به گزارش سلامت نیوز به نقل از سالم خبر، اظهارات اخیر محمدرضا عارف، معاون اول رییس جمهوری درباره پیشنهاد برخی جریانها برای انتقال سازمان غذا و دارو به زیرمجموعه نهاد ریاستجمهوری، بیش از آنکه یک بحث اداری ساده باشد، نشانه تداوم سردرگمی در حکمرانی دارو و سلامت کشور است؛ پیشنهادی که سالهاست هر بار با هر اتفاقی و اوجگیری بحران کمبود دارو، ناهماهنگی ارزی یا آشفتگی بازار تجهیزات پزشکی دوباره از کشوها بیرون کشیده میشود، بیآنکه پاسخ روشنی به این پرسش داده شود که آیا مشکل اصلی سازمان غذا و دارو جایگاه سازمانی آن است یا فقدان اختیار، منابع و ثبات سیاستگذاری؟
پیشنهاد استقلال سازمان غذا و دارو به هر دلیل که باشد عمدتاً از سوی بخشی از فعالان اقتصادی حوزه دارو، برخی مدیران سابق، گروهی از نمایندگان مجلس و جریانهایی مطرح شده که اکثرا معتقدند این سازمان در ساختار فعلی وزارت بهداشت، زیر سایه درمان و پزشکی قدرت کافی ندارد.
اما این تحلیل، یک واقعیت مهم را نادیده میگیرد؛ بحران دارو در ایران پیش از آنکه بحران ساختار باشد، بحران حکمرانی است. سازمان غذا و دارو امروز نه از کمبود تابلو و عنوان بلکه از کمبود منابع، بیثباتی ارزی، چندگانگی تصمیمگیری و مداخلات فرسایشی رنج میبرد. انتقال این سازمان به نهاد ریاستجمهوری، بدون حل ریشههای بحران، فقط یک لایه جدید بوروکراسی و تعارض تصمیمگیری ایجاد خواهد کرد.
واقعیت این است که همین امروز نیز یکی از مهمترین مشکلات صنعت دارو، تعدد مراکز تصمیمساز است؛ از بانک مرکزی و سازمان برنامه گرفته تا بیمهها، گمرک، وزارت صمت و دستگاههای نظارتی. حال اگر سازمان غذا و دارو از وزارت بهداشت جدا شود، عملاً شکاف میان سیاستگذاری درمان و سیاستگذاری دارو عمیقتر خواهد شد. نتیجه چه خواهد بود؟ افزایش تعارض میان معاونت درمان، بیمهها و نهاد تنظیمگر دارو؛ همان چیزی که اکنون نیز بخشی از بحران کمبودها و تأخیر در تأمین را شکل داده است.
از سوی دیگر، تجربه جهانی نیز نشان میدهد نهادهای رگولاتوری موفق دارویی، اگرچه استقلال تخصصی دارند،اما از اکوسیستم سلامت جدا نیستند. استقلال حرفهای با جدایی اداری تفاوت دارد. آنچه سازمان غذا و داروی ایران نیاز دارد، اقتدار تخصصی است نه آوارگی ساختاری.
شاید مهمترین بخش سخنان عارف دقیقاً همانجا بود که هشدار داد انتقال سازمان به ریاستجمهوری میتواند «چابکی تخصصی» آن را کاهش دهد. این جمله، اعتراف غیرمستقیم به خطری است که برخی نسخهنویسان ساختاری نادیده میگیرند؛ اینکه در میانه بحران کمبود دارو، بدهی سنگین بیمهها، فرسایش نقدینگی شرکتها و آشفتگی ارزی، تبدیل سازمان غذا و دارو به یک نهاد فراقوهای و چندمرکزی، نهتنها گرهی باز نمیکند، بلکه ممکن است آخرین بقایای تمرکز تخصصی در نظام دارویی کشور را نیز از بین ببرد.
امروز صنعت دارو بیش از هر چیز به ثبات، تأمین مالی، شفافیت تصمیمگیری و کاهش مداخلات متناقض نیاز دارد؛ نه جابهجایی ساختمانها و تغییر سربرگها.

نظر شما