به گزارش سلامت نیوز به نقل از parents، اختلال بدشکلی بدن (BDD) یک اختلال روانشناختی است که در آن فرد به نقصی در ظاهر خود مشغول میشود؛ نقصی که ممکن است از نظر دیگران بسیار جزئی باشد یا اصلاً به چشم نیاید. این اختلال میتواند از دوران کودکی و نوجوانی آغاز شود و بر روابط اجتماعی، عملکرد تحصیلی و سلامت روان فرد تأثیر بگذارد.
شناخت نشانههای اختلال بدشکلی بدن و حمایت بدون قضاوت از کودک میتواند به او کمک کند تا برای دریافت درمان مناسب اقدام کند. والدین و اعضای خانواده با گوش دادن به نگرانیهای کودک، جدی گرفتن احساسات او و همراهی در مسیر درمان میتوانند نقش مهمی در بهبود شرایط داشته باشند.
تجربه ابتلا به اختلال بدشکلی بدن از نوجوانی
نویسنده این مطلب از تجربه شخصی خود در دوران نوجوانی میگوید؛ زمانی که نگرانی درباره ظاهر، ابتدا با وزن کردن مکرر و نگاه کردن بیش از حد به آینه آغاز شد، اما بهتدریج کنترل زندگی او را در دست گرفت.
او درباره وزن، اندازه دور کمر، کالری دریافتی و سایز لباسهایش وسواس پیدا کرده بود. انتخاب لباس، غذا خوردن و حتی فعالیتهای روزمرهاش تحت تأثیر ترس از چاقی قرار داشت. تابستانها لباسهای گشاد میپوشید و رژیم غذایی محدودی شامل غذای کودک و قهوه تلخ داشت.
در ابتدا تصور میکرد این نگرانیها بخشی طبیعی از دوران نوجوانی هستند. اما با گذشت زمان متوجه شد مشکلاتش فراتر از دغدغههای معمول درباره ظاهر است. پس از مراجعه به مشاور برای بررسی وضعیت خلقی خود، بهتدریج مشخص شد که با مشکلات عمیقتری در سلامت روان روبهروست. در سال ۲۰۰۴، تشخیص اختلال بدشکلی بدن و یک اختلال خوردن برای او مطرح شد.
این تجربه نشان میدهد که نگرانی شدید و مداوم درباره ظاهر را نباید همیشه به حساسیتهای معمول دوران نوجوانی نسبت داد.
اختلال بدشکلی بدن چیست و چه تفاوتی با اختلال خوردن دارد؟
اختلال بدشکلی بدن یک وضعیت سلامت روان است که در آن فرد به نقصی در ظاهر خود توجه افراطی پیدا میکند. این نقص ممکن است از نظر دیگران قابل مشاهده نباشد یا اهمیت چندانی نداشته باشد، اما برای فرد مبتلا به منبع اضطراب و ناراحتی شدید تبدیل میشود.
این نگرانیها میتوانند بخش زیادی از افکار فرد را به خود اختصاص دهند و بر فعالیتهای اجتماعی، تحصیل، کار و روابط او تأثیر بگذارند. برخی افراد بهدلیل اضطراب و شرم ناشی از ظاهر خود، از حضور در موقعیتهای اجتماعی اجتناب میکنند.
نوجوانان نیز ممکن است به این اختلال مبتلا شوند. طبق اطلاعات ارائهشده در مقاله، میانگین سن شروع اختلال بدشکلی بدن حدود ۱۲ تا ۱۳ سالگی است و بسیاری از مبتلایان نخستین علائم را پیش از ۱۸ سالگی تجربه میکنند.
اختلال بدشکلی بدن با اختلالات خوردن تفاوت دارد، هرچند ممکن است این دو همزمان در یک فرد وجود داشته باشند. در اختلالات خوردن، نگرانی درباره وزن و شکل کلی بدن معمولاً نقش محوری دارد؛ اما در اختلال بدشکلی بدن، توجه فرد بیشتر بر یک یا چند ویژگی مشخص ظاهری متمرکز است.
علائم اختلال بدشکلی بدن در کودکان و نوجوانان
علائم این اختلال در افراد مختلف متفاوت است، اما برخی نشانههای رایج عبارتاند از:
-
اشتغال ذهنی شدید با نقصی در ظاهر که ممکن است دیگران متوجه آن نشوند.
-
باور راسخ به اینکه بخشی از بدن زشت، نامتناسب یا بدشکل است
-
تلاش مکرر برای پنهان کردن یا اصلاح نقص ادراکشده، مانند پوشیدن لباسهای گشاد یا رسیدگی وسواسگونه به ظاهر
-
بررسی مکرر ظاهر در آینه یا برعکس، اجتناب کامل از آینه
-
مقایسه مداوم ظاهر خود با دیگران
-
درخواست مکرر اطمینان از اطرافیان درباره ظاهر
-
کمالگرایی شدید در زمینه ظاهر
-
اجتناب از موقعیتهای اجتماعی بهدلیل اضطراب درباره ظاهر
-
احساس شرم و نگرانی شدید که ممکن است با تحصیل و انجام فعالیتهای روزمره تداخل پیدا کند
وجود یک یا چند مورد از این نشانهها بهتنهایی برای تشخیص اختلال کافی نیست. اگر نگرانیهای کودک درباره ظاهر شدید، مداوم و مختلکننده زندگی او هستند، ارزیابی توسط متخصص سلامت روان اهمیت دارد.
اختلال بدشکلی بدن چگونه درمان میشود؟
اگرچه درمان واحدی برای همه مبتلایان وجود ندارد، علائم این اختلال را میتوان با روشهای درمانی مناسب مدیریت کرد. برنامه درمانی باید متناسب با شرایط فرد و با نظر متخصص تنظیم شود.
- رواندرمانی: درمان شناختیرفتاری (CBT) میتواند به فرد کمک کند الگوهای فکری منفی، برداشتهای تحریفشده از ظاهر و رفتارهای تکرارشونده مرتبط با نگرانیهای بدنی را شناسایی و مدیریت کند.
- دارودرمانی: برخی داروهای ضدافسردگی، بهویژه داروهای گروه مهارکننده انتخابی بازجذب سروتونین (SSRI)، ممکن است با تجویز پزشک برای کاهش علائم استفاده شوند. انتخاب دارو به شرایط فرد و ارزیابی متخصص بستگی دارد.
- حمایت خانواده و همسالان: حمایت عاطفی خانواده و برخورداری از شبکه حمایتی مناسب میتواند به فرد کمک کند احساس تنهایی و شرم کمتری داشته باشد و مسیر درمان را بهتر دنبال کند.
خانواده چگونه میتواند به کودک مبتلا به اختلال بدشکلی بدن کمک کند؟
زندگی با فردی که با یک اختلال روانشناختی دستوپنجه نرم میکند، بهویژه اگر کودک یا نوجوان باشد، میتواند برای خانواده دشوار باشد. بااینحال، رفتار والدین و نحوه برخورد آنها با نگرانیهای کودک نقش مهمی در احساس امنیت و تمایل او به دریافت کمک دارد.
۱. درباره نگرانیهای خود با کودک صحبت کنید
اگر به وجود اختلال بدشکلی بدن در فرزندتان مشکوک هستید، موضوع را با آرامش و بدون سرزنش مطرح کنید. به او بگویید که دوستش دارید، برای حمایت از او در کنارش هستید و میخواهید بدانید چه احساسی دارد.
بهتر است بهجای بحث درباره اینکه نقص ظاهری موردنظر واقعاً وجود دارد یا نه، بر میزان ناراحتی کودک و تأثیر این نگرانی بر زندگی او تمرکز کنید. هدف، ایجاد فضایی امن برای گفتوگوست؛ فضایی که کودک بتواند بدون ترس از قضاوت درباره احساساتش صحبت کند.
۲. بدون سرزنش و انگزنی به حرفهای او گوش دهید
کودک باید احساس کند که شنیده میشود و برای بیان نگرانیهایش مورد تمسخر یا سرزنش قرار نمیگیرد. برای حمایت از فرزندتان لازم نیست متخصص باشید؛ صبوری، همدلی و آمادگی برای شنیدن حرفهای او میتواند نقطه شروع مهمی باشد.
گوش دادن بدون قضاوت به کودک کمک میکند احساس امنیت بیشتری داشته باشد و راحتتر درباره ترسها و مشکلات خود صحبت کند.
۳. احساسات او را جدی بگیرید، حتی اگر نگرانیهایش را درک نمیکنید
ممکن است والدین متوجه نقصی که کودک درباره آن صحبت میکند نشوند یا ندانند چرا ظاهر او تا این اندازه موجب ناراحتیاش شده است. بااینحال، مهم است بدانند که اضطراب و ناراحتی کودک برای خود او واقعی است.
از توصیف کودک بهعنوان فردی خودشیفته، سطحی یا بیش از حد حساس خودداری کنید. جملاتی مانند «این که چیزی نیست» یا «چرا اینقدر به ظاهرت اهمیت میدهی؟» ممکن است احساس تنهایی و شرم او را بیشتر کند.
در عوض، میتوانید بگویید: «میفهمم که این موضوع خیلی اذیتت میکند. شاید من دقیقاً همان احساسی را که تو داری تجربه نکنم، اما میخواهم کمکت کنم.»
۴. برای دریافت کمک تخصصی همراه او باشید
اگر کودک با اختلال بدشکلی بدن دستوپنجه نرم میکند یا نشانههای نگرانکنندهای دارد، او را برای ارزیابی به متخصص سلامت روان ارجاع دهید. یافتن متخصص مناسب ممکن است به زمان و پیگیری نیاز داشته باشد.
برخی کودکان و نوجوانان ممکن است در ابتدا تمایلی به مراجعه به روانشناس یا روانپزشک نداشته باشند. در چنین شرایطی، حفظ آرامش، توضیح ضرورت دریافت کمک و همراهی در مراحل اولیه میتواند مفید باشد.
به کودک یادآوری کنید که ابتلا به یک اختلال روانشناختی به معنای ضعف یا دیوانه بودن نیست و برای مدیریت این شرایط لازم نیست بهتنهایی تلاش کند.
۵. حمایت عملی ارائه دهید
حمایت خانواده فقط به گفتوگو محدود نمیشود. والدین میتوانند با کمک در انجام تکالیف و مسئولیتهای روزمره، همراهی کودک در جلسات درمانی و مشارکت در برنامه درمان، بخشی از فشار او را کاهش دهند.
در صورت نیاز و با رعایت حریم خصوصی کودک، ارتباط با مشاور مدرسه نیز میتواند به فراهم شدن حمایتهای آموزشی و اجتماعی مناسب کمک کند.
هدف این است که کودک در کنار دریافت کمک تخصصی، احساس کند در محیط خانه و مدرسه تنها نیست و افرادی هستند که برای بهبود شرایط او تلاش میکنند.
منابع رایگان سلامت روان برای خانوادهها
دسترسی به خدمات سلامت روان ممکن است برای برخی خانوادهها دشوار باشد. در چنین شرایطی، میتوان از مراکز درمانی، خدمات سلامت روان در منطقه محل زندگی و سازمانهای معتبر فعال در زمینه اختلال بدشکلی بدن کمک گرفت.
اگر کودک در ابتدا برای دریافت کمک مقاومت میکند، بهتر است به او فرصت دهید نگرانیهایش را بیان کند و بدون تهدید یا فشار غیرضروری، مسیر مراجعه به متخصص را پیگیری کنید. حمایت خانواده جایگزین درمان تخصصی نیست، اما میتواند مکمل مهمی برای آن باشد.

نظر شما