باید ستاد بحران حوادث جاده‌ای ایجاد شود

سالی بیست هزار کشته و میزان زیادی زخمی یعنی کشور ما در حال جنگ است

۱۴۰۰/۰۴/۰۹ - ۱۱:۰۹ - کد خبر: 313944
سالی بیست هزار کشته و میزان زیادی زخمی یعنی کشور ما در حال جنگ است

سلامت نیوز: دکتر حسین ایمانی جاجرمی، جامعه شناس و عضو هیات علمی دانشگاه دانشگاه تهران درباره دلایل بالا رفتن آمار تلفات و سوانح جاده ای در ایران و عدم رسیدگی به این موضوع به عنوان پرتلفات ترین حوادث در کشور ما اظهار داشت: سالی بیش از بیست هزار کشته و میزان زیادی زخمی یعنی کشور ما در حال جنگ است. همانطور که همه امکانات کشور را برای جنگ بسیج کردیم امروز هم باید همان کار را انجام بدهیم. این وضعیت هر طبقه و قشری را شامل می شود یعنی ما از وزیری که در تصادفات کشته شده داریم تا دانش آموز و نخبه و مهد کودکی و نویسنده و خبرنگار و این یعنی یک بحران و به نظر من باید ستاد بحرانی درست شود و برای این برنامه ها در سطوح مختلف چاره اندیشی شود.

به گزارش سلامت نیوز، متن گفت وگوی شفقنا زندگی با دکتر ایمانی جاجرمی را می خوانید:

_ سالانه بالغ بر ۲۳ هزار نفر بر اثر تصادفات جاده ای در ایران جان خود را از دست می دهند ولی راهی برای پیشگیری از این وقایع پیش روی کشور نیست. چرا کاهش آمار تصادفات جاده ای جایگاهی در تصمیم گیری های مسئولین کشور ما ندارد؟

شاید کمتر ایرانی باشد که یک یا چند نفر از دوستان و نزدیکانش را بر اثر تصادف از دست نداده باشد

بالا بودن تصادفات جاده ای نشانه ای از عقب ماندگی است

رانندگی در کشور ما از عقلانیت لازم برخوردار نیست

مساله بسیار مزمن شده و سال ها است که کشور درگیر این مساله است. شاید کمتر ایرانی باشد که یک یا چند نفر از دوستان و نزدیکانش را بر اثر تصادف از دست نداده باشد. ما ملتی زخم خورده ایم ولی به نظر می رسد که شاید این خصوصیت اکثر کشورهای در حال توسعه است و درگیر تصادفات جاده ای هستند و این نشانه ای از عقب ماندگی است و نشان می دهد در این کشورها به مساله ایمنی که از اولویت های دنیای مدرن است، بی توجهی می شود. مساله تصادفات از یک بعد به مساله استانداردها بر می گردد و این موسسه باید پاسخگو باشد چرا که اعمال نظارت دقیق ندارد، دوم به کیفیت جاده ها بر می گردد و اینکه آیا طراحی مناسبی دارند یا نه؟ و آیا ایمنی درستی نصب شده یا نه؟ که وزارت راه و شهر سازی باید پاسخگو باشد. بعد دیگر به مساله فرهنگ رانندگی در ایران بر می گردد که رانندگی در کشور ما از عقلانیت لازم برخوردار نیست و حتی رانندگان خودروهای عمومی به کار خود به عنوان یک حرفه با اخلاقی حرفه ای نگاه نمی کنند و به راحتی از کنار بسیاری از مسائل بنیادی عبور می کنند. مساله رانندگی باید توسط دستگاه های عمومی از صدا و سیما تا فنی و حرفه ای و وزارت کار و راهنمایی و رانندگی و پلیس راه پاسخگو باشند.

حوزه حمل و نقل و ترافیک از حوزه های مهم اجتماعی شدن و زندگی مدنی است

وقتی کشور دچار محدودیت منابع مالی می شود امکان واردات قطعات یدکی با کیفیت را ندارد

ما امروز باید ببینیم در دفتر ایمنی وزارت راه و شهرسازی چه تخصص هایی حضور دارند

حوزه حمل و نقل و ترافیک از حوزه های مهم اجتماعی شدن و زندگی مدنی است. در کشورهای توسعه یافته در این حوزه ها مو را از ماست بیرون می کشند و چنین حوزه با اهمیتی اینچنین رها شده نیست و هر کسی نمی تواند به راحتی قانون را دور بزند و کلک بزند. از طرفی من فکر می کنم تحریم ها نیز موثر هستند، وقتی کشور دچار محدودیت منابع مالی می شود و یا امکان واردات قطعات یدکی با کیفیت را ندارد و از طرفی بخش حمل و نقل عمومی اجازه افزایش قیمت را ندارد و نمی تواند خدمات خود را با قیمتی که دارد متناسب کند، شاهد این مسائل هستیم و همچون آبی که دامدار به شیر اضافه می کند به دلیل تحمیلی بودن قیمت از کیفیت خدمات کم می کنند ولی همه این مسائل در دنیای امروز به راحتی قابل مدیریت است. یعنی کشورهای زیادی بودند که این مشکلات را داشتند و با برنامه ریزی درست این مسائل را حل کردند. سنگاپور و مالزی نیز تا چند دهه پیش کشورهایی اینچنینی بودند ولی از عقلانیت بهره بردند و افراد متخصص را به کار گرفتند. ما امروز باید ببینیم در دفتر ایمنی وزارت راه و شهرسازی چه تخصص هایی حضور دارند و چه افرادی موسسه استاندارد را می چرخانند؟ ما اشکالاتی در کشور داریم که به آن ها توجه نمی شود، مثلا سازمان آتش نشانی شهرداری حق ندارد خارج از حوزه شهر خدمات بدهند و با آنها برخورد می شود. اگر خارج از حوزه خدماتی شهر اتفاقی برای ماشین آتش نشانی بیفتد راننده باید پاسخ بدهد و از این رو نمی توانند خدمات بدهند. و شما قلمرو های وسیعی غیر شهری دارید که برای آدم ها مساله پیش می آید ولی کسی نمی تواند به آنها رسیدگی کند. یعنی ما این حوزه ها را رها کرده ایم و در این قلمرو ها برای خدمات دهی به مردم فکری نشده است.

صدمه این بخشی شدن متوجه مردم است

جاده های بین شهری باید تحت پوشش خدمات ایمنی قرار بگیرند

دولتی که از مردم مالیات می گیرد موظف به ارائه خدمات به مردم است

فوت سالانه ۱۸ تا ۲۰ هزار نفر به دلیل حوادث رانندگی مایه سرافکندگی است

در هیچ کجای دنیا اورژنس و آتش نشانی از هم جدا نیستند. این دو با هم یک واحد خدمات را تشکیل می دهند ولی در کشور ما اورژانس به وزارت بهداشت و آتش نشانی به شهرداری تعلق دارد، پلیس راه هم زیر مجموعه نیروی انتظامی است. صدمه این بخشی شدن متوجه مردم است. تصادفات رخ می دهند و یک ساعت بعد خودروهای امدادی سلانه سلانه از شرق و غرب می آیند. جاده های بین شهری باید تحت پوشش خدمات ایمنی قرار بگیرند. دولتی که از مردم مالیات می گیرد موظف به ارائه خدمات به مردم است و این ها کوتاهی سازمان های خدماتی و اداری را نشان می دهد که جان مردم را به خطر انداخته اند. این آمارها در دنیای امروز موجب شرمندگی است. البته ما ارتباطی با دنیا نداریم ولی فوت سالانه ۱۸ تا ۲۰ هزار نفر به دلیل حوادث مایه سرافکندگی است اگر این آمار را چند سال جمع بزنیم از آمار شهدای جنگ بیشتر می شوند.

_خسارات قابل توجهی که به لحاظ مادی و معنوی متوجه خانواده های سانحه دیدگان می شود چه اندازه قابل تامل است؟

خانواده ها و بازماندگان دچار تروما می شوند

ما باید مسئولانه با حق حیات برخورد کنیم

کشور سیاسی شده و آدم ها درگیر جنگ قدرت هستند و مسائل بنیادی زندگی مردم به فراموشی سپرده شده است

سالی بیست هزار کشته و میزان زیادی زخمی یعنی کشور ما در حال جنگ است

باید ستاد بحران درباره حوادث جاده ای ایجاد شود

کارخانجات خودروسازی ما باید بابت کیفیت خودروها پاسخگو باشند

در دنیای امروز خودروی ملی بی معنا است

خانواده ها و بازماندگان دچار تروما می شوند و این مساله بر روی روابط اجتماعی و کیفیت زندگی افراد تاثیر می گذارد. انگار ما برای زندگی کردن در این دنیا هیچ برنامه ای نداریم. متاسفانه نگاه ما به زندگی موقت است و رها کرده ایم، درحالیکه به نظر می رسد ما باید مسئولانه با حق حیات برخورد کنیم و این متاسفانه در اولویت سیاست گذاری ها نیست. کشور سیاسی شده و آدم ها درگیر جنگ قدرت هستند و مسائل بنیادی زندگی مردم به فراموشی سپرده شده است. سالی بیست هزار کشته و میزان زیادی زخمی یعنی کشور ما در حال جنگ است. همانطور که همه امکانات کشور را برای جنگ بسیج کردیم امروز هم باید همان کار را انجام بدهیم. این وضعیت هر طبقه و قشری را شامل می شود یعنی ما از وزیری که در تصادفات کشته شده داریم تا دانش آموز و نخبه و مهد کودکی و نویسنده و خبرنگار و این یعنی یک بحران و به نظر من باید ستاد بحرانی درست شود و برای این برنامه ها در سطوح مختلف چاره اندیشی شود. این مسائل تجربه شده و راه حل هایی برای آن وجود دارد، کارخانجات خودروسازی ما باید بابت کیفیت خودروها پاسخگو باشند. ما تکنولوژی ملی نداریم البته در دنیای امروز خودروی ملی بی معنا است. من متوجه نمی شوم چه اصراری است که بگوییم همه چیز ساخت ایران است، در منطق تولید و توسعه هیچ پذیرشی برای این افکار کهنه متعلق به دهه ۵۰ میلادی وجود ندارد. باید ببینیم مزیت نسبی اقتصاد و زیر ساخت صنعتی ما چیست و همان را دنبال کنیم.

_ در حالیکه در برخی صنعت ها مثل صنعت خودروسازی پای جان آدم ها در میان است…

ما باید عقلانیت را در زندگی بپذیریم

شرکت های بیمه باید پاسخگو باشند که چرا فقط پول می گیرند و نظارت را رها می کنند

ما همه چیز را قربانی صنعتی شدن کشور کردیم

راهبردهای ما غلط است و نیاز به اصلاح دارد

اگر پای صحبت آنها هم بنشینید، مشکلاتی را مطرح می کنند که قابل تامل است. همه این ها راه حل دارد ولی در ابتدا باید عقلانیت را پذیرفت. گفته می شود اگر عقل نباشد جان در عذاب است. ما باید عقلانیت را در زندگی بپذیریم. شرکت های بیمه باید پاسخگو باشند که چرا فقط پول می گیرند و نظارت را رها می کنند. شرکت های بیمه در همه جای دنیا بر صنعت خودروسازی تاثیر گذار هستند. چون بیمه باید هزینه پرداخت کند و بیمه مساله را دنبال می کند و شرکت خودروسازی را موظف می کند تا نسبت به تولیدش پاسخگو باشد. ما همه چیز را قربانی صنعتی شدن کشور کردیم. داستانی از زمان مشروطیت به این سو و از زمان رضاشاه شروع شد و ما دچار نوعی خودباختگی و خود تحقیری ملی در برابر غرب شدیم و ناخودآگاه اندیشه هایی را دنبال می کنیم که امروز باید بازنگری شوند، این تفکرات به کشور صدمه می زند. اگر دقت کنید همه ما عزاداریم و هر روز باید رخت سیاه بپوشیم. هر ایرانی در شبکه خویشاوندی و دوستی خود حتما عزیزی را از دست داده است چرا باید این وضع را تحمل کرد و ادامه داد. راهبردهای ما غلط است و نیاز به اصلاح دارد، نهاد ها باید پاسخگو باشند. معنی مسئولیت اجتماعی این نیست که در مناطق محروم کیسه شن به دوش بگیریم و عکس بگیریم، این ها در حد نمایش است. رفتار شما مخاطراتی برای بقیه ایجاد می کند بخصوص در حوزه خودروسازی این آدم ها باید بیایند و جواب بدهند.

_ ولی کمتر کسی است که در این مواقع جوابگو باشد!

ضعف جامعه مدنی مشکل بزرگ ما است

بدون فشار و بدون پیگیری هیچ فرد یا گروهی رفتارش را عوض نخواهد کرد

متاسفانه در کشور ما در مورد سقوط هواپیما در نهایت خلبان مقصر است و در تصادفات، راننده بدبخت!

ما همیشه ضعیفترین حلقه را قربانی می کنیم

تکرار یک مساله نشان می دهد نهادها اشکال دارند

برای اینکه بازخواست نمی شوند. ضعف جامعه مدنی مشکل بزرگ ما است، انجمن بازماندگان کشته شدگان تصادفات یا انجمن رانندگان حرفه ای باید فعال باشد، در هر حوزه ای اخلاق اهمیت دارد. یعنی هم به جامعه مدنی اجازه داده شود ظرفیت هایش در این عرصه شکوفا شود و خانواده ها با هم فشار بیاورند. بدون فشار و بدون پیگیری هیچ فرد یا گروهی رفتارش را عوض نخواهد کرد، چون فقط به منافع خود فکر می کنند. دنیای مدرن دنیای مسائل ساده نیست و هزاران عامل در کار است تا کالایی تولید و مصرف شود. بخش ها و گروه های مختلفی در حوزه خودرو درگیر هستند که همگی باید توضیح بدهند. حتی قوه قضاییه و دادستان باید ورود کند. در بعضی از حوزه ها شاید شاکی خصوصی وجود نداشته باشد باید ورود کنند و طرح بحث کنند و اقامه دعوا شود تا حساب کار به دست خطاکاران بیاید در مقابل کیفیت خودرو و کیفیت کالا و کیفیت خدماتی که ارائه می شود باید جوابگویی وجود داشته باشد. نباید توپ را به زمین دیگری بیندازند. متاسفانه در کشور ما در مورد سقوط هواپیما در نهایت خلبان مقصر است و در تصادفات، راننده بدبخت! یعنی ما همیشه ضعیفترین حلقه را قربانی می کنیم در حالیکه این ها مسائل و مشکلاتی نهادی دارد و تکرار این موضوع نشان می دهد که نهادها اشکال دارند.

_ انگار نه انگار که افرادی فوت می کنند و زندگی بازماندگان آنها دچار عواقبی می شود در واقع ما این حوزه ها را رها کرده ایم..

با از دست دادن این انسان ها سرمایه های انسانی و معنوی و نتیجه زحمات خانواده ها از بین می رود

مساله خیابان های تهران خود یک بحران است

زندگی نابود می شود و بازماندگان عذاب می کشند، ما شاهد بودیم. فکر کنید پدر یک خانواده از بین برود، چقدر برای یک دانشجو و یا یک خبرنگار زحمت کشیده شده است. چقدر برای رشد یک فرد هزینه شده است با از دست دادن این انسان ها سرمایه های انسانی و معنوی و نتیجه زحمات خانواده ها از بین می رود در شرایطی که خانواده ها جور نهاد های اداری و فرهنگی و تربیتی را می کشند و ما همه این ها را به هدر می دهیم. مردم چگونه می خواهند به زندگی امیدوار باشند و به آینده بهتری فکر کنند. چند سال پیش رییس سازمان تامین اجتماعی در حادثه رانندگی کشته شد یعنی این مساله بالا و پایین ندارد و مثل سرطان همه سطوح را می گیرد. مساله خیابان های تهران خود یک بحران است. تصادفات در این خیابان ها منجر به مرگ می شود. حتی در پیاده رو ها از دست موتور سواران امنیت ندارند. تا چراغ قرمز می شود موتور سواران جلوی چشم پلیس موتور را به پیاده رو هدایت می کنند. من چند بار به پلیس تذکر داده ام و گفته اند چه کاری بکنم من از پس این ها بر نمی آیم! این اعتراف و استیصال درست نیست چون راهنمایی و رانندگی بودجه می گیرد.

_ نماد بی قانونی فرد مسولی بود که وارد لاین ویژه می شد و هرج و مرج و بی قانونی را به نمایش گذاشت..

در دنیای مدرن شما باید پاسخگوی مسئولیت و رفتار خود باشید

هر کسی که خودرو دارد از دوچرخه و موتور گرفته تا اتوبوس و کامیون باید تحت نظارت باشد

نیوزلند یکی از کشورهایی است که شاخص توسعه انسانی بالایی دارد. من از ایرانی هایی که آنجا زندگی می کردند پرسیدم داستان موفقیت شما چیست و چطور خیابان های شما اینهمه آرام است و اینطور خوب رانندگی می کنند؟ گفتند: پلیس اینجا محترم ترین شخصیت است و بالاترین حقوق را می گیرد و سالی یک ماه برای تفریح با خانواده به هر جای دنیا که خواستند می روند. در گذشته که زندگی ساده بود هماهنگی بین آدم ها خود به خود انجام می شد و هر کسی می دانست چه کاری باید بکند و زندگی پیچیده و ریسکی نبود و خیلی ساده بود اما امروز درک ما از این دنیای مدرن غلط است و فکر می کنیم دنیای مدرن یعنی دنیایی بی بند و بار درحالیکه به شدت پیچیده و انضباطی است و شما در برابر رفتارهایتان مسئول هستید. هر کسی که می خواهید باشید ولی شما باید پاسخگوی مسئولیت و رفتار خود باشید. دستگاه های تخصصی نیز کار خود را به صورت حرفه ای بلد هستند و شما باید یاد بگیرید و به شما تاکید می شود و تذکر می گیرید وفرم پر می کنید و بر کار شما نظارت می شود. خودرو های پلیس به شکل نامحسوس می چرخند و مراقب افراد هستند و برخورد هایی دارند و این مساله بسیار مهم است. نباید در رانندگی تعارف داشته باشیم. هر کسی که خودرو دارد از دوچرخه و موتور گرفته تا اتوبوس و کامیون باید تحت نظارت باشد.

_ در مورد کشته شدن فردی در یک نزاع ساده حکم مرتکب اعدام است ولی در مورد کشته های جاده ها احکام بسیار سبک تر هستند…

مساله ما فقط تصادفات نیست، به ایمنی شهری هم توجهی نمی شود

ما گرفتار بحران های اقتصادی و آینده ای مغشوش هستیم

برای اینکه ما این حوزه را جدی نمی گیریم. درحالیکه باید بسیار حرفه ای و منضبط برخورد کرد. نباید دست روی دست گذاشت و گفت اینها قضا و بلا هستند، این ها حوزه های مدرن هستند و کارهای خودش را دارد و آدم حرفه ای و نظارت و تخصص و بودجه خودش را می خواهد. اگر به پلیس بالاترین حقوق را بدهید و بیشترین میزان آموزش را برای او در نظر بگیرید می تواند وظیفه اش را در حد اعلا انجام بدهد. وظیفه پلیس برقرار کردن انضباط است و دنیای مدرن به انضباط احتیاج دارد و بحث سیاسی و… نیست. در جامعه مدرن میلیون ها انسان اهداف فردی خود را دنیال می کنند و شما تعارض و برخورد خواهید داشت و برای کم کردن این مشکلات دستگاه های تخصصی درست شده اند. وضعیتی که ما گرفتار آن هستیم نشان می دهد کوتاهی و عدم رسیدگی وجود دارد. مساله ما فقط تصادفات نیست، به ایمنی شهری هم توجه کنید: ساختمانی مثل پلاسکو چه سرنوشتی داشت؟ گزارشی ملی برای این حادثه تهیه شد ولی آیا ما تغییری در سازمان های آتش نشانی و تغییری در رعایت مساله استاندارد در ساختمان سازی دیدیم؟! همه این مسائل باید به مطالبه ای عمومی و تغییر در دغدغه روزمره مردم تبدیل شود، البته شرایط کشور وضعیت مطلوبی نیست و ما گرفتار بحران های اقتصادی و آینده ای مغشوش هستیم و همین مساله مردم را از توجه به مسائل بنیادی و توجه به آینده دور کرده است. اگر ما می خواهیم در دنیای امروز باقی بمانیم و ملتی سر بلند باشیم باید این مشکلات را حل کنیم.

_ شکاف عمیق بین مردم و برخی ارگان ها در این زمینه بی تاثیر نیست؟

از ایرانی جماعت انتظار می رود متناسب با شان و سابقه و کاراکتری که در دنیا دارد رفتار کند

۷۰۰ سال پیش قانونی برای اداره زندگی داشتیم

این مسائل تاثیر خود را دارد ولی ما به هر حال ملتی با فرهنگ و پر سابقه هستیم و در بسیاری از حوزه ها پیشتاز هستیم و دنیا ما را می شناسد. از ایرانی جماعت انتظار می رود متناسب با شان و سابقه و کاراکتری که در دنیا دارد رفتار کند. کتابی به نام آیین حست وجود دارد که به اداره شهر ها مربوط است و در قرن هفتم هجری به قلم ابن اخوه نوشته شده است یعنی ۷۰۰ سال پیش قانونی برای اداره زندگی داشتیم. جالب است که در این کتاب آمده کسی که کار نانوایی انجام می دهد باید به زبان امروزی ماسک به دهان بزند و کلاه بر سر بگذارد و این لباس ها باید تمیز باشد و وظیفه محتسب رسیدگی به این موارد بوده است. ما چه زمانی اینطور بی خیال و بی توجه و شلخته بودیم این شلختگی را باید جمع کرد.

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
5.01705s, 19q