به گزارش سلامت نیوز به نقل از سالم خبر، هر چند وقت یکبار، یکی از مسئولان نسخهای تکراری برای بازار سیاه دارو میپیچد؛ «ناصرخسرو را جمع کنید». این بار نیز رئیس کمیسیون بهداشت مجلس از پلیس امنیت اقتصادی خواسته است منشأ تأمین دارو در ناصرخسرو را شناسایی کند. مطالبهای که در ظاهر درست است، اما پرسش اصلی اینجاست؛ اگر قرار بود ناصرخسرو با دستور، برخورد مقطعی یا چند عملیات انتظامی برچیده شود، چرا پس از چند دهه همچنان پابرجاست و هر روز با چهرهای تازه بازتولید میشود؟
بازار ناصرخسرو یک خیابان نیست؛ معلول یک اقتصاد بیمار در زنجیره دارو است. تا زمانی که علتها پابرجا باشند، حذف یک فروشنده یا پلمب چند مغازه، فقط جابهجایی صورت مسئله است.
رئیس کمیسیون بهداشت مجلس از پلیس امنیت اقتصادی خواسته است منشأ ورود دارو به بازار سیاه را شناسایی کند و این سؤال را مطرح کرده که چگونه دارویی که بیمار در داروخانه پیدا نمیکند، در بازار آزاد بهراحتی عرضه میشود. این سؤال، سالهاست مطرح میشود؛ اما سؤال مهمتر این است که چرا هیچگاه ارادهای برای پاسخ به آن در سطح سیاستگذاری شکل نگرفته است؟
اگر قرار باشد منشأ را پیدا کنیم، باید از خود نظام تأمین و توزیع دارو شروع کنیم، نه از پیادهروهای ناصرخسرو.
وقتی قیمتگذاری دستوری، فاصلهای چشمگیر میان قیمت رسمی و قیمت واقعی ایجاد میکند، انگیزه رانت و خروج کالا از شبکه رسمی نیز شکل میگیرد. وقتی کمبودهای مکرر، تخصیص نامنظم ارز، تأخیر در پرداخت مطالبات بیمهها و بحران نقدینگی، عرضه دارو را مختل میکند، طبیعی است که بازار غیررسمی برای پاسخ به تقاضا جان بگیرد.
تجربه سالهای گذشته نیز نشان داده است که هر جا سیاستگذاری اشتباه بوده، بازار قاچاق متولد شده است. در حوزه لوازم آرایشی و بهداشتی، ممنوعیت واردات و محدودیتهای تجاری، میلیاردها تومان بازار قاچاق ایجاد کرد. در بسیاری از کالاهای دیگر نیز هر جا فاصله قیمت رسمی و بازار افزایش یافت یا مسیر قانونی تأمین دشوار شد، شبکههای غیررسمی جای خالی سیاستگذاری را پر کردند. دارو نیز از این قاعده مستثنا نیست.
البته این به معنای نادیده گرفتن تخلفات احتمالی در زنجیره توزیع نیست. اگر دارویی از داروخانه، شرکت پخش، انبار یا هر حلقه دیگری منحرف میشود، باید بدون اغماض با متخلفان برخورد شود. اما تصور اینکه همه مسئله ناصرخسرو با دستگیری چند دلال یا چند عملیات پلیسی حل میشود، سادهسازی یک بحران پیچیده است.
واقعیت این است که بازار سیاه، زمانی رونق میگیرد که بازار رسمی نتواند نیاز مردم را پاسخ دهد. بیماری که داروی خود را در داروخانه پیدا نمیکند، در نهایت به هر مسیری که امیدی برای تهیه دارو باشد مراجعه خواهد کرد. این تقاضاست که به بازار غیررسمی جان میدهد و تا زمانی که کمبود، اختلاف قیمت و اختلال در دسترسی وجود داشته باشد، عرضهکننده نیز وجود خواهد داشت.
از سوی دیگر، این نخستین بار نیست که وعده برخورد با ناصرخسرو داده میشود. در دولتهای مختلف، از وزارت بهداشت گرفته تا سازمان غذا و دارو، تعزیرات، پلیس و دستگاه قضایی، بارها از «جمعآوری ناصرخسرو» سخن گفتهاند. عملیاتهای متعدد انجام شده، دستگیریهایی صورت گرفته و حتی مقاطعی بازار برای چند روز آرام شده است؛ اما در نهایت، ناصرخسرو نهتنها از بین نرفته بلکه خود را با شرایط جدید تطبیق داده است. زیرا ریشههای اقتصادی، مدیریتی و سیاستی آن دستنخورده باقی مانده است.
از رئیس کمیسیون بهداشت مجلس انتظار میرود به جای تکرار مطالبهای که سالهاست شنیده میشود، پرسشهای بنیادیتری را مطرح کند؛ چرا کمبود دارو تکرار میشود؟ چرا اختلاف قیمت رسمی و بازار آزاد همچنان انگیزه ایجاد میکند؟ چرا سامانههای ردیابی و رهگیری دارو هنوز نتوانستهاند منشأ انحراف را مشخص کنند؟ و مهمتر از همه، چرا سیاستهایی که خود زمینهساز شکلگیری بازار سیاه شدهاند، همچنان ادامه دارند؟
ناصرخسرو یک نشانه است، نه بیماری. برخورد با دلالان لازم است، اما کافی نیست. اگر سیاستگذار به دنبال خشکاندن این بازار است، باید ابتدا ریشههای آن را در تصمیمات اقتصادی، نظام قیمتگذاری، مدیریت زنجیره تأمین، کمبودهای مزمن و ضعف نظارت هوشمند جستوجو کند. در غیر این صورت، حتی اگر امروز ناصرخسرو تعطیل شود، فردا همان بازار در خیابانی دیگر، کانالی دیگر یا شبکهای دیگر متولد خواهد شد.
برچیدن بازار سیاه دارو، بیش از آنکه به عملیات انتظامی نیاز داشته باشد، به اصلاح سیاستگذاری نیاز دارد؛ زیرا ریشه این بازار، پیش از آنکه در ناصرخسرو باشد، در تصمیمهایی است که سالهاست در اتاقهای سیاستگذاری گرفته میشود.

نظر شما