دوشنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۰ - ۱۲:۰۲
کد خبر: 318914

دکتر تیرنگ نیستانی، متخصص تغذیه درباره کاهش مصرف گوشت قرمز در جامعه می گوید: افرادی داریم که گوشت نمی خورند و مرغ دوست ندارند و ضرورتا مشکلی ندارند. سبد غذایی را می توان جوری تعریف و توصیف کرد که مشکلی نداشته باشد مهم این است که چه چیزی جایگزین شود. منابع پروتئینی خوب در گوشت و مرغ خلاصه نمی شود.

چه نوع مواد غذایی پروتئین بالایی دارند؟

سلامت نیوز: دکتر تیرنگ نیستانی، متخصص تغذیه درباره کاهش مصرف گوشت قرمز در جامعه می گوید: افرادی داریم که گوشت نمی خورند و مرغ دوست ندارند و ضرورتا مشکلی ندارند. سبد غذایی را می توان جوری تعریف و توصیف کرد که مشکلی نداشته باشد مهم این است که چه چیزی جایگزین شود. منابع پروتئینی خوب در گوشت و مرغ خلاصه نمی شود.

به گزارش سلامت نیوز، متن گفت وگوی شفقنا زندگی با دکتر نیستانی را می خوانید:

_ در اخبار به نقل از رییس سازمان دام و طیور عنوان شده است که ۵۰ درصد از مصرف گوشت قرمز در بین مردم نسبت به سال گذشته کم شده است، آیا این تغییر تغذیه ای تبعاتی در جامعه خواهد داشت؟

آماری که این سازمان ها اعلام می کنند آماری سرانه است، یعنی می گویند در کشور آنقدر کم شده یا در خانوار آنقدر کم شده است.به این ترتیب نمی توانیم در مورد مقدار مصرف در زیر گروه ها قضاوت داشته باشیم. مثلا من هفته ای یک کیلو گرم گوشت مصرف می کردم و این یک کیلو به نیم کیلو تبدیل شده است ولی حالا که یک کیلو تبدیل به نیم کیلو شده است من سهم خودم را به فرزندم می دهم. بنابراین استنتاج از آمار سرانه برای زیر گروه ممکن نیست مگر در مورد خانوارهایی که خرید گوشت در بین آنها کلا متوقف شده است، مثلا سه ماه است گوشت نمی خرند و وقتی گوشت داخل خانه نمی آید هیچ کسی نمی خورد. با این آمار نمی توانیم برای زیر گروه نتیجه گیری خاصی داشته باشیم. نکته دوم این است که در تغذیه سالم مصرف پروتئین های جانوری تشویق نمی شود یعنی مساله این طور نیست که سهم اصلی دریافت کالری در یک بشقاب غذایی سالم باید پروتئین جانوری باشد. در هیچ یک از راهنماهای غذایی که تعدادشان کم هم نیست من چنین چیزی را مشاهده نکرده ام. نکته سوم که مهم است این است که وقتی مصرف یک گروه غذایی یا بخش مهمی از یک گروه غذایی کم می شود شاید مهمتر این باشد که چه چیزی جایگزین می شود که با این آمار ها چندان مشخص نمی شود. برای من این مهم است، می خواهیم نگاهی علمی داشته باشیم و در یک نگاه علمی نمی توانیم چنین نتیجه ای بگیریم. فرض کنید بسیاری گوشت قرمز مصرف نمی کنند و بیشتر حبوبات مصرف می کنند ما نمی توانیم نتیجه بگیریم که آنها دچار کمبود شده اند، با این آمار نمی توان چنین نتیجه گیری هایی داشت. این وضعیت فقط به ما نشان می دهد که در سبد کالایی مواد غذایی خانوارها این تغییرات رخ داده است حال در زیر گروه ها چه تغییراتی رخ داده این یک متادولوژی دیگر می خواهد

_ آیا می توان مصرف گوشت قرمز را جایگزین کرد؟

بله بالاخره ما جمعی داریم که آنها گیاهخوار هستند. افرادی داریم که گوشت نمی خورند و مرغ دوست ندارند و ضرورتا مشکلی ندارند. سبد غذایی را می توان جوری تعریف و توصیف کرد که مشکلی نداشته باشد مهم این است که چه چیزی جایگزین شود. منابع پروتئینی خوب در گوشت و مرغ خلاصه نمی شود. مثلا تخم مرغ و لبنیات پروتئین خوبی دارند، حبوبات پروتئین دارند، البته نه به آن خوبی ولی باز پروتئین دارند. سویا پروتئین زیاد و خوبی دارد. کینووا از نظر مرغوبیت پروتئین خوبی است پس منابع اش وجود دارد ولی اگر زمانی من پول ندارم حبوبات بخرم این یک داستان دیگر است. سازمانی که بر بخشی از سبد غذایی نظارت دارد و اطلاعات آن را دارد چیزی اعلام می کند و می گوید مصرف گوشت و مرغ ۵۰% کم شده است و راست می گویند خیلی گران شده و همه نمی توانند بخرند ولی از این نمی توان به تنهایی نتیجه گرفت.

_ وقتی تورم در جامعه بالاست و همه چیز گران شده است خود به خود می توان این نتیجه را گرفت که مصرف گوشت در بین اقشار ضعیف پایین آمده است؟

این مساله درست است اما نمی توان نتیجه گرفت که اقشار ضعیف ضرورتا دچار سو تغذیه شده اند، می توانیم حدس بزنیم که اتفاقاتی می افتد و می توانیم پیش بینی کنیم ولی ما به عنوان افرادی که در این حوزه تخصص داریم باید بر اساس مستندات صحبت کنیم.

_ اگر فرض را بر این بگیریم که اقشار ضعیف در مورد گوشت مصرف سرانه پایینی دارند از طرفی قیمت سایر اقلام از جمله حبوبات هم بالا است با این سو تغذیه چه باید کرد؟

اگر وزارت کشاورزی در مورد میزان مصرف سایر اقلام هم چیزی اعلام کرد باید نتیجه گیری کنیم ولی فعلا چنین آماری نیست. فرض کنیم در سعادت آباد فشار خون همه بزرگسالان را ارزیابی می کنیم اگر میانگین را ۱۲ روی ۸ ارزیابی کنیم آیا می توان گفت ما در سعادت آباد مشکل فشار خون نداریم؟! سرانه یعنی این میانگین چیزی شبیه به سرانه است. ما متادولوژی دیگری می خواهیم و گروه هدف باید تغییر کند سرانه محدودیت هایی دارد. سرانه برای مقاصد صادرات و واردات و کشاورزی و… به درد بخور است ولی برای بهداشت به تنهایی کافی نیست.

_ چطور می توان گفت افراد دچار سو تغذیه می شوند؟

به این بستگی دارد که سو تغذیه را چطور تعریف کنیم. بگوییم عدم توازن دریافت مواد مورد نیاز چون اگر این طور تعریف کنیم باید بگوییم من زیاد دریافت می کنم و یا کمتر دریافت می کنم و بعضا هر جفت آن با هم است یعنی کالری زیادی می گیرم ولی زینک و آهن و ویتامین دی نمی گیرم. ما برای این محاسبات معیار های زیادی داریم ابتدا باید گروه هدف داشته باشیم. چون معیارها در بزرگسالان و کودکان متفاوت است. حد سن بسیار مهم است و اینکه روی چه گروهی کار می کنیم یا سو تغذیه را از چه بعدی می بینیم این مساله هم مهم است گاهی من از بعد بیو شیمی نگاه می کنم و هنوز به علائم بالینی نرسیده ام و این نیازمند آزمایش است به طور مثال باید از مردم خونگیری کرد. در مورد کمبود آهن نه با قد و نه با وزن نمی توان تشخیص داد و آزمایش می خواهد زمانی معیار ما وزن بایسته و شایسته برای قد است و بر اساس نمای توده بدن محاسبه می کنیم اما اینکه سرانه مصرف گوشت ما پایین آمد پس مردم ما سو تغذیه دارند این محاسبه درست نیست.

_ آیا آمار هایی که نشان دهنده وضعیت تغذیه ای جامعه ما باشد وجود دارد؟

به طور پراکنده و در زیر گروه ها بسیار کم داریم مطالعاتی در حال انجام است به ویژه در مناطق محروم کار هایی می کنند ولی هنوز اعداد و ارقام آن منتشر نشده است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 10 =