به گزارش سلامت نیوز به نقل از پیام ما، مدیریت پسماند در مناطق آسیبدیده از درگیریهای نظامی اخیر در ایران، با چالش نخالههای ساختمانی ناشی از تخریب و انفجار روبروست. این بقایا با پسماندهای معمولی ساختمانی تفاوتهایی دارد و حاوی ترکیباتی ناهمگون و بالقوه خطرناک است که مدیریت آنها را از یک فعالیت عمرانی ساده به یک عملیات تخصصی تبدیل میکند.
تفاوت اصلی در این است که نخالههای جنگی اغلب با مواد شیمیایی ناشی از انفجارها، فلزات سنگین و آلایندههای صنعتی آمیخته شدهاند. یکی از جدیترین معضلات، مسئله ایمنی است؛ احتمال وجود مواد منفجره خنثینشده یا مهمات عملنکرده در میان آوارها، خطر انفجارهای ثانویه را در طول فرایند جابهجایی و تفکیک بهشدت افزایش میدهد. از طرف دیگر نیز رهاسازی یا دفن غیرفنی این مواد، پیامدهای ناگواری برای اکوسیستم دارد. نشت مواد سمی و ترکیبات شیمیایی موجود در این پسماندها به لایههای زمین، منجر به آلودگی شدید خاک و نابودی میکروارگانیسمهای مفید آن میشود. علاوه بر این، با نفوذ شیرابههای آلوده ناشی از بارش باران به اعماق زمین، منابع آب زیرزمینی در معرض آلودگیهای پایدار قرار میگیرند که این امر میتواند سلامت چرخه غذایی و دسترسی به آب شرب سالم را در مناطق درگیر، برای سالیان متمادی با تهدید مواجه کند.
جنگ ۱۰ میلیون تن نخاله ساختمانی به جا گذاشت. نخالههایی که با نخالههای ساختمانی معمولی تفاوت دارد. این آماری است که «ابوعلی گلزاری»، عضو شورای راهبردی سازمان حفاظت محیطزیست در گفتوگو با ایرنا میدهد. میزان زیادی از این پسماندها به مواد شیمیایی و انواع روغنها آلوده است و برای انتقال این حجم پسماند ساختمانی حدود ۲۰۰ هزار کامیون نیاز است. به گفته وی، این نخالهها صرفاً مصالح ساختمانی نیست، بلکه ترکیبی از مواد آلوده به روغنها، سوختها و ترکیبات شیمیایی است که در صورت مدیریت نادرست، میتواند به بحرانهای ثانویه محیط زیستی منجر شود. آلودگی آبهای زیرزمینی، تخریب خاک و انتشار آلایندهها در هوا، تنها بخشی از پیامدهای احتمالی این وضعیت است.
تفاوت بنیادین این پسماندها با نخالههای عادی در خاصیت جذبکنندگی آنهاست. در جریان تخریبهای جنگی، نشت مواد سوختی و شیمیایی از واحدهای صنعتی و خدماتی، مصالح ساختمانی را به مخازن آلودگی تبدیل کرده است. نفوذ فلزات سنگین مانند سرب و جیوه به لایههای بتنی، احتمال ایجاد شیرابههای سمی را در اثر بارندگی افزایش میدهد. این شیرابهها با نفوذ به اعماق زمین، نهتنها خاک را غیرقابلکشت میکند، بلکه سفرههای آب زیرزمینی را به ترکیبات خطرناک آلوده میسازد. چالش دیگر مسئله جانمایی این حجم عظیم و آثار محیط زیستی آن است. ضمن این که در بحث اینگونه نخالهها، خطر مواد منفجره خنثی نشده نیز مطرح است.
«نادعلی علوی»، استاد دانشگاه شهید بهشتی توضیح میدهد که مدیریت پسماند و نخالههای ساختمانی در نظام مدیریت شهری، بهطورکلی در دو حوزه مجزا قابلبررسی است: «نخست، نخالههای روتین و جزئی که در جریان فعالیتهای روزمره شهری تولید و با پسماندهای عادی ادغام میشوند؛ این بخش از پسماندها حجم محدودی داشته و چالش جدی ایجاد نمیکنند. حوزه دوم، پسماندهای ناشی از تخریب و ساختوسازهای کلان در شهرهای بزرگ است که همواره حجم قابلتوجهی از ضایعات شهری را به خود اختصاص داده است.»
او در ادامه میگوید: «در شرایط عادی و پیش از بروز بحرانهایی نظیر جنگ، مدیریت نخالههای ساختمانی یکی از اولویتهای اصلی سازمانهای ذیربط بوده است. فرایند جمعآوری و انتقال این پسماندها در سطح کشور تا حد زیادی نظاممند شده و شهرداریها از طریق برونسپاری به پیمانکاران مجاز و خودروهای دارای پروانه، سرویسدهی به بخش خصوصی را مدیریت میکنند. بااینحال، چالش اصلی در کلانشهرها نه در مرحله انتقال، بلکه در مرحله بازیافت نهفته بود. در سالهای اخیر، با مشارکت بخش خصوصی، گامهای مؤثری در این راستا برداشته شد؛ بهعنوان نمونه، راهاندازی واحد بازیافت در منطقه «آبعلی» تهران و تلاش برای برنامهریزیهای مشابه در شهرهایی مثل مشهد. بازیافت نخاله، علاوه بر بازگرداندن مواد ارزشمند به چرخه تولید، بخشی از مصالح ساختمانی موردنیاز صنعت عمرانی را نیز تأمین میکند.»
نادعلی اظهار میکند: «در روستاها و شهرهای کوچک، به دلیل محدود بودن حجم ساختوساز، این مسئله به یک بحران تبدیل نشده است. در این مناطق، نخالهها معمولاً برای پر کردن گودالها، درهها یا در سایتهای دپوی مشخص تخلیه میشوند. اگرچه در بحث دفن اصولی و مهندسی این ضایعات همچنان کاستیهایی وجود دارد، اما این وضعیت هنوز به مرحله چالش عمده نرسیده است. البته نباید از ناهنجاریهایی نظیر رهاسازی غیرمجاز نخاله در حاشیه جادهها، بهویژه در جنوب تهران چشمپوشی کرد؛ پدیدهای که علاوه بر ایجاد آلودگیهای بصری، تهدیدی جدی برای سلامت آبهای زیرزمینی محسوب میشود.»
بمب خفته در بتن
با ورود به شرایط جنگی، مسئله تغییر میکند: «نخستین چالش، فقدان آمارهای دقیق و راستیآزماییشدهای است که امکان برآورد پیامدهای محیط زیستی این نخالهها را فراهم کند. برخلاف پسماندهای شهری که از تولید روزانه آنها آمار در دست است، در بخش نخالههای ساختمانی همواره با تخمینهای غیردقیق روبرو بودهایم. حال در مورد این آمارهای زمان جنگ هم نمیتوان دقیق صحبت کرد. آمارهایی نظیر تولید ۱۰ میلیون تن نخاله در دوران جنگ، غالباً بر اساس میانگین وزنی واحدهای تخریبشده برآورد میشوند و نیاز به صحتسنجی دارند.»
تفاوت بنیادین وضعیت جنگی با شرایط عادی، در حجم تراکمی و ماهیت خطرناک پسماندهاست: «درحالیکه در شرایط عادی تخریبها بهصورت پراکنده انجام میشود، در زمان جنگ هزاران واحد بزرگ در بازه زمانی کوتاهی مثل جنگ اخیر تخریب میشوند. این حجم عظیم از آوار، اگرچه از لحاظ ساختاری شامل مصالحی چون فلز، چوب و پلاستیک است، اما به دلیل اختلاط با مواد منفجره عملنکرده، ماهیتی خطرناک مییابد. ازاینرو، پروتکلهای مدیریت پسماند در زمان جنگ باید بر دو اصل احتیاط حداکثری در آواربرداری و ایمنی در تفکیک و بازیافت استوار باشد تا از بروز فجایع ثانویه جلوگیری شود.»
استاد دانشگاه شهید بهشتی تصریح میکند: «در مصارف پسماندهای ساختمانی، با رویکردی دوگانه مواجه هستیم. چنانچه این مواد در فرایندهای بازسازی به بدنه ساختمان بازگردند، غالباً مواد شیمیایی باقیمانده در آنها به دلیل محصور شدن در میان سایر مصالح، به پایداری نسبی رسیده و معضلات آنی ایجاد نمیکنند. بااینحال، این پایداری به معنای نادیدهگرفتن استانداردهای ایمنی نیست و احتیاط در این زمینه همواره یک ضرورت است. تفاوت بنیادین و نگرانکننده نخالههای دوران جنگ با موارد مشابه در شرایط عادی، در احتمال بالای آلودگی این پسماندها به مواد منفجره عملنکرده و ترکیبات شیمیایی سمی و خطرناک نهفته در آنهاست؛ واقعیتی که لزوم بازنگری در شیوههای سنتی برخورد با نخاله را دوچندان میکند.»
آلودگی نظامی در سفرههای زیرزمینی
علوی با اشاره به این که مدیریت این پسماندها نیازمند یک رویکرد فوری و ویژه است، میگوید: «فرایند بازیافت و دفن نهایی باید بهصورت کاملاً اصولی و تحت نظارتهای دقیق دنبال شود. نخالههای جنگی بههیچعنوان نباید بدون بازرسی و کنترل اولیه در طبیعت رها شوند. رهاسازی کنترلنشده این مواد در حاشیه شهرها، مخاطرات اجتماعی ناگواری را در پی خواهد داشت؛ برای مثال، زبالهگردها یا افراد محلی که در جستوجوی مواد بازیافتی به این سایتها مراجعه میکنند، در معرض خطر احتمالی انفجار بقایای مواد منفجره قرار دارند. علاوه بر این، ابعاد محیط زیستی این مسئله بهویژه در حوزه منابع آب زیرزمینی بسیار نگرانکننده است.»
وی میافزاید: «در حالت معمول، نشت آلودگی از نخالههای ساختمانی شامل انواع آنیونها و کاتیونهای رایجی است که در محیط یافت میشوند؛ اما حتی همین املاح معمولی نیز در صورت تخلیه در مجاورت سفرههای آب زیرزمینی حساس، میتوانند در بلندمدت توازن املاح را برهم زده و کیفیت آب را بهشدت کاهش دهند. تفاوت بحرانی در نخالههای جنگی این است که پسماندهای آلوده به مواد شیمیایی و نظامی، بهمرورزمان در معرض بارشها و فرایند شستوشو قرار میگیرند. این فرایند باعث میشود آلایندههای سمی وارد روانابها شده و با نفوذ به عمق زمین، منابع استراتژیک آب زیرزمینی را آلوده کنند.»

نظر شما