شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۱:۱۲
کد خبر: 397421

یکی از جلوه‌های کمتر دیده شده دوران جنگ رفتارهای مجرمانه و تغییر الگوی سرقت است. وقتی تورم بالا می‌رود، زنجیره تامین اقلام ضروری می‌شکند، و نیروهای پلیس و امنیتی بیشتر درگیر مسائل نظامی می‌شوند، فرصت‌های جرم افزایش می‌یابد.

ماجرای چند سرقت عجیب در جریان جنگ

به گزارش سلامت نیوز به نقل از اعتماد، آسیب‌های اجتماعی و اقتصادی از جمله سرقت در زمان جنگ دستخوش تغییراتی می‌شود و امکان دارد دچار کاهش یا افزایش موقت شود. برخی جامعه‌شناسان و جرم‌شناسان معتقدند؛ کاهش موقت به این دلیل رخ می‌دهد که کنترل نظامی شدید می‌شود، اما افزایش موقت  به این دلیل رخ می‌دهد که ماموران امکان دارد به جرایم عادی کمتر بپردازند، اما اگر جنگ طولانی و همراه با مشکلات اقتصادی باشد در شهرهای بزرگی همچون تهران، اصفهان، مشهد و... روند سرقت آن هم سرقت‌های خرد افزایش می‌یابد.

بنابراین یکی از جلوه‌های کمتر دیده شده دوران جنگ رفتارهای مجرمانه و تغییر الگوی سرقت است. وقتی تورم بالا می‌رود، زنجیره تامین اقلام ضروری می‌شکند، و نیروهای پلیس و امنیتی بیشتر درگیر مسائل نظامی می‌شوند، فرصت‌های جرم افزایش می‌یابد. مغازه‌هایی که تعطیل مانده‌اند، انبارهایی که از کالا پُر شده‌اند و خانه‌هایی که صاحبانشان به مناطق امن‌تر رفته‌اند، تبدیل به اهداف آسانی برای سرقت می‌شوند؛ مانند تاجر معروفی که بعد از جنگ به انبار لاستیک خود مراجعه کرده و متوجه سرقت اموال مسروقه خود به ارزش بیش از ۳۵ میلیارد تومان شده است. حالا  در این گزارش به سرقت‌های مهم یک ماه اخیر در سال ۱۴۰۵ پرداخته که تعدادی از آن سرقت‌ها منجر به قتل شده‌اند. 

   
۳۱ فروردین ماه ۱۴۰۵، جسد مردی که در یکی از خیابان‌های تهران پیدا شده به کشف راز متوفی منجر شد. این مرد حین کابل‌دزدی برق در جنوب شرق تهران دچار برق گرفتگی شده و جان خود را از دست داده است. ساعت ۸ صبح روز سی و یکم فروردین سال جاری، بازپرس محسن اختیاری که مسوولیت کشیک قتل پایتخت را برعهده داشت از کشف جسد مردی حدودا ۲۵‌ساله در محدوده افسریه مطلع شد. ماموران کلانتری که پیش از بازپرس جنایی به محل کشف جسد رسیده بودند، بلافاصله پس از تماس همکاران خود در مرکز ۱۱۰ پلیس پایتخت به محل اعزام و با جسد مرد جوانی مواجه شدند که آثار خون و جراحات روی بدنش مشهود بود. بررسی‌های اولیه نشان می‌داد ممکن است جسد از جایی دیگر به این مکان منتقل شده باشد. بنابراین فرضیه قتل قوت گرفت، اما شناسایی هویت مقتول با مشکل مواجه شد چون اهالی محل او را نمی‌شناختند.

این در حالی بود که با رسیدن بازپرس و استعلام از شرکت برق منطقه‌، مشخص شد چند ساعت پیش برق بخشی از جنوب شرق تهران در خیابان‌های اطراف محل کشف جسد قطع شده بود. همچنین در ادامه بررسی صحنه، کارآگاهان و ماموران صحنه، انبردستی را در نزدیکی محل پیدا کردند. بنابراین احتمال اینکه انبردست ابزار سرقت باشد، قوت گرفت و پس از آن با تطبیق اطلاعات، محرز شد که مرد جوان در حال سرقت کابل از روی تیر برق بوده که دچار حادثه برق‌گرفتگی شدید شده، پس از آن از ارتفاع سقوط کرده و جان باخته است. در ادامه نیز با بازبینی دوربین‌های مداربسته اطراف این فرضیه تایید شد. چون تصاویر نشان می‌داد مرد جوان در حال بالا رفتن از تیر برق و تلاش برای قطع کابل برق بوده که حادثه رخ داده است. در نهایت جسد برای بررسی دقیق‌تر هویت و علت مرگ به پزشکی قانونی منتقل شد تا تحقیقات برای شناسایی هویت این فرد و همچنین سوابق او که قطعا قصد سرقت کابل و تجهیزات برقی داشته مشخص شود.
   
۳۱ فروردین‌ماه ۱۴۰۵، رییس پلیس آگاهی شرق استان تهران از دستگیری ۲ سارق به عنف مامورنما در دماوند خبر داد و گفت: «ماموران انتظامی کلانتری ۱۵ آبعلی حین گشت‌زنی هدفمند موفق به دستگیری یک نفر سارق زورگیر حین سرقت به عنوان مامور شدند و در ادامه بررسی موضوع در دستور کار کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفت. با هماهنگی قضایی کارآگاهان پلیس آگاهی دماوند با اقدام پلیسی محل تردد همدست متهم را شناسایی و او را در شهرستان دیگر دستگیر کردند. متهمان با جعل عنوان مامور پلیس اقدام به ۳ فقره اخاذی و سرقت از اتباع کردند. متهمان پس از تشکیل پرونده به مرجع قضایی معرفی شدند و تحقیقات تکمیلی از متهمان ادامه دارد.» 
   
۳۱ فروردین‌ماه ۱۴۰۵، جانشین فرمانده انتظامی استان سمنان از شناسایی و بازداشت سارق تلفن‌های همراه در باشگاه ورزشی بانوان با اقرار به ۱۶ فقره سرقت خبر داد و گفت: «در پی وقوع چند فقره سرقت تلفن همراه در باشگاه ورزشی بانوان سمنان، بلافاصله کارآگاهان پلیس آگاهی برای بررسی موضوع در محل حاضر شدند. پلیس با بررسی میدانی و استفاده از تجهیزات هوشمند، موفق به شناسایی سارق شد و پی برد، متهم در محور مشهد به شاهرود در حرکت است که طی یک عملیات دستگیر شد. از این خانم ۱۶ دستگاه گوشی تلفن همراه کشف شد. متهم اعتراف کرد به همین روش از باشگاه‌های ورزشی در مشهد و سبزوار سرقت انجام داده است. ارزش تقریبی تلفن‌های همراه سرقتی بر اساس نظر کارشناسان پنج میلیارد و ۵۰۰ میلیون ریال برآورد شد. سارق به همراه پرونده برای سیر مراحل قانونی به مراجع قضایی معرفی شد.» 
   
اواخر فروردین‌ماه ۱۴۰۵، مردی به کلانتری در شرق تهران رفت و از مفقودی دخترش خبر داد. با ثبت این شکایت، تیمی از کارآگاهان پلیس آگاهی به دستور قاضی رضا اعلایی، بازپرس شعبه دوم دادسرای امور جنایی برای پیدا کردن ردی از دختر گمشده وارد عمل شدند. ماموران در نخستین گام، دوربین‌های مداربسته محل زندگی او را بازبینی کردند.

تصاویر نشان می‌داد او صبح از خانه خارج شده و پس از آن خبری از او نیست. تیم جنایی در ادامه از بیمارستان‌ها و پزشکی قانونی نیز استعلام گرفتند، اما مشخص شد هیچ فردی با مشخصات او به این مراکز منتقل نشده است. در حالی که تحقیقات درباره این حادثه ادامه داشت، خبر جدیدی به ماموران پلیس رسید. رهگذرانی در حال عبور از یکی از خیابان‌های جنوبی تهران، پیکر نیمه‌جان دختر جوانی را که دچار سوختگی شده بود پیدا کرده و به بیمارستان منتقل کرده‌اند که چند ساعت بعد نیز فوت می‌کند. خانواده برای شناسایی او به بیمارستان می‌روند و هویت جسد را شناسایی می‌کنند. جنازه این دختر جوان در حالی کشف شده که طلاهایش به سرقت رفته است. پلیس در حال بررسی احتمال قتل با انگیزه سرقت است. 
   
اواخر فروردین ماه ۱۴۰۵، مردی در یکی از خیابان‌های تهران با خودروی پژو برای خرید توقف کرد، اما بعد از پیاده شدن وقتی پا به داخل مغازه گذاشت متوجه شد سوییچ را روی ماشین جا گذاشته است. بنابراین قبل از خرید از مغازه بیرون آمد، اما وقتی برگشت، دید مرد جوانی پشت فرمان نشست و با سرعت خودرو را راند. با شکایت مالک، تحقیقات پلیسی آغاز شد. بررسی دوربین‌های مداربسته از سوی ماموران نشان داد سارق با یک ماشین پراید به محل آمده، پراید را رها کرده و پژو را سرقت کرده است. استعلام مشخص کرد پراید هم چند روز قبل سرقت شده بود. در حالی که شماره پلاک پژو مسروقه در سیستم یکپارچه پلیس تحت تعقیب قرار گرفت تا متوقف شود، چند شب بعد، ماموران یکی از واحدهای گشت در یکی از خیابان‌های جنوب تهران به خودروی پژویی با سرعت سرسام‌آور مشکوک شدند. پس از تعقیب و گریز نفس‌گیر که طی آن راننده با چندین خودرو برخورد کرد، در نهایت پس از تصادف با یک خودرو دنا متوقف شد. راننده دستگیر شد، اما سرنشین که کنار او نشسته بود، موفق شد فرار کند. تحقیقات و استعلام نشان داد خودرو پژو، همان پژو سرقتی است که چند روز پیش با جا گذاشتن پراید ربوده شده بود. راننده دستگیر شده در بازجویی گفت: «من ۱۰ سال قبل عضو یک باند سرقت مسلحانه و سرقت خانه در اسلامشهر و شهریار بودم. پس از دستگیری به ۱۰ سال زندان محکوم شدم و چهار ماه پیش آزاد شدم. چون بیکار بودم، دوباره با مردی که خیلی حرفه‌ای است و سابقه زورگیری، سرقت خانه و سرقت خودرو دارد، آشنا شدم. او پیشنهاد داد بعد از سرقت ماشین‌ها اوراقشان کنیم. آن روز سوار پرایدی بودم که قبلا سرقت کرده و وسایلش را فروخته بودیم. پژو را رها شده دیدم، پراید را گذاشتم و پژو را سوار شدم. قصد اوراق کردنش را داشتیم اما قبل از آن دستگیر شدم.» بنابر این گزارش، متهم همچنان در بازداشت خواهد ماند و کارآگاهان پلیس آگاهی تهران هم در حال شناسایی و تلاش برای دستگیری همدست فراری او هستند.
   
۲۷ فروردین‌ماه ۱۴۰۵، دختری جوان از خواستگارش به اتهام سرقت خودرو شکایت کرد و در اظهاراتش گفت: «چند ماه قبل برای شرکت در یک مهمانی نزد دوستانم رفته بودم که در آنجا با این فرد آشنا شدم. در چند مهمانی دیگر هم به‌طور اتفاقی همدیگر را ملاقات کردیم وهمین باعث دوستی‌مان شد. او مدعی بود مهندس و تاجر پارچه و لباس است و مدام برای معامله در سفر به کشورهای خارجی است. همیشه با خودروهای مدل‌بالا سر قرارمان می‌آمد. حتی مرا چند بار به شرکتی در شمال تهران برد و اعتمادم را جلب کرد. بعد از مدتی به من ابراز علاقه کرد و تصمیم گرفت به خواستگاری‌ام بیاید. من هم فریب حرف‌هایش را خوردم و کم‌کم به او دلبسته شدم.

خودرویم را فروخته بودم و دنبال خرید خودروی دیگری بودم. با او به چند نمایشگاه خودرو رفتیم و سرانجام یک خودروی لاماری را که ۴میلیارد تومان ارزش داشت انتخاب کردم. کارهای اولیه خودرو انجام شد و قرار بود او کارهای سند زدن خودرو را برایم انجام دهد. او چند روز مانده به مراسم خواستگاری به دیدنم آمد و مدعی شد با خودرویش تصادف کرده و آن را به تعمیرگاه برده است. بعد از آن از من خواست چند ساعتی خودرویم را امانت بگیرد تا کارهایش را انجام دهد و دوباره آن را باز گرداند که قبول کردم وخودرویم را دراختیارش قرار دادم اما بعد ازآن دیگر از او و خودرو خبری نشد. تلفن همراهش خاموش بود. به شرکت محل کارش رفتم که مشخص شد چند بار برای دیدن یکی از دوستانش به آن شرکت رفته و همزمان با من قرار گذاشته بود.» 
صیاد خاکزاد بازپرس شعبه دهم دادسرای ناحیه ۳۴ تهران در مورد این خبر گفت: «با شکایت دختر جوان از این خواستگار به اتهام سرقت خودرویش، متهم تحت تعقیب پلیس قرار گرفت و جست‌وجو برای دستگیری، توقیف خودرو و رازگشایی از دیگر جرایم وی ادامه دارد.» 
   
۲۵ فروردین ماه ۱۴۰۵، ماموران یکی از کلانتری‌های تهران در حین گشت‌زنی شبانه در یکی از خیابان‌های پایتخت، ناگهان فریاد کمک‌خواهی زن جوانی را شنیدند. بنابراین ماموران سریع به کمک او رفتند. زن جوان با حالتی آشفته و ترسیده خبر از سرقت گوشی موبایل خود داد و گفت که سرنشینان یک خودروی پراید گوشی را از او قاپیدند و به سرعت متواری شدند. در ادامه تحقیقات زن مالباخته به ماموران گفت دو سارق صورت‌هایشان را با ماسک پوشانده بودند. زن شاکی گفت: «موفق نشدم شماره پلاک خودرو را یادداشت کنم، اما چیزی که توجهم را جلب کرد، سگ عروسکی متحرکی بود که سرش تکان‌ می‌خورد. عروسک روی داشبورد ماشین بود.»


با این سرنخ که زن جوان در اختیار ماموران قرار داد آنها موفق شدند خودروی پراید را که حامل عروسک موردنظر بود، شناسایی کنند. در ادامه استعلام شماره پلاک خودرو توقیف شده، نشان داد خودرو چند روز قبل سرقت شده است. از این رو ماموران به سرنشینان دستور ایست دادند، اما آنها که دو نفر بودند بدون توجه به هشدارهای مکرر پلیس، به فرار ادامه دادند. به این ترتیب تعقیب و گریز نفس‌گیر آغاز شد و پرایدسواران حین فرار با چندین خودرو برخورد کردند، اما هنگامی که راننده قصد سبقت گرفتن از یک کامیون را داشت، با آن کامیون تصادف شدیدی کرد. این اتفاق باعث شد که مرکز اورژانس تهران در جریان ماجرا قرار گیرند و بلافاصله امدادگران به محل تصادف آمدند تا دو سرنشین جوان را که یک دختر و یک پسر بودند، به بیمارستان منتقل کنند. با رسیدن دو سرنشین به بیمارستان، پسر جوان به دلیل شدت جراحات و ضربه به سرش به کما رفت، اما دختر جوان پس از بهبودی نسبی، به سرقت‌های سریالی خودرو، گوشی تلفن همراه و کیف اعتراف کرد. در حال حاضر او به دستور بازپرس دادسرای ویژه سرقت در اختیار ماموران پلیس آگاهی قرار گرفته است. همچنین بررسی‌های تکمیلی نشان داد این دو جوان در چندین فقره سرقت مشابه انجام داده‌اند، بنابراین تحقیقات برای شناسایی تمام مالباختگان و کشف اموال مسروقه توسط کارآگاهان اداره آگاهی ادامه دارد.
   
اواسط فروردین ماه ۱۴۰۵، ماموران انتظامی از کشف پیکر نیمه‌جان مردی جوان در یکی از پارک‌های خلوت غرب تهران مطلع شدند. این جوان را که روی زمین افتاده و آثار شدید ضرب و جرح از جمله جراحات چاقو بر بدنش هویدا بود، رهگذران پیدا کرده بودند. افرادی که پیکر غرق در خون او را مشاهده کردند، فورا موضوع را به پلیس گزارش داده و با کمک نیروهای امدادی، مصدوم را به بیمارستان منتقل کردند. پس از آنکه حال جسمانی جوان تا حدی بهبود یافت و از خطر مرگ نجات پیدا کرد، در اظهارات اولیه خود به ماموران پلیس اعلام کرد که مورد حمله شدید و بی‌رحمانه یک فرد ناشناس قرار گرفته است. شاکی در ادامه تحقیقات و پس از طرح شکایت رسمی، جزییات ماجرا را اینگونه روایت کرد: «من با خودروی شخصی‌ام در خیابان در حال حرکت بودم که به یک نقطه خلوت رسیدم. ناگهان مردی دست بلند کرد. فکر کردم شاید سوال یا نیاز به کمک دارد. بنابراین سرعت را کم و توقف کردم، اما به محض توقف، او ناگهان سوار ماشین شد و بدون هیچ توضیحی به من حمله‌ور شد. آنقدر مرا زد که از حال رفتم. در این بین هر بار که سعی می‌کردم بپرسم ماجرا چیست؟ چرا می‌زنی؟ من تو را نمی‌شناسم، شاید اشتباه گرفته‌ای، فقط داد می‌زد. او همچنان به زدن من ادامه می‌داد و مدام تکرار می‌کرد؛ می‌کشمت، تو حقت مرگ است. حتی مرا از ماشین بیرون کشید و زیر مشت و لگد گرفت. هر چه تلاش کردم خودم را نجات دهم فایده‌ای نداشت. آخرین چیزی که به یاد دارم، این است که او سوار ماشینم شد و با آن فرار کرد. وقتی به هوش آمدم، در بیمارستان بودم.»
با اعلام شماره پلاک خودرو به واحدهای مختلف پلیس، عملیات تعقیب و مراقبت آغاز شد. چند روز بعد،

ماموران حین گشت‌زنی فردی را مشاهده کردند که با همان خودرو در حال حرکت بود. پس از متوقف کردن خودرو، مشخص شد راننده همان مردی است که جوان را تا مرز مرگ کتک زده و خودرو را سرقت کرده است. به این ترتیب متهم دستگیر شد و در بازجویی‌های اولیه به ماموران گفت: «من برادری دارم که همسرش در حال طلاق از او است. آنها زندگی خوبی داشتند، اما مدتی پیش اختلافات شدید بین‌شان پیش آمد و روابط‌شان تیره و تار شد تا جایی که زن برادرم درخواست طلاق داد. من با تحقیقاتی که انجام دادم، متوجه شدم این زن با پسر جوانی که صاحب همین خودرو است، دوست شده و احتمالا قرار بوده بعد از طلاق از برادرم، با هم ازدواج کنند. به همین دلیل کینه شدیدی به دل گرفتم. می‌خواستم انتقام زندگی برادرم را بگیرم که این جوان خراب کرده بود. پس از تعقیب و مراقبت‌های طولانی، او را شناسایی کردم و دنبال فرصتی بودم که در جایی خلوت گیرش بیاورم.

قصدم قتل بود؛ می‌خواستم او را بکشم چون با یک زن شوهردار رابطه برقرار کرده بود. آن روز آخر که تحت نظرش داشتم، کاری کردم که سرعت ماشینش را کم کند. به بهانه سوال کردن نزدیک شدم و بلافاصله شروع به زدنش کردم. بعد هم می‌خواستم ماشین را به جایی ببرم و آتش بزنم تا هیچ ردی از خودم باقی نماند، اما قبل از انجام این کار، دستگیر شدم.» با ادامه تحقیقات توسط ماموران، شاکی بار دیگر مورد پرسش قرار گرفت و تایید کرد که با زن برادر متهم ارتباط دارد. او گفت: «من با این خانم آشنا شدم و رابطه دوستی هم داشتم، اما او به من نگفت که شوهر دارد. نحوه آشنایی‌مان این‌طور بود که مدتی پیش با او آشنا شدم. او گفت در کار بازار و خرید و فروش فعالیت دارد و قرار بود با هم سرمایه‌گذاری کنیم و شریک شویم. کار مشترکی را هم شروع کردیم. بعد از مدتی رابطه‌مان دوستانه شد. به من گفته بود مجرد است. من هم فکر نمی‌کردم شوهر داشته باشد. از خودش هم می‌توانید سوال کنید.» با به دست آمدن این اطلاعات در حال حاضر، متهم با اتهامات سنگین آدم‌ربایی، ضرب و جرح عمدی با چاقو، سرقت خودرو و اقدام به قتل تحت بازداشت قرار دارد و تحقیقات در مورد رابطه‌ای که منجر به این حادثه دلخراش شده، همچنان توسط بازپرس علایی و تیم تحقیقاتی ادامه دارد تا ابعاد پنهان این پرونده جنایی کاملا روشن شود.
   
اواسط فروردین‌ماه ۱۴۰۵، تاجر معروفی در حوزه خرید و فروش خودروهای لوکس و واردات لاستیک با مراجعه به پلیس، از سرقت گسترده اموالش شکایت کرد. او اعلام کرد ۵ دستگاه خودرو لوکس که هر کدام حدود ۷ میلیارد تومان و یک انبار کامل لاستیک به ارزش ۷ میلیارد تومان به سرقت رفته است که ارزش مجموع اموال مسروقه بیش از ۳۵ میلیارد تومان برآورد می‌شود. تاجر در شرح ماجرا گفت: « پس از روزهای جنگ و بحران، برای بررسی وضعیت انبار و خودروها به محل نگهداری آنها رفتم. وقتی رسیدم، با صحنه‌ای شوکه‌کننده مواجه شدم، نه از خودروها خبری بود و نه از لاستیک‌هایی که در انبار بودند. با بررسی بیشتر فهمیدم کارمندانم هم که شامل یک زن و شوهر و چند مرد جوان بودند، ناپدید شده‌اند و تلفن‌هایشان جواب نمی‌دهند.» با ثبت شکایت، تحقیقات فوری به دستور بازپرس شعبه دهم دادسرای ویژه سرقت آغاز شد. کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران به سرعت رد کارمندان را زدند. بررسی‌ها نشان داد زن و شوهر کارمند به همراه سه نفر دیگر از همکارانشان، در این سرقت نقش اصلی را داشتند. ماموران با تعقیب و رصد، چهار دستگاه از خودروهای سرقتی را شناسایی و کشف کردند. این چهار خودرو در مخفیگاه‌های مختلفی در پایتخت پیدا شد و متهمان دستگیر شده که سه مرد بودند در بازجویی‌های اولیه اعتراف کردند که زن و شوهر آنها را وسوسه کرده‌اند. یکی از متهمان گفت: «ما کارمند بودیم. وقتی جنگ شروع شد، زن و شوهر به ما گفتند حالا فرصت خوبی است تا این اموال را بالا بکشیم، اول باید آنها را مخفی کنیم و بعدا بفروشیم. فکر کردیم در شرایط جنگ، صاحبشان برنمی‌گردد و ما می‌توانیم کاسبی کنیم.»


زن و شوهر متهم نیز پس از بازداشت به نقش اصلی خود در وسوسه همدستانشان برای سرقت اعتراف کردند و لاستیک‌های سرقت شده از انبار مرد تاجر را که به یک سوله در جنوب تهران منتقل کرده بودند لو دادند. در نهایت تحقیقات نشان داد متهمان با سوءاستفاده از غیبت تاجر در روزهای بحرانی، اموال را سرقت کرده و در مکان‌های مختلف مخفی کرده بودند. یکی از متهمان گفت: «ما فکر می‌کردیم با این کار می‌توانیم پول خوبی به دست بیاوریم، اما حالا همه‌چیز لو رفته است. حتی این زن و شوهر هم که از کارمندان بودند بقیه را وسوسه کردند تا با آنها همکاری کنند و گفتند اگر برای تاجر اتفاقی بیفتد خیلی راحت می‌توانیم همه اموال را بالا بکشیم. به دستور بازپرس شعبه دهم دادسرای امور جنایی تهران، همه متهمان بازداشت شدند و تحقیقات برای کشف آخرین خودرو لوکس باقی‌مانده، شناسایی سایر اموال مسروقه و بررسی احتمال وجود همدستان بیشتر ادامه دارد.
   
اواسط فروردین‌ماه ۱۴۰۵، زنی با مرکز فوریت‌های پلیسی ۱۱۰ تماس گرفت و از سرقت طلاهایش خبر داد و گفت: «امروز به شکل اتفاقی به محل نگهداری طلاهایم سر زدم، اما در کمال ناباوری متوجه سرقت طلاهایم به وزن ۱۵۰ گرم شدم. با این شکایت موضوع به ‌صورت ویژه در دستورکار ماموران پلیس آگاهی شهرستان آوج در استان قزوین قرار گرفت. با حضور ماموران در محل وقوع سرقت و آغاز تحقیقات تخصصی، با بررسی آثار به‌ جای مانده در محل وقوع سرقت و استفاده از شیوه‌ها و شگردهای پلیسی، هویت سارقان که از بستگان مالباخته بودند و به عنوان مهمان در خانه او رفت و آمد داشتند، شناسایی شد. متهمان پس از دستگیری در بازجویی‌های فنی به جرم خود اعتراف کردند. زن جوان گفت که با همکاری همسرش سرقت را مرتکب شده و در بازرسی از خانه آنان ۱۵۰ گرم طلای مسروقه کشف شد. با هماهنگی مقام قضایی، طلاهای مکشوفه به صاحب آن تحویل شد.» 

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha