به گزارش سلامت نیوز به نقل از اطلاعات، ارائه راهکارهای جامع و عملی به والدین و مراقبان میآموزد چگونه به کودکان کمک کنند تا با تجربیات تلخ شرایط جنگی کنار بیایند
در جهانی که امنیت و آرامش، کالایی کمیاب شده است، کودکان بیشتر از هر قشر دیگری آسیبپذیرند. صدای انفجار، آژیر خطر، تصاویر وحشتناک رسانهها و البته اضطراب بیامان بزرگترها، میتواند دنیای کودک را به یکباره زیر و رو کند.
در کشورهایی مانند ایران که در دهههای اخیر با سایه جنگهای منطقهای، منازعات داخلی و تنشهای مداوم خارجی زندگی کردهاند – چه جنگی از نظر زمانی کوتاه مانند جنگ ۱۲ روزه و چه جنگ اخیر که اکنون در وقفه متزلزلی قرار گرفته و خطر آغاز مجدد آن هر لحظه وجود دارد – تأثیرات روانی واردشده بر کودکان، میتواند عمیق و ماندگار باشد.
در این شرایط، ارائه راهکارهای جامع و عملی به والدین و مراقبان میآموزد چگونه با کودکانی که از ترس جنگ و بمباران دچار اضطراب شدهاند، ارتباط برقرار کرده و به آنان کمک کنند تا با این تجربیات تلخ کنار بیایند، بهشکلی که تأثیرات کمتری بر زندگی روزمره و حتی آینده آنان بگذارد.
درک ترسهای کودک
دکتر جواد طلیسچی یکتا، مددکار اجتماعی و مدرس دانشگاه درباره شرایط صحبت با کودکی که در شرایط جنگی به سر میبرد میگوید: اولین گام برای کمک به کودک این است که او را درک کنیم تا بتوانیم حرف بزنیم و او را آرام کنیم. پس اولین گام برای کمک، درک ترس کودک است.
او توضیح میدهد: ترس از جنگ برای کودک، یک پدیده انتزاعی نیست، بلکه یک تهدید وجودی است که میتواند به اشکال مختلفی بروز پیدا کند، مانند اختلال خواب، کابوسهای شبانه، بیخوابی یا مقاومت در برابر خوابیدن.
ممکن است کودکی که رفتارهایی از قبیل شبادراری، مکیدن شست، لجبازی یا چسبیدن افراطی به والدین داشته، دوباره به عادتهای سابق برگردد. همچنین تغییرات خلقی که باعث پرخاشگری، عصبانیت، تحریکپذیری یا گوشهگیری و افسردگی شده یا مشکلات جسمی مانند سردرد، دلدرد، حالت تهوع بدون علت پزشکی و افزایش حساسیت به صداها بهخصوص صداهای ناگهانی و بلند، پرسیدن سؤالات مکرر درباره جنگ و مرگ یا برعکس، سکوت کامل و عدم تمایل به صحبت کردن در مدرسه یا انجام فعالیتهای روزمره، نشان میدهند که کودک در حال پردازش یک تجربه ترسناک است و نیاز به حمایت روانی و جسمانی دارد.
ایجاد فضای امن
اولین قدم برای ارتباط با کودکان و حمایت از آنان در زمان جنگ و بحران، یک محیط امن و آرام است که شرایط خاصی داشته باشد تا کودک احساس امنیت کند. این احساس امنیت شامل امنیت فیزیکی هم میشود که در وهله اول باید تا حد امکان از آن اطمینان حاصل کرد. اگر پناهگاه وجود دارد، از آن استفاده کنید. اگرچنین امکانی وجود ندارد، یک «فضای امن» در خانه ایجاد کنید، برای مثال زیر میز محکم یا نزدیک دیوار داخلی.
همچنین والدین باید میزان دفعات مواجهه کودکان با اخبار را کاهش داده و سعی کنند آنها را از اخبار تلویزیونی، رادیویی و اینترنتی مربوط به جنگ که تصاویر و صداهای وحشتناک دارند، دور نگه دارند. بزرگسالان میتوانند اخبار را دنبال کنند اما نه جلوی چشم کودکان.
طلیسچی با بیان این نکات، به والدین تاکید میکند: نکته مهم دیگر، حفظ روال عادی زندگی است. برنامه روزانه کودک، ازجمله ساعت خواب، غذا، بازی و آموزش او را حفظ کنید. این روالها حس پیشبینیپذیری و امنیت را به کودک بازمیگردانند.
استفاده از استعارههای ساده
این مددکار، گفتگوی صادقانه و باز اما محتاطانه را راهی مناسب برای مواجهه کودک با ترسهایش میداند اما شرایط صحبت را اینگونه شرح میدهد: این نوع گفتگو میتواند در کاهش تنش کودک و مواجهه او با ترسهایش بسیار مؤثر باشد اما باید اجازه دهید که او شروعکننده باشد. بهتر است بگذارید کودک سؤالاتش را مطرح کند و از گفتن جملاتی مانند «نباید بترسی» یا «چیزی نیست» پرهیز کنید. به جای آن بگویید «میدانم میترسی، این طبیعی است».
طلیسچی میافزاید: بهتر است پاسخ سؤال کودکان از میان اطلاعات مناسب سن آنها و به شکل ساده و صادقانه باشد.
از گفتن جزئیات وحشتناک بپرهیزید. به کودکان خردسال میتوان گفت «گاهی وقتها آدم بزرگها با هم دعوا میکنند و صدای بلندی دارند، اما ما اینجا پیش هم هستیم و تو در امانی». میتوان از استعارههای ساده مثل «آدمهای بد» استفاده کرد، اما بدون ایجاد نفرت. برای کودکان بزرگتر میتوان کمی بیشتر توضیح داد که تنشها «بین کشورها» یا «بین ارتشها»ست و ما تلاش می¬کنیم که تو در امنیت باشی. همچنین به کودک اطمینان دهید که شما و سایر بزرگسالان در حال مراقبت از او هستید و تمام تلاش خود را میکنید تا او در امان بماند: «من اینجا هستم و از تو محافظت میکنم».
خودتان هم آرام باشید!
نکته مهم دیگر، مشاهده، گوش دادن و توجه فعال به حرفهای کودک، نقاشی و بازیهای اوست. گاهی اوقات کودکان، ترسهای خود را در بازی یا نقاشی بروز میدهند.
باید آنها را تشویق کنیم تا در مورد آنچه نقاشی کرده یا بازی میکنند، حرف بزنند.
طلیسچی، درباره میزان تأثیر احساسات والدین و مراقبان روی کودکان میگوید: رفتارهای یک فرد بزرگسال، بیش از آنچه که فکر کند روی کودک تأثیر میگذارد، بنابراین او میتواند با مدیریت احساساتش، فرزند یا کودکی را که نگهداری می¬کند آرام کرده و از تنش دور نگه دارد.
وی میافزاید: والدین و مراقبان باید سعی کنند خودشان هم آرام باشند. کودکان، اضطراب والدین را بهخوبی حس میکنند و بیشتر مضطرب میشوند.
هرچند بسیار دشوار است، اما سعی کنید در حضور کودک، آرامش خود را حفظ کنید.
اگر خودتان بهشدت مضطرب هستید، از یک دوست، همسر یا متخصص کمک بگیرید. تنها زمانی میتوانید به کودک کمک کنید که خودتان ظرفیت عاطفی لازم را داشته باشید.
اجازه دهید کودک شما را آرام ببیند، زیرا این که کودک ببیند شما با آرامش و منطق با شرایط برخورد میکنید (حتی اگر در درون خودتان ترسیدهاید) به او احساس امنیت میدهد.
بازیدرمانی
این روانشناس برای آرام کردن کودکان، تکنیکهای آرامشبخش و تسکیندهندهای پیشنهاد میدهد: برای آرام کردن کودک به او یاد دهید که چگونه نفس عمیق بکشد؛ مثل این که گلی را میبوییم یا شمعی را فوت میکنیم.
لمس و آغوش خود را از کودک دریغ نکنید. نوازش، بغل کردن و چسباندن کودک به خود، میتواند به او احساس امنیت و آرامش بدهد.
طلیسچی میافزاید: یکی دیگر از راهکارهای آرامش دادن به کودکان، بازیدرمانی است. بازی، زبان کودکان به حساب میآید.
بازی کردن به آنان کمک میکند تا احساسات خود را بروز دهند و با آنها کنار بیایند؛ مثلا بازی با عروسکهایی که از بمباران فرار میکنند، سپس به آرامش میرسند. خواندن قصههایی با مضمون مقاومت، امید و پیروزی خوبی بر بدی نیز میتواند به کودک کمک کند. فعالیتهای خلاقانه از قبیل نقاشی کشیدن، درست کردن کاردستی یا ساختن با لگو میتواند راهی برای ابراز احساسات کودک باشد. همچنین خواندن کتابهای مناسب که داستانهایی آرامشبخش دارند یا به کودکان کمک میکنند احساسات خود را درک کنند میتواند مفید باشد.
تقویت امید و آیندهنگری
طلیسچی بر لزوم تقویت حس امید و آیندهنگری (با احتیاطهای لازم) در کودکان میگوید: این بخش، مهمترین و شاید دشوارترین بخش در شرایط ناپایدار است، زیرا نبود چشمانداز روشن آینده، بستر اصلی اضطراب روانی است. برای این کار باید به برخی عوامل توجه کنید تا بتوانید حس امید و آیندهنگری را در خود زنده نگه داشته و تقویت کنید. بر روی آیندهای که برای کودکتان میسازید تمرکز کنید. حتی اگر وضعیت کلی کشور نامعلوم است، برای کودک از برنامههای کوچک در آیندهای نزدیک صحبت کنید، مثلا «هفته آینده میخواهیم با هم فلان بازی را انجام دهیم»، «وقتی مدرسه باز شد، با دوستانت بازی میکنی» یا «تابستان به خانه مادربزرگ میرویم». اینها نقاط امید کوچکی هستند که به او نشان میدهند زندگی ادامه دارد.
این مدرس دانشگاه میافزاید: انعطافپذیری و احساس مثبت را در کودک تقویت کنید. به او نشان دهید که انسانها میتوانند در برابر سختیها قوی باشند و با مشکلات کنار بیایند. حتی در شرایط سخت، نقاط قوت و اتفاقات خوبی را که در طول روز میافتد به کودک یادآوری کنید، مثلا «امروز توانستیم با هم فلان کار را انجام بدهیم و این عالی بود».
یک نکته مهم در چنین زمانی برنامهریزی برای بهبود شرایط است اگرچه در شرایط جنگی محدودیتها زیاد است، اما اگر برنامههایی برای بازسازی خانه، شهر یا حتی کمک به دیگران دارید، به صورتی مناسب سن کودک، او را در جریان قرار دهید. این نشان میدهد که بزرگسالان کنترل اوضاع را در دست دارند و فعال هستند.
ثبات در شرایط بیثباتی
در شرایطی که خطر جنگ دوباره وجود دارد (مثل وضعیت جنگ اخیر و توقف موقت) والدین باید سعی کنند تا حد امکان، در مورد نحوه واکنششان به تنشها ثبات داشته باشند.
طلیسچی یکتا با بیان این موضوع میگوید: اگر قرار شد با شنیدن آژیر خطر به پناهگاه بروید، این پروتکل را همیشه رعایت کنید تا کودک سردرگم نشود. در واقع باید در شرایط بیثباتی، ثبات را حفظ کنید. همچنین برای شرایط اضطراری آمادگی داشته باشید.
به کودکان آموزش دهید در صورت وقوع شرایط اضطراری چه کنند (مانند پناه گرفتن و دور شدن از پنجرهها). این آموزشها اگر به صورت بازی و بدون ایجاد ترس بیش از حد انجام شود، به آنها حس کنترل میدهد.
این روانشناس میافزاید: مواقعی پیش میآید که والدین و مراقبان باید کمک تخصصی دریافت کنند. اگر علائم ترس و اضطراب کودک، شدید و طولانیمدت شد و با گذشت زمان بهبود نیافت یا دچار اختلالات جدی مانند افسردگی عمیق، گوشهگیری مطلق، خودآزاری یا افکار خودکشی شد (به خصوص در کودکان بزرگتر)، حتما به روانشناس کودک یا مشاور متخصص مراجعه کنید. این شرایط، نیازمند مداخله حرفهای است.
او تأکید میکند: توجه داشته باشید والدین، خودشان هم نیاز به فضایی برای پردازش ترسها و نگرانیهایشان دارند. صحبت با یک دوست، همسر، مشاور یا حتی نوشتن میتواند مفید باشد. از آنجایی که آینده نامعلوم است، تمرکز بر لحظه حال و فعالیتهایی که در همان لحظه آرامشبخش و مفید هستند، میتواند اضطراب را کاهش دهد.
حرف آخر
جنگ و تنشهای مداوم، یکی از دردناکترین تجربیات برای کودکان است اما نحوه برخورد والدین و مراقبان با این شرایط میتواند تأثیر شگرفی بر تابآوری و سلامت روانی کودک در آینده داشته باشد.
با ایجاد فضایی امن، گفتگویی صادقانه و آرام، استفاده از تکنیکهای تسکیندهنده و حفظ امید (حتی در مقیاسهای کوچک) میتوانیم به کودکانمان کمک کنیم این دوران سخت را با آسیبهای روانی کمتری پشت سر بگذارند و با وجود تمامی زخمها، همچنان قادر به ترسیم آیندهای روشن برای خود باشند. وظیفه ماست که حتی در تاریکترین زمانها، چراغ امید را در دل آنها روشن نگه داریم.

نظر شما