به گزارش سلامت نیوز به نقل از روزنامه ایران،مرد جنایتکار که مادر و 4 خواهر و برادرش را به قتل رسانده بود وقتی با ارسال نامههای جعلی به دادسرا سعی داشت مسیر تحقیقات را منحرف کند سرانجام با پیگیریهای بازپرس جنایی و تحقیقات گسترده راز جنایتهایش فاش شد.
صبح چهارشنبه 25شهریور، مقابل ساختمان 4 طبقهای در یکی از خیابانهای منطقه پونک تهران هیاهوی زیادی برپا بود، چند خودروی پلیس و آتشنشانی مقابل خانه پلاک 15 در کوچه ششم توقف کرده و عده زیادی از مأموران و امدادگران در حال حفر زمین در پارکینگ ساختمان بودند. مرد جوانی با لباس زندان در حالی که دستبند بدست داشت گوشهای از حیاط ایستاده و به زمین خیره مانده بود. او مردی 40 ساله بود که بعد از 10 روز بازداشت به قتل هولناک مادر و خواهر و برادرانش و انداختن جسد آنها در چاهی 25 متری اعتراف کرده بود.
مأموران آتشنشانی درنهایت ساعت 5بعداز ظهر عصر پنجشنبه 26 شهریور موفق شدند اجساد 5 زن و مرد را که هرکدام جداگانه درون کیسه نایلون سیاه رنگی پیچیده شده و داخل گونی قرار داشت از اعماق زمین بیرون بکشند.
اعلام ناپدید شدن همسر
سرنخ این جنایت خانوادگی به یک سال قبل برمی گشت وقتی زن جوانی به دادسرای امور جنایی تهران رفت و از ناپدید شدن همسرش خبر داد: «دو فرزند دارم و وضعیت مالی مان خوب است اما چند روزی است که همسرم ناپدید شده است. بعد هم پیامی برایم ارسال کرد که میخواهد به ترکیه برود. در حالی که ما باهم هیچ اختلافی نداشتیم و تصور میکنم برای همسرم حادثهای رخ داده است.»
با شکایت زن جوان، به دستور بازپرس حسین گودرزی قاضی شعبه ششم دادسرای جنایی تهران تحقیقات از سوی کارآگاهان اداره چهارم پلیس آگاهی پایتخت آغاز شد. در اولین گام کارآگاهان از پلیس گذرنامه استعلام گرفته و مشخص شد فردی با مشخصات این مرد از کشور خارج نشده است.
نامههایی برای دادسرا
در حالی که تحقیقات در این رابطه ادامه داشت زن جوان بار دیگر به دادسرا مراجعه کرد و گفت: «روز گذشته برای من درخواست طلاق آمده است. همسرم به یکی از دادگاههای خانواده رفته و درخواست طلاق داده است. چطور امکان دارد با وجود دو فرزند و بدون هیچ اختلافی همسرم درخواست جدایی داده باشد.»ماجرا برای بازپرس پرونده مشکوک به نظر میرسید و به همین دلیل دستور بررسی داد که آیا شخصی که برای درخواست جدایی به دادگاه خانواده رفته همان مرد گمشده است؟
بررسیها اما نشان میداد که وکیلی با مراجعه به دادگاه درخواست طلاق را داده و حضور او تأیید نشد. از طرفی نامههایی از سوی مرد جوان به دادسرا ارسال میشد با این مضمون: من به خاطر مشکلات مالی و بدهیهایی که دارم میخواهم از کشور خارج شوم از همسرم نیز میخواهم طلاق بگیرم و نیازی به پیگیری پرونده من نیست.
اما این نامهها شک بازپرس را بیشتر کرد که ماجرایی پشت پرده است بدین ترتیب بازپرس جنایی دستور تحقیقات از خانواده وی را صادر کرد اما بررسیها نشان میداد که دو خواهر، یک برادر و مادر او نیز از چند ماه قبل ناپدید شدهاند. از طرفی دو برادر دیگر او به نامهای «ر» و «م»، وضع مالی خوبی پیدا کرده و تمامی اموال پدرشان که چند سال قبل فوت کرده و فردی بازاری و ثروتمند بوده و میلیاردها تومان ارث برای فرزندانش به جا گذاشته بین آنها تقسیم شده بود بدون آنکه به وراث دیگر داده شود. همین مسأله احتمال قتل عام خانوادگی را از سوی بازپرس جنایی مطرح و دستور بازداشت دو برادر را صادر کرد.
اعتراف به 5 قتل
بدین ترتیب دو ماه قبل «م» بازداشت شد و در تحقیقات مدعی شد که برادرش «ر»، در ماجرای ناپدید شدن خانوادهاش نقش دارد. بررسیها نشان میداد که متهم با اطلاع از دستگیری برادرش متواری شده و درنهایت کارآگاهان اداره چهارم پلیس آگاهی پایتخت موفق به دستگیری عامل قتل عام خانوادگی در شهرستان رامسر شدند.
«ر» در تحقیقات ابتدا منکر جنایات بود اما زمانی که تیم تحقیق وارد خانه او شدند، با کارت ملی و سیم کارتهای تلفن همراه دو برادر ناپدید شده شان مواجه شدند. درنهایت به قتل عام خانوادگی اعتراف کرد. متهم اصلی؛ مجرد، در کار خرید و فروش خودرو و دلالی است. او درباره قتلها گفت: «سال 1401 پدرم فوت کرد. خواهر و برادرهایم سهم ارث مرا نمیدادند و میگفتند تو عیاش و خوشگذرانی پولها را هدر میدهی. حتی مرا وادار کردند در اتاقکی در پارکینگ خانه پدری زندگی کنم.»
و تو هم تصمیم به قتل گرفتی؟
چارهای نداشتم. در یک روز چهار نفر از اعضای خانوادهام را به قتل رساندم. خواهرم و برادرم را جداگانه سوار ماشین کردم و با اسلحه ماکاروف به قتل رساندم. اجساد را به اتاق محل سکونتم بردم و بعد به طبقه محل سکونت مادرم رفتم و مادرم و خواهر دیگرم را با روسری خفه کردم.
با اجساد چه کردی؟
یخچال بزرگی تهیه کردم و اجساد را داخل آن قرار دادم. بیش از سه ماه با اجساد زندگی میکردم.
چه شد که برادر دیگرت را به قتل رساندی؟
به دیگران گفته بودیم که خانوادهام به مسافرت خارج رفتهاند اما برادرم به ماجرا مشکوک و پیگیر ماجرا شد. من هم به او اجساد را نشان دادم و با دیدن جسدها شوکه شد. او میخواست ماجرا را لو بدهد. اما من اجازه ندادم.
چرا چهار نفر را در یک چاه دفن کردی و برادرت را در چاه دیگری؟
قبل از اینکه او را به قتل برسانم، مقنی آوردم و یک چاه حفاری کردم و اجساد را داخل آنها گذاشتم. زمانی که دیدم برادرم میخواهد ماجرا را لو دهد او را هم کشتم، چاه دیگری کندم و جسد او را در چاه بعدی دفن کردم.
25 متر؟ عمق زیادی برای دفن اجساد نبود؟
من فکر همه جا را کرده بودم. اگر خانه به فروش میرفت و کسی میخواست آنجا را تخریب کند و حفاری صورت میگرفت، باید عمق چاه عمیقتر از عمق محل حفاری میبود که اجساد کشف نشود.
وقتی چاهها را حفاری میکردی همسایهها شک نکردند؟
نه. خانه پدریام بود. مستأجرها هم اعتراضی نمیکردند.
بعد از قتلها چه کردی؟
با برادرم «م» سندسازی کردیم و با وکالتنامههای جعلی که درست کردهبودیم مقدار زیادی از اموال را فروختیم و طلا و سکه خریدیم. گاوصندوق بزرگی را در دیوار درست کرده و اموال را در آنجا نگهداری میکردیم.
چرا نامههای جعلی به دادسرا میدادی؟
همسر برادرم موی دماغمان شده بود. او تنها کسی بود که باورش نشد خانوادهام و شوهرش به خارج از کشور رفتهاند و شکایت کرد. اگر او شکایتش را پیگیری میکرد ماجرای ناپدید شدن اعضای خانوادهام نیز لو میرفت. اگر برادرم همسرش را طلاق میداد، دیگر همسر او در پرونده سمتی نداشت که بخواهد پیگیر ماجرا شود. من هم از طریق یک وکیل و به جای برادرم درخواست طلاق او را به دادگاه دادم. از طرفی با ارسال نامه به بازپرس میخواستیم ثابت کنیم که برادرم زنده است. اگر پیگیری و تیزهوشی بازپرس پرونده نبود راز این قتلها هرگز برملا نمیشد.
به دستور بازپرس جنایی، متهمان برای بررسی سلامت روانی به پزشکی قانونی منتقل شده و معاینات متخصصان پزشکی قانونی نشان داد که هر دو برادر در صحت روانی به سر میبرند. متهم نیز بزودی به بازسازی صحنه جنایات خود خواهد پرداخت.

نظر شما