سه‌شنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۹
کد خبر: 399629

همه‌چیز از یک تماس اضطراری با آتش‌نشانی تهران آغاز شد. چند روز قبل، به آتش‌نشانی خبر رسید که برجی در غرب تهران دچار حریق شده و با حضور تیم‌های نجات مشخص شد منشأ آتش از آپارتمان یکی از طبقات میانی است.

آتش خشمی که جان یک دختر را گرفت

به گزارش سلامت نیوز به نقل از همشهری، پرتاب ته‌سیگارهای روشن روی تشک تختخواب توسط دختری خشمگین که به مرز جنون رسیده بود، اتفاق عجیبی رقم زد و به مرگ دختر همسایه منجر شد.
 همه‌چیز از یک تماس اضطراری با آتش‌نشانی تهران آغاز شد. چند روز قبل، به آتش‌نشانی خبر رسید که برجی در غرب تهران دچار حریق شده و با حضور تیم‌های نجات مشخص شد منشأ آتش از آپارتمان یکی از طبقات میانی است. آتش‌نشان‌ها به مهار حریق در این آپارتمان پرداختند، اما پس از آن معلوم شد که دختر جوان ساکن واحد مجاور در میان دود غلیظ گرفتار شده و جان باخته است. او قربانی حادثه‌ای شده بود که هیچ نقشی در آن نداشت و بی‌خبر از اینکه آپارتمان همسایه دچار آتش‌سوزی شده است در حال استراحت بود که این حادثه رخ داد.



شکایت 


به‌دنبال این حادثه مرگبار، خانواده دختر جوان با حضور در دادسرای جنایی شکایتی ثبت کردند که مسیر پرونده را تغییر داد. آنها معتقد بودند این حریق تصادفی نیست. می‌گفتند مستأجران واحدی که دچار آتش‌سوزی شده پسری جوان به نام آریا و نامزدش به نام شقایق هستند و عمدا خانه‌شان را آتش زده‌اند.پدر متوفی در شکایتش گفت: آریا با دختری به نام شقایق نامزد بود. آنها مدام با یکدیگر اختلاف و درگیری داشتند. ما احتمال می‌دهیم که آنها عمدا خانه را به آتش کشیده‌اند، چون اهالی ساختمان در روز حادثه شقایق را در حالی دیدند که با عصبانیت از خانه خارج شده و رفته بود. ما از آنها شکایت داریم؛ چون عمدا آتش به پا کرده و باعث مرگ دخترجوان ما شده‌اند.



آتش‌سوزی عمدی


با این شکایت، ‌پرونده‌ای در شعبه سوم دادسرای جنایی تهران تشکیل شد و بازپرس سالار صنعتگر دستور تحقیقات بیشتر را صادر کرد. چند روز بعد، کارشناسان آتش‌نشانی با بررسی محل آتش‌سوزی مهر تأیید بر عمدی بودن حریق زدند؛ خبری که بنزین بر آتش خشم خانواده دختر جان باخته ریخت.



اعتراف در محاصره شواهد


در ادامه، شقایق، یکی از ساکنان واحدی که دچار حریق شده بود بازداشت شد. او اما ادعا کرد روز حادثه در محل حضور نداشته و پس از شنیدن خبر آتش‌سوزی خودش را به آنجا رسانده و نقشی در حادثه نداشته است. اما تصاویر دوربین‌های مداربسته دروغ او را برملا کرد. تصاویر نشان می‌داد که شقایق دقایقی قبل از وقوع حریق با عصبانیت وارد آپارتمان شده بود. در این شرایط، بازجویی از او ادامه یافت تا اینکه بالاخره قفل سکوتش را شکست. دختر جوان به نقش خود در آتش‌سوزی اعتراف کرد و حالا تحقیقات تکمیلی از او ادامه دارد.



شقایق هنوز باورش نمی‌شود که باعث فاجعه‌ای شده که طی آن دختری بی‌گناه جان باخته است. او جزئیات حادثه را توضیح می‌دهد.

چه شد آتش‌سوزی رخ داد؟


اگر بگویم ته‌سیگارهایم باعث وقوع این حریق شد، باورتان می‌شود؟ خودم هنوز باورم نمی‌شود که چنین فاجعه‌ای رخ بدهد.


تعریف کن که آن روز چه شد.


آن لحظه به هیچ‌ چیز فکر نمی‌کردم، ‌جز به آریا. فکر ‌می‌کردم دیگر من‌را نمی‌خواهد. او یک‌طرفه قرارداد اجاره آپارتمان را فسخ کرده بود. البته خودش آن آپارتمان را اجاره کرده بود و از وقتی قرار شد با هم ازدواج کنیم، بیشتر اوقات پیش او بودم. روز حادثه متوجه شدم آریا قرارداد خانه را فسخ کرده و وسایلش را برده است. در حالت جنون بودم و انگار دنیا روی سرم خراب شده بود. با عصبانیت به آپارتمان رفتم. او بخشی از اثاثیه را برده بود. ۵ یا ۶نخ سیگار پشت سر هم روشن کردم و ته‌سیگارها را بدون خاموش‌کردن با حرص و خشم روی تشک پرت می‌کردم. بوی سوختگی که بلند شد، تازه به‌ خودم آمدم.


چرا در همان لحظات اولیه با آتش‌نشانی تماس نگرفتی؟


ترسیدم! فکر کردم اگر بمانم، همه می‌فهمند آتش‌سوزی کار من است و فرار کردم.


تو باعث مرگ یک دختر بی‌گناه شده‌ای. چه حسی داری؟


(چشمانش پر از اشک می‌شود) با بغض می‌گوید: عذاب وجدان! این تنها چیزی است که لحظه‌ای من را رها نمی‌کند. من قاتل کسی هستم که حتی یک‌ بار هم او را ندیده بودم. او به‌ خاطر خشم من در جهنمی که من ساختم خفه شد. من یک بی‌گناه را کشتم و این حقیقت روحم را هر روز تکه‌تکه می‌کند اما اصلا نمی‌دانستم که اینطور می‌شود.


چرا تصور می‌کردی که نامزدت قصد دارد تو را ترک کند؟


من و آریا با هم نامزد شده بودیم، اما خیلی اختلاف داشتیم. وقتی وارد خانه شدم و آن فضای خالی و سرد را دیدم، انگار تمام رؤیاهایم فروریخت. آریا من‌را به نقطه جنون رسانده بود.


سر چه مسائلی با هم اختلاف داشتید؟


سر کوچک‌ترین مسائل ‌جنجالی بزرگ به پا می‌شد.  ما با هم تفاهم نداشتیم.


آریا در این ماجرا نقشی نداشت؟


من آن روز تنها بودم، اما مقصر اصلی که من‌را به این جنون کشاند ‌آریا بود. حالا هم باید تا آخر عمر با عذاب وجدان زندگی کنیم، عذاب وجدان از اینکه خشم من جان دختر جوانی را که آرزوهای زیادی داشت گرفت.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha