تورم و بیکاری، دو متغیری که «شاخص فلاکت» بر پایه آنها سنجیده می‌شود، از نگاه نویسنده یادداشت نه‌تنها شاخص‌های اقتصادی، بلکه بازتابی از وضعیت رفاه، سلامت روان و کیفیت زندگی مردم هستند. همزمانی هفته بهزیستی با انتشار آمارهای مربوط به تورم و بیکاری، بهانه‌ای شده است تا پیمان سلامتی، استاد پزشکی اجتماعی دانشگاه علوم پزشکی تهران، در یادداشتی به بررسی نسبت میان آمارهای رسمی و واقعیت‌های معیشتی جامعه بپردازد.

از تورم تا بیکاری؛ شاخص فلاکت چه می‌گوید؟

پیمان سلامتی ، استاد پزشکی اجتماعی، دانشگاه علوم پزشکی تهران در یادداشتی در کانال تلگرام خود نوشت :چند شب پیش فیلم «رها» را دیدم؛ یکی از تأثیرگذارترین فیلم‌های اجتماعی سال گذشته.آنچه بیش از داستان فیلم ذهنم را درگیر کرد، دو واژه‌ای بود که تقریباً در تمام روایت حضور داشتند: تورم و بیکاری.

خانواده‌ای که هر روز فقیرتر و برای تأمین ابتدایی‌ترین نیازهای خود درمانده‌تر می‌شود و اتفاقات تلخ و مهلکی که بر سرشان آوار می‌شود.

هم‌زمان، وارد هفته بهزیستی شده‌ایم؛ هفته‌ای که با پیام‌های تبریک مسئولان و گزارش عملکرد همراه است. اما امسال این تقارن، پرسشی جدی را پیش روی ما می‌گذارد:

آیا می‌توان از «بهزیستی» سخن گفت، در حالی که بسیاری از شاخص‌های رفاه اجتماعی در جهت عکس حرکت می‌کنند؟ برای پاسخ به این پرسش، اقتصاددانان شاخص‌های متعددی برای سنجش بهزیستی و رفاه جامعه پیشنهاد کرده‌اند.

یکی از شناخته‌شده‌ترین آنها «شاخص فلاکت» (Misery Index) است که آرتور اوکان در دهه ۱۹۷۰ معرفی کرد.

ایده او ساده اما عمیق بود:هرچه تورم و بیکاری بیشتر باشد، فشار اقتصادی و اجتماعی بر زندگی مردم نیز بیشتر خواهد بود.

به همین دلیل، جمع این دو متغیر می‌تواند تصویری روشن از میزان رفاه یا فلاکت یک جامعه ارائه کند؛ شاخصی که پس از گذشت بیش از نیم قرن، همچنان یکی از پرکاربردترین معیارهای ارزیابی این موضوع در جهان است.

اگر از این منظر به ایران امروز نگاه کنیم، تصویر نگران‌کننده‌ای پیش روی ما قرار می‌گیرد. بر اساس گزارش‌های رسمی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، شاخص‌های تورم در ماه‌های گذشته به طرز وحشتناکی افزایش یافته است.

ارقامی که در بسیاری از اقلام اساسی از آستانه بحران نیز عبور کرده است. به عنوان مثال، تورم نقطه‌به‌نقطه در گروه مواد غذایی برای چند ماه متوالی سه‌رقمی شده و به حدود ۱۳۴ درصد رسیده است.

این اعداد فقط شاخص‌های اقتصادی نیستند؛ آنها به زبان ساده یعنی کوچک‌تر شدن سفره مردم، افزایش ناامنی غذایی، فشار بیشتر بر سلامت جسم و روان خانواده‌ها و کاهش کیفیت زندگی.

در همین روزها، خبر عجیبی نیز توسط دولت منتشر شد: نرخ رسمی بیکاری به پایین‌ترین میزان خود از سال ۱۳۸۴ رسیده است.

در نگاه نخست، این خبر امیدوارکننده به نظر می‌رسد، اما مشکل در تعریف بیکاری در کشور ماست.

در ایران، فرد «بیکار» کسی نیست که صرفاً شغل نداشته باشد؛ بلکه کسی است که در یک ماه گذشته به طور فعال جویای کار نبوده باشد.

تأکید این تعریف بر عبارت «جویای کار» است.

اگر فردی پس از ماه‌ها جست‌وجوی بی‌نتیجه، از یافتن شغل ناامید شود و دیگر به دنبال کار نگردد، هرچند همچنان هیچ شغلی نداشته باشد، از جمعیت فعال خارج می‌شود و دیگر در آمار رسمی بیکاران قرار نمی‌گیرد.

بنابراین، کاهش نرخ بیکاری همیشه به معنای ایجاد فرصت‌های شغلی بیشتر نیست؛ گاهی تنها به این معناست که شمار بیشتری از مردم، امید خود را برای یافتن کار از دست داده‌اند.

این نکته زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که هم‌زمان، مسئولان وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی اعلام کرده‌اند در ماه‌های گذشته حدود یک میلیون فرصت شغلی از دست رفته و نزدیک به ۳۰۰ هزار نفر برای استفاده از بیمه بیکاری در سامانه وزارت رفاه ثبت‌نام کرده‌اند؛ رقمی که نسبت به سال گذشته افزایش چشمگیری داشته است.

اینها آمارهای رسمی دولت است؛ هرچند به نظر می‌رسد ابعاد واقعی بیکاری و ناامیدی از اشتغال در سطح جامعه، از این ارقام نیز فراتر باشد.

از نگاه پزشکی اجتماعی، اهمیت شاخص فلاکت تنها به اقتصاد محدود نمی‌شود.

تورم و بیکاری صرفاً قدرت خرید را کاهش نمی‌دهند؛ بلکه با افزایش افسردگی و اضطراب، سوءتغذیه، خشونت خانوادگی، افت سرمایه اجتماعی و کاهش امید به آینده نیز همراه هستند. به همین دلیل، شاخص فلاکت را می‌توان یکی از مهم‌ترین شاخص‌های سنجش بهزیستی اجتماعی دانست.

شاید طنز تلخ این روزها آن باشد که درست در هفته‌ای که «هفته بهزیستی» نام گرفته، گزارش‌های رسمی وزارت رفاه از تورم و بیکاری کم‌سابقه حکایت دارند. به همین دلیل شاید این تقارن، برای ما فرصتی بی‌بدیل برای تأمل و بازنگری فراهم کرده باشد.

اگر قرار است هفته بهزیستی فقط یک مناسبت تقویمی نباشد، باید از خود بپرسیم آیا مردم امروز احساس امنیت اقتصادی بیشتری نسبت به گذشته دارند؟ آیا می‌توانند برای آینده برنامه‌ریزی کنند؟ آیا شاخص‌های واقعی زندگی، از کاهش فلاکت و افزایش رفاه حکایت می‌کنند؟

جان کلام آنکه، بهزیستی را نمی‌توان با نام‌گذاری و پیام تبریک ساخت؛ همان‌گونه که فلاکت را نمی‌توان پشت آمار پنهان کرد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha