کافی است نگاهی به دور و بر خودمان بیندازیم و چشم بر آمار و ارقام دلخوش کنانه فرو بندیم؛ تنهایی و بیماری و ناتوانی مالی را در زندگی همه شان خواهیم دید. ایران کشوری است با پشتوانه فرهنگی غنی و ادبیات پر محتوا که هر یک مخزنی درخشان از درفشانی های ادبا و حکما و فلاسفه اش دارد.از اینهمه نام نیک و سخن زیبا کمترین انتظار این می رفت که زمانه ما هم شاهد رفتارهایی متوازن و هم شان با این فرهنگ باشد. اما دریغ و افسوس که شواهد غیر از این است. یکی از جلوه های زشت و ناهنجار رفتاری این دوران، رفتار خارج از عرف و ادب با سالمندان است. قشر عظیمی که دیگر نمی شود به گوشه ای در پارکها به حضورشان توجه کرد.آنان پهنه وسیعی از مردم را تشکیل می دهند که هرآینه بسرعت همه ما در صف آنها قرار خواهیم گرفت.

آینده سالمندان در ایران: بیمار، تنها، بی پول

سلامت نیوز: کافی است نگاهی به دور  و بر خودمان بیندازیم و چشم بر آمار و ارقام دلخوش کنانه فرو بندیم؛  تنهایی و بیماری و ناتوانی مالی را در زندگی همه شان خواهیم دید. ایران کشوری است با پشتوانه فرهنگی غنی و ادبیات پر محتوا که هر یک مخزنی درخشان از درفشانی های ادبا و حکما و فلاسفه اش دارد.از اینهمه نام نیک و سخن زیبا کمترین  انتظار این می رفت که  زمانه ما هم شاهد رفتارهایی متوازن و هم شان با این فرهنگ  باشد. اما دریغ و افسوس که شواهد غیر از این  است. یکی از جلوه های زشت و ناهنجار رفتاری این دوران، رفتار خارج از عرف و ادب با سالمندان است. قشر عظیمی که دیگر نمی شود به گوشه ای در پارکها به حضورشان توجه کرد.آنان پهنه وسیعی از مردم را تشکیل می دهند که هرآینه بسرعت همه ما در صف آنها قرار خواهیم گرفت.

 اولویت نشستن با سالمندان است

به گزارش سلامت نیوز به نقل از روزان نیوز، چند سالی هست که بر بدنه داخلی اتوبوسهای خط واحد تهران برچسب هایی با علایم واضح جلب نظر میکند. این علائم سه گروه را با ترسیم شکل نشان می دهد و دستور اینست: اولویت نشستن با اینهاست: معلولان-سالمندان- زنان باردار. این برچسب در عین اطلاع رسانی و اهمیت، زوال فرهنگی را که این رفتارها در دل ان جای داشت را هم نشان می دهد. پیش از این  بدون تذکر و رهنمود و دستور و اعلامیه مردم این کار را می کردند. اما نشانه ها بیشتر از اینهاست. تنها ماندن و فقر اعم از مالی و غذایی که سالمندان را آماده ابتلا به بیماری می کند، نیز از مهمترین مشکلات اجتماعی کشور در تمام استان های ایران است.  بطور کلی سازمان بهداشت جهانی در تعریف سالمند می گوید: سالمند کسی است که از مرز 60 سالگي عبور کرده باشد.این سازمان ترتیب سالمندی را بر اساس سن تقسیم بندی کرده است. سالمند جوان 74-60 سال، سالمند 90 – 74 سال و سالمند پیر از 90 سال به بالا را می گویند.

 حضور بیش از 6 میلیون سالمند در ایران

با توجه به اینکه میانگین عمر در تمام کشورهای پیشرفته و در حال توسعه رو به فزونی است می شود گفت جهان در حال پیر شدن است. طبق آمارهای سازمان بهداشت جهانی، هر سال حدود  7 درصد  به جمعيت جهان  افزوده مي شود که 5 درصد اين افزايش در جمعيت 65 سال و بالاتر  رخ می دهد. در حال حاضر اروپا پیرترین قاره جهان است که 20 درصد جمعیت آن را سالمندان تشکیل می دهند و به زودی در سال 2050 این رقم به 37 درصد خواهد رسید. در کشور ما نیز امارها از همین روال پیروی می کنند. طبق آمار آخرین سرشماری بیش از 6 میلیون سالمند در کشور داریم که  مطمئنا اکنون از این  تعداد فراتر رفته است.  همچنین بنا بر آمارهای مرکز آمار ایران، با اضافه شدن 20 سال به سالهای امید به زندگی و بطور شاخص عمر زنان، این دوران طولانی تر و تعداد سالمندان ایران بیشتر هم شده است.

 از تجربیات سالمندان در مدارس استفاده شود

آیا سالمندی می تواند بهتر از این تصوری که الان داریم باشد؟ شاهرخ شاهی، پدر شهیدی که همواره در مسجد اتفاق، یکی از مساجد بازار تهران، پای ثابت مسجد است در این زمینه به روزان می گوید:  می توانیم در هر سازمانی از حضورسالمندان بهره ببریم. می شود در هر مدرسه یا سازمانی روزی را در کنار ایشان گذراند به این صورت که از آنها که والدین کهنسال هر یک از کارمندان هستند دعوت شده و فقط به جهت تکریم و استفاده از تجارب ایشان روزی را در میهمانی با ایشان گذراند. حتی یک ساعت هم برای آنها می تواند نشان دهد که خانواده اش به او توجه می کنند و همین حضور او در جامعه را بیشتر می کند.  روزهایی در ماه وبه بهانه هایی که خوشبختانه در تقویم ملی ما کم هم نیست با گفت و گو و گپی شاد ومحترمانه بگذرد. این بهانه ها می تواند جایگاه شخصیتی بزرگان خانواده را به سایر اعضای خانواده  گوشزد کند. حتی هدیه ای کوچک برای ایشان می تواند خاطره ای را برایش بسازد. به گفته شاهی، از گفتار و خاطرات و تجربیات یک پیر خردمند بیشتر از خواندن کتابها می شود بهره گرفت. اما این برنامه ها در حد پیشنهادهایی است که می شود برای آنها برنامه هایی پی ریزی کرد.  البته وقتی بدانیم که  در حال حاضر 70 درصد جمعیت ما بین 15 تا 65 سال دارند، و سالی یک میلیون نفر به جمعیت سالمند کشور ما اضافه می‌شود، دیگر این رویه ها امری عادی به حساب خواهند آمد.

 27 درصد سالمندان حقوق بازنشستگی ندارند

قبل از سالهای دهه 60 در اکثر خانوارهای ایرانی یکی از اعضای ثابت خانواده پدر یا مادر سالخورده بود که با افزایش سن از خانواده به نسل بعد هم منتقل می شد اما رفته رفته این فرهنگ در دهه های اخیر به وضوح کمرنگ و بیرنگ شده است. پدرسالار سریالی بود که آخرین نای چنین سبک زندگی را به عنوان تاریخچه ای تصویری در خاطره تاریخ اجتماعی ثبت کرده است. حالا اما در این جدایی و بازماندگی کهنسالان برای ایشان چه اتفاقی می افتد؟ طبق آماری که از سوی مراجع رسمی اعلام شده 27 درصد سالمندان بیکار بوده و بدون حقوق بازنشستگی هستند. همچنین 17 درصد آنها بدون هرگونه درآمد و حمایت مالی زندگی می‌کنند. اولین تقاضای سالمندان حمایت مالی است و 38 درصد آنها تقاضای حمایت مالی دارند. همچنین 8.9 درصد از سالمندان تنها زندگی می‌کنند و 52 درصد از آنها احساس تنهایی می‌کنند.

 بیماری در سالمندان یا مرگ آرام و خاموش

بر اساس نتایج تنها تحقیقی که در سال 92 در خصوص مصایب سالمندان  صورت گرفته، مشکلات جسمی سالمندان بیشتر از آنی است که اعلام می شود. 24 درصد سالمندان از نظر نقایص جسمی، دچار مشکلات اسکلتی - عضلانی بوده، 38 درصد مشکلات قلبی و عروقی دارند و 33.8 درصد نیز دچار چربی خون بالا هستند.  31.5 درصد از سالمندان مشکلات شنوایی داشته و 53 درصد از مشکلات بینایی رنج می‌برند. این آمار نشان می‌دهد برای سالمندان در حوزه رفاه اجتماعی، سلامت روانی و سلامت جسمی هیچ فعالیت چشمگیری انجام نشده است.

مشکلات سالمندان به گفته دکتر علی اکبر سیاری، معاون وزیر بهداشت، با تشخیص زود هنگام در مواردی نظیر کاهش وزن، گوشه گیری، کاهش قوای عضلانی و غیره قابل پیشگیری است. دورانی که به آن دوران طلایی هم گفته می شود و در اروپا و آمریکا به دوران جهانگردی و شادی تعبیر می شود،در ایران برای  شش یا هفت میلیون سالمند ایرانی بشدت تحلیل برنده و غمگین کننده است.

زیرا در غیاب  خدمات و رفاه عمومی و بیمه های تکمیلی و وجود بیماری های مزمن و تحلیل برنده ای که در ایران به وفور بر دامنه تسری ان افزوده می شود این دوران را به مرگی خاموش تغییر داده است.

هرچند گفته می شود سالمند نباید ناتوان و زمین‌گیر باشد و همه اینها از طریق ارائه خدمات، حمایت و رفاه اجتماعی و مشارکت دادن سالمندان در جامعه قابل دسترسی است.؛ اما در عمل جامعه ما با رانندگان تاکسی پیر، مغازه داران پیر، فروشندگان دوره گرد و دستفروشهای مترو و خیابانی پیر و در نهایت متکدیان آبرومندی روبه روست که از این سخنان جز شعاری زیبا و پوشالی باقی نمی گذارد.

 هزینه های کمرشکن درمان دوره پیری را سیاه می کند

براساس طرح تحول نظام سلامت در حوزه بهداشت، طرحی  در تمام دانشگاه‌ها ارائه شده است که در ان مراقبت و کنترل و پایش بیماری های سالمندان مد نظر و در هم ادغام شده است. رییس اداره سالمندان وزارت بهداشت، در این مورد گفته بود : از گیلان گرفته که پیرترین استان کشور با 11.55 درصد سالمند است تا  سیستان و بلوچستان با 4.72 درصد سالمند، 15 بیماری  مشتمل بر: فشار خون، دیابت، بینایی، شنوایی، چربی خون، تعادل، اختلال حافظه و خواب، افسردگی و خواب و واکسیناسیون افراد بررسی و براساس دستورالعمل‌ها به آنها ارائه خدمت می‌شود.  با این وجود  و تدارک برنامه هایی نظیر این و همچنین تغییر سبک والگوی زندگی بسمت زندگی سالم اما یک جای کار هنوز می لنگد. جایی که عنوان هولناک بودجه بر تارکش خودنمایی می کند. رییس اداره سالمندان وزارت بهداشت ادامه داده است برای تعامل با سایر ارگان‌ها سند ملی تحول نظام سلامت، رفاه و منزلت سالمندان مبتنی بر الگوی اسلامی – ایرانی را با سایر سازمان‌ها از جمله بهزیستی بزودی نهایی شود.

 فقدان  بیمه های تکمیلی عمومی برای تمامی سالمندان

به نظر می رسد طرح و اجرای تمامی این خدمات جامع و علاوه بر اینها خدمات رسانی در منزل ایشان هم زیر سایه بیمه های سالمندان و بیمه های تکمیلی بایست انجام پذیرد، نقطه ضعفی که وزارت بهداشت در مورد ان با وجود بیمه سلامت هنوز نتوانسته راهکار معینی بیابد. در کنار اینها سازمان بهزیستی که علی القاعده می باید با بهینه کردن معیشت و اقدامات توانبخشی به ایشان یکی از وظایف اولویتی دارش را سامان دهد نیز در عمل، خود به ناتوانی اش اقرار می کند تا جایی که معاونان سازمان در هفته بهزیستی با ابراز نگرانی از این مسئله  گفته اند: "ساختار و محتوای اولیه سازمان بهزیستی، اجتماعی و فرهنگی است، اما متاسفانه در حال حاضر و در گذر زمان این ساختار به سمت محتوای پزشکی و با مدیریت پزشکان رفته و در نتیجه  بهزیستی در اجرای وظایفش بخصوص در مورد سالمندان ناتوان  شده است.  این ناتوانی بازتاب همین تغییر محتوا از «اجتماعی» به سمت «پزشکی» شدن است.

 زندگی در شهری که حامی سالمندان نیست

با اینکه شعار امسال سازمان بهداشت جهانی برای روز سالمند، «زندگی در شهری که حامی سالمندان است» بود، اما شهر های ما فاقد امکانات شهری مناسب برای سالمندان است.  دکتر علیرضا عمادی متخصص توانبخشی در گفت و گو با روزان از این معضلات شهری می گوید: متاسفانه در پیاده روهای شهری و معابر ایستگاهی چه متروها چه اتوبوسها، امکان حرکت آسان ویلچر میسر نیست. امکان گردش کردن برای کسانی که عصا دارند با خلل و فرج آسفالتهایی که با بی دقتی هموار و ناهموار رها شده اند هم موجود نیست. سالمندان برای حرکت علاوه بر ناتوانی های جسمی و ترس های غیر ارادی از دستگیره هایی که باید در دیوارها نصب شده باشد بی بهره اند. به گفته وی در آلمان پس از جنگ جهانی تمام معابر به دلیل وفور سربازان معلول و افراد کهنسال این تمهیدات اندیشیده شده بود. اما در شهر ما با وجود جنگ ویرانگر و باقی گذاشتن تعداد زیادی معلول و سالمندانی که هر روز به این جماعت افزوده می شوند اما شاهد چنین  دست آویزهایی نیستیم.خدمات شهری نه تنها باید به این نکات زیستی بپردازد بلکه در تغییر سبک و نگاه سالمندان به آینده ای با امید بیشتر چه برای زیست خودشان و چه برای همزیستی با دیگر افراد جامعه باید برنامه های مفرح و توانمند طراحی و عرضه کند به نحوی که سالمندان خود را در برابر امکانات شهری به مثابه یک شهروند عادی و مسوول و عضوی از جامعه شریک و سهیم بدانند

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 3 =