کارشناسان علوم اجتماعی و روانشناسی که از اولین روز اعتراضات بازار و کسبه (7 دی ماه) شرایط جامعه را رصد می‌کردند، به صورت مستمر، در گفت‌وگو با رسانه‌ها، توصیه‌هایی هم برای دولت و هم برای مردم داشتند و راه‌های برون‌رفت از این بحران را مبتنی بر راهکارهای علمی ارایه می‌کردند، اما ناآرامی‌های شامگاه 18 و 19 و 20 دی که با جان‌باختن هزاران نفر از هموطنانمان به پایان رسید، زخمی بر تن جامعه گذاشت که به‌زعم متخصصان حوزه روانشناسی و روانپزشکی، التیام جراحتش بسیار زمان‌بر خواهد بود و بهبود این زخم، تنها در صورتی امکان‌پذیر خواهد شد که دولت و حاکمیت، راهکارهای فوری و عملیاتی و با بالاترین اولویت برای درمان ریشه‌ای که به آغاز اعتراضات 7 دی و تداوم آن منجر شد ارایه دهند. 

هشدار  روانشناسان به دولت: به مردم اجازه سوگواری بدهید

به گزارش سلامت نیوز به نقل از اعتماد، چهلمین روز بعد از شامگاه خونین 18 و 19 دی را پشت‌سر گذاشتیم و حالا سنگ‌قبرهایی در آرامستان‌هایی در سراسر کشور مزین است به نام هزاران زن و مردی که در ساعات پایانی آن شب‌های تلخ، قربانی خشم شدند. در این چهل روز دولت دست به اقداماتی زد که در طول 4 دهه اعتراضات سیاسی و اجتماعی، کم سابقه و قابل توجه بود. اولین اقدام مهم، دستور وزیر بهداشت برای پذیرش و درمان بدون تبعیض تمام مجروحان منتقل شده به تمام مراکز درمانی شهرهای محل ناآرامی‌ها بود. به موازات این اقدام، با دستور وزیر کار و رییس سازمان بهزیستی و معاون سلامت اجتماعی این نهاد حمایتی، خدمات مشاوره و روانشناختی برای تمام افرادی که دچار آسیب‌های روانی ناشی از مواجهه با ناآرامی‌ها یا حتی اخبار اعتراضات شده بودند هم، به صورت رایگان و شبانه‌روزی برقرار شد. 

کارشناسان علوم اجتماعی و روانشناسی که از اولین روز اعتراضات بازار و کسبه (7 دی ماه) شرایط جامعه را رصد می‌کردند، به صورت مستمر، در گفت‌وگو با رسانه‌ها، توصیه‌هایی هم برای دولت و هم برای مردم داشتند و راه‌های برون‌رفت از این بحران را مبتنی بر راهکارهای علمی ارایه می‌کردند، اما ناآرامی‌های شامگاه 18 و 19 و 20 دی که با جان‌باختن هزاران نفر از هموطنانمان به پایان رسید، زخمی بر تن جامعه گذاشت که به‌زعم متخصصان حوزه روانشناسی و روانپزشکی، التیام جراحتش بسیار زمان‌بر خواهد بود و بهبود این زخم، تنها در صورتی امکان‌پذیر خواهد شد که دولت و حاکمیت، راهکارهای فوری و عملیاتی و با بالاترین اولویت برای درمان ریشه‌ای که به آغاز اعتراضات 7 دی و تداوم آن منجر شد ارایه دهند. 


در این 40 روز بر ما چه گذشت؟ 


از اولین روزهای آغاز اعتراضات 7 دی ماه و تا پیش از شامگاه 18 دی، تعداد مجروحان اعتراضات زیاد نبود چون حتی نهادهای انتظامی و امنیتی هم بنا به دستور رییس‌جمهور، مبنایی برای برخورد قهری با معترضان نداشتند و صرفا برای حفظ امنیت و آرامش فضای جامعه در سطح خیابان‌ها بودند و جز در زمانی که معترضان بر اثر خشم و نارضایتی، شعارهای انتقادی سر می‌دادند یا در مواردی که با تخریب ویترین برخی مغازه‌ها، از کسبه می‌خواستند که به تعطیلی کسب پایبند باشند، نیروی انتظامی و امنیتی، جمع معترضان را متفرق نمی‌کرد. از شامگاه 18 دی البته چهره رخدادها تغییر کرد و به وقایع تلخی منجر شد که هیچ‌گاه از حافظه جمعی هموطنان پاک نمی‌شود. 


در ناآرامی‌های دی ماه، تعدادی پزشک و پرستار که در سطح خیابان حضور داشتند، بازداشت شدند و سازمان‌ها نظام پزشکی و نظام پرستاری که مسوولیت حرفه‌ای و صنفی در دفاع از همکاران خود دارند، تلاش کردند که پزشکان و پرستاران بازداشت شده را از حبس موقت نجات دهند. به دنبال خبرسازی رسانه‌های خارج از کشور درباره آمار جانباختگان ناآرامی‌های 18 و 19 و 20 دی، دولت برای اولین‌بار در 4 دهه اخیر، اسامی 2986 کشته شده ناآرامی‌ها شامل ماموران انتظامی و امنیتی، عوامل مخالف نظام و معترضان عادی را با ذکر کد ملی و نام پدر منتشر و از تمام هموطنان درخواست کرد که در صورتی که نامی در این فهرست نیست اما جان خود را در ناآرامی‌های دی ماه از دست داده، با اسناد متقن به مراجع و نهادهای معین شده از سوی دولت بیایند تا بعد از بررسی‌های دقیق، نام جانباخته به این فهرست اضافه شود.  طبق بررسی‌های دقیق شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان، در ناآرامی‌های دی ماه حدود 11 معلم شاغل و بازنشسته و حدود 230 کودک و دانش‌آموز کشته شدند اما ممکن است تعداد معلمان و جانباختگان کمتر از 18 سال، بیشتر از این تعداد باشد. همچنین 17 معلم در این ناآرامی‌ها دستگیر شدند که تعدادی‌شان همچنان در حبس هستند و تعدادی هم با قید وثیقه آزاد شده‌اند.


 در اولین روزهای آغاز ناآرامی‌های دی ماه و همچنین به دنبال رخدادهای شامگاه خونین 18 و 19 و 20 دی، اخباری درباره برخورد  با پزشکان و پرستاران حاضر در بیمارستان‌هایی که مجروحان ناآرامی‌ها را پذیرش می‌کردند، منتشر شد اما به دنبال این اخبار،هم مسوولان وزارت بهداشت و به‌طور مشخص، وزیر، سخنگو و معاون درمان وزارت بهداشت و هم جمعی از اعضای کمیسیون بهداشت و درمان مجلس و هم مسوولان سازمان نظام پزشکی تاکید کردند که برخورد قهری با درمانگران مجروحان ناآرامی‌ها مطلقا خلاف اخلاق پزشکی و خلاف قانون است و اگر چنین برخوردهایی صورت گرفته باید به سرعت متوقف و از آسیب دیدگان هم دلجویی شود. 


تاکید مسوولان حوزه سلامت اجتماعی در این 40 روز، ضرورت توجه دولت به مطالبات معترضان بود و سید حسن موسوی‌چلک که معاون سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی کشور است، روزهای بعد از شامگاه خونین 18 و 19 و 20 دی، در گفت‌وگو با خبرگزاری ایلنا، در این زمینه هشدارهایی خطاب به دولت داد و گفت:«اگر مطالبات مردم را جدی نگیریم، به احتمال زیاد فاصله بین اعتراضات کمتر خواهد شد چون اعتراضات اخیر فقط مساله اقتصادی نبوده است، گرچه در این دوره اعتراضات با مساله معیشت شروع شد. ما پس از جنگ ۱۲ روزه، همراهی مردم را به منزله همراهی نهادینه و مستمر قلمداد کردیم، اما دیدیم که در یک بازه زمانی نه چندان طولانی، دوباره اعتراضات به شکل حضور در خیابان بروز یافت و حداقل در چند روز اول، بسیار گسترده خود را نشان داد. اگر مطالبات را جدی نگیریم، به احتمال زیاد فاصله بین اعتراضات کمتر خواهد شد. مطالبات از بازار شروع شد، جایی که معمولا محافظه‌کارتر هستند و جنس بازار اینگونه است. بازار مرکز اقتصادی کشور است؛ یعنی وقتی بازار تحت فشار قرار می‌گیرد، کل اقتصاد را به‌پایین می‌کشد. اگرچه مشاهده شد، شروع مطالبات صرفا اقتصادی بود، آن هم توسط گروهی که نبض اقتصاد کشور را در دست دارند، اما به مرور زمان مطالبات دیگری از جمله سیاسی نیز مطرح شد. البته در بحران‌های اینچنینی، غیرطبیعی نیست. ما یک جایی می‌گوییم صدای بی‌صدایان خواهیم شد. اما این‌بار کار به‌جایی رسید که دیگر بازاریان برای اعتراضات به خیابان‌ها آمدند؛ بازاری‌هایی که صنف و قدرت دارند و از ارتباطات سیاسی، مذهبی، اجتماعی و فرهنگی بسیار قوی نیز برخوردارند و همیشه پشت دولت بوده‌اند. در اعتراضات گذشته می‌گفتند که چرا بازاری‌ها نمی‌آیند، ولی این‌بار بازار آمد و به تدریج مطالبات دیگری نیز مطرح شد که این‌هم خیلی غیرطبیعی نبود.

وقتی این اعتراضات و مطالبات پاسخ داده نشود، فاصله بین مردم و دولت افزایش می‌یابد، اعتماد کمتر می‌شود، مشارکت کمتر می‌شود و می‌تواند نگرانی‌های جدی‌تری را در این حوزه ایجاد کند.»  معاون سلامت اجتماعی بهزیستی، در این گفت‌وگو، نگاهی به دلیل تداوم اعتراضات دی ماه داشت و گفت: «حقوق یا مستمری که پرداخت می‌کنیم از تورم پایین‌تر است، علی‌رغم اینکه حداقل در ۵ سال اخیر دولت‌ها تلاش کردند مستمری را زیاد افزایش دهند، اما شاهد هستیم که فاصله بین مستمری‌ها با خط فقر یک فاصله‌ بسیار معنادار است. این فاصله بین حقوق حداقلی کارگران، نرخ تورم و افزایش هزینه‌ها مشهود است. تمام اینها احساس‌ عدم عدالت است که بخشی از آن دیگر احساس نیست و مردم درکش می‌کنند و عینا این را در واقع می‌بینند. مطالبه دیگر به عنوان یک شهروند این است که ما شایستگی‌گزینی را در عرصه‌های مختلف باید بپذیریم و اجرا کنیم. بخشی از این شرایط ناشی از این است که بد مدیریت می‌کنیم؛ وقتی بد مدیریت کنیم باید منتظر این پیامدها باشیم. این بد مدیریت کردن فقط مربوط به دولت فعلی نیست؛ در مجموع ما ضعیف عمل کردیم که اکنون به چنین وضعیتی رسیدیم. این را در سرمایه اجتماعی، شاخص‌های رفاه، شاخص‌های درمان و همچنین در شاخص‌های اجتماعی می‌توان دید و از طرفی وضعیت نامطلوب را در افزایش جرم و افزایش آسیب‌های اجتماعی و حتی تهدیدات درون خانواده‌ها مانند خودکشی می‌توان دید. هر از چندگاهی اخباری در زمینه احساس نابرابری در برابر قانون می‌شنویم، اما در نهایت مشخص نمی‌شود. به عنوان مثال، جای سوال است که پرونده چای دبش به کجا رسید یا وضعیت بابک زنجانی یا آقای صدیقی هنوز برای مردم روشن نیست. ممکن است بخشی از جامعه مشکلات اقتصادی نداشته باشند اما انتظار برابری در برابر قانون دارند. حتی اگر برخورد با آنها مشابه سایر مردم باشد، باید این موضوع توسط مردم درک شود و اطلاع‌رسانی صحیح در این زمینه صورت گیرد.» 


ممانعت از سوگواری خانواده جانباختگان به دلیل بهره‌برداری‌های سیاسی توسط مخالفان نظام، از دیگر اتفاقات پرحاشیه‌ای بود که بسیاری از کارشناسان حوزه سلامت روان و علوم اجتماعی را به انتقاد واداشت و در حالی که اخباری از سوگواری‌های نزدیک به روانپریشی و برگزاری مراسم پایکوبی برای برخی جانباختگان جوان و کمتر از 18 سال، زخم‌های پی در پی بر روان جامعه غمگین می‌زد، محمدرضا شالبافان؛ مدیرکل دفتر سلامت روان وزارت بهداشت با تاکید بر ضرورت برگزاری مراسم سوگواری برای جانباختگان ناآرامی‌های دی ماه به ایلنا گفت: «زمانی که فردی عزیز خود را از دست می‌دهد، نکته بسیار مهم این است که خانواده‌ها بتوانند سوگواری مناسبی داشته باشند. آنها باید از راهنمایی‌ها متخصصان و منابع موجود حمایتی برای سپری کردن دوران سوگ بهره ببرند. حضور خانواده و برگزاری مراسم سوگواری در کنار یکدیگر می‌تواند تا حد زیادی به کاهش آسیب‌های روانی کمک کند. همچنین مرور خاطرات و تصاویر فرد متوفی می‌تواند در این دوران موثر باشد.» 


طبق اعلام رییس سازمان نظام پرستاری هم، دو نفر از پرستاران کشور در این ناآرامی‌ها جان خود را از دست دادند و 54 نفر از تکنیسین‌های اورژانس و جمعی از پرستاران در این ناآرامی‌ها دچار سوختگی و جراحات شدید شدند. 
اما آخرین حرف‌هایی که رویکرد متفاوتی از دولت را به نمایش می‌گذاشت، اظهارات محمدجعفر قائم‌پناه؛ معاون اجرایی رییس‌جمهور بود که در روزهای اخیر به بخش‌های مختلف دولت توصیه کرد که با خانواده همه جانباختگان و آسیب‌‎دیدگان دیدار کرده و با آنان همدردی کنند و گفت: «آزادی بیان زمانی معنا دارد که نقد و نظر مخالفان شنیده شود، نه فقط صدای موافقان. استانداران و مدیران باید با تشکل‌های دانشجویی، حتی منتقدان سیاست‌های دولت و استان، گفت‌وگو کنند. با خشم انباشته و مشکلات حل ناشده و این تصور که مردم هم احساس کنند گوشی برای شنیده شدن ندارند و محلی برای فریاد ندارند و وقتی به هر دری رجوع می‌کنند این در بسته شده طبیعی است که فکر می‌کنند باید از خارج کمک بگیرند. در این شرایط نیاز روانی به یک نیروی نجات‌بخش بیرونی ایجاد می‌شود و  این نشانه رادیکالیزه شدن ناامیدی و فرسایش امید مردم است. چرا باید اقلیت کمی از مردم بگویند خارجی‌ها کمک کنند همان هموطنانی که خارج از کشور ما هستند و مشخص است بخشی از آنها از زدن این حرف‌ها نیت دیگری دارند. ولی بالاخره ما باید بپذیریم در کشور ما بخشی از جامعه نگاهشان به بیرون است و ما باید پاسخ دهیم و خود را مسوول بدانیم که چرا در کشور ما هموطنانی وجود دارند که چنین نگاهی دارند.


 باید بی‌پناهی را در کشور از بین ببریم و همه احساس کنند استاندار و مدیران کل پناهشان هستند. در این وضعیت بحرانی که قرار داریم چه پیامی باید بدهیم؟ مردم باید در دل باور کنند که همدردشان هستیم. خودمان هم باید در دل باور کنیم که همدرد معترضین هستیم. در دل باور کنیم که ما همدرد خانواده‌های کشته‌شدگان اخیر هستیم. باید همدردی کنیم در درجه اول این را در استان‌ها همه باید با استانداران صحبت کنیم. با درد مردم همدردی کنیم به خصوص برای حوادث اخیر. جان و کرامت انسان‌ها را گرامی بداریم. هر ایرانی همانطوری که در اطلاعیه ریاست‌جمهوری بود به مثابه یک ایران است یعنی جان ایرانی برای ما حرمت دارد. رنج همه را به رسمیت بشناسیم. رنج همه آسیب‌دیدگان و خانواده‌های آنها را. منظورم از همه یعنی از آن عزیزی که شهید شده و احترامش واجب است بر ما تا آن کسی که به دلایل مختلف یا غافل بوده، یا ناآگاه بوده و کشته شده است این را هم به عنوان آسیب دیده برویم سراغش. او هم ایرانی است. اگر او کشته شده زنش و فرزندش چه گناهی کرده است؟ باید به سراغ خانواده‌های آنها برویم. اگر عزیزی الان در زندان است درست است مجرم است اما خانواده‌اش چه گناهی کرده است؟ خانواده او هم ایرانی است. رییس‌جمهور و دولت، رییس‌جمهور و دولت آحاد ملت ایران است. جدا نکنیم اینها را. همه باید تلاش کنیم تا نارضایتی را کاهش دهیم.» 


فرید براتی‌سده که روانشناس است و بیش از دو دهه برای بازگشت سلامت روانی آسیب‌دیدگان و بازماندگان بحران‌های طبیعی و اجتماعی و از جمله، زلزله‌زدگان بم، آتش‌سوزی ساختمان پلاسکو، بازماندگان و آسیب‌دیدگان سیل فروردین 1399، خانواده قربانیان کرونا و جانباختگان پرواز هواپیمای اوکراینی، انفجار اسکله بندر شهید رجایی و جنگ 12 روزه ایران و اسراییل هم حضور میدانی داشته و هم در مصاحبه با رسانه‌ها، توصیه‌هایی برای التیام زخم‌های روانی جامعه ارایه کرده،  پیشنهادهای علمی و روانشناسانه برای جامعه‌ای که از رخدادهای شامگاه 18 و 19 و 20 دی امسال، دچار اندوه و غم شدید شد دارد. این روانشناس می‌داند که نه فقط خانواده جانباختگان و مجروحان رخدادهای شامگاه 18 و 19 و 20 دی، بلکه عموم مردم بابت از دست رفتن هزاران هموطن ایرانی در این رخدادها دچار آسیب‌های روحی شدید شدند و جامعه عمومی، ناخواسته اما آگاهانه، به سبب رنجی که خانواده‌های هزاران عزیز جانباخته تحمل می‌کردند، در یک سوگ جمعی به همدردی با صاحبان عزا وارد شد. براتی‌سده، همچنین می‌داند که بحران‌های اجتماعی، علاوه بر پدیده سوگ، می‌تواند استرس جمعی با تاثیرگذاری بلندمدت ایجاد کند و به همین سبب، خطاب به مردمی که خود را شریک سوگ صاحبان عزا و خانواده جانباختگان رخدادهای دی ماه می‌دانند و همچنین، خطاب به مردمی که بر اثر این رخدادها دچار آسیب‌های روانی شده‌اند، می‌گوید:«ممکن است که افرادی، بعد از ناآرامی‌های اخیر دچار بی‌خوابی و تنش و مشکلات اضطرابی و احساس سوگ باشند.

چنین مشکلاتی، تبعات عادی بعد از بحران است اما در چه زمانی غیرعادی خواهد شد؟ اگر افرادی در فکر آسیب به خود یا به دیگران هستند، باید به یک روانشناس و متخصص مراجعه کنند و کمک بگیرند. کمک گرفتن در این شرایط، هیچ عیب نیست و همه ما برای خروج از این شرایط، نیازمند کمک هستیم. اولین توصیه من برای التیام روانی جامعه این است که مردم، انکار هیجان‌هایشان را کنار بگذارند و بپذیرند که خشمگینند و بپذیرند که برای عزیزانشان سوگوارند. توصیه دوم این است که مردم برای زندگی در واقعیت تلاش کنند. یکی از مهم‌ترین مداخلات روانشناختی در بلایا و بحران‌ها، کمک به آسیب‌دیدگان و بازماندگان و جامعه عمومی برای زندگی در واقعیت است چون بلایا و ضربه‌های روانی متعاقب بحران‌ها، افراد را دچار توهم می‌کند و به واسطه این توهم، افراد از  واقعیت دور می‌شوند. به دنبال رخدادهای دی ماه، آنچه که از نظر علم روانشناسی و آسیب‌های روانشناختی برای مردم کشورمان اتفاق افتاده، مرحله‌ای موسوم به فرآیندهای تجزیه‌ای یا فرآیندهای گسستی در ذهن و شناخت است. در این مرحله، به دلیل شدت ضربه روانی، انگار ذهن، دو یا سه تکه شده و خویشتن افراد، از هم گسسته و چند پاره می‌شود. راه خروج از این وضعیت، این است که افراد تلاش کنند که در واقعیت زندگی کنند و البته قرار هم نیست که این واقعیت، چندان پیچیده باشد. افراد می‌توانند به صداهایی که در محیط‌شان هست و همچنین به نورپردازی در خیابان‌ها توجه کنند و حتی با خود بگویند که امروز چند شنبه است و می‌خواهند کجا بروند و چه کنند و به برنامه‌ریزی‌های روزانه‌شان فکر کنند. بازگشت به واقعیت، یکی از مهم‌ترین مداخلات روانشناختی برای خروج از وضعیت گسستی و تجزیه ذهنی است و ما معمولا در وقوع بحران‌ها، افراد آسیب‌دیده از بحران را با این سوالات خطاب قرار می‌دهیم که امروز چه روزی است و اینجا کجاست و همراهان تو چه کسانی هستند و... حتی مهم است که مردم در این ایام اگر با تلفن همراهشان کار می‌کنند، خود را به واقعیت وصل کنند و به موسیقی گوش بدهند تا گوش‌شان با واقعیت آشنا بشود و در عوض، از ورود به فضاهای اتهام زنی اغراق‌آمیز پرهیز کنند.» 


براتی‌سده توصیه‌هایی هم درباره نحوه مواجهه با اخبار و رسانه‌ها در ایام بعد از بحران دارد و می‌گوید:«مردم در دریافت اخبار از رسانه‌ها باید خیلی مراقب باشند چون در بحران‌ها، گاهی اوقات رسانه‌ها، ضربه‌های ناشی از بحران را خیلی پررنگ و تشدید می‌کنند که با چنین وضعی، ضربه روانی برای جامعه دچار بحران، مضاعف می‌شود. در بحران اخیر شاهد بودیم که بسیاری از رسانه‌ها، متاسفانه افراد را از واقعیت دور کردند. توصیه می‌کنم که مردم، در فضای مجازی به دنبال اخبار مرتبط با بحران دی ماه نباشند و بخصوص، از توصیه‌هایی همچون تلاش برای تجمیع خشم و مقدس داشتن خشم به‌شدت فاصله بگیرند.» 


براتی‌سده همچون توصیه‌های پیشینش بعد از وقوع بحران‌های طبیعی و اجتماعی، تاکید دارد که جامعه عمومی، هیجان‌هایشان را تخلیه کرده، به رسمیت بشناسند، از انکار هیجان‌ها دست بکشند و آنها را ابراز کنند .  «لازم است که مردم، در جمع‌های خانوادگی، در محل کار، در آپارتمان، در اتوبوس و مترو، در محله، دور یکدیگر جمع بشوند و باهم حرف بزنند و دردهایشان را با یکدیگر به اشتراک بگذارند تا در جریان این حرف زدن‌ها، یک بافت حمایتی، هم در جهت حمایت از آسیب‌دیدگان هم در جهت دریافت حمایت از اطرافیان شکل بگیرد.» 


اما وظیفه دولت و حاکمیت در قبال این مردم چیست؟ دولت و حاکمیت که باعث آغاز اعتراضات بود و شرایط اقتصادی و تورم و گرانی قیمت‌ها را کنترل نکرد و بلکه از اولین روز اعتراضات، و در حالی که گرانی و تورم، دلیل اصلی حضور خیابانی معترضان در روز 7 دی ماه بود، قیمت تمام کالا و خدمات، شیب صعودی داشت و تا همین امروز که چهلمین روز بعد از شامگاه خونین 18 دی را پشت سر گذاشتیم هم، تورم و گرانی قیمت‌ها هیچ کاهشی نداشته؟ براتی‌سده برای دولت و حاکمیت و مسوولان، یک توصیه مهم دارد و می‌گوید:«بهترین کار این است که تلاش کنند شرایط اقتصادی را به نوعی مدیریت کنند تا بهبود شرایط اقتصادی، امکان بازگشت افراد از ضربه روانی را زودتر مهیا کند. بهبود شرایط اقتصادی به مردم کمک خواهد کرد به جای دست و پا زدن در حالت بقا، به نظام‌های پردازشی و ادراکی عادی برگردند.» 


بحث برگزاری مراسم سوگواری، از اولین مواردی بود که تمام فعالان حوزه سلامت روان و حتی مسوولان دولتی این حوزه و از جمله معاونان سازمان بهزیستی و وزارت بهداشت خطاب به دولت مطرح کردند و گفتند که این مساله، تبعات جبران‌ناپذیری برای بازماندگان خواهد داشت. براتی‌سده، با در نظر داشتن همین تبعات خطاب به دولت می‌گوید:«باید اجازه بدهند کسانی که عزیزی را از دست داده‌اند، سر مزار عزیزان‌شان بروند و مراسم سوگواری برگزار کنند. موافقت با برگزاری این مراسم، مساوی با پذیرش درد مردم است. دولت باید در این مرحله، این درد را بازشناسی کرده و در کنار مردم قرار بگیرد. شاید مردم در این شرایط، حضور دولت را در کنار خودشان نپذیرند و حتی رفتاری داشته باشند که مسوولان احساس کنند از سوی مردم مورد بی‌توجهی قرار گرفته‌اند ولی همین همراهی دولت، در درازمدت به رفع ضربه روانی کمک خواهد کرد.»

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha