دوشنبه ۱ تیر ۱۴۰۵ - ۱۲:۵۳

بازار سیاه خرید و فروش کودکان/ فقر، ریشه یک آسیب هولناک اجتماعی

فروش نوزاد برای برخی زنان تبدیل به حرفه شده است

خرید و فروش نوزادان و کودکان، پدیده‌ای تلخ و نگران‌کننده است که به گفته جامعه‌شناسان، بیش از هر چیز ریشه در فقر، بیکاری، تورم و ضعف حمایت‌های اجتماعی دارد.

بازار سیاه خرید و فروش کودکان/ فقر، ریشه یک آسیب هولناک اجتماعی

یک جامعه‌شناس پیشگیری از خرید و فروش کودکان را نیازمند برنامه‌ریزی جامع و بلندمدت با رویکرد اقتصادی – اجتماعی می‌داند: برنامه‌ریزی برای کاهش فقر، ایجاد اشتغال، حمایت مالی مستقیم از خانواده‌های آسیب‌پذیر مانند کمک‌هزینه هدفمند فرزندآوری، گسترش پوشش بیمه و خدمات درمانی رایگان برای مادران باردار از جمله اقداماتی است که باید در این برنامه بلندمدت در نظر گرفته شود. در این بستر می‌توان از نهادهای مدنی نیز کمک گرفت.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از ایلنا، دو روز گذشته در گفت‌وگویی با عنوان «معامله نوزاد؛ هولناک‌ترین آسیب اجتماعی/ رها شدن کودک؛ روی تاریک فرزندخواندگی» به موضوع خرید و فروش نوزادان و دلایل و ریشه‌های بازار داغ این تجارت سیاه در جامعه ایران پرداختیم. مصاحبه‌ای که بعد از انتشار خبری درباره بازداشت یک مادر منتشر شد. مادری که تا کنون ۳ نوزاد خود را در ازای مبالغی ناچیز فروخته است. زنی که در سیاه‌ترین و نادیده گرفته شده‌ترین لایه‌های اجتماع زیسته و در گروه آسیب‌دیدگان اجتماعی قرار دارد، اعتراف کرده بود که اساسا برای فروختن فرزندانش اقدام به بارداری‌های برنامه‌ریزی شده کرده است.

پدیده شوم خرید و فروش کودکان و آینده ترسناکی که می‌تواند در انتظار کودکان و نوزادان به فروش رسیده باشد از چنان اهمیتی برخوردار است که با «عالیه شکربیگی» جامعه‌شناس هم درباره علل این پدیده گفت‌وگو کرده‌ایم.

فقر حرف اول را می‌زند

عالی شکربیگی، پدیده خرید و فروش کودکان در جامعه را ترکیبی از عوامل اقتصادی و غیراقتصادی توصیف می‌کند، اما این را هم می‌گوید که دلایل اقتصادی مهم‌ترین علت روی آوردن والدین به این تجارت ناگوار است: در سال‌های اخیر گزارش‌های متعددی درباره این پدیده تلخ و غیرانسانی منتشر شده که به نظرم مساله اقتصادی محرک اصلی بروز و ظهور آن در جامعه است.

او به وجود چرخه‌ای از فقر شدید، بیکاری، تورم بالا، ناتوانی در تأمین هزینه‌های زندگی مثل غذا، مسکن، درمان، ناکافی بودن حمایت‌های اجتماعی و… در جامعه ایرانی اشاره می‌کند: مجموعه این عوامل باعث شده‌اند که بعضا شاهد خانواده‌ها و به‌ویژه مادرانی باشیم که اقدام به فروش نوزاد یا کودک خود کنند تا جایی که بر اساس برخی گزارش‌های منتشر شده گاهی این خانواده‌ها نوزاد خود را پیش‌فروش می‌کنند، این روش نشان می‌دهد که برای برخی افراد این کار تبدیل به یک حرفه درآمدزا شده است.

این جامعه‌شناس ادامه می‌دهد: عوامل غیراقتصادی هم حائز اهمیت هستند. به این معنا که برخی والدین و به ویژه مادران به دلیل فقر فرهنگی، اعتیاد، کارتن‌خوابی، مهاجرت، طلاق، آشفتگی‌های خانوادگی، بارداری ناخواسته خارج از ازدواج یا به دلیل ازدواج‌های موقت و رویکرد منفی جامعه به این نوع بارداری‌ها در کنار همان فقدان حمایت‌های کافی اجتماعی و از ترس آینده‌ای که به دلیل این نوع بارداری در انتظار خود یا فرزندشان هست، دست به فروش فرزند خود بزنند. همچنین‌ عدم آگاهی نسبت به حقوق کودکان و آینده‌ای خطرناکی که می‌تواند برای فرزندشان رقم بخورد، دست به چنین اقدامی می‌زنند.

شکربیگی به وجود تقاضا در این بازار هم تاکید می‌کند: برخی خانواده‌هایی که فرزند ندارند و از طرف دیگر صبر و حوصله کافی برای طی مراحل قانونی سخت فرزندخواندگی قانونی را ندارند به بازار سیاه خرید و فروش نوزاد و کودک روی می‌آورند.

او بر این باور است که با وجود تاثیرگذاری عوامل غیرفرهنگی بر بروز این پدیده اما در این بازار سیاه همچنان فقر حرف نخست را می‌زند به این معنا که فقر به عنوان یک کاتالیزور عمل کرده و عوامل اجتماعی و فرهنگی را هم فعال می‌کند: این یک حقیقت است که بدون بحران اقتصادی، شیوع این پدیده بسیار کمتر خواهد بود.

پیشگیری از قاچاق کودکان، نیازمند برنامه بلند مدت

این استاد دانشگاه، درباره نقش قوانین حمایتی از زنان آسیب‌دیده یا در معرض آسیب بر کاهش خرید و فروش کودکان هم می‌گوید: در خصوص این موضوع با دو گروه از زنان مواجه هستیم، زنانی که به دلیل بارداری ناخواسته و نیاز به کمک و نابسامانی خانوادگی در بستری قرار می‌گیرند که دست به فروش فرزندشان می‌زنند. درباره این گروه وجود قوانین حمایتی که به مرحله اجرا هم برسد مثمرثمر است، اما برخی از زنان به دلیل تقاضای بازار، به فروش نوزادان‌شان به عنوان یک حرفه نگاه می‌کنند، اگرچه در این باره هم فقر علت اصلی چنین اقدامی است و حمایت از آن‌ها می‌تواند تا حدودی کمک‌کننده باشد اما بازهم وجود تقاضا در بازار عامل اصلی است که می‌تواند برخی از این زنان را وسوسه و ترغیب به باروری به قصد فروش نوزاد کند و در واقع باروری‌هایی از این دست را برای عرضه در این بازار سیاه، تشدید کند.

او پیشگیری از خرید و فروش کودکان را نیازمند برنامه‌ریزی جامع و بلندمدت با رویکرد اقتصادی – اجتماعی می‌داند: برنامه‌ریزی برای کاهش فقر، ایجاد اشتغال، حمایت مالی مستقیم از خانواده‌های آسیب‌پذیر مانند کمک‌هزینه هدفمند فرزندآوری، گسترش پوشش بیمه و خدمات درمانی رایگان برای مادران باردار از جمله اقداماتی است که باید در این برنامه بلندمدت در نظر گرفته شود. در این بستر می‌توان از نهادهای مدنی نیز کمک گرفت.

این جامعه‌شناس آموزش و آگاهی‌رسانی را هم در مسیر پیشگیری از گسترش این بازار موثر ارزیابی می‌کند: برگزاری کمپین‌های گسترده رسانه‌ای درباره حقوق کودک و عواقب خرید و فروش کودکان، اطلاع‌رسانی درباره گزینه‌های قانونی همانند فرزندخواندگی رسمی و تسهیل این مسیر برای والدین متقاضی فرزند، تقویت شبکه‌های حمایتی، مانند گسترش و تقویت مراکز بهزیستی و اورژانس اجتماعی ایجاد و گسترش خانه‌های امن برای مادران در معرض خطر و ارائه مشاوره رایگان به آن‌ها ضروری است.

ضرورت نظارت بر فضای مجازی

او تاکید می‌کند که در جهان امروز بسیاری از این نوع معاملات در بستر فضای مجازی انجام می‌شود به همین دلیل هم نظارت بر فضای مجازی در راستای ممانعت از انجام این نوع اقدامات ضروری است. همچنین برای جلوگیری از تکرار این چرخه حمایت از قربانیان هم ضروری است یعنی باید مادرانی که کودک خود را فروخته‌اند مورد حمایت‌های اجتماعی قرار داد، رهاکردن این گروه از مادران می‌تواند به تکرار این فاجعه منجر شود. طبیعتاً کشورهایی که فقر را کاهش داده‌اند و سیستم حمایت قوی‌تری از نظر مالی و اجتماعی ساخته‌اند، توانسته‌اند این پدیده را تا حدودی مهار کنند.

به گفته شکربیگی قوانینی که می‌توانند از بروز این پدیده پیشگیری یا با آن مقابله کنند وجود دارند اما ضعف در اجرای قوانین است: به عنوان مثال بر اساس قانون حمایت از اطفال و نوجوانان مصوب ۱۳۹۹ و حتی قوانین قبل از آن، خرید و فروش کودک تحت هر عنوانی جرم است. مثلاً در ماده ۳ این قانون بهره‌کشی و معامله کودک ممنوع است و قاچاق اطفال مجازات حبس را به دنبال دارد. همچنین ایران به برخی از پروتکل‌های بین‌المللی مرتبط با حقوق کودک نیز پیوسته است، اما اجرای کامل آن‌ها در ایران ضعیف گزارش شده است.

به باور این جامعه‌شناس، مجازات‌های در نظر گرفته شده برای این افرادی که اقدام به خرید و فروش کودکان می‌کنند بازدارنده نیستند. همچنین برخی افراد از خرید و فروش کودکان به عنوان فرزندخواندگی غیررسمی نام می‌برند و بدین ترتیب سعی می‌کنند با این عنوان قانون را دور بزنند. از طرف دیگر آمارها در این حوزه شفاف نیستند. همچنین به نظر می‌رسد با ضعف نظارت بر باندهای قاچاق کودکان و نوزادان مواجه هستیم. همچنین به نظر می‌رسد این معضل نسبت به سایر مشکلات اجتماعی اولویت کمتری دارد و این موضوع به عنوان یک آسیب اجتماعی چندان هم فکر قانون‌گذاران را مشغول نکرده است.

او تاکید می‌کند که اگر یک سیستم فرزندخواندگی سریع، رسمی و شفاف وجود داشته باشد، تقاضای بازار سیاه کاهش می‌یابد و این امر به کنترل خرید و فروش کودکان کمک می‌کند: دولت، قوه قضاییه، بهزیستی و نیروی انتظامی، می‌توانند اقداماتی را به صورت موردی انجام دهند؛ مانند کشف حساب‌های اینستاگرامی یا دستگیری دلالانی که واسطه این نوع معاملات می‌شوند. اما برای ریشه‌کنی آن، نیاز به سیاست‌گذاری کلان برای کاهش فقر و تقویت حمایت‌های اجتماعی است.

شکربیگی این را هم می‌گوید که بدون حل ریشه‌های اقتصادی، قوانین به‌تنهایی نمی‌توانند این بازار سیاه را مهار کنند. یادمان باشد که گاهی شکم گرسنه همه‌چیز را زیرپا می‌گذارد اینکه گفته شده فقر که از در وارد شود، ایمان از بین می‌رود شاهدی بر همین ادعا است. خرید و فروش کودکان نه تنها نقض حقوق کودک است بلکه نشانه‌ای از وجود بحران‌های عمیق اجتماعی و اقتصادی در جامعه است. امیدوارم به زودی از مرحله وضعیت جنگی عبور کنیم و بتوانیم به این مساله توجه بیشتری داشته باشیم.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha