در اطلاعیه دانشگاه علوم پزشکی اهواز درباره این اتفاق آمده: «به دنبال حملات دشمن به شهرستان اهواز و وقوع انفجار در نواحی مجاور بیمارستان بقایی ۲، این مرکز تخصصی درمان بیماران و کودکان مبتلا به بیماری‌های هماتولوژی و آنکولوژی به‌منظور حفظ امنیت بیماران و کارکنان، موقتا از چرخه خدمت‌رسانی خارج شد. تمامی بیماران با رعایت کامل پروتکل‌های ایمنی، به سایر بیمارستان‌های شهر اهواز منتقل شدند. در پی این حملات، خوشبختانه آسیبی به بیماران وارد نشد و خدمات درمانی آنها در مراکز پذیرنده بدون وقفه در جریان است».

جنگی که چرخه درمان و آموزش را مختل کرد

به گزارش سلامت نیوز به نقل از شرق، اهواز، بهبهان، دزفول، امیدیه، اندیمشک، ماهشهر، آبادان و اطراف شادگان؛ انفجار و جنگ بار دیگر به جنوب ایران رسیده است؛ جنگی که تا امروز نظم زندگی مردم این شهرها را بیش از هر چیز دیگری هدف گرفته؛ از بیمارستانی که کودکان مبتلا به سرطان در کمتر از ۱۲ ساعت از آن تخلیه شدند تا کلاس‌هایی که آینده هزاران دانش‌آموز در بلاتکلیفیِ تعویق امتحان‌های نهایی معلق مانده است.

حسین کرمانپور، سخنگوی وزارت بهداشت از 12 ساعت تخلیه کامل بیمارستان بقایی اهواز می‌گوید: «به محض اینکه شرایط جنگی آغاز شد، نگرانی ما برای مراکز درمانی هم به روال همیشگی خود برگشت. به هر حال از جنگ 12روزه و جنگ رمضان تجربه داشتیم و می‌دانستیم که هر لحظه باید پای کار باشیم تا به محض بروز مشکل بتوانیم خدمات‌رسانی ویژه‌تری به مردم اختصاص دهیم. با آغاز حملات به استان‌های جنوبی و مشخصا استان خوزستان، مراکز درمانی را رصد کردیم. متأسفانه اتفاقی که نباید، رخ داد و حملاتی در نزدیکی بیمارستان شهید بقایی به گوش رسید. ما هم بلافاصله دست به کار شدیم. از آنجایی که در این مرکز درمانی کودکان مبتلا به بیماری سرطان نگهداری می‌شوند و صدای موشکباران هم بیش از توان روانی و جسمانی این کودکان است، دستور تخلیه بیمارستان صادر شد.

در مدت زمان کوتاهی این تخلیه صورت گرفت. با هماهنگی و البته همدلی همکارانمان، فقط در کمتر از چند ساعت تمامی بیماران را به سایر بیمارستان‌های شهر که وضعیت امنی داشتند منتقل کردیم». کادر درمان اما در این مدت پای کار ماندند: «تخلیه بیماران اما به معنی تخلیه کل بیمارستان نبود. کادر درمان ما اگرچه آن مرکز درمانی را ترک کرد اما پای کار ماندند و خدمات درمانی را در مراکز دیگر ادامه دادند». تخلیه این بیمارستان البته حتی یک روز هم به درازا نکشید: «خوشبختانه با رفع خطرات احتمالی و صدای موشک و انفجار، بیمارستان شهید بقایی دوباره بعد از 12 ساعت به حالت عادی بازگشت. بیماران را با فاصله زمانی و بدون عجله به این مرکز درمانی برمی‌گردانیم.

همین حالا هم تعدادی از آنها به جای خود بازگشته‌اند. کادر درمان هم که آماده به خدمت بودند، در همین بیمارستان دوباره فعالیت‌شان را از سر گرفتند». سخنگوی وزارت بهداشت تأکید می‌کند این جنگ‌ها نشان داده مکان ساخت مراکز درمانی و نظامی باید به طور جدی مورد بررسی قرار گرفته شود: «اصول جنگ‌ها تغییر کرده است. دیگر خاکریز ساخته نمی‌شود و سنگر و زمین جنگی در کار نیست. کشورها با روش نقطه‌زنی به هم حمله می‌کنند.

همین حالا هم اگر ببینید، هم روش کشور ما و هم دشمنانمان در این جنگ، نشانه‌گرفتن هدف‌های خاص است. پس این موضوع به ما نشان می‌دهد باید در دستورالعمل‌های ساخت مراکز نظامی و آموزشی و بهداشتی و درمانی اصول و ملاحظات ویژه‌ای در نظر بگیریم. به طور مشخص لازم است مراکز نظامی از مراکز شهری فاصله داشته باشند. همچنین خیلی اهمیت دارد محیط‌های بهداشتی و درمانی و آموزشی را در جوار مراکز نظامی نسازیم. این احتمالا یکی از مهم‌ترین تجربه‌های ما از چند جنگ اخیر در کشور خواهد بود».

یک روز بعد از این اتفاق، استاندار خوزستان اعلام کرد: «در زمان حمله آمریکا به محدوده بیمارستان کودکان سرطانی «شهید بقایی»، بیماران سرطانی، تالاسمی و بدخیم بستری بودند». محمدرضا موالی‌زاده با بیان اینکه حمله به مجاورت بیمارستان شهید بقایی، نقض آشکار اصول انسانی و قواعد بین‌المللی است، گفت: «پس از وقوع حادثه، بیماران بیمارستان شهید بقایی نیز در کوتاه‌ترین زمان ممکن به بیمارستان‌های گلستان، سینا و دیگر مراکز درمانی منتقل شدند تا روند درمان آنان بدون وقفه ادامه یابد». بیمارستان بقایی ۲، از مراکز تخصصی و فوق‌تخصصی دانشگاه علوم پزشکی جندی‌شاپور اهواز است که به بیماران و کودکان مبتلا به بیماری‌های هماتولوژی و انکولوژی خدمات درمانی ارائه می‌دهد.

در اطلاعیه دانشگاه علوم پزشکی اهواز درباره این اتفاق آمده: «به دنبال حملات دشمن به شهرستان اهواز و وقوع انفجار در نواحی مجاور بیمارستان بقایی ۲، این مرکز تخصصی درمان بیماران و کودکان مبتلا به بیماری‌های هماتولوژی و آنکولوژی به‌منظور حفظ امنیت بیماران و کارکنان، موقتا از چرخه خدمت‌رسانی خارج شد. تمامی بیماران با رعایت کامل پروتکل‌های ایمنی، به سایر بیمارستان‌های شهر اهواز منتقل شدند. در پی این حملات، خوشبختانه آسیبی به بیماران وارد نشد و خدمات درمانی آنها در مراکز پذیرنده بدون وقفه در جریان است».

دانش‌آموزان بلاتکلیف

رد این جنگ را البته می‌توان روی وضعیت دانش‌آموزان جنوب ایران و حوزه آموزش کشور هم دید. ستاد عالی آزمون‌های وزارت آموزش و پرورش درباره برگزاری امتحانات نهایی در استان‌های هرمزگان، بوشهر، خوزستان و سیستان‌وبلوچستان اطلاعیه‌ای صادر کرد. در متن این اطلاعیه آمده است: «بر اساس تصمیم ستاد عالی آزمون‌های وزارت آموزش و پرورش و با توجه به شرایط خاص کشور در استان‌های هرمزگان، بوشهر، خوزستان و سیستان‌وبلوچستان، امتحانات نهایی تمام رشته‌های تحصیلی پایه دوازدهم در روز پنجشنبه ۲۵ تیر و پایه یازدهم در روز شنبه ۲۷ تیر لغو و به زمان دیگری که متعاقبا اعلام خواهد شد، موکول می‌شود. بدیهی است امتحانات نهایی سایر استان‌ها و امتحانات بعدی استان‌های مذکور، بر اساس برنامه ابلاغی در موعد مقرر برگزار خواهد شد».

«سمانه» که معلم پایه یازدهم در اهواز است، از احوالات این روزهای خودش، همکارانش و دانش‌آموزان می‌گوید: «طبیعی است که دانش‌آموزان شرایط خوبی ندارند. نگران هستند و اینکه تکلیف‌شان روشن نیست، اوضاع را برایشان دشوارتر می‌کند. در این فصل از سال به طور کلی زندگی در خوزستان سختی‌های خودش را داشت. گرما و رطوبت هوا از یک‌ سو و قطع برق از سوی دیگر، شرایط را در حالت عادی هم برای همه ما سخت می‌کرد. واقعا دیگر توان مقابله با جنگ از روحیه و روان ما و مردم این استان خارج است. اهوازی‌جماعت کم سختی نکشیده که حالا بخواهد دوباره بعد از چند دهه جنگ و تبعات و مخاطرات آینده‌اش را هم به جان بخرد. همین حالا من شاگردانی دارم که نمی‌دانند آینده‌شان چگونه خواهد شد. همه آنها باید برای کنکور آماده شوند و هرگونه تنشی می‌تواند روی نتیجه زحمات چندساله‌شان تأثیر بگذارد».

به نظر او هیچ‌چیزی به اندازه بلاتکلیفی این روزها را سخت‌تر نمی‌کند: «کاش فقط تکلیف ما را مشخص کنند. نه‌فقط دانش‌آموزان، که معلمان هم نگران هستند. نمی‌دانند چطور باید برای آینده دانش‌آموزانشان برنامه‌ریزی کنند. در چنین شرایطی بهترین شکل خبررسانی این است که برای چند روز یا یک هفته به طور مشخص همه چیز را تعطیل کنند تا نیاز نباشد ما هر روز و هر لحظه اخبار را چک کنیم». «پردیس» باید سال آینده کنکور بدهد و حالا نمی‌داند تکلیف امتحان نهایی‌اش چه می‌شود: «همیشه از بزرگ‌ترها درباره جنگ ایران و عراق شنیده بودیم. یعنی اهوازی که باشی با همین خاطرات بزرگ می‌شوی. از آنهایی که شهر را ترک کردند و برای همیشه رفتند. از آنهایی که در جبهه‌ها جانشان را از دست دادند و دیگر به خانه برنگشتند.

از آنهایی که عضوی از بدنشان را برای دفاع از ایران دادند. از خانواده‌هایی که تا همیشه چشم‌انتظار ماندند. گوش من پر از این قصه‌های سرشار از رنج است. البته افتخار هم دارد اما وقتی می‌بینم که شهرم بعد از گذشت این همه سال از جنگ قبلی هنوز در مضیقه است، راستش از هر جنگ جدیدی بیشتر از دیگران می‌ترسم. خود من باید سال آینده کنکور بدهم و حالا نمی‌دانم که همین فردا باید چه کار کنم. نمی‌دانم سرنوشت امتحاناتمان چه خواهد شد». حتی خانواده پردیس پیشنهاد داده‌اند برای سال تحصیلی بعدی به شهری دیگر سفر کنند، اما این کار هم ساده نیست: «مادرم می‌گوید به اصفهان برویم، شاید آنجا بتوانم در آرامش بیشتری برای کنکور درس بخوانم. در دوران جنگ با عراق هم بسیاری از بستگانمان به شاهین‌شهر اصفهان رفته بودند. اما ترک‌کردن خانه و زندگی و دوستانم هم کار ساده‌ای نیست. ضمن اینکه چه ضمانتی وجود دارد که اصفهان در آرامش بماند. در همین جنگ قبلی این استان هر روز زیر موشک و صدای انفجار بود».

او می‌گوید هیچ نوجوانی نباید زندگی‌اش صرف خطرات جنگ شود: «ما باید درس بخوانیم، زندگی و تجربه کنیم و از این روزها لذت ببریم؛ نباید با فکر جنگ روزگار بگذرانیم. این حق هیچ انسانی نیست به‌ویژه ما که تازه نوجوان هستیم و رؤیاهای زیادی برای آینده خودمان داریم».

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha