به گزارش سلامت نیوز به نقل از فارس،در دنیای پرشتاب و پرفشار امروز، سلامت روان دیگر یک «تجمل» یا انتخاب نیست، بلکه یکی از ستونهای اصلی سلامت عمومی و کیفیت زندگی انسانهاست.
با این حال، شکاف عمیقی میان «نیاز مبرم جامعه به خدمات روانشناختی» و «دسترسی اقتصادی به این خدمات» ایجاد شده است که نادیده گرفتن آن میتواند پیامدهای جبرانناپذیری برای ساختار جامعه داشته باشد.
ضرورت خدمات روانشناسی: فراتر از درمان
روانشناسی تنها برای افرادی که دچار اختلالات شدید روانی هستند کاربرد ندارد؛ بلکه ابزاری حیاتی برای مدیریت استرس، بهبود روابط اجتماعی، افزایش بهرهوری در کار و مقابله با بحرانهای زندگی است.
در جامعهای که با چالشهای اقتصادی، اجتماعی و تغییرات سریع محیطی دستوپنجه نرم میکند، خدمات روانشناختی نقش پیشگیرانه دارند.
درمان بهموقع یک اضطراب ساده یا افسردگی خفیف، مانع از تبدیل شدن آن به بیماریهای جسمی (مانند بیماریهای قلبی و فشار خون) یا اختلالات روانی مزمن و گرانقیمت میشود.
در واقع، سرمایهگذاری بر سلامت روان، نوعی پیشگیری از فروپاشی اجتماعی و کاهش هزینههای درمانی در آینده است.
چالش گران بودن خدمات: مانعی در برابر سلامت
با وجود این ضرورت، واقعیت تلخ این است که خدمات روانشناسی در بسیاری از نقاط، به دلیل هزینههای بالای جلسات درمان، برای بخش بزرگی از مردم غیرقابل دسترس است.
جلسات منظم و طولانیمدت که برای بهبود وضعیت بیمار ضروری است، هزینهای سنگین بر خانوادهها تحمیل میکند.
این موضوع باعث ایجاد یک «شکاف طبقاتی در سلامت» شده است؛ به طوری که تنها کسانی که توان مالی دارند میتوانند به آرامش روانی دست یابند؛ در حالی که اقشار آسیبپذیرتر جامعه، در میان فشارها و تنشها رها شدهاند
وقتی خدمات سلامت روان گران باشد، مردم از مراجعه به متخصص خودداری میکنند و مشکلات خود را سرکوب میکنند؛ این یعنی بمبهای ساعتی در سلامت جامعه در حال شکلگیری است.
برای حل این بحران، ضروری است که دولتها و نهادهای مربوطه، خدمات روانشناسی را در پوشش بیمههای تکمیلی و پایه قرار دهند، مراکز مشاوره رایگان یا ارزانقیمت دولتی را گسترش دهند و با کاهش هزینهها، سلامت روان را از یک کالای لوکس به یک حق اولیه برای همه شهروندان تبدیل کنند.
علیرضا آقا یوسفی، رئیس سازمان نظام روانشناسی و مشاوره ایران درباره اینکه در کشور چه تعداد روانشناس داریم؟ گفت: حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار نفر نیز فارغالتحصیل کارشناسی ارشد و دکتری روانشناسی و مشاوره داریم اما حدود ۵۰ هزار نفر پروانه دارند.
وی در پاسخ به این پرسش که آیا همه فارغالتحصیلان میتوانند دفتر تأسیس کنند؟ افزود: کسی که پروانه ندارد، نمیتواند دفتر خدمات روانشناسی ایجاد کند؛ چراکه صرف اینکه من شماره نظام روانشناسی داشته باشم، اصلاً و ابداً به معنای مجوز فعالیت حرفهای نیست.
به گفته رئیس سازمان نظام روانشناسی و مشاوره ایران در شرایط کنونی، فرد باید در آزمون جامع صلاحیت حرفهای شرکت کند و بعد بر اساس مقرراتی که در درگاه ملی مجوزها اعلام شده، مدارک و مستندات خود را ارسال کند.
آقا یوسفی با اشاره به روند دریافت پروانه فعالیت، یادآور شد: افراد متقاضی به درگاه این مدارک را ارسال میکند و پروانه فعالیت حرفهای برای فرد صادر میشود. آزمون صلاحیت حرفهای سالی دو بار برگزار میشود و پروانهها نیز سهساله هستند و بعد از سه سال باید تمدید شوند.
وی درباره اینکه «با توجه به جمعیت کشور، آیا تعداد روانشناسان کافی است؟» خاطرنشان کرد: سازمان بهداشت جهانی استانداردی دارد که به ازای هر هزار نفر، یک روانشناس باید وجود داشته باشد.
رئیس سازمان نظام روانشناسی و مشاوره تصریح کرد: البته همه کسانی که از ما پروانه میگیرند، کار نمیکنند؛ بعضی توانایی مالی اجاره دفتر را ندارند، مانند پزشکانی که ممکن است پروانه داشته باشند ولی کار نکنند.
آقا یوسفی متذکر شد: مثلا در استان قم، به ازای هر هزار نفر حدود ۱۲ روانشناس وجود دارد.در بعضی استانها مثل سیستان و بلوچستان، تقریباً به ازای هر ۱۲ هزار نفر یک روانشناس یا مشاور وجود دارد.
وی درباره «عدم اقبال مطلوب مردم برای مراجعه به مراکز روانشناسی»، یادآور شد: برای اینکه مردم توانایی مالی ندارند که به روانشناس مراجعه کنند. علاوه بر مسائل فرهنگی که ممکن است اجازه مراجعه ندهد، توانایی مالی هم مطرح است.این عدم عدالت درمانی در حوزه سلامت روان است

نظر شما