پنجشنبه ۱۹ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۱:۲۰

آنچه امروز شاهدیم، دخالت چندین صنف پردرآمد در امور مرتبط با سلامت جامعه است؛ عطاری‌ها، آرایشگران و باشگاه‌های ورزشی. برخی اصنافی که گاهی مسئولیت فجایعی را که مرتکب می‌شوند برعهده نمی‌گیرند. در این میان، برخی عطاری‌ها هم به دلیل کثرت و هم به دلیل سوء‌استفاده از گرایش‌های سنتی و حتی اعتقادی افراد جامعه، کاسبی پررونق‌تری دارند و طبیعتا آسیب بیشتری به جامعه وارد  می‌کنند. 

تب داغ مداخلات در امور پزشکی

به گزارش سلامت نیوز به نقل از اطلاعات، مداخلات در امور پزشکی چندین سال است روند شتابنده‌ای به خود گرفته است و هر روز شاهد فجایع جدیدی در این زمینه هستیم. دلیل اصلی آن، سود کلانی است که انواع مداخله‌گران از این راه به دست آورده و کم‌کم در رسانه‌ها نیز تأثیرگذار شده‌اند. آنها از رسانه‌های جدید مثل شبکه‌های اجتماعی و شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی‌زبان استفاده می‌کنند و محصولات مرگبار خود را هر روز با شکلی جدید و با نام‌های علمی فریبنده به جامعه می‌فروشند. 


آنچه امروز شاهدیم، دخالت چندین صنف پردرآمد در امور مرتبط با سلامت جامعه است؛ عطاری‌ها، آرایشگران و باشگاه‌های ورزشی. برخی اصنافی که گاهی مسئولیت فجایعی را که مرتکب می‌شوند برعهده نمی‌گیرند. در این میان، برخی عطاری‌ها هم به دلیل کثرت و هم به دلیل سوء‌استفاده از گرایش‌های سنتی و حتی اعتقادی افراد جامعه، کاسبی پررونق‌تری دارند و طبیعتا آسیب بیشتری به جامعه وارد 
می‌کنند. 


دکتر سید علی انجو، پزشک و دارای مدرک دکتری در اخلاق پزشکی و همچنین دبیر کمیته ملی اخلاق بالینی وزارت بهداشت، فقدان قانون و کم‌کاری‌های دانش‌آموختگان طب سنتی را از دلایل مهم این موضوع می‌داند. گفتگو با وی، ابعاد ماجرا را بیشتر مشخص می‌کند:
صحبت را با این پرسش شروع کنیم که چه زمانی طب سنتی در حاشیه قرار گرفت؟


-واقعیتی در جامعه ما وجود دارد و آن این که برخی از توصیه‌های پزشکی سنتی مؤثر و خوب بوده‌اند. با این حال، در گذر تاریخِ پزشکی در کشور، طب سنتی، توسط نیاکان ما کنار گذاشته شد و پزشکی جدید مورد پذیرش قرار گرفت. 


به نظر من، این کنار گذاشتن به دلیل ناکارآمدی‌هایی بود که طب سنتی داشت، مثلا در اپیدمی‌های ‌وبا یا حصبه، طب سنتی نتوانست کاری کند.
فقط اپیدمی‌ها دلیل این کنارگذاشتن بود؟


-نه، دلایل زیادی داشت. مثلا جراحی در دنیا باب شد، ولی  در طب سنتی، جراحی وجود ندارد. جراحی‌ها و تکنولوژی‌های پیشرفته‌ای به وجود آمدند، انواع تصویربرداری‌ها، پزشکی هسته‌ای، رادیوداروها و امثالهم هیچ جایی در طب سنتی ندارد. پس به مرور با توسعه دانش، مجموعه‌ای از مفاهیم طب سنتی، جایگاه خود را از دست دادند و نسل‌های پیش از ما تصمیم گرفتند آنها را کنار بگذارند.


اما گاهی صحبت از غربزدگی هم می‌شود...
-بله، ممکن است نگاه خودتحقیرکننده و غربزدگی نیز هم این روند را تشدید کرده باشد. اما به نظر من به عنوان کسی که سعی می‌کنم منصفانه نگاه کنم، واقعیت این است که ناکارآمدی، بسیار مهمتر از مسائل فرهنگی است که باعث می‌شود جامعه چیزی را کنار بگذارد. 
در سال‌های اخیر بسیار می‌شنویم در مورد کسانی که طب رسمی و موردتأیید را کنار گذاشتند و به طب سنتی رجوع کردند و عموما نتایج خوبی به دست نیامده است.


-همین طور است. مثلا چندی پیش با پرونده خانم جوانی مواجه شدم که لوپوس داشت و کورتون دریافت می‌کرد، اما به توصیه مداخله‌گران در امور پزشکی، داروهای خود را قطع کرد. در طب جدید می‌دانیم که کورتون خوب نیست و عوارض دارد، اما از سوی دیگر بین عارضه و مرگ عارضه را انتخاب می‌کنیم که مرگ اتفاق نیفتد. 


حال این خانم به توصیه اشتباه طب سنتی، داروی خود را کنار گذاشت و خیلی زود به دلیل بیماری کلیوی فوت کرد. اینها مسائلی است که در بیمارستان بسیار می‌بینیم. 


به عنوان مثال عرق نعنا یا زعفران کارآمد است، ولی برخی از توصیه‌های سنتی ممکن است عارضه‌های مرگباری ایجاد کند. واقعیت این است که علم پیوسته رشد می‌کند. شاید اگر ابوعلی سینا امروز زنده بود، برخی از توصیه‌های خودش را اصلاح می‌کرد، چون او دیدگاه انتقادی داشت و حتما با کسانی که کورکورانه از چیزی دفاع می‌کنند، دچار مشکل می‌شد.


درحال حاضر طب سنتی در دانشگاه آموزش داده می‌شود و این یکی از عواملی است که باعث می‌شود جامعه به طب سنتی به عنوان علم نگاه کند.


-قبل از هرچیز باید بدانیم رشته طب سنتی در دانشگاه، دوره دکتری حرفه‌ای به حساب نمی‌آید و صرفا دکترا ی غیرپزشکی(P.H.D) است.
 به‌طور کلی نمی‌گویم طب سنتی تعطیل شود و هرآنچه داشتیم غلط است، اما
 انتظار دانش‌آموخته‌های عزیز طب سنتی، بعد از اخد پی.اچ.دی، به جای این که مغازه باز کنند، به پر کردن خلأ میان طب سنتی و طب امروزی بپردازند. انتظار دارم قانون ابوعلی سینا را بخوانند و با شهامت بگویند اگر بوعلی گفته قلب انسان سه حفره‌ای است، اشتباه است. 


اساسا دوستانی که این رشته را ایجاد کردند، آن را رزیدنتی قرار ندادند، پی.اچ.‌دی قرار دادند که دانشجو به کتابخانه رفت و آمد داشته باشد، نه این که مطب بزند. قرار بود این دانش‌آموختگان، تولید محتوا و منبع کنند، نقد کنند و بتوانند فاصله میان پزشکی سنتی و نوین را  پر کنند. 


البته در محتواهای درسی این رشته نیز ایراد وجود دارد، یعنی این دوستان حتما باید فلسفه علم و منطق بخوانند؛ هم منطق ارسطو و هم منطق جدید تحلیلی. باید تفکر نقاد داشته باشند. 


به نظرم لازم بود به‌جای این که پیرو عطاری‌ها شوند و از عنوان پزشک فقط برای کسب درآمد استفاده کنند، به پژوهش بپردازند.
نقش کمیته اخلاق چیست؟ آیا نظارتی بر کار عطاری‌ها وجود دارد؟


-موضوع اخلاق در پژوهش موضوع مهمی است که به آن توجه داریم. به‌طور کلی در مورد پژوهش‌هایی که در حیطه طب سنتی انجام می‌شود، مانع نمی‌شویم، ولی وقتی به مردم آسیب می‌رساند و اخلاق را زیرپا می‌گذارد، با آن موافقت نمی‌کنیم.


روی دیگر ماجرا این است که مثلا فردی کارخانه تأسیس کرده و داروی گیاهی تولید می‌کند و می‌خواهد با پژوهش آن را توجیه کند، کمیته اخلاق در پژوهش مانع می‌شود و بعد از آن شروع می‌کنند به اتهام زدن به ما.


در حال حاضر اگر در سیستم درمان، اتفاق ناخوشایندی بیفتد، بیمار می‌تواند شکایت کند. در مورد عطاری‌ها این‌گونه نیست و گویا هیچ مسئولیتی در قبال اعمال خود ندارند.


-بله، البته به جز طب سنتی، در فیتنس، چاقی و لاغری، بدنسازی و حتی در مورد زیبایی هم این موضوع وجود دارد. به کار همه این‌ها می‌گوییم مداخله در امور پزشکی. 


اما هر از گاهی خبرهایی در مورد پلمب باشگاه یا آرایشگاه داریم، ولی کمتر خبری در مورد جلوگیری از فعالیت غیرمجاز یک عطاری می‌شنویم.


-مواجهه با عطاری به دلیل سنتی که پشت آن قرار گرفته و وجهه فرهنگی و هویتی به آن می‌بخشد، نیاز به تدبیر بیشتری دارد.


مشکل اینجاست که با پزشکان یا متخصصانی که شماره نظام پزشکی دارند، در صورت اشتباه، برخورد می‌شود، در حالی که با کسانی که اساسا حق نداشتند وارد این حیطه شوند هیچ برخوردی صورت نمی‌گیرد. به نظرم نیاز به قانونگذاری داریم و در کمیته اخلاق بالینی، دست استمداد به سمت حقوقدان‌ها دراز می‌کنیم. لازم است موضوع به خوبی تعریف شود تا بتوانیم برای آن قانون خوبی تهیه کنیم. 


مثلا در مورد عطاری‌ها اول باید عطاری را تعریف کنیم تا بدانیم باید زیرمجموعه چه نهادی قرار بگیرد؛ اتحادیه عطاری‌های کشور یا زیرمجموعه‌ای از دانشگاه‌های علوم پزشکی. فکر می‌کنم مجموعه‌ای از سازمان‌ها باید کمک کنند تا قبل از هر چیز مسأله خوب تعریف شود و بعد بتوانیم با مداخلات مقابله کنیم، زیرا در این زمینه ضعف قانونی داریم. به عنوان کسی که هم پزشکی و هم علوم انسانی خوانده است، معتقدم کسی که در موضوع سلامت آدمیزاد دخالت می‌کند دست‌کم باید هفت سال درس پزشکی را خوانده و ۴ سال دوره تخصص را هم طی کرده باشد.


 اگر کسی بدون گواهینامه پشت فرمان ماشین بنشیند و به فرد دیگری بزند و موجب مرگ او شود، قتل را شبه‌عمد فرض می‌کنیم، پس چطور اجازه می‌دهیم کسی که مدرک پزشکی ندارد تحت عنوان آرایشگر، دانش‌آموخته تربیت‌بدنی یا طب سنتی در امر پزشکی مداخله کند؟ من فکر می‌کنم مجازات حبس کوتاه‌مدت برای چنین اتفاقی کم بوده و تأثیر نگذاشته است، چون این مشاغل درآمد بسیار بالایی دارند و جریمه مثلا ۱۰ میلیون تومانی برایشان کاملا بی‌تأثیر است.


کسی که به خود اجازه می‌دهد وارد حیطه سلامت افراد شود حتی اگر آسیب نزده باشد، مرتکب قصور و خطا شده است. خطا الزاما منجر به آسیب نمی‌شود؛ همین قدر که احتمال آسیب وجود دارد، خطاست. کسی که بدون دانش در کاری مداخله می‌کند، باید بداند که بدون مجازات نمی‌ماند. 


من حقوقدان یا فیلسوف نیستم که نظر بدهم چه مجازاتی متناسب آن است اما در تاریخ، «حمورابی» را داریم که برای این موضوع، اعدام را درنظر گرفته بود. یعنی اگر کسی ادعای طبابت داشت و موجب مرگ کسی می‌شد، حکمش اعدام بود،یا اگر مثلا برای جراحی، به دست کسی آسیب می‌زد، دستش را قطع می‌کردند.


البته منظورم این نیست که همان قانون اجرا شود، می‌خواهم بگویم در تاریخمان چنین قوانینی داشته‌ایم.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha