سه‌شنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۴ - ۱۳:۲۷

فاجعه در راه است؛ این را با نیم نگاهی به زیر پل‌ها، كوچه‌های بالا و پایین شهر و پارك‌ها می‌توان فهمید. افزایش آمار معتادان، كاهش سن اعتیاد و اظهارات گاه به گاه مسئولان آموزش و پرورش از توزیع مواد در مدارس همه نوید روزهای سخت را می‌دهند؛ سخت برای تمام آنهایی كه هر روز با كابوس آسیب‌های اجتماعی صبح را به شب می‌رسانند و منتظر ناجی‌اند. در میان آنچه درد جامعه خوانده می‌شود درد بزرگ‌تری با نام ایدز هم هست. ویروس HIV بیماری اجتماعی است كه آمار آن امروز به واسطه مصرف مواد مخدر و رفتارهای پرخطر جنسی در حال افزایش است.

ابتلای زنان به ایدز 10برابر شده است!

سلامت نیوز: فاجعه در راه است؛ این را با نیم نگاهی به زیر پل‌ها، كوچه‌های بالا و پایین شهر و پارك‌ها می‌توان فهمید. افزایش آمار معتادان، كاهش سن اعتیاد و اظهارات گاه به گاه مسئولان آموزش و پرورش از توزیع مواد در مدارس همه نوید روزهای سخت را می‌دهند؛ سخت برای تمام آنهایی كه هر روز با كابوس آسیب‌های اجتماعی صبح را به شب می‌رسانند و منتظر ناجی‌اند. در میان آنچه درد جامعه خوانده می‌شود درد بزرگ‌تری با نام ایدز هم هست. ویروس HIV بیماری اجتماعی است كه آمار آن امروز به واسطه مصرف مواد مخدر و رفتارهای پرخطر جنسی در حال افزایش است.

به گزارش سلامت نیوز، مینو محرز، رئیس مركز تحقیقات ایدز در گفت‌وگو با روزنامه آرمان از عمومیت یك دهم درصدی ایدز در كشور می‌گوید و از روزی واهمه دارد كه این آمار به یك درصد جمعیت ایران برسد. او كه از اقدامات سلیقه‌ای و جزیره‌ای مسئولان گله دارد بر این باور است كه كنترل ایدز تنها در گرو پیشگیری، كنترل جمعیت معتادان و در نهایت برخورد منطقی با واقعیت‌های اجتماعی است. واقعیت‌هایی كه با تار و پود جامعه در هم تنیده شده‌اند و محصول آن نسل‌های آینده‌ای است كه می‌خواهند امنیت را زندگی كنند.
 

آمار ابتلا به ایدز در كشور همواره در دو بخش آمارهای رسمی و غیررسمی اعلام می‌شود. شما آمار جدیدی از تعداد مبتلایان در كل كشور و به ویژه تهران در دست دارید؟

قبل از اینكه بخواهم به پرسش شما پاسخ دهم باید به این نكته اشاره كنم كه وزارت بهداشت آمار تفكیكی استان‌ها را اعلام نمی‌كند. البته، یك بار این اتفاق افتاد و به دلیل تفاوت‌های قابل توجه میان استان‌ها و واكنش‌های مسئولان استان‌ها تصمیم بر آن شد كه آمار به طور كلی و در سطح كشوری اعلام شود. بر اساس گزارش‌های وزارت بهداشت كه هر سه ماه یك بار اعلام می‌شود در حال حاضر حدود 30 هزار مبتلا به ایدز در كشور داریم. به عبارت دیگر، تا به حال این تعداد كشف شده‌اند. به این آمار باید آمار تخمینی را اضافه كنیم كه بر اساس این آمارها امروز حدود 90 هزار مبتلا به HIV در كشور زندگی می‌كند.

این آمار نسبت به مدت مشابه سال قبل افزایش یافته است؟

بله! سال گذشته آمارها حاكی از ابتلای 28 هزار نفر بود و امسال دو هزار نفر به این آمار اضافه شده است. روند هم متاسفانه، به‌شدت رو به بالاست و به دلیل حركت روش‌های انتقال از مواد مخدر به تماس‌های جنسی میزان ابتلای خانم‌ها در چند سال اخیر 10 برابر شده است.

‌ آمار مشخصی درباره تعداد زنان مبتلا وجود دارد؟

در گذشته كه سوءمصرف مواد مخدر عامل اصلی انتقال ویروس بود آمار مردان بیش از زنان بود و اغلب هم در زندان‌ها و مراكز ترك اعتیاد شناسایی می‌شدند. در آن دوره 96 درصد مبتلایان را مردان و حدود سه تا چهار درصد را زنان تشكیل می‌دادند. در حال حاضر اما این آمار به 81 درصد مردان و 19 درصد زنان رسیده است. ضمن اینكه این آمار به شكل تجمعی ارائه شده است و با توجه به اینكه در دوره‌ای مردان به دلیل مصرف مواد مخدر بیشترین مبتلایان را تشكیل می‌دادند، نمی‌توان در شرایط فعلی چندان به آن اتكا كرد. در هر صورت رشد سریع بیماری در خانم‌ها به دلیل انتقال به فرزندان زنگ خطری را برای جامعه به صدا درآورده است.

‌ درصد انتقال بیماری از مادر به فرزند تا چه اندازه است؟

اگر درمان شود كه درصد انتقال تقریبا به صفر می‌رسد. اما اگر درمان نشود و مادر به فرزند شیر دهد میزان انتقال در دنیا از 25 تا 65 درصد در نوسان است.

‌ رشد ابتلا به ایدز موجب شد تا به تازگی یكی از اعضای شورای شهر تهران پیشنهاد عقیم‌سازی زنان كارتن‌خواب را كه احتمال رفتارهای پرخطر در آنها بالاست، مطرح كند. این طرح در دنیا تجربه شده است؟ اصلا به نظر شما قابل اجراست؟

به نظر من باید واقع‌بینانه به موضوع نگاه كنیم. تا سه سال گذشته اصلا زن كارتن‌خواب معنا نداشت، اما امروز حدود 500 زن كارتن‌خواب و البته معتاد در تهران داریم. بسیاری از آنها رفتارهای پرخطر جنسی را تجربه كرده‌اند و بدتر از همه آنكه هیچ نوع اطلاعی درباره روش‌های پیشگیری از انتقال بیماری ندارند. آنها در شرایطی هستند كه فقط پول می‌خواهند تا مواد مورد نیاز خود را تامین كنند. در این وضعیت برخی از این زنان بچه‌دار می‌شوند و به آسانی فرزندان آنها هم به ایدز مبتلا می‌شوند. به نظر من، تحت این شرایط عقیم‌سازی می‌تواند راهی برای جلوگیری از رشد بیماری باشد.

دنیا این تجربه را پشت سر گذاشته است؟

ما نمی‌توانیم ایران را با سایر كشورها مقایسه كنیم، چرا كه در بسیاری از كشورها رفتارهای پرخطر جنسی تحت شرایطی پذیرفته شده است. به همین دلیل هم افرادی كه رو به این كار می‌آورند اغلب تحت نظارت‌های پزشكی هستند و اطلاعات اولیه‌ای برای محافظت از خود در مقابل بیماری دارند. در ایران به دلیل غیرقانونی بودن این مساله امكان نظارت و آموزش مستقیم وجود ندارد.

به پرسش اول برگردیم. شما اشاره كردید آمار مشخصی از تعداد مبتلایان به ایدز در استان‌ها در دسترس نیست. با این حال، با توجه به سابقه فعالیت شما در تهران تخمین می‌زنید چه تعداد مبتلا در این شهر وجود داشته باشد؟

در حال حاضر به دلیل تعداد بالای مهاجر و حاشیه‌نشین در تهران قاعدتا تعداد مبتلایان در این شهر باید زیاد باشد، به طوری كه بخش قابل توجهی از این 30 هزار نفر به تهران مربوط است. درباره حاشیه‌ها باید بگویم آمار مصرف مواد مخدر و رفتارهای پرخطر جنسی در این گروه بالاست.

آن‌طور كه از صحبت‌های شما برداشت كردم احتمالا تعداد معتادان و رفتارهای پرخطر جنسی در حاشیه‌ها بیشتر از شهرهاست و از طرف دیگر یكی از ضعف‌های وزارت بهداشت بی‌توجهی به نیازهای درمانی مردم حاشیه‌نشین است. این مساله در تشدید ابتلا به بیماری موثر است؟

به نكته خوبی اشاره كردید! زمانی كه سیستم شبكه بهداشت در كشور راه‌اندازی شد حاشیه‌ها چندان مطرح نبودند به همین دلیل هم دیده نشدند. به تدریج با شكل‌گیری حاشیه‌ها و به دنبال آن آسیب‌های اجتماعی و البته بیماری‌ها نیاز بود تا شبكه‌های بهداشت در حاشیه‌ها هم راه‌اندازی شوند كه نشد. ما امروز در حاشیه‌ها نه خانه بهداشت داریم، نه آموزش و نه امكانات. تحت این شرایط، تصور كنید حاشیه‌نشین‌ها در چه وضعیتی زندگی می‌كنند.

متوسط سنی ابتلا به ایدز در طول زمان تغییر كرده است؟

متوسط همان 25 تا 45 سال باقی مانده است كه چندان هم عجیب نیست. آنچه عجیب است درباره نسبت زنان به مردان است، به این معنی كه در دنیا میزان ابتلای زنان و مردان تقریبا برابر است، اما در ایران به دلیل مصرف گسترده مواد مخدر مردان بخش اعظم مبتلایان را تشكیل می‌دهند. البته، همان‌طور كه اشاره كردم طی دو سال اخیر به دلیل استفاده از مواد روانگردان و رشد اعتیاد در زنان، میزان ابتلا در این گروه به‌شدت افزایش پیدا كرده است. به تمام این موارد باید افزایش سن ازدواج و طلاق را هم اضافه كرد. تمامی اینها شرایط را روز به روز سخت‌تر می‌كند.

به نظر شما با توجه به روش‌های مختلف انتقال بیماری، می‌توان از موج‌های مختلف انتقال بیماری حرف زد؟

بله. در مرحله اول انتقال ایدز از طریق خون‌های آلوده‌ای بود كه از فرانسه به ایران و بسیاری از كشورها رفت. البته این مورد به سرعت كنترل شد و بعد از آن الگو به سمت تماس‌های جنسی در حال حركت بود. جالب این است كه در این مرحله یعنی حدود 15 سال قبل با الگوی انتقال از طریق معتادان تزریقی رو‌به‌رو شدیم. روند انتقال هم در این روش بسیار سریع است، به‌طوری كه در طول یك سال از صفر به 45 درصد در این قشر رسید و این افراد بیماری را به همسران خود هم منتقل كردند. با برنامه كاهش آسیب این روند به تدریج كنترل شد و ضریب انتقال بیماری به‌شدت كاهش پیدا كرد. در حال حاضر هم با موج دیگری رو‌به‌رو هستیم به این معنی كه الگوی مصرف مواد مخدر از شكل سنتی به روانگردان‌ها تغییر كرد. این مواد شدت ابتلا به ایدز را زیاد كرد، چرا كه موجب افزایش رفتار‌های پرخطر جنسی افسارگسیخته شد. در هر حال، در شرایط خوبی به سر نمی‌بریم و من واقعا نگران آینده‌ام. ترس من از این است كه عمومیت كمتر از یك‌دهم درصد بیماری به یك درصد برسد كه این فاجعه است.

شما شش سال گذشته تحقیقی درباره ابتلا به ایدز در كودكان كار انجام دادید. با توجه به اینكه آمار این كودكان در دو سال اخیر به‌شدت افزایش پیدا كرده است، آماری از ضریب ابتلا به ویروس HIV در این گروه دارید؟

آن موقع ما هزار كودك را مطالعه كردیم و آمار ابتلا در آنها 5/4 درصد بود كه به صراحت می‌گویم این آمار وحشتناك است. بعد از آن پژوهشی در این زمینه انجام ندادیم، اما حتما این آمار رشد قابل توجهی داشته است. زمانی كه متولی این بچه‌ها مشخص نیست و خانواده‌ها هم به دلیل فقر بچه‌ها را به خیابان می‌فرستند نمی‌توان شرایط خوبی را پیش‌بینی كرد.

وزارت بهداشت یكی از ارگان‌های مسئول در امر كنترل بیماری HIV است. در شرایطی كه به قول شما با وضعیت ناگواری روبه‌رو هستیم، برنامه این وزارتخانه چیست؟

واقعیت این است كه وزارت بهداشت به تنهایی نمی‌تواند كاری انجام دهد. این وزارتخانه مسئول آسیب اجتماعی نیست. بهزیستی باید پا پیش بگذارد و كاری كند. در حال حاضر، شهرداری تا حدی برنامه دارد و بهتر از سایران به موضوع ورود پیدا كرده است، اما این اقدامات جزیره‌ای چندان موثر واقع نمی‌شود. خواه ناخواه باید بپذیریم كه ایدز یك بیماری اجتماعی است و همه ارگان‌ها باید وارد عمل شوند. رسانه ملی باید در این زمینه جدی‌تر باشد و آموزش و پرورش هم به این موضوع ورود پیدا كند. بهزیستی كه بودجه خوبی برای این كار دارد بی‌نظم كار كرده است و تحت این شرایط بیماری روند صعودی خود را ادامه می‌دهد.

این روزها بسیاری از اخبار به آسیب‌های اجتماعی در منطقه 12 و هرندی اختصاص دارد. در چند هفته گذشته هم تعدادی از ساكنان پتوهای كارتن‌خواب‌ها را آتش زدند. فكر می‌كنید وضعیت ابتلا در این منطقه چگونه است؟

محله هرندی جزو نخستین محله‌هایی است كه كارتن‌خواب‌ها در آن حضور پیدا كردند و یادم می‌آید سال‌ها قبل كه به آنجا رفتم وقتی بچه‌های كوچك را می‌دیدم كه سوار دوچرخه محله را می‌گردند هر لحظه فكر می‌كردم اگر روی سرنگ‌های كف خیابان بیفتند، چه می‌شود. در گذشته، آن محله تنها نشانی آسیب بود، اما امروز حضور آسیب‌دیده‌ها را در تمام نقاط شهر می‌توان دید. به نوعی با این موضوع كنار آمده‌ایم و برایمان تا حدی عادی شده است.

‌ آماری درباره میزان ابتلا به ایدز در میان زنان خیابانی در دسترس است؟

پژوهش ما در این مورد مربوط به سال 92 است. بر اساس این پژوهش در كل ایران 5/4 درصد و در تهران حدود پنج تا 5/5 درصد از جامعه آماری ما مبتلا به HIV بودند.

به نظر شما روند ترك اعتیاد هم بر افزایش احتمال ابتلا به ایدز موثر است؟ در واقع، در شرایطی كه برخی از كمپ‌ها به شكل غیرقانونی و با روش‌های گاه وحشیانه اصرار بر ترك دارند، می‌توان امیدی به كنترل این آسیب و به طبع آن ابتلا به HIV داشت؟

من نمی‌توانم این موضوع را هضم كنم كه چطور می‌توان با وحشیگری معتاد را ترك داد، آن هم در شرایطی كه علم ثابت كرده است كه مغز برخی از انسان‌ها آندورفین كم دارد و مثل بیمار دیابتی كه باید دارو مصرف كند به این افراد هم باید حد مشخصی مواد برسد. من شنیدم كه در بعضی از كمپ‌ها غیرانسانی‌ترین رفتارها را می‌كنند. گاهی فكر می‌كنم راه اندازی كمپ به یك تجارت تبدیل شده و معتاد هم به چشم یك كالا برای درآمدزایی دیده می‌شود.

شما تا به حال محل تجمع كارتن‌خواب‌ها زیر پل‌های تهران را دیده‌اید؟

به طور مرتب! من جوانی را زیر پل دیدم كه می‌گفت روزی شش گرم هروئین و شش گرم شیشه را تركیب و مصرف می‌كند. واقعیت‌هایی كه در زیر این پل‌ها دیده می‌شود غیر قابل وصف است. بسیاری از این افراد تا زمانی كه وضع مالی خوبی دارند كوكائین مصرف می‌كنند و بعد از ورشكستگی به طور افسارگسیخته‌ای هر ماده‌ای را كه به دستشان برسد، مصرف می‌كنند و نتیجه آن هم اسفبار است.

‌ آیا مشخص است كه چه ارگانی وظیفه رسیدگی به این آسیب و جلوگیری از رشد بیماری را دارد؟

مسئولیت اصلی با وزارت بهداشت است، اما همه می‌دانیم كه این بیماری اجتماعی با ورود وزارت بهداشت راه به جایی نمی‌برد. مشكل ما این است كه هر كدام از سازمان‌ها بودجه خاص خود را دارند و سلیقه‌ای عمل می‌كنند. در جلساتی كه داریم همه مسئولان از عمق فاجعه باخبرند، اما نمی‌دانم چرا با وجود آگاهی مورچه‌وار حركت می‌كنند.

‌ از ابتدائی كه این بیماری در جامعه مطرح شد تا به حال چه مقدار برای كنترل این بیماری هزینه شده است؟

بودجه این بیماری كه افتضاح است. هیچ‌وقت بودجه‌ای كه باید به این بیماری اختصاص داده می‌شد، انجام نشد. در واقع، اگر پروژه‌های Global Fund نبود كه ما نمی‌توانستیم حتی داروی این افراد را تهیه كنیم. اگر روزی هم این پروژه كنار گذشته شود ما نمی‌دانیم باید چه كار كنیم.

پروژه Global Fund دقیقا چیست؟

این پروژه برای كنترل سه بیماری سل، مالاریا و ایدز هزینه می‌كند. ما هر سال پروژه‌های پیشنهادی را ارسال می‌كنیم و در هر دوره چندین میلیون دلار بودجه می‌گیریم. در كنار این بودجه، دولت هم بودجه می‌گذارد، اما آن‌قدر تعداد متولی زیاد است و سلایق، مختلف، كه در نهایت به جایی نمی‌رسد. جالب است تمام برنامه‌ریزی‌های ما مقطعی است. هر سال روز جهانی ایدز یادمان می‌افتد كه این واقعیت وجود دارد و چند بار به مناسبت همین روز از من دعوت شد در ساعات پرت مثلا آخر شب به صدا و سیما بروم تا در مصاحبه شركت كنم. این در حالی است كه در استرالیا كه من در آن دوره‌های آموزشی ایدز را طی كردم، تلویزیون را كه روشن می‌كردید امكان نداشت یكی از شبكه‌ها به ایدز نپردازد.

خانم دكتر شما همچنان به اجرای طرح كاهش آسیب‌های اجتماعی اعتقاد دارید؟

حتما! اصلا پیشنهاد این طرح با من بود و خود من در استرالیا در این طرح شركت كرده و نتیجه را دیده بودم. به نظر من، این بهترین راه است و باید دوباره اجرا شود. تمام دنیا می‌دانند كه گرد هم آوردن معتادان در كنار هم كار درستی نیست و اردوگاه و كمپ نه پیش رفتن كه عقبگرد كامل است. باور كنید در عرض دو سال اجرای این طرح میزان ابتلا، به‌شدت كاهش پیدا كرد و در حالی كه كم‌كم داشتیم به آینده امیدوار می‌شدیم صحبت از هزینه‌های میلیادری ساخت كمپ‌های ماده 16 شد.

بخشی از كودكان كار و متكدیان در تهران اتباع خارجی هستند كه معمولا از كشورهایی همچون پاكستان به كشور آمده‌اند. آمار ابتلا به ایدز در این گروه بالاست؟

درباره این افراد آمار دقیقی وجود ندارد و مطالعه خاصی صورت نگرفته است. اما از آنجا كه بخشی از كودكان كار و مهم‌تر از آن حاشیه‌نشین‌ها را اتباع پاكستانی تشكیل می‌دهند باید به‌شدت هرچه تمام‌تر به این موضوع توجه كرد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 11 =