به گزارش سلامت نیوز به نقل از سازندگی، در مجلس، لایحه مقابله با خشونت علیه زنان چنان تغییر کرد که دولت از تصمیماش برای پس گرفتن آن خبر داد.
در خیابان، زنان موتورسوار همچنان برای گرفتن گواهینامه با مانع روبهرو هستند. فائزه هاشمی، عضو شورای مرکزی و رئیس سازمان زنان حزب کارگزاران سازندگی ایران، این دو پرونده را کنار بحث مهریه و چندین موضوع دیگر میگذارد تا نشان دهد با ارزیابی او، چرا پس از حدود دو سال هنوز نمیتوان از نتیجهای ملموس در کارنامه معاونت امور زنان و خانواده ریاستجمهوری نام برد.
هاشمی میگوید ترکیب مجلس، پیشبرد مطالبات زنان را دشوار میکند اما نقدش به عملکرد زهرا بهروزآذر از همینجا آغاز میشود: معاونت زنان برای عبور از این موانع چه کرده و در تصمیمهای خود دولت چقدر اثر گذاشته است؟ در ادامه، گفتوگوی سازندگی با او درباره عملکرد ضعیف معاونت امور زنان و خانواده ریاستجمهوری را میخوانید.
* چند روز پیش در مطلبی با خانم ترکان درباره عملکرد معاونت امور زنان و خانواده ریاستجمهوری صحبت کردیم. ایشان این معاونت را از ضعیفترینها، ارزیابی کردند. از حدود دو سال پیش که خانم بهروزآذر مسئولیت را برعهده گرفتهاند، نظر شما چیست؟ یکی از مهمترین کارهایی که انتظار میرفت به سرانجام برسد، لایحه مربوط به خشونت علیه زنان بود. متن لایحه در مجلس چنان تغییر کرد که خانم مهاجرانی اعلام کرد، دولت میخواهد آن را پس بگیرد چون با متن اولیه تفاوت زیادی پیدا کرده بود. با این حال دولت نتوانست، لایحه را پس بگیرد و مجلس هم دارد، متنی که خودش مدنظر دارد را پیش میبرد. در همین بازه، آمار و خبرهایی که به ما میرسد از افزایش قتلهای خانوادگی و زنکشی حکایت دارد. نخستین موضوعی که میخواهم دربارهاش صحبت کنیم همین است که چرا در این زمینه اتفاق مشخصی نیفتاده است؟
* در مسائل بهظاهر سادهتر هم، مثل موتورسواری زنان، همین وضعیت را میبینیم. از یک طرف گفته میشود، منع قانونی وجود ندارد و از طرف دیگر، در عمل، مانع وجود دارد. بالاخره چرا دولت نمیتواند، پلیس را ملزم کند که برای زنان گواهینامه صادر کند؟ آن هم در شرایطی که بهنظر میرسد، تصادف موتورسواران زن در شهر کمی بیشتر شده است. خبرهای غیررسمی هم به ما میرسد که گاهی بعضی مردان عمدا برای موتورسواران زن مزاحمت ایجاد میکنند و اگر تصادفی رخ دهد زنان احساس میکنند، نمیتوانند حقشان را پیگیری کنند و ناچارند صحنه را ترک کنند. در دوره جنگ هم آمارهایی داریم که نشان میدهد زنان، از جمله زنان سرپرست خانوار، بیش از مردان شغلشان را از دست دادهاند و بیشتر در معرض اخراج بودهاند. اینها بخشی از مسائل است و در این زمینهها، خروجی مشخصی از خانم بهروزآذر ندیدهایم. با توجه به اینکه شما بهطور تخصصی در این حوزه کار میکنید، میخواهم بدانم آیا خودتان هم این موضوعات و عملکرد معاونت را بررسی کردهاید؟
مسائلی که مطرح کردید، درست است. بهنظرم چند محور اساسی وجود دارد که میخواهم، بحث را از آنها شروع کنم.
مدتی پیش در مصاحبهای گفتم، انتصاب اشتباه بود. چرا؟ چون حوزه زنان، حوزهای پرچالش است. کسی که بهعنوان متولی امور زنان، بهویژه در نهاد ریاستجمهوری، مسئولیت میگیرد نباید محافظهکار باشد. باید شجاعت و آمادگی پذیرش ریسک داشته باشد، وارد اصل مسئله شود و بتواند موضوعات را دنبال کند. ممکن است به نتیجه هم نرسد؛ اشکالی ندارد اما دستکم باید معلوم باشد که برای رسیدن به نتیجه تلاش میکند.
باید ترکیب مجلس را هم در نظر بگیریم. مجلس فعلی اصولگراست و نمایندگان نزدیک به جبهه پایداری هم در آن حضور دارند. در چنین شرایطی نمیتوان انتظار داشت هر لایحهای که بهنفع زنان به مجلس میرود بهراحتی تصویب شود یا مانعی بر سر راه آن ایجاد نشود. با این حال انتظار از معاونت امور زنان یا ریاستجمهوری این است که برای پیش بردن این مسائل، راهی پیدا کند. بهنظر من، خانم بهروزآذر ویژگیهای لازم برای ورود به چنین چالشهایی را ندارد و از این نظر انتخاب مناسبی برای این حوزه نبود.
نکته دیگر به وضعیت جامعه و پس از جنبش مهسا برمیگردد؛ بعد از آن زنان پیشروتر شدند. امروز زنان جامعه ما، بهویژه دختران جوان، از مسئولان، مقامها و حتی بسیاری از فعالان حوزه زنان جلوترند. در مواجهه با چنین جامعهای، ما هم باید خودمان را بهروز کنیم. آن جنبش حتی باعث شد توجه اصولگرایان به مسائل زنان بیشتر شود. بعضی از محدودیتهایی که پیشتر وجود داشت، حالا به همان شکل وجود ندارد.
برای مثال، با حضور وزیر زن موافقت شد، درحالیکه پیش از آن با این موضوع موافقت نمیشد. نمونه دیگر، انتصاب فرماندار زن است. یادم هست در دولت آقای روحانی، در سیستانوبلوچستان، که جمعیت اهل سنت دارد، تعداد فرمانداران و مدیران زن از دیگر نقاط کشور بیشتر بود. با یکی از استانداران درباره همین موضوع صحبت میکردیم. پرسیدم: «چرا برای فرمانداران زن حکم زده نمیشود؟» گفت: «علمای شیعه اجازه نمیدهند. وزارت کشور هم بهدلیل اعتراضهای مکرر علما، برای این انتصابها حکم صادر نمیکند». اما حالا در نقاط مختلف، تعداد فرمانداران و مدیران زن بسیار بیشتر شده است. این از ظرفیتهایی بود که جنبش مهسا ایجاد کرد.
امروز به نظرم شمار زنان مدیر بیشتر شده و تلویزیون هم آنها را بیشتر نشان میدهد و با آنها گفتوگو میکند. برداشت من این است که تلویزیون میخواهد بگوید، نیازی به جنبش جداگانهای نیست؛ ما خودمان به زنان میدان میدهیم و زنانمان در جایگاههای مختلف حضور دارند. ولی این جنبش مهسا بود که فرصتهایی برای توجه بیشتر به مسائل زنان فراهم کرد و متأسفانه معاونت امور زنان ریاستجمهوری همچنان عقب است. این معاونت نتوانسته از این فرصتها برای حل مشکلات زنان استفاده کند.
نکته بعدی این است که مجلس ما اصولگراست و موضوعی مثل لایحه منع خشونت علیه زنان بهراحتی در چنین مجلسی به قانون تبدیل نمیشود. بهنظر من بهترین راه این بود که دولت لایحه را پس بگیرد تا متن در این فضا بدتر نشود. درباره مهریه هم همین را میبینیم. با توجه به فضای مجلس هر موضوعی از این دست که به آنجا برود، میتواند وضع را بدتر کند. مگر اینکه با لابی قوی و گسترده شرایط را در مجلس فراهم کنند که از این معاونت چنین انتظاری نمیرود.
* در موضوع مهریه، دولت نتوانست تأثیر بگذارد و در نهایت مصوبه به مانع شورای نگهبان برخورد کرد؟
در آنجا هم اصولگرایان پیگیری کردند. برای مثال، وقتی عملکرد ایشان را با خانم داداندیش، مشاور امور زنان وزارت کشور، مقایسه میکنم، تفاوت زیادی میبینم. ایشان در حیطه مسئولیت خودش بسیار خوب عمل کرده است. اگر امروز بهجای خانم بهروزآذر مثلاً خانم داداندیش یا فردی با ویژگیهای ایشان در این جایگاه بود، مطمئنم وضعیت زنان متفاوت بود و نتایج بیشتر و بهتری میدیدیم. به نظر من خانم بهروزآذر محافظهکار است، اهل ورود به چالش نیست و ویژگیهای مدیریتی لازم برای این مسئولیت را ندارد.
* درباره سابقه خانم بهروزآذر هم صحبت کنیم؟
بله، باید پرسید ایشان پیش از این در کجا و با چه سابقهای فعالیت کرده بود؟ به نظر من، انتخاب ایشان از ابتدا مناسب نبود و متأسفانه این انتخاب به همان نگاه انحصارطلبانه و باندی برمیگردد که در بخشی از اصلاحطلبان وجود دارد. اگر پایه اصلاحطلبی و حکمرانی خوب دموکراسی، پرهیز از تقسیم افراد به خودی و غیرخودی و شایستهسالاری است خود ما هم باید این اصول را رعایت کنیم. باید فشارها و شیوههای انحصاری را کنار بگذاریم. اگر خودمان این اصول را رعایت نکنیم، ادعای اصلاحطلبی ما چه معنایی دارد؟
در کارنامه خانم بهروزآذر سابقهای نمیبینم که نشان دهد اعتقاد به حقوق زنان دارد، پیگیری کرده، پای آن مسائل ایستاده، وارد چالش شده و نتیجه مشخصی گرفته است. در شهرداری تهران هم علمکرد ایشان باعث ضعیفتر شدن جایگاه زنان در آن مجموعه شد. بنابراین، با توجه به سابقهاش، نمیتوانم مبنای انتخاب او را برای این مسئولیت درک کنم.
موضوع بعدی، نحوه اداره نهادی است که اکنون در اختیار ایشان قرار دارد. بعضیها انتقاد میکنند که برخی از زنانی که در دوره آقای رئیسی در آن مجموعه کار میکردند هنوز آنجا هستند. من این را اشکال نمیدانم. قرار نیست هر مدیری که میآید، همه را تصفیه کند. میشود از ظرفیت همه استفاده کرد و من با حذف افراد صرفاً به این دلیل مخالفم. ضمن اینکه تجربه موفق ائتلاف اصلاحطلبان و اصولگرایان در موضوع زنان را داریم.
* خانم پاد از مجموعه دولت آقای رئیسی بودند اما از خانم بهروزآذر تأثیرگذارتر بودند …
میرسیم به وزن و نفوذ خانم بهروزآذر در دولت. وقتی مجموعهای که من در آن کار میکنم، نگاه جدی به من و مسئولیتم ندارد، چگونه میتوانم برای زنان کاری انجام دهم؟ نمونهاش همین موضوع مهریه است. امیدوارم آنچه شنیدهایم درست نباشد اما شنیدهایم که در موضوع مهریه، مسئولیت مخالفت با این طرح در مجلس را به معاونت امور زنان ندادند. آن را به وزارت دادگستری سپردند و این وزارتخانه نماینده دولت در مجلس شد. بهنظر من، معاونت امور زنان باید متولی اصلی این موضوع میبود و آقای انصاری، معاون پارلمانی و وزارت دادگستری در کنار معاونت زنان قرار میگرفتند و با هم کار را پیش میبردند. اینکه این مسئولیت به معاونت زنان داده نشد، نشان میدهد خانم بهروزآذر وزن لازم را در دولت ندارد و جدی گرفته نمیشود.
* بین فعالان زن چه؟ آنها ایشان را پذیرفتهاند؟
من هیچوقت در آن مجموعه نبودهام و امیدوارم آنچه شنیدهام، واقعیت نداشته باشد. شنیدهام چند نفر میان خانم بهروزآذر و کسانی قرار گرفتهاند که میخواهند با او صحبت کنند. برای مثال زنانی که در حوزه زنان سابقه و مسئولیت و کارنامه داشتند، پشت منشیهای ایشان گیر میکردند و موفق به ارتباط مستقیم با ایشان نمیشدند. خانم بهروزآذر با این نگاه از بالا به پائین خودش را از دیگر زنان جدا کرد. حتی کسانی که قصد اعلام همکاری داشتند، پس زده شدند. بهنظر من این نوع مدیریت خانم بهروزآذر باعث شد تا در میان زنان فعال و باسابقه، چه زنانی که در دولتهای قبلی کار کردهاند و چه کسانی که در جنبشها و نهادها فعالیت داشتهاند و یا نماینده مجلس بودند، جایگاهی پیدا نکنند و علی بماند و حوضش و سطح همکاران ایشان در این نهاد قابل قبول نباشد.
نهاد زیر نظر ایشان و افراد پیرامونشان شاید در حد یک کارمند خوب عمل کنند اما ایشان نیاز دارد، گروههای کارشناسی تشکیل دهد و از مشاوران استفاده کند. حوزه زنان پرکار است، مسائل متعدد و چالشهای زیادی دارد و به دیدگاههای مختلفی نیاز دارد که بتوانند در کنار هم قرار بگیرند. با این رفتارها افراد بزرگ حاضر نیستند در کنار ایشان قرار گیرند. اگر کاری هم میکنند، گزارش عملکردی قابلقبولی از ایشان دیده نشده است.
ایشان در جاهایی که باید اظهارنظر کند، اظهارنظر نمیکند و گزارش عملکرد هم نمیدهد. ممکن است بگویند شما خبر ندارید. اگر من و دیگران خبر نداریم این هم ایراد شماست. باید درباره مسائل مختلف در حوزه زنان اظهارنظر داشته باشید و موضع بگیرید. همین قتلهای ناموسی که شما به آنها اشاره کردید؛ کجا صدای خانم بهروزآذر را شنیدهایم که دستکم این قتلها را محکوم کند؟ ایشان باید در رسانهها حضور داشته باشد و با آنها گفتوگو کند.
همانطور که شما گفتید، در موضوع موتورسواری زنان هم مرتب اعلام میشود که زنان مشکلی ندارند. بله، من بهعنوان یک زن میتوانم سوار موتور شوم اما هنوز برایم گواهینامه صادر نمیشود. در قانون عبارتی هست که صراحتاً میگوید «نیروی انتظامی برای مردان گواهینامه صادر میکند». این عبارت جنبه سلبی دارد. شاید موضوع از طریق مصوبه هیأت دولت مثلاً بهصورت آئیننامه و… با نظر رئیس مجلس اصلاح شود. حل این مسئله اگر به آن توجه شود و از کارشناسان استفاه شود، دشوار نیست اما تلاشی برای آن نمیبینم. فقط میگویند، مشکلی وجود ندارد. چرا، مشکل وجود دارد.
* فکر نمیکنم راهی نداشته باشند؛ مسئله این است که دنبال راهحل نمیروند و کار به انجام نمیرسد.
به نحوه اطلاعرسانی این مجموعه هم انتقاد دارم. راستگو نیستند. سال گذشته خانم بهروزآذر از جمعی از زنان برای یک جلسه دعوت کرد. من هم دعوت شدم و رفتم. جلسه خوبی بود؛ نشستیم و گفتوگو کردیم. اما وقتی خبر جلسه را خواندم، مبهوت ماندم. ماجرا را طور دیگری نوشته بودند. اما مضمون خبر این بود که ما درخواست دیدار با ایشان را داشتهایم. درحالی که ایشان دعوت کرده بود. به نظر میرسد بیشتر دنبال سیاهیلشکرند و تحویل گرفتن خود. خود من دوباره به نشستی دعوت شدم و نرفتم. با این سن و سال و با این سابقه چرا باید جایی بنشینم و سیاهیلشکر کسی باشم؟ ترجیح میدهم، جایی بروم که بتوانم مؤثر باشم.
* بههرحال، دو سال گذشته است و اگر حاصل این عملکرد نتیجهای داشته باید آن را اعلام کنند. بعد از شیوههای مدیریتی و کلیات، خوب است که به مصادیق نیز بپردازیم.
بله، بنده شنیدهام که حتی شروط ضمن عقد هم دارد تضعیف میشود. مثلاً درباره حق طلاق شنیدهام که حالا مرد میتواند بهحق طلاق که در شروط ضمن عقد به زن داده شده، اعتراض کند و رسیدگی طول بکشد و نتواند طلاق بگیرد. اگر قرار است این حق در عمل قابل استفاده نباشد چرا زن باید به دفترخانه برود، هزینه بدهد و آن را ثبت کند؟ پیشتر اگر حق طلاق را بهصورت محضری ثبت کرده بودیم، میتوانستیم از آن استفاده کنیم. اما انگار به همان شکل قابل اجرا نیست. بهنظر میرسد حتی حقوقی که عدهای برای بهدست آوردنشان تلاش و برنامهریزی کردند و به نتیجه رساندند، یکییکی از دست میروند. در بحث شروط ضمن عقد، حق طلاق را مثال زدم. درباره مهریه هم دیدیم چه اتفاقی افتاد. از موتورسواری زنان و قتلهای ناموسی هم گفتیم، دختران بازمانده از تحصیل و محتوای دروس در مدارس و دانشگاهها و… و بالاخره مسائل فراوان است.
آقای پزشکیان به «وفاق ملی» اعتقاد دارد، با اصل این ایده مخالف نیستم. همان سیاست فراجناحی باباست. اما اگر قرار است، وفاق اجرا شود نباید به این معنا باشد که از نظر تخصصی و مدیریتی سراغ افراد دستسوم، دستچهارم یا دستپنجم بروید؛ و یا کسانی که به شما وفادار نیستند. اینجا منظورم فقط خانم بهروزآذر نیست؛ درباره افراد دیگری هم صحبت میکنم.
اتفاق نامطلوب دیگری هم افتاده است. به آقای پزشکیان پیشنهاد تغییر برخی مدیران بدون عملکرد و یا عملکرد ضعیف را دادهاند. بالاخره دو سال گذشته است؛ اینکه مدیری را تغییر ندهید و اصرار کنید که حتماً باید بماند، خلاف اصول حکمرانی خوب است.
* نکته دیگری هم وجود دارد. میگویند باید زنان را به مدیریت بیاوریم اما بعد از زنان ضعیف استفاده میکنند و در نهایت توانایی زنان برای مدیریت زیر سوال میرود. بهنظر من در وزارت راهوشهرسازی هم همین مشکل را داریم. از زنان توانمند استفاده نمیکنند و بعد، وقتی میپرسید چرا مدیر زن منصوب نمیکنید، میگویند مدیران زن نتیجهای نداشتهاند. درحالی که شما از زنان توانمند استفاده نکردهاید.
البته این موضوع درباره مردان هم صادق است. به نظر من بسیاری از مدیران مرد دولت آقای پزشکیان هم اینکاره نیستند و ایشان حاضر نیست آنها را تغییر دهد. گفته است: «ما با هم عهد بستهایم و تا آخر هم با هم میمانیم». خب، وقتی مدیری عملکرد لازم را ندارد باید تغییر کند. اصرار بر یک کار، برنامه یا انتخاب اشتباه، هم خلاف اصول مدیریت است و هم با شایستهسالاری سازگار نیست. بهنظر من، این سیاست آقای پزشکیان اشتباه است و فقط درباره خانم بهروزآذر هم صدق نمیکند؛ درباره همه مدیرانی است که عملکردشان ضعیف بوده، کاری که باید انجام میدادند را انجام ندادهاند و مشکلاتی هم ایجاد کردهاند. حالا هم بعد از دو سال اگر مسائل زنان برای آقای پزشکیان اهمیت دارد باید در این باره فکری کند. آقای پزشکیان در موضوع حجاب، وزیر زن و سخنگوی زن شخصاً خوب وارد شد و عملکرد قابل دفاعی دارد. این را حاصل موضعگیری خود ایشان میدانم و ربطی به عملکرد خانم بهروزآذر ندارد. انتظار این است همین حساسیت را نسبت به کلیت حوزه زنان هم داشته باشند و بهدنبال فرد مناسبتری بروند که بتواند واقعاً آن مجموعه را متحول کند.
* صحبتهای خانم بهروزآذر در این دو سال تکراری بوده است؛ اینکه «مانع قانونی برای موتورسواری زنان وجود ندارد» یا «لایحه را پس گرفتیم» و حرفهایی از این دست …
حتی موضع جدی هم نمیگیرد. اگر کاری از دستمان برنمیآید، دستکم میتوانیم موضع روشنی بگیریم. خود آقای پزشکیان هم خیلی وقتها نمیتواند کاری که میخواهد را انجام دهد اما دستکم دربارهاش حرف میزند. همین حرف زدن هم نشان میدهد که میخواهد، کاری انجام دهد هرچند در بعضی موارد موفق نمیشود. خانم بهروزآذر تا امروز چنین حسی را منتقل نکرده است.

نظر شما