به گزارش سلامت نیوز به نقل از خراسان، بعضی مردان را همه با آرامبودنشان میشناسند. اهل دعوا نیستند، کمتر گلایه میکنند و معمولاً در جمع، کنترلشده و منطقی به نظر میرسند.
حتی وقتی ناراحت میشوند، ترجیح میدهند سکوت کنند تا اینکه بحثی راه بیفتد. همین باعث میشود اطرافیان تصور کنند این آدمها «اصلاً عصبی نمیشوند».
اما گاهی همان مرد آرام، ناگهان بر سر موضوعی ساده واکنشی نشان میدهد که برای همه غیرمنتظره است! عصبانیتی شدید، حرفهایی تند یا رفتاری که با شخصیت همیشگی او جور درنمیآید. اتفاقی که معمولاً اطرافیان را متعجب میکند: «مگر این موضوع چقدر مهم بود؟»
مردانگی با طعم سرکوب احساسات
واقعیت این است که معمولاً مسئله فقط همان اتفاق کوچک نیست. خشم ناگهانی، اغلب نتیجه فشارهایی است که مدتها جمع شدهاند و هیچوقت فرصتی برای بیان پیدا نکردهاند. بسیاری از مردان از کودکی یاد گرفتهاند احساساتشان را کمتر نشان دهند. هنوز هم در بعضی خانوادهها، ناراحتی و آسیبپذیری برای پسرها نوعی ضعف تلقی میشود. جملاتی مثل «محکم باش»، «زیادی حساس نباش» یا «مرد باید خودش را کنترل کند»، باعث میشود خیلی از پسرها بهمرور یاد بگیرند احساساتشان را پنهان کنند، نه اینکه آنها را بشناسند و مدیریت کنند.
خشمهایی که آرام آرام جمع میشوند
این نوع تفکر باعث میشود، بعضی مردان وقتی ناراحت میشوند، به جای حرفزدن، سکوت کنند؛ وقتی دلخور میشوند، فاصله بگیرند؛ وقتی تحت فشارند، بیشتر کار کنند یا خودشان را درگیر روزمرگی نگه دارند. اما احساسات سرکوبشده از بین نمیروند؛ فقط آرامآرام جمع میشوند.
چرا بعضی مردان احساساتشان را نمیشناسند؟
مشکل دقیقاً از همینجا شروع میشود. کسی که عادت کرده احساساتش را بیان نکند، بعد از مدتی حتی خودش هم دقیق نمیداند از چه ناراحت است. فقط احساس فشار، خستگی یا بیحوصلگی میکند و وقتی این فشار زیاد شود، ممکن است کوچکترین اتفاق به جرقهای برای یک واکنش شدید تبدیل شود. خشم فروخورده معمولاً آرام و بیصدا رابطهها را فرسوده میکند. نه به شکل دعوای مداوم، بلکه به شکل فاصله عاطفی، سردشدن رابطه، بیحوصلهبودن یا واکنشهای ناگهانی. برای همین، سکوت همیشه نشانه آرامش نیست؛ گاهی نشانه حرفهایی است که هیچوقت گفته نشدهاند. راهحل هم این نیست که آدم هر عصبانیتی را بدون کنترل بیرون بریزد. مسئله اصلی، شناختن و بیانکردن احساسات قبل از رسیدن به نقطه انفجار است. اینکه فرد بتواند ساده و مستقیم بگوید: «این رفتار ناراحتم کرد» یا «این روزها تحت فشارم.»
یادگیری بیان احساسات؛ مهارتی فراموششده
شاید یکی از مهمترین تغییراتی که باید درباره مردانگی اتفاق بیفتد، همین باشد؛ اینکه مردها مجبور نباشند همیشه نقش آدمِ بیاحساس و همیشهقوی را بازی کنند. کسی که بتواند احساساتش را بشناسد و درباره آنها حرف بزند، معمولاً آرامتر، قابلفهمتر و حتی در رابطههایش قابلاعتمادتر است. آرامش واقعی از پنهانکردن احساسات به دست نمیآید؛ از فهمیدن و مدیریتکردن آنها به دست میآید.

نظر شما