یک تصویر و چند جمله در شبکه‌های اجتماعی کافی بود تا یک ایده قدیمی دوباره مورد توجه قرار بگیرد؛ اینکه چه می‌شود اگر کودکان و سالمندان، به جای آنکه در دو سوی جداگانه نظام مراقبتی قرار بگیرند، بخشی از زندگی روزمره خود را در کنار یکدیگر بگذرانند؟

ماجرای ادغام «یتیم‌خانه با خانه سالمندان»؛ از کانادا تا ایران

به گزارش سلامت نیوز به نقل از تابناک،تصویری از چند کودک در کنار سالمندان سالخورده و روایتی که می‌گفت «در کانادا خانه‌های سالمندان را با یتیم‌خانه‌ها ادغام کرده‌اند و نتیجه، بسیار مثبت بوده است»؛ همین روایت در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست شد و این پرسش را ایجاد کرد که آیا می‌توان دو گروهی را که بیش از دیگران به حمایت اجتماعی نیاز دارند، در یک محیط مشترک کنار یکدیگر قرار داد؟

اما بررسی‌ها نشان می‌دهد بخش کانادایی این روایت صحت ندارد. خبرگزاری فرانسه در یک گزارش راستی‌آزمایی در سال ۲۰۲۱، با استناد به اظهارات وزارت بهداشت کانادا و یک استاد دانشگاه واترلو اعلام کرد که چنین طرحی برای ادغام «یتیم‌خانه و خانه سالمندان» در کانادا وجود نداشته و روایت منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی ساختگی بوده است. با این حال، همان بررسی تأکید می‌کند که برنامه‌های واقعی برای ارتباط میان سالمندان و کودکان در کانادا وجود داشته است.

اما ایده اصلی واقعی است

آنچه در ادبیات خدمات اجتماعی با عنوان «مراقبت بین‌نسلی» شناخته می‌شود، سال‌هاست در کشورهای مختلف اجرا می‌شود. در این مدل، سالمندان و کودکان لزوماً در یک مرکز اقامتی مشترک زندگی نمی‌کنند؛ بلکه خانه سالمندان یا مرکز مراقبت بلندمدت در کنار مهدکودک یا مرکز آموزش کودک قرار می‌گیرد و برای تعامل میان دو نسل برنامه‌ریزی می‌شود.

یکی از نمونه‌های شناخته‌شده در ژاپن است. مرکز Kotoen در توکیو که فعالیت خود را از سال ۱۹۶۲ به‌عنوان خانه سالمندان آغاز کرده بود، در سال ۱۹۷۶ یک مهدکودک در کنار خود ایجاد کرد و در سال ۱۹۸۷ دو مجموعه در یک ساختار واحد ادغام شدند. اکنون کودکان و سالمندان در فعالیت‌های مشترک، از برنامه‌های مناسبتی تا دیدارهای روزانه، مشارکت می‌کنند.

در آمریکا نیز مجموعه Providence Mount St. Vincent در سیاتل از نمونه‌های مشهور این رویکرد است؛ جایی که مرکز نگهداری و آموزش کودکان در کنار مرکز مراقبت از سالمندان فعالیت می‌کند.

در این مدل، معمولاً خانه سالمندان با مهدکودک یا مرکز آموزش و نگهداری کودکان در یک مجموعه یا در مجاورت یکدیگر قرار می‌گیرند و برای ارتباط میان دو نسل برنامه‌ریزی می‌شود. یکی از نمونه‌های قدیمی، مرکز Kotoen در توکیو است که از سال ۱۹۷۶ مهدکودک را در کنار مرکز سالمندان قرار داد و در سال ۱۹۸۷ این دو مجموعه را در یک ساختار واحد ادغام کرد. در آمریکا نیز Providence Mount St. Vincent در سیاتل از نمونه‌های شناخته‌شده این مدل است.

کانادا نیز در سال‌های اخیر به سمت مدل‌های بین‌نسلی حرکت کرده است؛ اما نه به شکل ادعاشده در شبکه‌های اجتماعی. برای نمونه، پروژه‌هایی در تورنتو و اتاوا، مراکز مراقبت سالمندان را در کنار مراکز آموزش و نگهداری کودکان قرار داده‌اند تا تعامل میان نسل‌ها به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شود.اما شاید جالب‌ترین بخش ماجرا برای مخاطب ایرانی، جایی باشد که این ایده از فضای شبکه‌های اجتماعی فاصله می‌گیرد و به سیاست رسمی کشور وارد می‌شود.

«کودک-سالمند» در دستور کار بهزیستی

آذرماه ۱۴۰۴، سیدجواد حسینی، رئیس سازمان بهزیستی کشور، از برنامه این سازمان برای صدور مجوز فعالیت دو نوع کانون جدید خبر داد: «کانون‌های روزانه مادر-کودک» و «کانون کودک-سالمند».حسینی با تأکید بر نیاز متقابل کودکان و سالمندان گفته بود در بسیاری از کشورهای جهان، مهدهای کودک در کنار مراکز سالمندی و توانبخشی قرار دارند و این ارتباط می‌تواند به کاهش شکاف بین‌نسلی کمک کند. به گفته او، دستورالعمل این مراکز در حال تدوین است و قرار است همانند مراکز شبه‌خانواده، امکان واگذاری آنها به بخش خصوصی نیز فراهم شود؛ البته با استانداردهای مشخص.

بنابراین، آنچه در ایران مطرح شده نیز فعلاً «ادغام یتیم‌خانه با خانه سالمندان» نیست؛ بلکه ایجاد کانون‌هایی است که امکان ارتباط سازمان‌یافته میان کودکان و سالمندان را فراهم کنند.

آیا این ارتباط واقعاً فایده دارد؟

پژوهش‌های بین‌المللی پاسخ کاملاً قطعی نمی‌دهند، اما مجموعه شواهد موجود عمدتاً از آثار اجتماعی مثبت این برنامه‌ها حکایت دارد. مطالعات، از افزایش تعامل اجتماعی و احساس تعلق سالمندان تا شکل‌گیری نگرش مثبت‌تر کودکان نسبت به سالمندی و فرصت انتقال تجربه میان نسل‌ها را گزارش کرده‌اند. با این حال، کیفیت مطالعات متفاوت است و نمی‌توان ادعاهای اغراق‌آمیزی مانند درمان بیماری‌ها یا افزایش قطعی طول عمر را به این مدل نسبت داد.

نکته مهم این است که «کنار هم بودن» به خودی خود کافی نیست. تجربه مراکز موفق نشان می‌دهد تعامل باید هدفمند، منظم، متناسب با سن کودکان و وضعیت جسمی و روانی سالمندان و زیر نظر نیروهای متخصص باشد.

اما اگر پای کودکان بی‌سرپرست در میان باشد چه؟

اینجاست که ایده مطرح‌شده در شبکه‌های اجتماعی می‌تواند به یک بحث جدی‌تر تبدیل شود. کودکانی که در مراکز شبه‌خانواده زندگی می‌کنند، با کودکان یک مهدکودک معمولی شرایط یکسانی ندارند و نیازهای عاطفی و حمایتی ویژه‌ای دارند. از سوی دیگر، سالمندان ساکن مراکز نگهداری نیز ممکن است با تنهایی، بیماری یا محدودیت‌های حرکتی مواجه باشند. بنابراین نمی‌توان صرفاً با استناد به موفقیت مهدکودک‌ها در کنار خانه‌های سالمندان، نسخه «یتیم‌خانه-سالمندان» را تجویز کرد.

با این حال، می‌توان از یک مدل میانه سخن گفت: دو مرکز با خدمات تخصصی و مدیریت مستقل، اما با برنامه‌های مشترک فرهنگی، هنری، آموزشی و تفریحی. در چنین مدلی، کودک و سالمند قرار نیست جای خانواده یا مراقب تخصصی یکدیگر را بگیرند؛ بلکه می‌توانند بخشی از نیاز هر دو نسل به ارتباط، توجه، تجربه و تعلق اجتماعی را پاسخ دهند.

ایران از یک سو با روند رو به رشد سالمندی جمعیت مواجه است و از سوی دیگر، نظام حمایت از کودکان بی‌سرپرست و بدسرپرست نیز نیازمند راهکارهای متنوع‌تر است. حتی در داخل کشور، نمونه‌هایی از برنامه‌های تعامل بین‌نسلی در مراکز روزانه سالمندان اجرا شده است؛ برای مثال، در مهرماه ۱۴۰۴ یک مرکز روزانه سالمندان در برنامه‌ای مشترک میزبان کودکان دبستانی و پیش‌دبستانی شد.

شاید بنابراین بهتر باشد ماجرای «یتیم‌خانه کانادایی» را نه به‌عنوان یک خبر عجیب، بلکه به‌عنوان نقطه شروع یک سؤال اجتماعی ببینیم: آیا می‌توان در ایران نیز به جای جداسازی کامل نسل‌ها، فضاهایی ساخت که کودکان و سالمندان، با حفظ استانداردهای تخصصی و حقوق هر دو گروه، بخشی از زندگی اجتماعی خود را در کنار یکدیگر تجربه کنند؟ پاسخ به این پرسش هنوز یک نسخه آماده ندارد.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha