به گزارش سلامت نیوز، در ادبیات عمومی و حتی گاهی در متون شبهعلمی روانشناسی، اغلب با یک خطای مفهومی رایج مواجه میشویم: اینکه «تابآوری» (Resilience) را بهعنوان یکی از زیرشاخهها و مؤلفههای «سلامت روانی-اجتماعی» معرفی میکنند. این نگاه نهتنها از نظر علمی و آکادمیک دقیق نیست، بلکه رابطه علت و معلولی این دو مفهوم را کاملاً وارونه جلوه میدهد.
برای درک این خطای شناختی، ابتدا باید مرز بین «تعریف عامیانه» و «تعریف علمی» تابآوری را مشخص کنیم.
تقلیل تابآوری به «صبر و شکیبایی»؛ ریشه یک اشتباه
اگر واژه «تابآوری» را از معنای تخصصی خود تهی کنیم و آن را صرفاً معادل «صبور بودن»، «سرکوب کردن درد» یا «شکیبایی و تحمل» در برابر مشکلات بدانیم، بله؛ در این حالتِ تقلیلیافته، میتوان این نوع شکیبایی را یکی از ویژگیها یا مؤلفههای یک فرد دارای سلامت روان در نظر گرفت. اما در روانشناسی مدرن و علوم شناختی، اصطلاح تخصصی Resilience (تابآوری) معنایی بسیار فراتر و پیچیدهتر از صرفاً «تحمل کردن» دارد. تابآوری به معنای منفعلانه سوختن و ساختن نیست، بلکه یک «فرآیند پویای سازگاری مثبت در برابر ناملایمات، تروما، تراژدی و استرسهای شدید» و ظرفیتِ «بازگشتپذیری (Bouncing back) و رشد پس از بحران» است.
پارادایم صحیح: سلامت روانی-اجتماعی، سوختِ موتور تابآوری است
در نگاه دقیق علمی، تابآوری یک «نتیجه»، «پیامد» و یک «ظرفیت غایی» است که از کنار هم قرار گرفتن پیشنیازهای متعددی ساخته میشود. مهمترین بلوک سازنده و مؤلفه اساسی برای رسیدن به این ظرفیت (تابآوری)، همان «سلامت روانی و اجتماعی» فرد است.
به عبارت روشنتر، شما نمیتوانید در برابر یک بحران بزرگ (مثل جنگ، از دست دادن عزیزان یا فروپاشی اقتصادی) تابآور باشید، مگر اینکه از پیش، دارای پایههای مستحکمی از سلامت روان و ارتباطات سالم اجتماعی باشید.
برای اثبات اینکه چرا سلامت روانی-اجتماعی زیرمجموعه تابآوری نیست، بلکه متریال سازندهی آن است، به این دلایل توجه کنید:
- نقش مؤلفه روانی (Mental Health): فردی که از نظر روانی سالم است، دارای مهارتهایی نظیر تنظیم هیجان، عزتنفس، واقعبینی و انعطافپذیری شناختی است. وقتی یک بحران خردکننده رخ میدهد، فردِ فاقد سلامت روان دچار فروپاشی میشود، اما فرد دارای سلامت روان، از این ابزارهای شناختی استفاده میکند تا خود را بازیابی کند. این بازیابی، همان «تابآوری» است. پس سلامت روان، ابزاری است که تابآوری را خلق میکند.
- نقش مؤلفه اجتماعی (Social Health): علم نشان میدهد که یکی از قدرتمندترین ارکان تابآوری، داشتن «شبکه حمایت اجتماعی» است. فردی که توانمندی برقراری ارتباط سالم با خانواده، دوستان و جامعه را دارد (سلامت اجتماعی)، هنگام بروز تروما، به این شبکه حمایتی تکیه کرده و از بحران عبور میکند. در واقع سلامت اجتماعیِ اوست که تابآوریاش را در روزهای سخت تضمین میکند.
تمثیل ساختمان و زلزله
برای درک بهتر این وارونگی مفهومی، یک ساختمان را در نظر بگیرید:
- سلامت روانی-اجتماعی مصالح استاندارد، ستونهای محکم، و زیرسازی اصولی این ساختمان است.
- تابآوری ظرفیت این ساختمان برای فرونریختن و پابرجا ماندن در هنگام وقوع زلزلهای ۸ ریشتری است.
آیا میتوان گفت «مقاومت در برابر زلزله، یکی از مؤلفههای مصالح خوب است؟» خیر! بلکه وجود مصالح و مهندسی خوب (سلامت روانی-اجتماعی) است که به ساختمان ظرفیت مقاومت در برابر زلزله (تابآوری) را میدهد. تابآوری، صفتِ خروجیِ یک ساختار سالم است.
نتیجهگیری
قرار دادن مفهوم عظیم «تابآوری» به عنوان یک آیتم کوچک در چکلیست «سلامت روان»، یک خطای طبقهبندی است. تابآوری، قلهای است که مسیر رسیدن به آن از دامنه «سلامت روانی-اجتماعی» میگذرد. اگر جامعه یا فردی میخواهد در برابر بحرانهای شکننده امروز جهان (از تهدیدات جنگی گرفته تا فشارهای اقتصادی) تابآور شود، تنها یک راه اصولی دارد: باید سرمایهگذاری خود را روی تقویت پایههای بنیادینِ سلامت روانِ فردی و ارتقای کیفیت روابط و حمایتهای اجتماعی متمرکز کند. بدون داشتن سلامت روانی-اجتماعی، انتظار تابآوری از افراد، توهمی بیش نخواهد بود.


۱۳:۲۳ - ۱۴۰۵/۰۲/۰۹
نظر شما