به گزارش سلامت نیوز به نقل از جام جم، هم در فضای مجازی فعال هستند و هم در واقعیت. در مورد تبهکارانی صحبت میکنیم که در قالب فالگیر و رمال و طرح موضوعات خرافه، یا از قربانیان خود کلاهبرداری میکنند یا آنان را هدف قتل یا تجاوز قرار میدهند. بازارشان هم از قضا حسابی داغ است و همیشه مشتری دارند؛ آنقدر که مشتریان نشانی فالگیر را به دوست و آشنا میدهند تا آنان هم از رمز و راز ساختگی آینده خود باخبر شوند. کار و بار برخی فالگیران چنان سکه است که کلی دفتر ودستک وحتی منشی دست و پا کردهاند تا مشتریانشان بدون وقت قبلی به آنها مراجعه نکنند. در این بین گروه دیگری نیز هستند که در برخی جلسات دروغین عرفان شرکت میکنند تا آرامش ازدسترفته خود را دوباره به دست آورند. جایی که برخلاف نامش، فرد شرکتکننده نهتنها آرامش خود را به دست نمیآورد بلکه ممکن است هدف تجاوز یا جنایت مدعیان آن نیز قرار گیرد.
کلاهبرداری ۸ میلیاردی از دختر کارخانهدار
اسفندماه سال ۱۴۰۴ بود که یک مورد کلاهبرداری به دادسرای لواسانات گزارش شد. ماجرا مربوط به دختر جوان کارخانهداری به نام بهار بود که برای رسیدن به مرد مورد علاقهاش، سراغ یک فالگیر اسم و رسمدار در شمال تهران رفته بود. رقمیکه فالگیر برای دختر جوان فاکتور کرد تا مرد رویاهایش از همسرش جدا شود و او را به مراد دلش برساند، هشت میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان بود.
پدر این دختر یک کارخانهدار بود و خودش نیز تکفرزند خانواده. پدر علاقه زیادی به دخترش داشت و برای همین مدیریت یکی از بخشهای مهم کارخانه را به او سپرده بود. بهار مشغول انجام وظایفش در کارخانه بود تا روزی که امیر به عنوان مدیر بازرگانی در آنجا استخدام شد. ارتباط کاری مداوم بین امیر و بهار، باعث شد تا دخترجوان به او علاقهمند شود. بهار با این تصور که امیر مجرد است، منتظر خواستگاری از سوی او بود تا اینکه متوجه شد امیر متاهل است. کاخ آرزوهای بهار با این حقیقت ناگهان فروریخت اما او حاضر نبود از عشق به مرد جوان دست بکشد. برای همین تصمیم گرفت راهی برای ازدواج با او پیدا کند.
موضوع را با یکی از دوستانش مطرح و او یک زن میانسال را به او معرفی کرد تا بختش را باز کند. خانه این زن در شمال تهران بود و مشتریان زیادی هم داشت. زن میانسال مدعی بود یک رمال حرفهای است و با چند نسخه بهراحتی میتواند هر طلسمی را نابود کند. زن رمال وعدههای رنگارنگ زیادی به بهار داد و گفت برای باطل کردن طلسم، چند مراسم باید انجام دهد. بهار میگوید: «نسخههای زیادی با خطوط عجیب و غریب به من داد. میگفت یکی را زیر درخت خاصی دفن کنم، دیگری را بسوزانم و خاکسترش را در رودخانه بریزم و کارهای مشابه دیگری انجام دهم. همه این دستورات را اجرا کردم اما هیچکدام نتیجه نداشت. چند ماه به خانه این زن رفتم و در این مدت هشت میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان به عنوان دستمزد به او پرداخت کردم، به امید اینکه به آرزویم برسم اما امیر نهتنها همسرش را طلاق نداد، بلکه متوجه شدم همسرش باردار است.»
زن میانسال که این خبر را شنید، سعی کرد با دادن وعده و وعید تازه، بهار را تطمیع کند اما دختر جوان متوجه شد زن فالگیر با همین شیوه از زنان زیادی پول گرفته ولی به وعدههای خود عمل نکرده است. برای همین تصمیم گرفت از او شکایتکند. با دستگیری زن رمال، مشخص شد او از افراد زیادی کلاهبرداری کرده است. با تکمیل تحقیقات، کیفرخواست متهم صادر و پرونده به شعبه ۱۰۲ دادگاه لواسانات ارجاع شد. قاضی دادگاه پس از بررسی مستندات و اعترافات، وی را به دو سال حبس تعزیری، رد مال به مبلغ هشت میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان و پرداخت جزای نقدی محکوم کرد.
زن رمال با درآمد فالگیری ۴ خانه خرید
تصورش شاید سخت و حتی غیرقابل باور باشد اما درآمد برخی از این رمالان و فالگیران چنان چشمگیر است که بهراحتی با آن میتوانند خانه و خودروی گرانقیمت بخرند. در یک مورد زن رمالی با درآمد حاصل از فالگیری، توانست چهار خانه برای خود خریداریکند. خانه این زن در جنوب غرب تهران بود. مشتریان او هم زنان بودند و هم مردان. زنانی که دنبال بختگشایی و حل مشکلات خانوادگی و زناشویی بودند و مردانی که با مشکلات و مسائل کاری و حقوقی، درگیری داشتند. زن رمال از خود چهرهای ماورایی و متخصص در علوم غریبه به دیگران نشان داده و همین باعث شده بود تا خانه کوچک او همیشه پر از مشتری باشد. زن رمال برای اینکه اعتماد مشتریانش را جلب کند، تعدادی از اطرافیان خود را به عنوان مراجعان قبلی و موفق در میان افراد منتظر قرار میداد و آنها نیز طبق قرار قبلی، با مشتریان تازهوارد گرم میگرفتند و از نتایج مثبت طلسمهای زن رمال تعریف میکردند. با این روش، مشتریان ترغیب میشدند تا هرچه زن رمال به عنوان دستمزد اعلام میکند، بیچون و چرا بپذیرند و آن را بپردازند. تا مدتی زن رمال بر اسب مراد سوار بود و میتاخت. تا جایی که با مبالغ پرداختی مشتریان سادهلوح و بختبرگشته خود، توانست صاحب چهار خانه شود اما این پایان کار او نبود و سرانجام دستگیر شد.
به گفته سرهنگ سعید راستی، رئیس وقت مرکز عملیات پلیس امنیت عمومی تهران بزرگ، متهم با ادعای حل مشکلاتی مانند بختگشایی، رفع اختلافات خانوادگی و مسائل کاری و قضایی، روزانه بین ۱۵۰ تا ۲۰۰ مراجعهکننده داشت. این افراد برای هر جلسه مبالغی بین ۲۰۰ هزار تا یک میلیون تومان پرداخت میکردند و متهم در ازای آن، دعاهایی بیاساس یا فلزات حکاکیشده ارائه میداد. این زن روزانه حدود ۵۰ میلیون تومان درآمد داشت و با این پول، اقدام به خرید چهار خانه کرده بود. با این حال، هیچکدام از اقدامات او نتیجهای برای مراجعهکنندگان نداشت. یکی از شاکیان این پرونده که درگیر مشکلات کاری شده بود و برای حل آن به این زن رمال مراجعه کرده بود، گفت: «مدتی اوضاع کاریام بههم ریخته بود و هیچ درآمدی نداشتم. یکی از دوستانم این خانم را معرفی کرد و گفت که دعای او برای کارگشایی معجزه میکند. من هم با کلی امید به او مراجعه کردم. وقتی رسیدم، دیدم چند نفر دیگر هم منتظر نوبت هستند.
بعد از حدود سه ساعت انتظار، بالاخره نوبتم شد. خانم رمال اول از من مشکل را پرسید و بعد گفت که با یک دعا و فلز حکاکیشده کارم درست میشود.
من ۶۰۰ هزار تومان پرداخت کردم و او یک تکهفلز که چیزی رویش حک شده بود و یک کاغذ به من داد. گفت این فلز را همیشه با خودم داشته باشم و کاغذ را در آب و گلاب حل کنم و با آن استحمام کنم. همه دستوراتش را مو به مو اجرا کردم اما هیچ تغییری در وضعیت کارم ایجاد نشد. وقتی دوباره به او مراجعه کردم، گفت باید باردیگر پول بدهم و دعای قویتری بگیرم. آنجا فهمیدم که فریب خوردهام.»
جلسههای عرفان یا ترویج انحراف اخلاقی؟
شرکت در کلاسهای عرفانهای دروغین نیز برای برخی سودجویان بهانهای است تا طعمههایشان را به قربانگاه هویوهوس خود بکشانند. سال ۱۳۹۱ بود که مردی ۴۵ساله در شهرستان کرج با ادعای برگزاری کلاسهای عرفانی، ۱۷ زن را اغفال کرد و مورد سوءاستفاده قرار داد. او این اقدامات شیطانی را هفت سال تمام ادامه داد تا زمانی که دستگیر شد.
متهم مذکور در عملیکردن نیت پلید خود چهار همدست زن داشت که دو نفر از آنها همسر و مادر همسرش بودند. این مدعی دروغین، در جلسات مشاورهای که در کنار کلاسهای عرفان دروغین خود داشت وانمود میکرد به مباحث عرفان شرقی تسلط دارد و میگفت برای حل مشکلات جسمی و روحی زنان و دختران مراجعهکننده به او، باید در مرحله آخر دست به اعمال منافی عفت بزنند. اگر در طول کلاسها خطایی از شاگردانش سر میزد، متهم با چوب یا لوله جاروبرقی آنها را مورد ضرب و جرح قرار میداد، به حدی که از شدت درد ضربات وارده تا چند روز قادر به انجام کاری نبودند.
شاکیان این پرونده گفتند پس از آزار و اذیت این مرد، تصمیم گرفتند کلاسها را ترک کنند، اما متهم از آنها خواسته در رابطه با مسائلی که در کلاس مطرح میشود چیزی به کسی نگویند و حتی آنها را تهدید کرده بود اگر به کلاس برنگردند، نوار اعترافات آنها را در اختیار دیگران قرار میدهد.زمستان سال ۱۳۹۶ نیز ماجرای مشابه هولناک دیگری در شمال تهران رخ داد. مرد میانسال برای این هدف خود، یک موسسه عرفان قلابی دایر کرده و با کمک همسرش زنان و دختران گرفتار را به خلوتگاه شیطانی میکشاند و به آنها تجاوز میکرد. ماجرا از این قرار بود که این زن و شوهر مدعی داشتن کمالات اخلاقی و ماورایی بودند. آنها پس از دایرکردن دفتر، زنان و دختران را به بهانه رفع مشکلات به آنجا میکشاندند.
سپس همسرفریبکار اوبهعنوان رمال و شکننده طلسمهای جادویی، زنان جوان را با خواندن کلمات نامفهوم اغفال و با خوراندن داروهای خوابآور و بیهوشی، در اختیار شوهر تبهکارش قرار میداد و به آنها تلقین میکرد که این مرحله هم بخشی از مراحل درمان افسردگی و گرهگشایی از مشکلات شخصی و خانوادگی آنهاست. زن شیاد با شوهرش توافق کرده بود که پولها را برای خود بردارد و در ازای آن زنان و دختران را در اختیار همسرش قرار دهد. این زن و شوهر تبهکار پس از دستگیری و محاکمه در دادگاه انقلاب اسلامی به اعدام محکوم شدند.

نظر شما