چهارشنبه ۴ خرداد ۱۴۰۱ - ۱۳:۲۲
کد خبر: 339887

اینکه آلودگی هست و فقط ما نیستیم، غمش خوردنی است، اما اینکه می‌دانیم آلودگی هست، زیاد هم هست، خطرناک هم هست و با جان مردم سروکار دارد، آن وقت برای مدیریت شرایط، کار خاصی نمی‌کنیم، دیگر غمش نه‌تنها خوردنی نیست که عصبانی هم می‌کند؛ خیلی هم عصبانی می‌کند.

مردم را عصبانی نکنید

به گزارش سلامت نیوز به نقل از روزنامه فرهیختگان، روزبه‌روز با شیوه‌های جدیدی از مدیریت در کشور آشنا می‌شویم. به‌قول یکی از این طنازهای توئیتری کاش برخی مسئولان چند دقیقه دست به چیزی نمی‌زدند تا خودبه‌خود یک‌سری از چیزها مرتب شود. سه روز از خردادماه می‌گذرد، کشور درگیر سه مساله و موضوع اساسی شد؛ یکی ترور، یکی ریزش ساختمان و یکی هم سقوط جنگنده! تازه اینکه هیچ‌کدام از اینها مساله این یادداشت نیست و قرار است درباره یکی از معضلات جاری بنویسیم ولی فقط این چند مورد را مرور کردیم که بفهمیم وقتی کشور در گیرودار چنین مسائل و موضوعات کلانی است، نباید با یک‌سری از اقدامات و تصمیم‌گیری‌ها، مردمی که نگرانند، مردمی که درگیری‌های بسیاری دارند را عصبانی هم کرد. نمونه عمل‌نکردن به این موضوع می‌شود اتفاقی که روز گذشته افتاد و احتمالا خیلی‌ها موردنظر مردمی بودند که لب به بی‌احترامی گشودند و از وضع به وجودآمده عصبانی بودند. کدام اتفاق؟ ماجرای تعطیلی وسط روز ادارات در وضعیت خطرناک آب‌وهوایی!

ماجرای آلودگی هوا و گردوغبار مساله جدیدی نیست، برای جنوب‌نشینان ایران که تبدیل به عادت و روزمرگی شده و سال‌هاست دیگر تصویری از جنوب ایران نمی‌بینیم که با گردوخاک کدر نشده باشد و برای شمال کشورنشین‌ها هم مدتی است عادی جلوه می‌کند. از خوزستان و سیستان تا تهران و ناظر به برخی اخبار شهرهای شمالی، همگی درگیر این گردوغبارهای ناشی از خشکسالی هستیم؛ گردوغبارهایی که نفس‌ها را به شماره انداخته و واقعا فعالیت را در برخی شهرها غیرممکن می‌کند. فعالیت هم حتما منظور کار در معدن نیست، هوا جوری بد شده که قدم‌زدن در خیابان هم مثل کارکردن در معدن، سخت و طاقت‌فرساست. البته این محدود به ایران هم نیست و پایتخت و شهرهای سایر کشورهای همسایه هم همپای ما در لیست آلوده‌ترین شهرهای جهان می‌تازند و گاهی هم از ما جلو می‌زنند؛ عراق، عربستان، کویت، امارات و باقی کشورهایی که مثل ما درگیر وضعیت خشکسالی و بعضا هم میزبان گردوغبار بیابان‌های همسایه‌های خود هستند. اما نوع مواجهه خیلی‌ها، شبیه ما نیست، یعنی طوری که ما تصمیم می‌گیریم، تصمیم نمی‌گیرند و موجبات بهت مردم را فراهم نمی‌کنند.
اینکه آلودگی هست و فقط ما نیستیم، غمش خوردنی است، اما اینکه می‌دانیم آلودگی هست، زیاد هم هست، خطرناک هم هست و با جان مردم سروکار دارد، آن وقت برای مدیریت شرایط، کار خاصی نمی‌کنیم، دیگر غمش نه‌تنها خوردنی نیست که عصبانی هم می‌کند؛ خیلی هم عصبانی می‌کند.


اینجا و در مواجهه با مساله آلودگی هوا چند سوال اساسی پیش می‌آید: اول اینکه استاندارد مطلوبیت هوا چیست و چه میزان است؟ در چه شرایطی وضعیت خطرناک و چه شرایطی خطرناک نیست؟ (چون فکر می‌کنم استانداردها در ایران کمی با استانداردهای دنیا فرق می‌کند، البته این را ناظر به تصمیم‌گیری‌ها می‌گویم و به‌راحتی هم می‌شود فهمید) در چه حالتی از خطرناکی باید تصمیم به تعطیلی گرفت و در چه شرایطی نه؟ درصورت اتخاذ تصمیم برای تعطیل‌کردن ادارات و دانشگاه‌ها و...، چه زمانی و با چه شیوه‌ای این را اعلام کنیم و در چه زمان و با چه شیوه‌ای اعلام نکنیم؟ و کلی سوال و شبهه دیگر که به بهت‌آور بودن وضعیت موجود دامن هم می‌زند.


بگذارید شاخص چند روز از آلوده‌ترین روزهای پایتخت 1401 را به‌عنوان نمونه بررسی کنیم تا با هم به سوالاتی که پرسیدیم، پاسخ دهیم. شاخص آلودگی هوا 19 فروردین 1401 عدد 190 و ناسالم بود و روز 20 فروردین به 330 رسید. منتها هیچ خبری از تعطیلی نبود. اما 27 اردیبهشت در شرایطی که شاخص آلودگی هوا روی عدد 163 بود و وضعیت ناسالم بود، تهران به‌دلیل وضعیت نامطلوب آب‌وهوایی تعطیل شد! یعنی روزی که شرایط دوبرابر آلوده‌تر بود و در وضعیت خطرناک قرار داشت، سرخوش و سرحال همه سر کار رفتند، اما روزی که آلودگی نصف شده بود، تعطیل اعلام شد. عجب! از این دو بگذریم و به وضعیت هوای دیروز پایتخت برسیم. طبق اعلام رسانه‌ها، شاخص آلودگی هوا سوم خرداد 1401 عدد 488 یعنی نشان‌دهنده وضعیت خطرناک بود؛ مساله‌ای که از قبل هم قابل پیش‌بینی بود و پیش‌بینی هم شده و اخطارهایی هم نسبت به آن داده شده بود، منتها خبری از تعطیلی ادارات به‌دلیل وضعیت نامطلوب آب‌وهوایی نبود! اما تا کی؟ تا ظهر روز سوم خرداد که به یکباره مسئولان تصمیم به تعطیلی ادارات گرفتند. یعنی کارمندان صبح و در آلودگی هوا راهی ادارات شدند تا ظهر هم در این آلودگی کار کردند و با وسایل نقلیه خودشان و تردد در شهر به این آلودگی هم اضافه کردند ولی به یکباره مسئولان فهمیدند هوا آلوده است و وسط روز شهر را تعطیل کردند. واقعا این مدل از تصمیم‌گیری و سیاست‌ورزی جای تشویق ندارد؟


حقیقتش را بخواهید حکمرانی بدون علم و معیار، این‌طور می‌شود، این‌طور که نه‌تنها منطقی برای مدل حکمرانی وجود ندارد، بلکه جامعه را عصبی می‌کند، باعث سرپیچی اجتماعی می‌شود و جان شهروندان را هم به خطر می‌اندازد. تا کی باید شاهد این مدل از حکمرانی در سطوح مختلف ملی و استانی باشیم، نمی‌دانم، اما خب علی‌الحساب مراقب جان‌مان باشیم و برای این هوا ماسک بزنیم و تغذیه خوب داشته باشیم، تا بعد!

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 7 =