اسماعیل شریعتی فعال صنفی حوزه پرستاری در یادداشتی اختصاصی به سلامت نیوز نوشت: سالهاست درباره عدالت در نظام پرداخت وزارت بهداشت صحبت میشود، اما هنوز یکی از مهمترین مطالبات جامعه پرستاری، یعنی اصلاح نحوه پرداختها، بیپاسخ مانده است. امروز اختلاف میان کارانه برخی پزشکان و تعرفه خدمات پرستاری به حدی رسیده که دیگر نمیتوان آن را صرفاً یک اختلاف درآمدی دانست؛ متوسط تعرفه پرستاران حدود ۵ تا ۱۰ میلیون است اما کارانه برخی پزشکان دهها تا صد ها برابر است و این موضوع به یک چالش جدی برای آینده نظام سلامت تبدیل شده است.
زمانی که قانون تعرفهگذاری خدمات پرستاری تصویب شد، بسیاری از پرستاران امیدوار بودند بخشی از بیعدالتیهای گذشته جبران شود. انتظار این بود که خدمات پرستاری برای نخستینبار ارزش واقعی خود را در نظام پرداخت پیدا کند. اما آنچه در عمل اتفاق افتاد، با آن انتظار فاصله زیادی داشت. نحوه اجرا، شیوه ارزشگذاری خدمات و سازوکار پرداخت، باعث شد بسیاری از پرستاران احساس کنند قانون، آنگونه که باید، به هدف اصلی خود نرسیده است.
پرستاران شبانهروز کنار بیمار هستند؛ از لحظه پذیرش تا ترخیص، بیشترین زمان مراقبت را آنها بر عهده دارند. با این حال، هنوز در بسیاری از موارد، سهم آنان از درآمدی که در نتیجه همین خدمات ایجاد میشود، متناسب با حجم مسئولیت و سختی کار نیست. این همان موضوعی است که سالها محل انتقاد فعالان حوزه سلامت بوده است.
در مقابل، خبرهایی از پرداخت کارانههای بسیار بالا به برخی پزشکان منتشر میشود؛ پرداختهایی که گاهی فاصله آنها با دریافتی یک پرستار، دهها و حتی صدها برابر است. روشن است که بحث بر سر همه پزشکان نیست و بسیاری از آنان نیز با همین وضعیت موافق نیستند. مسئله، ساختار پرداخت است؛ ساختاری که باعث شده فاصله درآمدها هر سال بیشتر شود و احساس تبعیض در میان پرستاران افزایش پیدا کند.
زمانی خدماتی که عملاً توسط پرستار انجام میشود، در نهایت با کدهای دیگری محاسبه و پرداخت شود، طبیعی است که این سؤال مطرح شود:؛ سهم واقعی پرستار از خدمتی که ارائه کرده کجاست؟ این پرسشی است که تاکنون پاسخ روشنی برای آن ارائه نشده است.
نتیجه چنین وضعیتی را امروز میتوان بهوضوح دید. بسیاری از پرستاران دیگر تمایلی به آزمونهای استخدامی و اشتغال در شهرهای بزرگ ندارند. برخی ترجیح میدهند به شهر محل زندگی خود بازگردند و عدهای نیز مسیر مهاجرت یا حتی ترک حرفه را انتخاب میکنند. وقتی درآمد با فشار کاری، مسئولیت حرفهای و هزینههای زندگی تناسب نداشته باشد، چنین تصمیمهایی دور از انتظار نیست.
در این میان، انتظار میرفت سازمان نظام پرستاری با قدرت بیشتری مطالبات صنفی را دنبال کند، اما بخش قابلتوجهی از پرستاران معتقدند این سازمان نتوانسته نقش مؤثری در حل این بحران ایفا کند. از سوی دیگر، وزارت بهداشت نیز تاکنون اقدام مؤثری برای کاهش شکاف پرداختها انجام نداده است؛ موضوعی که حتی از سوی برخی رؤسای دانشگاههای علوم پزشکی نیز مورد انتقاد قرار گرفته است.
واقعیت این است که ادامه این روند به سود هیچکس نیست؛ نه پرستاران، نه پزشکان و نه نظام سلامت. اگر قرار است نیروی انسانی متخصص حفظ شود و کیفیت خدمات درمانی کاهش پیدا نکند، اصلاح نظام پرداخت دیگر یک انتخاب نیست؛ یک ضرورت است. عدالت در پرداخت باید بر مبنای ارزش واقعی خدمات، مسئولیت حرفهای و میزان کار انجامشده شکل بگیرد، نه بر اساس سازوکاری که سالهاست محل اعتراض بخش بزرگی از کارکنان نظام سلامت است.
فعال صنفی حوزه پرستاری با انتقاد از تداوم شکاف عمیق در نظام پرداخت وزارت بهداشت، تأکید کرد که اختلاف چند ده تا چند صد برابری میان کارانه برخی پزشکان و تعرفه خدمات پرستاری، انگیزه ماندگاری پرستاران را کاهش داده و اصلاح نظام پرداخت را به ضرورتی اجتنابناپذیر برای حفظ نیروی انسانی و کیفیت خدمات درمانی تبدیل کرده است.

نظر شما