک مجموعه فرهنگی، یکی پس از دیگری برای جبران کسریهای مالی واگذار یا اجاره داده شوند، بدون آنکه مأموریت اصلی مجموعه تقویت شود، یک سؤال جدی باقی میماند:
آیا انتشارات علمی و فرهنگی در حال حل مشکل مالی خود است، یا صرفاً در حال مصرف کردن داراییهایی است که طی دههها برای این مجموعه ایجاد شدهاند؟
این پرسشی است که پاسخ آن نه فقط برای مدیران انتشارات، بلکه برای سازمان تأمین اجتماعی و نهادهای نظارتی نیز اهمیت دارد.

نظر شما