به گزارش سلامت نیوز به نقل از شرق، از پاییز سال 1404 که دلار ترمز برید و به بیشترین رشد خود در سالهای اخیر رسید و زندگی دیگر تبدیل به تلاش برای بقا شد. بعد از آتشبس در فروردین 1405 همه چیز گران شد و مردم در تأمین مایحتاج زندگی ماندند، شرکتها تعدیل نیرو کردند و کسبوکارها از رمق افتادند.
در این میان، خانههای بومگردی به عنوان سفیران فرهنگی هر شهر چندسالی بود که به کمک صنعت گردشگری آمده بودند تا بتوانند بخشی از اقتصاد آن را رونق دهند و در کنار رونق اقتصادی به ترویج زندگی به سبک و سیاق قدیم و سفری مسئولانه برای داشتن محیط زیست بهتر بپردازند.
اما چیزی از این صنعت نوپا نگذشته بود تا بتواند خود را قوام دهد و رشد کند که تنشهای اجتماعی و منطقهای با تورم و وضعیت اقتصادی موجود همراه شد و این نهال نوپا را از پا درآورد. خانههای بومگردی که محلی برای کسب آرامش روحی و روانی برای مسافران در شهرها و روستاها و منبعی برای کسب درآمد برای فعالان بومگردی بودند، اکنون خالی از مسافرند و آینده حرفهایشان در خطر است.
استفاده از پسانداز برای بقا نه سفر
«یاور عبیری»، رئیس جامعه انجمنهای حرفهای اقامتگاههای بومگردی ایران است.
او میگوید: «۳۱ اردیبهشت در تقویم ملی به عنوان روز ملی بومگردی ثبت شده که رویداد مربوط به آن اولین بار در سال گذشته در استان کرمان برگزار شد. امسال این رویداد در استان تهران با رویکرد واردکردن ادبیات بومگردی در حکمرانی دولت و حاکمیت و در استان سمنان، شهرستان شاهرود با هدف انتقال تجربیات بین فعالان بومگردی برای افزایش توانمندی و کیفیت اقامتگاهها و کمک به ثبت جهانی روستای قلعهبالا برگزار شد.
بعد از برگزاری همایش در کرمان متأسفانه جنگ خردادماه 1404 تأثیر خود را گذاشت و رشدی که مدنظر بود اتفاق نیفتاد. در اسفندماه نیز همکاران در حال آمادهسازی اقامتگاهها برای پیک سفری نوروز بودند؛ زیرا بیشتر درآمد آنها در این روزهاست که جنگ سوم رخ داد و کارشان تحت تاثیر قرار گرفت».
او ادامه میدهد: «از طرفی مردم ناچار شدند از شهرها به سمت روستاها حرکت کنند. بیشتر فعالان خانههای بومگردی به اینکه زیانهای زیادی دیده بودند، اما به صورت رایگان این مکانها را در اختیار مردم قرار دادند. جنگ تأثیر خود را گذاشته و بعد از جنگ قطعا ماهها طول میکشد این آسیب برطرف شود و گردشگری دوباره به چرخه اول خود برگردد.
بخش دیگری از آن مربوط به اقتصاد جامعه است که باعث شده سفر دیگر جزء اولویت مردم نباشد و از سفره مردم هم حذف شود. پساندازی که مردم دارند صرفا برای بقای خود ذخیره میکنند تا اگر جنگ رخ داد، بتوانند مایحتاج ضروری خود را تأمین کنند».
در این شرایط سؤال این است که با وضعیت جیب مردم و با اقامتگاههای خالی بومگردی چه باید کرد؟ جامعه بومگردی مانند دیگر مشاغل، اصناف و کسبوکارها شرایط بسیار بدی دارند.
در این میان فعالان حوزه گردشگری میگویند باید تعطیلی و نابودی صنعت گردشگری را اعلام کرد، چراکه به گفته آنها، بسیاری از خانههای بومگردی از فروردین 1404 اعتبار خود را به دلیل ناتوانی مالی، تمدید نکردند. آنهایی هم که در این یک سال اخیر توانستهاند ادامه دهند، با چنگ و دندان کارشان را نگه داشتهاند و تنشهای بسیاری را تجربه کردهاند.
تردد جادهای به معنی افزایش سفر نیست
پیش از این در آذرماه سال ۱۴۰۴، هانی رستگاران، دبیر ستاد هماهنگی خدمات سفر کشور، هشدار داد کاهش سفرهای داخلی به یک «زنگ خطر» برای گردشگری تبدیل شده و باید بررسی شود آیا سفر از اولویت خانوارها خارج شده یا فشارهای اقتصادی توان سفر را از مردم گرفته است.
هرچند این وضعیت مربوط به امسال و سال گذشته نیست، به طوری که آمارهای رسمی مرکز آمار ایران نشان میدهد، در بهار ۱۴۰۳ حدود ۴۸ درصد خانوارهای ایرانی هیچ سفری نرفتند؛ آماری که از نگاه فعالان گردشگری نشانه کاهش چشمگیر سفر خانوارهاست. حرمتالله رفیعی، رئیس انجمن صنفی دفاتر خدمات مسافرتی، بارها تأکید کرده افزایش تردد جادهای لزوما به معنای افزایش سفر نیست و بسیاری از خانوادهها به دلیل گرانی، کیفیت سفر خود را کاهش دادهاند؛ از اقامت در چادر گرفته تا حذف رستوران و کاهش هزینههای تفریحی. فعالان گردشگری استان فارس هم در زمستان ۱۴۰۴ اعلام کردند سفر داخلی عملا از اولویت بسیاری از خانوارها خارج شده است. در همان مقطع ضریب اشغال هتلهای استان به حدود ۳۰ تا ۳۵ درصد رسید و علت اصلی آن کاهش توان اقتصادی خانوادهها و افزایش هزینههای سفر عنوان شد.
رئیس انجمن صنفی دفاتر مسافرتی ایران در بهمن ۱۴۰۴ نیز اعلام کرد کاهش قدرت خرید خانوارها باعث حذف سفر از سبد مصرفی مردم شده و بسیاری از خانوادهها درآمد خود را صرف هزینههای ضروری مانند خوراک و مسکن میکنند. اظهارات مسئولان و فعالان گردشگری نیز بر کاهش سفر در کشور تأکید دارد.
دبیر ستاد هماهنگی خدمات سفر کشور از کاهش سفرهای داخلی به عنوان زنگ خطر گردشگری یاد کرده و گفته باید بررسی شود آیا سفر از اولویت خانوارها خارج شده یا فشار اقتصادی توان سفر را از مردم گرفته است. همچنین آمارهای رسمی نشان میدهد نزدیک به نیمی از خانوارهای ایرانی در برخی فصول سال اساسا سفری نرفتهاند و فعالان گردشگری کاهش قدرت خرید را مهمترین عامل حذف سفر از سبد هزینه خانوارها میدانند.
تعطیلی بسیاری از بومگردیها
«مهلقا مهدوی» یکی از فعالان عرصه بومگردی در شیراز است که سابقه ۱۰ساله در این حوزه دارد. او میگوید وضعیت سخت گردشگری از چند سال پیش شروع شد: «از سال 1398 مسائل مختلف به بروز بحران در گردشگری منجر شده که ما نیز از آن مستثنا نبودیم. سال گذشته از خرداد به بعد و وقوع جنگ، شرایط خیلی سختتر شد.
با گذراندن پاییز و اسفند پرتنش و آغاز سال 1405 که با ریزش مسافر مواجه بودیم، به خاطر شرایط اقتصادی مردم، مجبور شدیم تخفیف خیلی زیادی در نظر بگیریم و با ظرفیتهایی که پر نمیشد کنار بیاییم».
او میگوید کارکنان بومگردیها اغلب زنان و سرپرست خانواده هستند. همین موضوع سبب شد آنها مانند سایر بومگردیها و هتلها از سوی ما تعدیل نشوند: «با این همه نمیدانیم تا چه زمانی میتوانیم نیروهای خود را حفظ کنیم و دست به تعدیل نیرو نزنیم».
به گفته او، بسیاری از همکارانشان دیگر در زمینه بومگردی و گردشگری فعالیت نمیکنند: «با توجه به اینکه اغلب مسافران بومگردی ما در سالهای قبل از طبقه متوسط جامعه بودند، اما حالا مدل مسافرها عوض شده و مسافرانی که به بومگردی ما مراجعه میکنند، افرادی هستند که سالهای قبل مسافرت داخلی برای آنها تفریح حساب نمیشد، اما امسال با شرایط اقتصادی که با آن دستوپنجه نرم میکنیم، مسافرت خارجی برای قشر مرفه جامعه نیز دیگر کنسل شده و جای خود را به سفرهای داخلی داده است.
به طوری که مسافر ماشین ۲۰ میلیارد تومانی زیر پایش است اما توان مسافرت خارجی ندارد». به گفته او، در این ۱۰ سال ریزش مسافر به صورت پلهپله بوده اما از سال گذشته طبقهطبقه ریزش کردهاند و بعد از یک ریزش انفجاری، افراد متعلق به قشر مرفه، جای خود را به مسافران طبقه متوسط دادند.
آسیبهای جنگ به اقامتگاهها
«اباسعد شرفخانی» یکی دیگر از فعالان بومگردی در استان همدان است. او میگوید: «هر 25 گردشگر ایرانی یک شغل ایجاد میکند. هماکنون یکی از بزرگترین بحرانها و مسائل در جامعه ما موضوع اشتغال است که قبل از جنگ وضعیت خوبی نداشت و با وقوع جنگ، تأثیر ۹۰درصدی روی مشاغل داشت. اشتغال به صورت مستقیم و غیرمستقیم بر صنعت گردشگری و بومگردی تأثیر میگذارد و تأثیر هم میپذیرد. بهطور کلی از ابتدای دیماه 1404 تا آخر فروردین از صددرصد درآمدهایی که پیشبینی کرده بودم، ۱۰ درصد درآمد داشتم که هزینههای خود اقامتگاه را هم به زور جبران کرد».
به گفته او به دلیل شرایط رخداده، وضعیت بومگردیها و گردشگری شهرهای شمالی بهتر از سایر مناطق بود: «انتظار میرفت میراث فرهنگی و مسئولین مربوطه حمایتهایی از ما میکردند، مثلا در این شرایط بستههای حمایتی چه برای خانههای بومگردی و چه برای مسافران با در نظر گرفتن وامهای مناسب، در دستور کار قرار میدادند.
بیشتر همکاران ما در آستانه ورشکستگی کامل قرار گرفتهاند. برخی از خانههای بومگردی در جنگ آسیب دیده که به مشکلات افراد این بخش باری اضافه کرده است». به گفته او، وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی که متولی این بخش است، باید کارشناس بفرستد، بررسی و هزینه آن را پرداخت کند؛ اما متأسفانه یک قدم هم برنداشتند و گفتند کارشناس بگیرید، برآورد و اعلام کنید، اما هنوز که اتفاق خاصی نیفتاده است. این مشکلات دیگر انگیزهای برای ادامه کار باقی نمیگذارد.
حذف غذا به دلیل شرایط بد اقتصادی
«احمد کاظمی» هم فعال بومگردی در خراسان رضوی است؛ او میگوید: «سال 1398 که شروع به کار کردیم، کیسه برنج ایرانی درجه یک را ۳۰۰ هزار تومان میخریدیم اما حالا یک کیسه برنج ایرانی شش میلیونو ۴۰۰ هزار تومان است. برای صبحانه شش مدل، برای ناهار انواع خورشتها و کبابها را آماده میکردیم، اما الان هزینه تهیه یک مدل صبحانه هم از توان ما خارج است.
قبلا اقامت چندروزه با پک کامل 400 هزار تومان هزینه داشت. اما در حال حاضر چهار تا پنج میلیون تومان هزینه دارد. حتی اگر سود خود را از مسافران کم کنیم، باز هزینهها سرسامآور است».
او سال ۹۸ یک بومگردی به نام «کهندژ» راهاندازی کرد اما میگوید: «در سالهای اخیر تا کمی کارمان رونق میگرفت، با تورم و وضعیت بد اقتصادی و جنگ مواجه شدیم. به نظر من ۱۰ درصد وضعیت فعلی به دلیل شرایط جنگ است و ۹۰ درصد آن به شرایط رفاه اجتماعی و اقتصادی جامعه مربوط میشود. مردم مانند گذشته نیستند که تفریح کنند و مسافرت بروند.
بسیاری از افراد سفرهای کوتاه محلی را به مقاصد دوردست سفری به دلیل هزینه کمتر ترجیح میدهند. شرایط به گونهای است که غذا را از منوی خود حذف کردیم، در صورتی که تا چند ماه قبل منوی کامل ناهار و شام را داشتیم اما در هفتههای اخیر تسهیلات خود را فقط به اقامت و صبحانه تقلیل دادهایم».

نظر شما